یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

«هفت حوضِ نارمک» در نقشه میدان های آزادی - رضا شکیبا


اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
سه‌شنبه  ۲۴ بهمن ۱٣۹۶ -  ۱٣ فوريه ۲۰۱٨


* «کاووس سید امامی» در زندان خودکشی کرد! ؟
*معلوم نیست باید فعالِ کدام «عرصه وُ اعیانِ مملکت» باشیم که راهِمان به «بند ۲۰۹ اوین» نیافتد و دو روز بعد جنازه مان و خبر خودکشی مان روی دست خانواده و ملت نمانَد؟ فعال زیست محیطی باشیم؟ فعال دنیای مجازی باشیم؟ فعال حقوق کودکان باشیم؟ فعال حقوق گورخواب ها باشیم؟ فعال حقوق دگرباش ها باشیم؟ فعال حقوق زنان باشیم؟ و یا فعال سنگرهای خیابانی در «قهدریجان»؟
* فکر می کنم تنها شعاری که می شود آزادانه در این مملکت سر داد و سه ساعت بعد به دام اطلاعات سپاه وُ نیروی انتظامی و ارتش نیافتاد و سه روز بعد در زندان خودکشی نکرد، شعار: « جنتی، جنتی/ تو اُسوه ملتی» و یا شعار:« فساد وجود نداره/رهبر خودش بیداره» است!
*در پایان «حکومت ناصری» که چند تاجر قند در تهران شلاق خوردند، سرداروغهِ پایتخت برای آب چشم گرفتن از «تتمه ملت»، مشدی باقری را هم که در راسته کفاشان «شُله قَلَمکار» می فروخت دستگیر کرد. مشدی باقر شاکی شد که علت دستگیری اش چیست؟ داروغه گفت: جرمَت این است که «نخود» در شُله ات بیشتر به چشم می خورد و جرم این کار، صد ضربه شلاق است! مشدی باقر گفت: جسارت است؛ ولی داروغه با این هیبت که فقط «شلاق دست اش» به چشم می خورد، جرمَش چند ضربه است؟
*«میدان تحریرِ» قاهره تقریباً هم اندازه« میدان آزادیِ» تهران است با این تفاوت که در اولی سیصد هزار نفر شب و روز چادر زدند و تا «حسنی مبارک» ساقط نشد به خانه نرفتند! در آن روزها روایت است که «آیت الله جنتی» در جایی گفته بود: هر چه بلاست از «میدان های بزرگ» به سر حاکمان نازل می شود؛ باید فکری کنیم که «میدان آزادی» را قد «میدان هفت حوضِ نارمک» کوچک کنیم تا بلایی مثل بلای مصر سرِمان نیایَد!   
*نقشه سرکوب مردم در مُخیِله حاکمان اسلامی چنان چیده شده که اگر چند «کاووس سید امامی» و چند« آتنا دائمی» و چند «محمد مختاری» را از مردم بگیرند، «میدان اندیشه آزادی» آنقدر کوچک می شود که مردم فقط برای نمایش های حکومتی مثل ۲۲ بهمن و یا ۱۵ خرداد در خیابان ها می ریزند!»
*شاعر آزاده ای در حکومتِ «پهلوی اول» در ملامت نمایش های خیابانی ( مثل ۲۲ بهمن) شعری نوشته بود با مطلعِ:
اولِ کار بسی وعدهِ شیرین دادند
آخرش تلخ شد وُ نَقشِ بر آبَش کردند...
شاعر را به «زندان قصر» انداختند، شکنجه دادند و از او خواستند که پایان شعرش را به نفع حکومت عوض کند. شاعر به راحتی از «خر شیطان» پیاده نشد و شعر را چنین به آخر رساند:
...پشت دیوار خری داغ نمودند وُ عجب
بوی آن دود در اذهان، کبابَش کردند
«سرپاس مختاری» آشوبید و شاعر را به خودکشی دستورید! 


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست