یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ - یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

صدای پاشنه های آهنین استعمار نوین - دنیز ایشچی


اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
سه‌شنبه  ۹ بهمن ۱٣۹۷ -  ۲۹ ژانويه ۲۰۱۹


بحث کوتاهی با یکی از رفقا در کنگره وحدت در این زمینه داشتیم که آیا امپریالیسم پدیده ای تاریخی مربوط به گذشته ها میباشد، یا اینکه هنوز هم با پویایی نوینی خود را با شرایط نئولیبرالیسم و گلوبالایزاسیون تطبیق داده و به حیات خویش ادامه میدهد. با توجه به تجربیات روزمره باید گفت که نه تنها امپریالیسم کاملا زنده و فعال میباشد، بلکه اینبار با پوشش و منش های فاشیستی نوین، اختاپوسی و خیلی پیچیده تری به صحنه آمده و تلاش میکند تا دامنه سلطه و کنترل بلامنازع خویش را همچنان حفظ نماید.

بعد از روی کار آوردن بولسونارو بعنوان رئیس جمهور هموفوبیک و فاشیستی در برزیل ، پروژه ای که در ونزوئلا در شرف پیاده شدن میباشد در ادامه و تکمیل طرح عمومی آمریکا برای آمریکای لاتین میباشد که طرح عمومی آن، بعنوان یک سناریوی نمونه در مورد ایران هم میتواند به مرحله اجرا گذاشته شود. اگر از یک طرف روشنفکران سیاسی این مساله را با جزئیات مورد تجزیه و تحلیل قرار میدهند، مردم عادی هم در روان اجتماعی سیاسی عمومی خویش آن را احساس نموده، سبک سنگین کرده و در فعل و انفعالات سمت گیری ها و منش های اجتماعی سیاسی خویش دخالت خواهند داد.

از همین حالا کسانی هستند که با سبک سنگین کردن توازن احتمالی قدرتمندی ها و نیروهای سیاسی آینده ، در مقابل کودتای آمریکائی در ونزوئلا سکوت میکنند، کسانی دیگری نیز هستند که حتی تعدادی از نیروهای چپ هم داخل آنها میباشند، با هم به نعل و هم به میخ کوبیدن راهکار "نه شرقی و نه غربی" را در پیش گرفته و با متهم کردن حکومت فعلی "مادورو" به بی کفایتی ها و رشوه خواری و غیره، آنها را هم به همان اندازه محکوم نموده و در واقع به نوعی جوهر اصلی ماجرا را در این توجیه مینمایند که کودتایی استعمارگرانه در ونزوئلا جهت روی کار آوردن حکومتی فاشیستی و دست نشانده امپریالیسم جهت غصب منابع و مخازن غنی نفتی این کشور است در شرف پیاده کردن میباشد، تقصیر حکومت فعلی آن کشور میباشد.

چند روز پیش با دوستی صحبت میکردم که سمپاتی زیادی به سلطنت طلبان دارد. میگفت؛ ما که زورمان به قدرتمداران آمریکا و اقمارش نمیرسد، حداقل بگذارید از قدرت آنها در گذار کردن از جمهوری اسلامی ایران استفاده کنیم. نمیدانم این دوستان ما هستند که از قدرت و توان آمریکا در گذار از جمهوری اسلامی ایران استفاده میکنند، یا این قدرتمدارن سرمایه های مالی، نفتی نظامی آمریکائی و غیره میباشند که از ستون پنجم خویش در کشورهایی مانند ایران جهت اعمال سلطه مجدد چهل پنجاه ساله دیگری استفاده می نمایند. گویا تاریخ در ایران برای چنیدن بار میخواهد تکرار شود.

اکثر کشورهای جهان سوم به نحوی دوران استعمار و نو استعمار را از سر گذرانده و تا حدود قابل توجهی وابستگی های اقتصادی، صنعتی قدرتمند خویش را با نظام های امپریالیستی حفظ کرده اند. آنها در مبادلات بین المللی به دلار آمریکا و یا یورو وابسته بوده و مجبورند از طریق بانک های بین المللی جهت مبادلات پولی استفاده نمایند. آنها از نظر دارو، قطعات صنعتی پیشرفته برای چرخش صنایع خویش، از بابت تهیه سرمایه جهت پروژه های ویژه خویش و تهیه نیازمندی های خویش در زمینه صنایع و رشته هایی که در کشورهای آنها رایج نیست، هنوز به میزان زیادی به خارج وابسته میباشد.

خیلی از صنایع داخلی و کلیدی این کشورها هنوز به نحوی توسط شرکت های زیر مجموعه ای کمپانی های کلان امپریالیستی کنترل میشوند. بنا بر این، وقتی در این کشورها حکومتی مردمی با سمتگیری توسعه طلبانه خودگردان و ملی را بر سر کار می آورند، به موازات ناکارآمدی و کمبودهای برنامه ای و کاستی های این حکومت ها، دولت های امپریالیستی و کمپانی های بین المللی آنها قادرند از طریق محاصره مالی، اقتصادی و تحریم های صنعتی و تکنولوژیک و غیره چنان بحران های اجتماعی اقتصادی در این کشورها بوجود بیاورند که موجب بحران های از هم پاشنده عظیمی در این کشور ها گردد.

بحران های بوجود آمده در ونزوئلا بیشتر از اینکه ناشی از ناکارآمدی، منش های غیر دموکراتیک و سوءاستفاده های مقامات دولتی و حکومتی بوده باشد، ناشی از آن میباشد که نه تنها رشته های اقتصادی داخلی وابسته به امپریالیسم این کشور توسط دولت هایی مانند دولت آمریکا بعنوان اهرم های بحران زاینده اقتصادی واجتماعی مورد سوء استفاده قرار میگیرند، بلکه تحریم های بین المللی آنها موجب میگردد نه تنها حکومت های غیر وابسته نتوانند بخش عظیمی از پول های مربوط به فروش نفت یا مبادلات بین المللی دیگر را تصاحب کرده و بدست خویش بیاورند، بلکه نتوانند نیازهای داخلی کشور را تامین و به کشور خویش وارد کنند. به موازات این بحران ها، ستوان پنجم آنها بصورت نیروهای میلیشیای فاشیستی که در داخل کشور به موازات اعتراصات مردمی از هیچگونه اخلال گری و جتایتی در به اشوب کشیدن این کشورها کوتاهی نمیکنند.

جالب است شعارهای ضد کمونیستی آنها دوباره بصورت کمونیست کوبی و ضد سوسیالیستی سر از قبرستان تاریخ بلند کرده و دوباره تکرار میگردد که در جو تحریکات فاشیستی میتواند بازتاب های خطرناکی برای نیروهای مترقی، ملی مردمی و خصوصا نیروهای چپ و با آرمان خواهی سوسیالیستی داشته باشد.

لازم میباشد به این نکته هم اشاره شود که وابستگی جهانی قدرتمند سرمایه مالی از طریق به هم پیوستگی سیستم های بانکی و نظام پولی وقدرت کنترل آنها بر نظام های اقتصادی و سیاسی دیگر موجب گردیده است تا وقتی دولت آمریکا هر تصمیمی بگیرد و در مورد هر موضعی علیه یک کشور دیگر غیر خودی بگیرد، تعداد ویژه ای از کشورها از قبیل فرانسه، انگلیس، آلمان، کانادا، استرالیا و حتی اسپانیا، بصورتی یکپارچه و بدون کوچک ترین تاملی، و با سرعت غیر قابل باوری صد در صد پشت سر قدرتمداران حاکمه بر آمریکا می ایستند و از تصمیمات تیم "مایک پمپئو، دونالد ترامپ، و جان بولتن" حمایت می نمایند. این مساله نشانگر آن میباشد که گرچه از یک طرف چقدر این دولت های وابسته و گوش به فرمان قدرتمدارن حاکمه بر عمو سام میباشند، بلکه هنوز تا چه اندازه پیمان ناتو در غرب اروپا و منطقه خاورمیانه میتواند خطرناک و تشنج آفرین باشد.

صدای پای استعمارگران در ایران هم به گوش میرسد. آنها در ایران هم از طریق تحریم ها میتوانند بحران کلان اقتصادی اجتماعی بیافرینند. آنها در ایران هم میتوانند رهبر تراشی کرده و ستوان پنجم خویش را موبالیزه نمایند. آنها در مورد ایران هم میتوانند دهها بلکه صدها میلیون دلار در اختیار ستون پنجم خویش قرار دهند. آنها در مورد ایران هم میتوانند از طریق رسانه های بین المللی دست نشاندگان خویش را به عنوان رهبران انقلاب نوین مردم ایران معرفی نمایند. نوچه های گوش به فرمان بین المللی آنها مانند کانادا، استرالیا، انگلیس، فرانسه و غیره همچنان حاضر میباشند تا گماشته گان آنها را بعنوان نمایندگان رسمی سیاسی کشور به رسمیت بشناسند. فرصت طلبان سیاسی در نامیدن دولت گماشته شده بعنوان دولت "توسعه و رشد"، از همدیگر گوی سبقت خواهند گرفت.

به موازات ترویج ایدئولوژی نئولیبرالی بر این پایه که هر جا کمپانی های بین المللی آنها مثل شل، بریتیش پترولیوم، جنرال الکتریک، بانکهای آنها قدم میگذارند، با خود توسعه اقتصادی و رشد را به ارمغان می آورند، هر کشور و دولت غیر خودی با سیاستهای جنگ افروزانه، سلطه طلبانه و استعمارگرانه آنها به مخالفت برخیزد، با این اتهام که "آنها نیز مثل ما به دنبال اعمال کنترل و تامین منافع خویش میباشند"، هر اعتراضی را که بخواهد در زمینه فراهم کردن عرصه توزان حاکمیت قانونی برابر حقوقی مردمی و بین المللی تلاش کند را توسط بمباران های تبلیغاتی رسانه ای خویش خفه میکنند. این استراتژی نه تنها کشورهایی مانند کره جنوبی، تایوان، ژاپن و غیره را در غل زنجیر آنها نگه میدارد، بلکه مخالفت های کشورهایی مانند کشورهای عضو پیمان بریکس را با این اتهام که آنها نیز مانند ما خواهان اعمال کنترل جهت غصب منابع ا کشورهای جهان سوم میباشند، زیر باران اتهامات تبلیغاتی میگیرند.

برنامه های نئولیبرالی حکومت های دست نشانده نو استعماری جدید بر پایه های خصوصی سازی متکی میباشد. خصوصی سازی های آنها عمدتا ، دو، یا سه بعد و شاخه مختلف میتواند داشته باشد. یکی از بعدهای این خصوصی سازی بصورت عمده به شکل فروش صنایع، معادن، تاسیسات و منابع طبیعی این کشورهای به کمپانی های بزرگ غربی و در راس آنها شرکت های آمریکایی میباشد. در مورد ونزوئلا، این خصوصی سازی بصورت انداختن چنگال های شرکت های آمریکائی بر منابع نفتی و انرژی آن کشور میباشد. سناریوی دیگر از خصوصی سازی به این صورت میباشد که شرکت های خصوی موجود در این کشور؛ مثلا وئزوئلا، از طریق گرفتن قرضه ها و بدهی های طاقت فرسا از بانک های غربی و در راس آن آمریکائی بخش های دولتی را به چنگ خویش در بیاورند، که باز هم موسسات مالی غربی و در راس آن آمریکائی، از طریق همین بدهکاری ها ، کنترل خویش را بر اقتصاد این کشوها اعمال مینماید. شکل سوم این اعمال کنترل بصورت ادغامی از مجموعه ای از دو شکل خرید صنایع و معادن این کشورها توسط شرکت های خارجی از طریق کنترل اقتصادی مستقیم، همراه با خفه کردن بخش داخلی زیر فشار بدهکاریها و وابستگی عمیق   اقتصادی ستون پنجم سرمایه داری داخلی به سرمایه جهانی میباشد.

این سناریو گرچه چندین بار بصورت تاریخی در ایران و جاهای دیگر دنیا با موفقیت تمام پیاده شده است، در همین چند سال پیش بصورت آزمایشی و در مقیاس خیلی کوچک و مایکرو در داخل ایران نیز تست شده است. کاندیدای آنها در این مورد مشخص میباشد. ستون پنجم نیروهای سیاسی آنها معلوم میباشد و آنها خود اعلام کرده اند که بودجه هایی برای پروژه تعویض آمریکائی حکومت در ایران اختصاص داده اند. روایت تاریخی سیاسی عظمت ایران باستان، پرستش ایران کهن، در این مورد بعنوان ایدئولوژی چنین ناسیونالیسم افراطی که میتوان جو را به خوبی برای طغیان های فاشیستی آینده که تعیین گردیده و مورد آزمایش قرار گرفته است، مورد استفاده قرار بگیرد.

در چنین شرایطی که جوّ غالب روانی سیاسی تبلیغاتی رسانه های نئولیبرال گوش ها را کر میکنند، خیلی ها از صفوف نیروهای مترقی و مردمی راه کج کرده و به صفوف قدرتمداران مهاجم میپیوندند، ضد کمونیست و ضد سوسیالیست شدن به مٌد و فشن روز تبدیل میگردد. باید آگاه بود که صفوف جلیقه زرد ها در خود کشورهای صنعتی پیشرفته به جنبشی فراگیر تبدیل میگردد. خود انگلیس در بحران برگزیت گیرپاچ کرده است و جامعه آمریکا آبستن بحران های ویژه خویش میباشد. آغاز نوین جنبش های توده ای در کشورهای پیشرفته غربی خود نشانه ای بر بحران عمیق حاکم بر دنیای سرمایه داری جهانی میباشد.

چه باید کرد؟

آگاه بودن و روشنگری کردن شاید بخش اولیه کار و مسئولیت نیروهای پیشگام میباشد. بسیج شدن و بسیج کردن مردم در نهادهای مدنی اجتماعی، صنفی، سیاسی، فرهنگی، هنری و غیره بعد دیگر مسئولیتی میباشد که بر دوش های پیشگامان جامعه قرار دارد. شاید مورد سومی را در این باره میشود به آن پرداخت، تمرین خودگردانی اجتماعی اقتصادی در راستای تقویت هر چه بیشتر توانمندی غیر وابستگی و متکی به خود بودن میباشد. تکرار اشتباهات تاریخی برای ما نابخشودنی میباشد. عبور از نظام جمهوری اسلامی ایران به هیچ وجه نمیتواند به مفهوم جایگزین کردن آن با یک حکومت دست نشانده و دست چین شده دیگر مایک پمپئو و جان بالتون و هنری کیسینجر ها باشد. گرچه امروز در ایران هنوز اپوزیسیون سکولار، دموکراتیک و مترقی بر سر کار نیست، اما از نظر استراتژی بین المللی عوض ترویج وابستگی به امپریالیسم و نئولیبرالیسم جهانی، میتوان به پیمان های دیگر جهانی با کشورهای غیر امپریالیستی جهانی که بر پایه های قانونمند های مبتنی بر برابر حقوقی بر اساس تامین منافع طرفین میباشند وارد عهد و پیمان شد.

دنیز ایشچی
٣۰ ژانویه ۲۰۱۹


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست