یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

در رابطه با طرح ضد کارگری رژیم علیه سندیکای واحد- شروین رها
شروین رها


اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
آدينه  ۶ مهر ۱٣۹۷ -  ۲٨ سپتامبر ۲۰۱٨



سندیکای کارگران شرکت واحداتوبوسرانی تهران و حومه در تاریخ ۲٨ مرداد ۹۷ طی اطلاعیه ای پرده از فعالیت نهادهای دولتی ـ امنیتی از طریق وزارت کارو مدیریت شرکت واحد علیه سندیکای مستقل کارگران شرکت واحد برداشت. پروژه امنیتی سندیکاسازی دولتی از طریق دو نفر از عوامل دست نشانده بنام سعید ترابیان وحسن میرزایی اجرا می شود که سالهاست درسندیکا ی کارگران مسئولیتی به عهده نداشته و بر عکس درخدمت حراست و کارفرما ونهادهای امنیتی ضد کارگری بوده اند .همزمان با تدارک مجمع عمومی سندیکای کارگران شرکت واحد فراخوان برگزاری مجمع عمومی دولتی از سوی افراد نامبرده پرده ازطرح امنیتی علیه سندیکای مستقل کارگران شرکت واحد ، کلیه تشکل های مستقل کارگری وبالاخره منافع طبقه کارگر در ایران بر میدارد. بر فعالین کارگری و کارگران پیشرو است که به منظور حفظ منافع مستقل کارگران ، ایجاد و گسترش تشکل های مستقل کارگری و نهادینه کردن آنها به منظور پیشروی جنبش کارگری در تحقق اهداف سوسیالیستی کارگران و کل جامعه وبالاخره هموار کردن مبارزه طبقاتی علیه سرمایه داری در ایران به اشکال مختلف در شناساندن اهداف و جلوگیری از طرح امنیتی ـ دولتی علیه سندیکای کارگران شرکت واحد بپردازند. متن حاضرتلاشی است در این رابطه و به دونکته اشاره دارد: در بطن چه شرایطی این طرح به جلو می رود و کدام هدف را تعقییب می کند؟
ـ رویدادهای چند روزه دیماه سال ۹۶ در ایران این حقیقت انکارناپذیر را حتی به بخش های مختلف بورژوازی تحمیل کرد که جامعه ازرژیم اسلامی ونیزگفتمان اصلاح طلبی آن عبورکرد . اعتراض اجتماعی در ایران بر مبنای خواست ها و نیازهای رفاهی و اجتماعی اتکا داشت که طی چهل سال حاکمیت ارتجاع اسلامی سرمایه به اشکال مختلف خود را نشان داده بود. اگردر سال ٨٨ گفتمان اصلاح طلبی برجنبش اعتراضی تسلط داشت ،سال ۹۶ آن را کنار زد وشرایط را برای متحقق کردن نیازها ی واقعی جامعه از طریق گفتمان اتکا به تشکل های مستقل در جامعه تقویت کرد . تقویت اعتماد در مبارزات کارگری به شوراها و سندیکاها ودیگر تشکل های کارگری و نمایند ه های خود درچنین شرایطی اتفاقی نیست . هر چند به موازات آن فعالیت و تلاش انواع گرایشات ضد کارگری در دوران پسااصلاحات و پسا رژیمی را نباید نادید ه و یا دست کم گرفت. پروژه اصلاح طلبی ادغام درسیاست اقتصادی جهانی نئولیبرالیستی هر چند به کشتار کارگران درمعدن مس سرچشمه درخاتون آباد کرمان انجامید اما سر آغاز مبارزه ای شد که درآن تشکل های مستقل کارگری به فعالیت متشکل دست زدند وطی سالها تاکنون برای حفظ آن جنگیده اند . سندیکای کارگران شرکت واحد و سندیکای کارگران شرکت نیشکر هفت تپه از دورانی سخت عبور کردند که با وجودسرکوب و فشار دائمی ، دستگیری و زندان و شکنجه و اخراج و جریمه و .. دردفاع از منافع مستقل کارگران در برابر رژیم و کارفرما همچنان ایستاده اند. حتی مقاومت ومبارزه کارگران واتکا به تشکل های خود در این دو واحد امکان تلاش فعالین کارگری در داخل و خارج را فراهم کرد که از طریق سازمان جهانی کارسندیکای کارگران شرکت واحد و هفت تپه به عنوان تشکل های کارگری برسمیت شناخته شوند.
ـ ضدیت حاکمیت رژیم اسلامی سرمایه با طبقه کارگرازهمان آغاز به اشکال مختلف خود را نشان داد . سرمایه داری با شرایطی انقلابی ۵۷در ایران وضعیت اجتماعی طبقه کارگر را در نقشی که دربرچیدن رژیم شاه داشت بخوبی تشخیص داد ودر چنین شرایطی رژیم اسلامی تنها امکان مطلوب برای حفظ سرمایه و سرکوب طبقه کارگربود. سرکوب زنان ، دانشجویان ، مبارزه برای رفع ستم ملی و شوراها و تشکل های کارگری مجموعه اقدامات عاجلی بود که رژیم اسلامی از طریق آن توانست خود را نگهدارد ، ارگانهای امنیتی اش و نظامی اش را سازمان داد وتوانست با آن جامعه را زیر سلطه حکومت و قانون اسلامی درآورد. یعنی تنها با کشتار و سرکوب و اعدام و شکنجه و فشار و آزار بر جامعه رژیم اسلامی توانست توازن قوا را به نفع منافع سرمایه داری بازگرداند . شوراهای اسلامی و خانه کارگرجدا از پسوند ایدئولوژیک حکومت از ابتدا تاکنون دلیل واقعی برتشخیص بجا از موقعیت طبقه کارگردر ایران نزد سرمایه داری بوده است. این تشکل ها ی دولتی با هدف تسلط بر کارگران و جلوگیری ازهر گونه اقدام مستقل آنها ساخته شد وابزارضروری برای دستگیری و شناسایی کارگران پیشرو در محیط کار، ممنوع کردن اعتراض و تجمع در محل کارو ... بوده است . روند عینی سرمایه داری در ایران و اجرای سیاست های اقتصادی نئولیبرالی در آن مبارزه طبقه کارگر را وارد شرایطی کرد که هر چه بیشتر توازن قوا در به چالش کشانیدن سیاست حاکم در ایران رشد کرد و تا جایی که قبلن اشاره شد تشکل مستقل کارگری و سایر نیازهای کارگری به خواست های فراگیر تبدیل شد. به موازات رشد مبارزه طبقه کارگررژیم اسلامی و گفتمان اصلاح طلبی با اتکا به خانه کارگر و شوراهای اسلامی ویا تاسیس انجمن های صنفی با توجه به شرایط جدید برای فراهم شدن اجرای سیاست های اقتصادی بدون مزاحمت طبقه کارگر بر آمد که همچنان که قبلن اشاره شد کشتار در خاتون آباد و روند بعد از آن نیز نتوانست برای سرمایه و تشکل های دولتی اش در میان کارگران نتایج مطلوب را داشته باشد . درشرایطی که مبارزه طبقه کارگر در ایران و نیز نیازهای اجتماعی در جامعه با وجود فراز و نشیبی طولانی روند اتکا به نیروی اجتماعی ونهادهای خود راآغاز کرده است ، رژیم اسلامی ودولت سرمایه نمی تواند صرفا با ابزارهای تاکنونی که دستگیری و شناسایی و اعدام ونیروی نظامی بوده است اتکا کند . دستگاه امنیتی ودولتی می بایست بر جایی تکیه کند که طبقه کارگرنتواند نیروی اجتماعی و سیاسی اش را سازمان دهد . نه تنها سندیکای کارگران واحد و هفت تپه با همه این ها حذف نشدند فراتر از آن ایجاد تشکل های دیگروضرورت اتکا به نیروی متحد کارگری در مبارزات جاری کارگری در حال گسترش است و این خطر بالقوه برای سرمایه داری در ایران است . در کنارفشاربر تشکل های کارگری و سرکوب آنها که همچنان ادامه خواهد داشت ، تلاش برای نفوذ سیاسی سرمایه با توجه به امکانات دولتی ـ امنیتی در تشکل های مستقل کارگری موجود و ایجاد پایگاه اجتماعی حد اقل در میان بخشی از کارگران به منظورایجاد تفرقه در طبقه کارگر شدت خواهد گرفت.این تشکل ها پسوند اسلامی ندارند وبه ظاهر مستقل و دولتی نیستند ، با پذیرش مقاوله نامه های سازمان جهانی کار نزد آنها برسمیت شناخته می شوند وهر سه بخش سه جانبه گرایی دولت ، کارفرما و کارگر را نیز در خود خواهند داشت .
با اتکا به دستگاه امنیتی برای ساخت تشکل هایی که حتی درصدی از کارگران را در بر داشته باشد دولت سرمایه راحتتر می تواند موانع اجرای سیاست های اقتصادی اش را در میان دشمن طبقاتی اش یعنی طبقه کارگر بر دارد ودر چنین فضایی بخشی از فعالین کارگری را که بدنبال موقعیتی برای اظهار وجود خود خواهند بود بدنبال خود خواهد کشانید . امروز شاهد هستیم که این فقط سعید ترابیان و حسن میرزایی نیستند که در زیر چتر حمایتی دولت و دستگاه امنیتی اش با شعار ایجاد سندیکا در واحدکمر به نابودی سندیکای مستقل کارگران واحد گرفته اند ، رضا رخشان و فریدون نیکوفرد در هفت تپه خواسته یا ناخواسته مدتی است بر علیه سندیکای مستقل کارگران هفت تپه شمشیر را از رو بسته اند . طرح دولتی امنیتی ایجاد تشکل کارگری بدون پسوند اسلامی توسط سرمایه امروز در ایران و حمله اولیه آن در تهران به سندیکای مستقل کارگران شرکت واحد را نمی توان صرفا در چهارچوب حضور نماینده های کارگری در مجامع بین المللی دانست و یا حتی در چهارچوب رعایت قوانین حاکم در سازمان جهانی کارو به منظور رفع موانع ادغام سرمایه دانست. این ها نیز موثر بوده است ولی اساسا فراتر از آن به موقعیت عینی دراوضاع سیاسی ایران و خطر گسترش رشد و ایجاد تشکل های مستقل در مبارزات جاری کارگری بر میگردد . دولت سرمایه در ایران با هر پسوندی که داشته باشد تنها با خنثی کردن طبقه کارگر میتواند بر جامعه تسلط داشته باشد و طبقه کارگر نیز تنها با اتکا به تشکل های مستقل کارگری و نماینده گی کردن نیازهای واقعی جامعه می تواند سرمایه داری را به چالش بکشاند.  
۲٨ سپتامبر ۲۰۱٨


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست