یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ - یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

دمکراسی اصلاحات! - سینا احمدی


اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
پنج‌شنبه  ٣ آبان ۱٣۹۷ -  ۲۵ اکتبر ۲۰۱٨


کوه موش زائید؛ سه شنبه رسید، رجب طیب اردوغان مدعی امپراطوری عثمانی به وعده خود برای افشای جزئیات قتل خاشقجی عمل کرد. تمامی حرف اردوغان این بود: قتل خاشقجی از قبل برنامه ریزی شده بود!؟ دوشنبه روز قبل از افشاءگری جزئیات قتل در سفارت سعودی در استامبول، مدیر سازمان "سیا" به ترکیه رفت، لابد برای حمام آفتاب! قبل از او پمپئو به ریاض و آنکارا سفر کرده بود، ایضا لابد برای تجدید دیدارهای عقب افتاده با دوستان قدیمی! اشتباه نکنید دولت سرمایه داری ترکیه تحت سلطه آمریکا نیست بلکه دولتی سرمایه داری ولی مجبور به اطاعت از دولت آمریکاست؟! حالا چرا موضوع قتل خاشقجی اینقدر برای آمریکا مهم است، سئوال نامربوطی است. هر چه نباشد آمریکا مهد دمکراسی غربی است و نگران حقوق بشر در سراسر دنیا!! البته آقای ترامپ شخصا بیانیه های مهمی در این زمینه بیرون داده است. وی نخست و بلافاصله بعداز بیرون آمدن خبر اعلام کرد این حادثه چیزی نیست مانع از فروش صد و ده میلیاردی سلاح به سعودی شود. مردم بیاد می آورند او در ملاقات اش با محمد بن سلمان ولیعهد جوان و خوش لبخند سعودی چگونه حین رقص شمشیر این قرار داد را امضاء کرد. بعلاوه آقای ترامپ شخصا اعلام کرد به ولیعهد جوان سعودی اطمینان دارد و فکر می کند این ماجرا مربوط به عوامل خود سر باشد! حالا بماند که سر دسته تمام شخصیت های خود سر در سعودی عینا مانند ایران و ترکیه به ترتیب جنابان شیخ محمد بن سلمان، علی آقا امام خامنه ای و گنده لات نابغه طیب اردغان هستند.
گذشته از این "حواشی" براستی چرا قتل خاشقچی اینقدر مهم شده است؟ مگر طبق گزارش یونسکو طی ده سال گذشته حدود هزار خبرنگار در جهان بقتل نرسیده است؟ مگر تجاوز و قتل مارینوا خبرنگار پیگیر فساد دولتی در بلغارستان یعنی در اروپا اهمیتی کمتر داشت؟ مگر منفجر کردن اتومبیل و قتل دافته کاروانا در مالت یا یان کولیاک در اسلواکی مهم نبود؟ اصولا چرا خبر و خبرنگار باید اهمیت داشته باشد آنهم در جهانی این چنین تحت کنترل؟ کار رسانه های عمومی بجائی رسیده است تقریبا ته همه شان به موسساتی نظیر کامبریج آنالیتیکا وصل است که می توانند وسیله ارتباطی مردم را اعم از تلفن یا تابلت و غیره خصوصی سازی کرده مطالب دستچین ارسال کنند. آنها نه تنها اینکار را می کنند بلکه خیلی استادانه مباحث و خبرها را درون چارچوبه های نظام محدود می کنند. برنامه علمی ـ فرهنگی "پرگار" بی بی سی یک نمونه برجسته از این تلاش است. در چنین برنامه هائی مردم با نمایندگان مختلف همین نظام سرمایه داری امپریالیستی و یا سخنگویان طبقات میانی روبرو می شوند.
برخی اهمیت موضوع را به اوضاع جهانی ربط می دهند. این موضوع که اوضاع جهانی بشدت پر تنش و حاد شده است را تقریبا اکثر مردم بویژه بعداز بقدرت رسیدن رژیم ترامپ ـ پنس در آمریکا و شعار "اول آمریکا" این رژیم فاشیستی، میدانند. و فعلا هم همه منتظر رویاروئی جدی آمریکا با ایران تحت سلطه ی روسیه و چین و اروپا، یعنی رقبای آمریکا هستند. البته کسانی مثل مجاهدین خلق ایران هم وجود دارند که دولت مفلوک جمهوری اسلامی را سرمایه داری ام الفساد متکی به خود می دانند که گویا از زاویه منافع ملی و اسلامی اش در اتحاد های جداگانه با روسیه و چین و اروپا در نقاط مختلف دخالتگری نظامی و سیاسی و اقتصادی می کند! بهر حال اوضاع پرتنش و شکننده ی جهانی خود فاکتوری بسیار مهم در اهمیت یافتن قتل خاشقجی است.
همچنین، پرداختن پیگیرانه رسانه های عمومی به این قتل نیز حکایت از اهمیت معما گونه این جنایت دارد. رسانه های مهم جهان در یک هماهنگی خدادادی سعی دارند اهمیت مسئله قتل خاشقجی را تبدیل به موضوعی پلیسی کرده افکار را متوجه پیدا کردن چگونگی قتل کنند. این خود موضوعی مهم برای کشف حقیقت است ولی این قابلیت را دارد که مردم را مجددا بدرون چارچوبه سیستم موجود و راه حل های آن یعنی مجازات برخی افراد و حفظ کل نظام سوق دهد.
اهمیت قتل خاشقچی در رو شدن تضادها و مناسبات پنهان در زیر انبوهی از شواهد است. خاشقجی در میانه ی قیل و قال اصلاحات محمد بن سلمان که حتی شامل مواردی در رابطه با حقوق زنان است، به قتل رسید. حضور تیمی متخصص که برخی از آنان از عوامل کاملا نزدیک به ولیعهد سعودی هستند مانند عزیز مطرب، مستقیما پای این باصطلاح مصلح جوان را بدرون ماجرا می کشاند. خاشقجی علیرغم عنوان منتقد رژیم بوسیله رسانه ها، خود از خانواده های بالای سعودی، مدت ها از عوامل امنیتی و رسانه های مهم سعودی بوده و حتی در مصاحبه خود با آقای عنایت فانی در برنامه "به عبارت دیگر" بی بی سی علنا حامی رفرم های محمد بن سلمان و سیاست های آن در قبال رژیم جمهوری اسلامی بویژه در یمن و سوریه و لبنان بود و البته همچنین خواهان مشارکت افراد دیگر در این سیاست ها. نقدش به محمد بن سلمان این بود تنهائی اینکارها را نکند. خاشقجی مدتها رابط سعودی با القاعده بود هر چند در این اواخر بیشتر متمایل به اخوان المسلمین شده بود و گویا نامزد اهل ترکیه او نیز از طرفداران اخوان المسلمین بود. در این میان این نیز مطرح است که نزدیکی رژیم ترکیه به اخوان المسلمین و جانبداری رژیم سعودی از وهابیت و جریان القاعده بعلاوه روابط متضاد با قطر، نقش معینی در تند کردن قمار بین ترکیه و سعودی بر سر بهره برداری از این قتل بازی کرد. با اینهمه این قتل برای مردم این سئوال را طرح کرده است اینها چگونه مردمانی هستند به خودی ها و دوستان خود نیز رحمی ندارند. قساوت و بی رحمی اینگونه رژیم ها علیه مخالفین طبقاتی نظیر ستار بهشتی ها، ریحانه جباری ها، نرگس محمدی ها، نسرین ستوده ها، مختاریها... قابل درک و تحلیل است ولی مردم بسختی می توانند قتل سعید امامی ها یا بگیر و ببند های امثال بابک زنجانی ها را تحلیل و معنا کنند.
مارکس اولین کسی بود که بهمراهی انگلس بطریقی علمی پرده از این راز برداشت. وی گفت سرمایه داران، سرمایه های شخصیت یافته هستند. تحقیقات و تحلیل های علمی مارکس و انگلس نشان دادند قانون پایه ای تنظیم کننده مناسبات سرمایه داری قانون ارزش است. گرچه بر مبنای این قانون طی دوران های با ثبات تر سرمایه داری، انجمن اخوت دزدها یا بعبارتی دمکراسی برای بورژوازی و دیکتاتوری برای زحمتکشان بویژه کارگران شکل می گیرد ولی این دمکراسی بورژوائی در زمان های بحران تبدیل به خوردن رقبا و بر اساس جمعبندی ها لنین از عصر امپریالیسم بعلاوه با رجوع به تجربیات تاریخی تبدیل به فاشیسم می گردد. رقابت و آنارشی تولید منطبق و ناشی از قانون ارزش است. بر روی چنین میدانی فرهنگ و سیاست بورژوائی شکل گرفته است. سرمایه دار مانند بوکسوری است که پای در رینگ بوکس گذاشته است. در این بازی علیرغم تمامی قواعدش هدف بزیر کشیدن و نابودی حریف است. قواعد این مناسبات در کشورهای تحت سلطه ی سرمایه داری امپریالیستی تنها حبابی زودگذر از اخوت دزدان است و حاکمین آشکارا تحمل هیچگونه مخالفت و نقدی را ندارند. این آن چیزی است که بعنوان سئوال در مقابل افکار عمومی قرار گرفته است. مردم امروزه بیشتر از قبل از خود می پرسند این چگونه مناسباتی است که کمر به نابودی محیط زیست بسته است؟ این چگونه نظامی است که به دوستان و همراهان خود رحمی ندارد؟ اینها چگونه مردمانی هستند که در خانه خود مهمان را به قتل می رسانند؟ این چه جهانی است در آن امثال ترامپ به حقوق بشر نداشته فسیل های جمهوری اسلامی گیر میدهند در همان حال از قصابان بی رحم آل سعود حمایت کرده آنها را تجهیز و حمایت می کنند؟....
آنچه در نظر مردم دوست داشتنی و قابل احترام است مناسبات بین اشخاصی چون امیر حسن پور و شیخ فاتح، مارکس و باکونین، انگلس و دورینگ، لنین و مارتف، مائو و چوئن لای و....است. با تکیه بر چنین میراثی و اساسا علمی بودن مارکسیسم است که "سنتز نوین" خواهان توجه بیشتر و اهمیت دادن در سطحی بالاتر نسبت به جایگاه روشنفکران و تفکر انتقادی است. چرا که قانون پایه ای و تنظیم کننده امور در جامعه گذار سوسیالیستی بطرف کمونیسم جهانی و بالطبع در جامعه کمونیستی اراده ی "آگاهانه و داوطلبانه" است. این جهت گیری و درک با حب و بغض ها، تنگ نظری ها و نفرت های حقیر جهان سرمایه داری امپریالیستی هیچ خورندی نداشته، بشارت دهنده ی جهانی کاملا متفاوت است. جهان از حاکمیت سرمایه و سرمایه داران به تنگ آمده است. مجازات بحق امثال ترامپ و خامنه ای و محمد بن سلمان چیزی را عوض نمی کند، باز از درون این نظام نمایندگانی جدید بیرون خواهد آمد. لازمست کمر همت بر سرنگونی کل نظام سرمایه داری سفت کرد.

سینا احمدی ـ اکتبر ۲۰۱٨


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست