غرب ترمز ترکیه را می کشد


اردشیر زارعی قنواتی


• بازی دیپلماتیک آنکارا در نزدیکی به شرق و رویای بازسازی امپراتوری عثمانی هم زمان با رشد اسلامگرایی در ساخت حکومتی این کشور، محور واشینگتن – بروکسل را نسبت به اهداف و تمایلات سیاسی دولت "رجب طیب اردوغان" نخست وزیر ترکیه به شدت ظنین کرده است ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
شنبه  ۲ مرداد ۱٣٨۹ -  ۲۴ ژوئيه ۲۰۱۰


در طی ماه های اخیر تحولات شتابنده سیاسی در کشور ترکیه موجب حدس و گمان در خصوص هویت و جایگاه ژئوپلتیک این کشور در محیط ملی، منطقه یی و بین المللی شده است. بازی دیپلماتیک آنکارا در نزدیکی به شرق و رویای بازسازی امپراتوری عثمانی هم زمان با رشد اسلامگرایی در ساخت حکومتی این کشور، محور واشینگتن – بروکسل را نسبت به اهداف و تمایلات سیاسی دولت "رجب طیب اردوغان" نخست وزیر ترکیه به شدت ظنین کرده است. بازی بر روی گسل های ایجاد شده بین غرب و جهان اسلام هر چند که در این سال ها فرصت استفاده ذهنی و عینی حزب حاکم عدالت و توسعه را از شرایط جدید فراهم کرده است ولی با توجه به تردیدهای تازه یی که از سوی غرب در خصوص نقش این کشور در حوزه منطقه یی و بین المللی ایجاد شده است، به نظر می رسد که به مرحله ی سرنوشت سازی رسیده است. در درون جامعه ترک نیز به واسطه ی اقدامات تجدیدنظرطلبانه دولت اردوغان در ساخت سیاسی میراث "کمال آتاتورک" و شکاف اجتماعی شکل گرفته حول قانون اساسی لائیک این کشور به نفع تغییرات محافظه کارانه ی دینی، اسلامگرایان زیر فشار بیشتری قرار گرفته اند. دولت اردوغان به همان نسبت که در طی سال های اخیر موفق شده است تا از شکاف موجود بین غرب و ژئوپلتیک خاورمیانه یی بیشترین استفاده ممکن را ببرد ولی به جهت سرمایه گذاری بیش از حد بر این مولفه ی منطقه یی – بین المللی و تشدید شکاف در ساخت ملی، هم اینک در معرض آسیب پذیری پارادوکسیکالی قرار دارد که می تواند در صورت تداوم، هزینه سنگینی را بر هویت ملی و جایگاه بین المللی ترکیه تحمیل کند. به نظر می رسد که این میراث داران قهر و آشتی در ایجاد توازن لازم بین اهداف کلان خویش در حوزه ملی و بین المللی با توجه به حساسیت های موجود موفق نشده اند حدود لازم از هارمونی مطلوب را شکل دهند. استفاده از اهرم های فشار و بازی با گسل های درونی و گسست های بیرونی تا آنجا مقرون به صرفه است که در حیطه تاکتیک تعریف شود اما چنانچه در موقعیت استراتژی قالب بندی شود، قادر است که یک امکان زمانی و مکانی مطلوب را به ضد خود تبدیل کند. با توجه به تحولات جدید، دولت اسلامگرای اردوغان به همین دلیل زیر یک فشار دوجانبه و سنگین قرار گرفته است که مقاومت در جامعه سیاسی – اجتماعی ترکیه و نارضایتی در محیط اروپایی – آمریکایی را در مقابل خود می بیند. هر اندازه که "چوب خط موازنه سیاسی" در حوزه ملی و بین المللی به سمت یک گرایش خاص بر هم بخورد به همان اندازه توان دستیابی به اهداف کلان و کسب منافع مطلوب در حوزه ملی و بین المللی نیز تغییر کرده و از بهره مندی لازم محروم خواهد شد.               
بازی برد – برد دولت رجب طیب اردوغان در عرصه منطقه یی – بین المللی به جهت ایجاد حساسیت های جدید نسبت به جهت گیری های این کشور در محور واشینگتن – بروکسل و اقدام دولت در خصوص اصلاح قانون اساسی، از این مرحله به بعد آنکارا را در وضعیت دشواری قرار خواهد داد. این موضوع به خصوص در طی چند هفته ی اخیر دولتمردان ترکیه را در معرض یک انتخاب متعادل تر و تجدیدنظر در اهداف غایی دولت اردوغان قرار داده است که نشانه های آن به تدریج نمایان می شود. تناقضات موجود در ساخت ژلاتینی خاورمیانه و سرعت بیش از اندازه آنکارا در نقش آفرینی در گسل های موجود منطقه یی – بین المللی بسیار فراتر از ظرفیت های موجود و کشش پراگمای سیاسی بوده است. دوگانه های دمکراتیزاسیون – سنت، سیاسیون – نظامیون، خواست جایگاه اروپایی – هویت آسیایی، تجارت مبتنی بر تکنولوژی با غرب – تجارت متکی به صادرات با شرق و نگرش به قانون اساسی لائیسته به نفع اصلاحات اسلامگرایانه، همگی پکیجی از مولفه های پارادوکسیکالی می باشند که در مرحله ی کنونی به موقعیت تعیین تکلیف رسیده اند. دادگاه عالی ترکیه در خصوص طرح دولت اردوغان برای اصلاح قانون اساسی در مورد ۲۰ تغییر در این قانون، رای مثبت داده است و روز ۱۲ سپتامبر را موعد برگزاری این همه پرسی اعلام کرد. در جدیدترین نظرسنجی که روز شنبه ۱۰ ژوئیه منتشر گردید نزدیکی نظرات موافق و مخالف (۴۰ درصد موافق – ٣۹ درصد مخالف و ۲۱ درصد مردد) نشان می دهد که دولتمردان آنکارا در حوزه رقابت های داخلی بر لبه تیز تیغ و شکاف بنیادین اجتماعی حرکت می کنند. بازی در محور یک گسست اجتماعی که این همه در تکثر رای مخالف و موافق به هم نزدیک است حتی در صورت پیروزی نیز به نفع دولت اسلامگرای اردوغان نخواهد بود. این در شرایطی است که در حوزه خارجی نیز به تازگی و در طی ۲ هفته اخیر فشار غرب بر ترکیه نسبت به رویکرد به شرق این کشور ابعاد فزاینده تری به خود گرفته است. ظاهرا فرصتی که محور واشینگتن – بروکسل برای آنکارا جهت تغییر و تاثیر در مناسبات بین غرب و جهان اسلام قائل شده بودند در میان رهبران ترکیه موجب سوتفاهم و توهم بیش از اندازه قدرت شده است. ناخشنودی "باراک اوباما" رئیس جمهوری آمریکا در طی نشست گروه ۲۰ نسبت به سیاست های منطقه یی – بین المللی دولت اردوغان در کنار بحث همیشگی چرایی عضویت ترکیه در اتحادیه اروپایی، زنگ های خطر برای ترک ها را به صدا در آورده است. اظهارات "احمد داود اوغلو" وزیر امور خارجه ترکیه مبنی بر اینکه رای منفی آنان به قطعنامه ۱۹۲۹ شورای امنیت نباید رای "نه" به آمریکا تلقی شود و اینکه " ما جزیی از غرب بوده و اگر آنان ما را جدا از خود می‌بیند و یا جزیی از دست‌ رفته که باید آن را جذب کرد، منطق اشتباهی است" نشاندهنده درک ترک ها از حساسیت های ایجاد شده، بوده است. هشدار دولت اردوغان به تل آویو نسبت به تحولات متعاقب حمله ی کماندوهای اسرائیلی به کشتی حامل کمک های انساندوستانه به غزه هر چند که در افکارعمومی منطقه به نفع ترکیه تمام شد ولی غرب را تا آنجا از آنکارا دچار تردید کرد که هم اکنون همگی آنان برای کشیدن ترمز دولت اسلامگرای اردوغان متفق القول شده اند.                                                         


اردشیر زارعی قنواتی         
۲۱/۴/٨۹