یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ - یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

ضرورت شکل­ گیری یک آلترناتیو ملی - بخش دوم - رحیم همتی


اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
آدينه  ۲۰ بهمن ۱٣۹۶ -  ۹ فوريه ۲۰۱٨


ایجاد یک آلترناتیو ملی باید آگاهانه و با توجه به تجربیات تاریخی از مشروطه تا نهضت ملی و نخست وزیری دکتر شاپور بختیار و چهار دهه گذشته در جمهوری اسلامی شکل گیرد. در این راه نباید از ریشه­ های مایوس­ کننده­ تاریخی نیز غافل بود. ریشه­ هایی که موجب قدرت گرفتن دوباره استبداد و تغییر شکل آن در انقلاب ۵۷ شد؛ انقلابی که قرار بود نجاتی برای مستضعفان باشد، اما با سپری شدن هر روزه از عمر نظام فقاهتی و رانتی، صدای خرد شدن استخوان­ های مستضعفان زیر پای استبداد دینی بیشتر و بیشتر به گوش رسید. استبدادی که با به­ کارگیری فقه و کنار زدن عقل، خرافه را به جای علم نشانید و با در راس قرار دادن انگل­ هایی که از خوردن خون هیچ انسانی باک ندارند، بقای خود را بازتولید می­کند.

شاهد مثال کم نیست. طی چهار دهه گذشته، هر نوع اعتراض مسالمت­ آمیز و قانونی، به مساله­ ای امنیتی تبدیل و با این بهانه، با خشن­ ترین شیوه­ های ممکن سرکوب شده است. دستگاه سرکوب رژیم در غیاب اپوزیسیون فعال، با وقاحت تمام به شیوه­ های سرکوب خود افزوده است؛ به طوری که در تظاهرات اخیر مردم در دی ماه ۹۶، عده­ ای از دانشجویان، دگراندیشان، نویسندگان و روزنامه­ نگاران با عنوان «بازداشت پیشگیرانه» به حبس­ های دهشتناک گرفتار شدند. چند جوان دست­ فروش و بیکار در زندان­ های اوین و اراک و سنندج جان سپردند و پس از مرگ دلخراش در زندان­ های رژیم، وقیحانه انگ همکاری با گروه­ های معاند و اعتیاد و جاسوسی را نیز به آنان زدند. رژیم سرکوب به این حد از آزاد و ددمنشی نیز قانع نشد و خانواده­­ های قربانیان را مجبور به اعترافاتی کرد که به راستی گوی سبقت از کلیسای قرون وسطی را ربود!

حکومت­ های توتالیتر به نام نجات مملکت، به نام آسایش خلق و گاه برای نجات مردم از دست خویش متوسل به رفتاری می­ شوند که در آن حرف زدن از اعتراض ممکن است فرد را به همان اندازه در معرض خشونت قرار دهد که شرکت در آن. رژیم جمهوری اسلامی با هدف حفظ وضع موجود، از این ابزار برای سرکوب استفاده کرده و می­ کند اما سوال اساسی در این میان این است که آیا پس از رخ دادن تمامی این جنایت­ ها همچنان باید نظاره­ گر بود و در انتظار شنیدن صداهای زجر کشیده و خسته از داخل وطن ماند؟ صداهایی که درنهایت ما را به اندک تحرکی در فضای مجازی و یا تظاهرات­ های مقطعی و دیدار با لابی­ های این کشور و آن قدرت سوق دهد؟

نگاهی به تجربیات جهانی نشان می­دهد در اواخر دهه ۱۹۶۰ میلادی، گروهی از جوانان آلمان غربی به این نتیجه رسیدند که حرف بس است و سلاح برداشتند تا نظام مستقر را سرنگون کنند. برخی مخالفان متمایل به براندازی نیز پذیرفتند که وارد مجلس شوند و تن به بازی­ های پارلمانی بدهند. یکی از دانشجویانی که زمانی اعلامیه پخش می­ کردند و با پلیس ضدشورش دست به یقه می­ شدند، امروز وزیر یکی از وزارت خانه های آن کشور است.

باید از میان راه­های موجود، موثرترین شیوه را انتخاب کنیم. برماست که سکوت نکنیم و منفعل نباشیم. یک تن شویم و برای نجات ایران به­ پاخیزیم. باشد با سکوت و انفعال به رژیم غارتگر برای نابودی وطن یاری نرسانیم و برای نجات­ اش آگاهانه گام برداریم. اتحاد و همبستگی خود را با آگاهی­ بخشی برای ایجاد یک آلترناتیو ملی در رسیدن به حکومت دموکراتیک و مردمی در میهن پیوند زنیم. حکومتی که یاغی­ گری در کشور و منطقه را با نام امنیت گره نزند و برای برقراری صلح و امنیت و ثبات و پایداری از اهل عقل و علم و خردجمعی استفاده کند. امید که حرکت­ های ایجاد آلترناتیو ملی برای نجات ایران در سایه تجربیات چند صد ساله، هرچه سریع­تر صورت عملی به خود گیرد و پیامی روشن و دلگرم­ کننده در مبارزه با دیو استبداد کنونی را به ارمغان بیاورد. 

* رحیم همتی - فعال ملی


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست