یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

جان، مال و کشورمان در زیر آوار دینِ دولتی - بهنام چنگائی


اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
آدينه  ۹ فروردين ۱٣۹٨ -  ۲۹ مارس ۲۰۱۹


اگر هجوم ناگهانی سیل به جان و مال مان را ویرانگر بدانیم که هست و بشدت نیز خرابکار، آنگاه پیش از همه باید از رهبر جهان اسلام و کارچاق کن سران کاسبکار سپاه پاسداران پرسید که آنها در برابر این پدیده هولناک که بارها مردم و کشور ما را غافلگیرکرده، چه راهبردها و راهکارهائی علمی و تخصصی تاکنون یافته و بکاربرده اند. فاجعه سه استان سیل زده ی کشور در این چندروز نشان از درماندگی می دهد که رژیم همچنان برای هدایت آبراه ها و سیل های چنینی هیچ کارکرد و پیشگیری پایه ای نداشته و از ریز تا درشت سران استبداد مذهبی، همگی همچون همیشه سرگرم زد و بند، و چپاول جان و مال مردمند. وگرنه، در سطح جهان برای این فاجعه هراسناک راه حل های پیشرفته ای وجوددارد که این خودکامان می توانستند از دانش بشری فراگرفته و بکاربرند؛ نه که نبرده اند بل مسیر آبراه های را سدزده و بسته اند و در فاصله وقوع این فاجعه جسته و گریخته پیرامون رویداد سیل و بسته بودن مسیرها و لایروبی نشدن مسیل پاسخ های زیر شنیده ایم:

میثم جعفززاده، مدیرکل دفتر مدیریت بحران و پدافند غیرعامل وزارت نیرو علت سیل دروازه قرآن شیراز را "مسدود کردن یکی از مسیل‌های قدیمی شهر شیراز" دانست، وی همچنین گفته: سیل به دلیل طغیان رودخانه نبوده است و در همین رابطه می افزاید: ( علیرغم اینکه سال ‌هاست وزارت نیرو تأکید دارد که نباید به حریم رودخانه‌ها تجاوز شود، گاهاً به خاطر خشکسالی‌های پیوسته، آن مسیل تبدیل به پارکینگ یا بلوار شده است اما با این وجود سیلاب مسیر خود را پیدا می‌کند. پرسیدنی ست! چرا مسیر آبراه های کشور و بویژه در همین سه استان سیل گرفته را با ساخت و سازهای محکم سدبندی نکرده اند؟ مگر نمی گویند که سیلاب مسیر خود را پیدامی کند و البته هم درست است؛ اما چرا دارائی های کشور هزینه ی این مسیر سیلاب ها نمی شود؟! ما پاسخی درخور از رهبر گرفته تا جعفری ها نداشته و نخواهیم داشت؛ چون اهداف آنها سرکردگی جنگ جهانی شیعی علیه سنی ست نه رفاه زندگی، تامین جان و مال مردم!

بیائید باهم راه دور نرویم و استبداد مذهبی را از آغاز تاکنون مرور کوتاه کرده و از رهبر، سران قوا و کلیت استبداد دین دولتی یکجا بپرسیم که نظام شان در این چهل سال که مطلقا اراده ی سیاسی و اقتصادی و... کشور زیر سلطه ی بی کم و کاست خودداشته اند، با توجه به درآمد هنگفت نفت آنان چکار مفیدی برای بهزیستی و خوشبختی مردم پاکباخته ی ما کرده اند؟ اگر سیل ویرانگر است، با نگاهی به گذشته تا بحالِ استبداد ولائی، خواهیم دید که این رژیم خودکامه به جان و مال و هستی ما جز بسان اشکال "سیل"ها یا همان "نفس ویرانگری"ها را به ارمغان نیآورده است. و کمتر کسی ست که از این قوم و فرقه ی ضدبشری تجربه تلخ و خونین ندیده و نچشیده باشد.

بیادآوریم سیل ترورهای فردای شکست انقلاب را که خمینی در قانون شکنی و بنا بر قضای انتقامی اسلامی آنرا آغازکرد و جنون خلخالی در اجرای اعدام های کیلوئی که از سران دستگاه شاه فراری برپاشد، کشتار برنامه ریزی شده را سرلوحه حکومت مذهبی قرارداد و سپس عادی شدن شکنجه، شلاق، سنگسار، مثله کردن و جزای مرگ یا قتل عمد، و جرآت و تبلیغ و ادامه اعدام های وحشتناک خیابانی از قربانیان نظام تا بامروز ادامه دارد. فراموش نکنیم سیل جنگ ویرانگر ایران و عراق را با بیش از دومیلیون قربانی و مفقود و علیل، و تباهی میلیاردها دلار ثروت هردو کشور ویران مسلمان که همان پول های سوخته می توانست بکار سدبندی ها دیروز و امروز برود. سیل فرار مغزها و نیروهای مردمی از ترس جان و بدلیل مخالفت با نظام تکقطبی، سیل نسل کشی های ۶۰ و ۶۷ که بسیارانی با یک بله و یا نه به جوخه های مرگ سپرده شدند. سیل خرافات، تربیت ملا، دروغ، ریاکاری، طلاق، فحشا، کودکان کار، سیل دشمنی مذهبی اتنیکی که بمراتب هولناکتر از دوره ی شاه خائن و رواج یافته و هراسناکتر از گذشته وجود اشکال مواد مخدر مرگبار که امروزه از نان خوردن ساده تر و آسان تر و ارزانتر در نظام الهی ولائی قابل دسترسی ست. سیل ارتجاع مذهبی، سیل صدها مراکز آموزش دادن طلبگی شیعی برای ده ها هزار جوان از کشورهای عمدتا آفریقا و آسیا با پول مردم گرسنه ی ما، و همزمان سازماندهی سیستماتیک جنگ گروه های ولائی شیعی برابر خانواده فاسد و انگل سعودی سنی سلفی که همینک نیروهای دو قطب رودررو آرامش و امنیت را در سراسر خاورمیانه تاخت زده و امپریالیسم آمریکا و صهیونیسم نیز در این بازی مرگبار بهترین بهانه و فرصت ها را برای هرچه ویرانترکردن ایران و خاورمایه یافته اند. و اینک ما دچار سیل باورنکردنی تحریم های مرگبار شده و زیر تیغ قاچاقچیان ولائی رفته و آنان هم بهترین فرصت غارت و چپاول و ویرانگری دار و ندارمان را یافته اند و دامنه و گستره نارسائی های امروز چنان است که تنها برای خرید شکر باید ساعت ها درصف ایستاد؛ حالا بگذریم که برای دوا و درمان و گوشت و غیر که جزو رویاهاشده اند چه مصیبت ها که باید کشید.

بنابرین، زندگی کارگران، مردم زحمتکش و تنگدست در این ۴۰ سال سیاه همچنان پیگیر روی آتش دکانداران مذهبی سوخته و هنوز می سوزد. حالا چه در کمین اشکال سیل ها و ویرانی های مختلف فرهنگی، اخلاقی، سیاسی یا فاجعه بارترین آنها، سیل ویرانگر اقتصادی ست که پول کشور به کاغذ پاره ای بی ارزش بدل شده، و یا چه بدلیل جنگ ٨ ساله ی بی هوده گذشته، و همینطور چه بخاطر دسیسه ی آوردن سپاه پاسداران به میدان اقتصاد و ایجاد بازار سودبری میلیاردی باندها و مافیاها با ساختن سدهای بی کارشناسی علمی و غیر تحقیقی و به تبع آن غلط، و مرگبار، و بدتر از آن دخل و تصرف احمقانه در محیط زیست و نابودسازی ساختار طبیعی کشور، یا همزمان تشویق جنگ مذهبی برای سرکردگی ارتجاع سنی ـ شیعی در منطقه و در سطح جهان برای یکی از طرف های مدعی اسلام ناب محمدی! و همه این دلایل ویرانی ها، و همچنین تداوم بی وقفه ی جنگ قدرت و ثروت سران بی شرم اصلاحگر با اصولگرا، و ستیزهای هردوسوی حاکمیت، بسان همین سیل کنونی ست که علاوه بر کشتار مردم بی دفاه و بی یاور، به نابودی هستی آنان هم انجامیده و وجود دین دولتی تاکنون برای شان معنائی جز ویرانگری نداشته و ندارد. امروزه فرومایگی رهبر و سرکردگان استبداد مذهبی در برابر خواست ابتدائی زندگی توده ها آشکارا رسواست و نیروی کار بیکار بخوبی پی برده که بقای این ساختار انگل برای ما حاصلی جز زیر آواررفتن بقایای جان و مال مان نخواهدبود. اشک تمساح رهبر نیز برای مسخره و سرگرم کردن مردم و به بازی گرفتن ساده دلی آنهاست که البته دیگر کارگرنیست و هرازگاهی هم که بکاربرده می شود؛ بخاطر آنست تا بهتر غارت کنند.

کارگران گرسنه و بیکار دیدند که رژیم چه بی رحمانه پیشروان کارگری و زنان فعال حقوق بشری و همسو با گارگران و زحمتکشان را سرکوب و زندانی کرده و اجازه حتی اعتراض مسالمتجویانه حقوقی صنفی به آنها ندادند و بسرعت بسیاری اسیر و شکنجه کردند و دیدیم که بساط آقا کوچکترین اعتراض مردمی را بویژه آنگاه که همچون سیل خروشان ٨٨ و ۹۷ پدیدارشود تاب نیاورد و فرمان سرکوب مسلمان بیکار و گرسنه را صادرمی کند. در حالیکه همین رژیم ضدکارگر در تدارک و تجهیز نیروهای آدمخوار خویش در منطقه پی شیعیان هست و هردو طیف مرتجع منطقه یعنی: (( جبهه ولائی داعشِ شیعی در قالب حزب اللهی ها ـ و طالبان القاعده تا داعش سنی ها توسط خانواده سعودی )) عملا هردو بسان سیا اند و نابودگر نان و پول و دوای درمان و کاشانه ی همین کارگرانند که هردو دار و ندار کارگران را در این جنگ مذهبی خویش بارها دودهوا کرده و همچنان می کنند. و بویژه با سازماندهی و سازمانیابی سیستماتیک مافیاها و باندهای هردوسو، اینک به اشکال مختلف برای شعل ورترکردن جنگ مذهبی، دست به قاچاق سلاح های مرگبار زده، و آرامش و امنیت عمومی را نابودکرده اند. و از دیگرسو این دو الگوی مذهبی یمن را ویران کرده و بیش از بیست میلیون دچار نارسائی غذا و داروست و در کمین مرگ. در ایران می بینیم زندگی قریب به اتفاق کارگران، کارمزدان، زحمتکشان و کارمندان دولتی و خصوصی، هستی شان به روز سیاه کشاندن شده و در سراسر کشور تامین نیازمندی های حیاتی چندان آسان ممکن نیست، و بسیاری از لایه های خانه خراب ای بسا ناگزیر به گدائی از شدت تنگدستی و گرسنگی اند. و پرسیدنی ست چرا؟ آیا پایانی برین سیل های ویرانگر دیکتاتوری مذهبی متصورنیست؟ چرا حق زندگی میلیون ها کارگر و مردم پاکباخته چنین به دست یک مشت آخوند متحجر و نادان و جاهطلب افتاده و به بازی مرگ کشانده شده است! این خلاصه ی کوتاه که رفت حکایت از" آیت ها " نشانه های نظام بیمار شیعی ولائی ست که آخوندها بدون نیاز به " سیل " و در این ۴۰ سال کشور را ویران کرده و جان و مال و هستی ما همچنان زیر آوارهای دینمداران گرفتارمانده است.

این ملایان باوجدان بی و با عمامه در سراسر زندگی دخالت مستقیم داشته و دارند و ما اما اراده ای آزاد و مستقل از آنها نداریم. زیرا برای ما طبق فرامین الهی خودشان، بخوان آخوندی حکم رانده، امر و نهی کرده و چندش انگیزتر اینکه اطاعت مطلق خواسته و با زور و سرکوب عریان بپیش می برند. هیچ سیلی به اندازه سیل دینمداری علیه خرد و انسانمداری ویرانگر نبوده و اعتماد بنفس انسانی را به نابودی حقیقی نکشانده است. با این تفاوت که آنها واپسمانده اند و هرگز توان انطباق خود با زمانه و نیاز انسان امروزی را ندارند و همیشه بنام اصول خداوندی و بر یک سرنوشت ازلی و ابدی که مصلحت الهی ست پای می کوبند و ما را می خواهند مطیع سروری ارنجاعی خویش کنند. آنها با نیروی های مسلح و امنیتی خویش که در این چهل سال برپاساخته اند قادرند برای هرکسی کمین های الهی مرگبار بگذارند و برای کارگران، زنان و حقوق بشری های مدافع و پیشرو ما گذارده اند و هیچکدام در برابر قانون زمینی و جهانشمول انسانی به هیچکس پاسخگو نبوده و نیستند. اما همگی بهشت زمینی برای خود ساخته و نقش فریبنده ی مذهب و ملا و خفقان و فقر از یکسو و استعداد پذیرش اجتماعی از گفته های آخوندها از دیگرسو شگفتا هچنان رل ویرانگری برای تنگدستان و بیکاران و زحمتکشان دارد که به جرآت می توان که در ۴۰ سال گذشته هرجا "دین دولتی" در اجرا و یا انجام امری بدیهی ناتوان داشته، آنها توانسته اند کمینی بنام خدا بر سر خواست و اراده ی مردمی بگذارند، گذاشته و دردا پذیرفته شده اند؛ و پیوسته توانسته اند حق طبیعی مردم را بسادگی خذف و ضایع و یا بکام دله ی خویش سرکشند و کشیده اند. جای گمان ندارد که کارگران و مردم بلازده ی مذهبی بیدارترشده و در زیر کمین های مذهبی ولائی کمتر گرفتارمی شوند، و منافع بربادرفته ی کارگری و مردم بی دادرس چنان دچارکمبود و نارسائی ست که آخوندها دیگر برایش چاره ای ندارند و از فردای این مصیبت ها و ناگوارائی ها وحشت دارند. کارگران بجان آمده و بپاخاسته دیگر بخوبی می دانند که هرجا فرجامی ویرانگر رخ داده که بازتاب آن نتیجه ی کارکرد غلط و از همینرو مسئولیت مستقیم آن بعهده نظام ملائی ولائی بوده؛ و همچون همین سیل کنونی، ویرانگریش بیش از همه متوجه تبهکاری، ناتوانی و خرابکاری آنهاست نه مشیت الهی که روحانی کلیدساز در سخنرانی بی شرمانه اش تحویل مردم ساده دل می دهد. همچون همیشه ما چاره ای جز سرنگونی این نظام ویرانگرنداریم.

بهنام چنگائی ۹ فروردین ۹٨


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست