یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ - یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

در تقابل با شوینیستهای عظمت طلب و ناسیونالیستهای قدرت طلب-عظیم هاشمی


اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
شنبه  ۱ مهر ۱٣۹۶ -  ۲٣ سپتامبر ۲۰۱۷


 فقر، بیکاری، عدم امنیت شغلی، نداشتن سرپناهی برای اینکه شب بتوان در آن بسر برد، عدم امنیت اقتصادی واجتماعی وسیاسی تحت نظم سرمایه داری موضوعی است که با درجات مختلی تمامی مردم جوامع بشری با آن دست بگریبان هستند. دیگر آن زمان سپری شده است که مدافعان نظم حاکم بتوانند با پرده انداختن برچرک و خونهای سرمایه داری ، راه انکار طی نمایند. اکنون حتا مهمترین تئوریسینهای بورژوازی نیز وحشت خود را از واقعیات موجود نه تنها پنهان نمی سازند بلکه هر یک دست‌اندرکار راه چاره‌ای برای برون رفت ازآن می باشند. اما هر راه حلی به بوته آزمایش نهاده نشده بکناری غلتانده می شود. پاسخ به چرایی این موضوع نیازمند دقت بیشتری در مورد اعتراضات اجتماعی ومبارزات کارگری است که اگر چه اکنون رودخانه ای وسیلی بینانکن نیست اما جویبارهایی است به گسترده گی کل جهان سرمایه داری. چنین واقعیتی برنامه ریزان نظم موجود را بر این می‌دارد که راههای مختلفی بیازمایند برای عدم پیوندیابی جویبارهای مبارزات به یکدیگر. چنین بر نامه ریزیهایی هر گز یک سویه و یک شکل نیست بلکه چند وجهی و چند سویه می‌باشد. در جایی توسل به مذهب، در جایی دیگر توسل به ناسونالیسم، دموکراسیی خواهی، تمامیت ارضی و حفظ حاکمیت ملی، بر آورده شدن نظر اکثریت و ...غیره خود نمایی می‌کند. اکنون شاهد اوجگیری وجوهی از آن در دوجامعه عراق واسپانیاهستیم در یک سمت موضوع حفظ حاکمیت ملی، تمامیت ارضی و خواست اکثریت و در طرف دیگراحقاق حقوق از بین رفته، حق تعیین سزنوشت، دموکراسی وعدالت، آن نقوشی است که بر پرچمهای مرکز نشینها و جدایی خواهان نقش بسته است. مرکز که همواره هر گونه خدشه بر سیطره بلامنازع خود راهر گز بر نمی تابد از هیچگونه سرکوبگری مستقیم نیز ابایی به خود راه نداده است. در واقع مرکز همواره با توسل به موضوع حفظ یک پارچگی کشورهمواره در صدد این بر آمده است تا روح شوینیسم عظمت طلبانه آن بخش از بورژوازی که اهرمهای نظامی – سیاسی واقتصادی در اختیاردارند را با هاله ای از تقدس قانونمدارانه بپوشاند. این تقدس قانونمدارانه علاوه بر اینکه تضمینگر سرکوب طبقه کارگر بوده است مسدود کننده راه قدرت یابی و سهم خواهی بیشتر آن بخش از سرمایه بوده است که در پیرامون مرکزیت واقع شده است، قدرت یابی بورژوازی در پیرامون هرچند منجر به دادن امتیازهایی به آن‌ها شده است اما این موجب تغییری کیفی در زندگی و کار استثمار شدگان نه تنها نشده است بلکه بر اثرآن شاید گشایشی اندک و البته بدون محتوای مهمی بوجود آمده باشد ولی بنا به ماهیت سلطه طلبانه سرمایه داران در آن مناطق بر دامنه نارضایتی مردم نیز افزوده شده است. گسترده گی نارضایتی اما نتوانسته است از درون خود نیرویی ماهیتاً متفاوت بوجود آورد که بتواند هدایتگر توده ها در راستایی متضاد با بورژوازی باشد. در نتیجه بر بستر چنین نارضایتی، بورژوازی محلی توانسته است سایه پرچم خویش را بر بالای سر مردم نگاه داشته و مرکز نشینان را به چالش بکشاند. این بخش از بورژوازی بامحور قرار دادن مقابله با شونیسم عظمت طلبانه مرکزتوانسته است بر ناسیونالیسم هاله ای از تقدس بپوشاند تا بدین نحواذهان توده ها را از موضوع قدرت طلبی خود منحرف نماید. اکنون در کاتالونیا و کردستان شاهد رودرویی جریانات ناسیونالیست با شونیستهای مرکز گراهستیم. اینکه شونیستها چه در عراق وچه در اسپانیا غرق در فساد و دزدی هستند وتمامی بر نامه‌ها واعمال آن‌ها بر علیه توده هاست بطوری که سالهاست بجز فقر وبیکاری و بی خانمانی ارمغان دیگری برای کل توده ها درجغرافیای اسپانیا وعراق نداشته‌اند واقعیتی است کتمان ناپذیر.اما واقعیات گویای آن نیز هست که قدرتمداران محلی در کاتالونیا وکردستان قرینه آنها می‌باشند . بنابراین در صورت تحقق خواست جدایی خواهانه، اگراین دولتهای محلی بازهم اهرم قدرت را در دست داشته باشند نه تنها نمی‌توان انتظار هیچ گونه گشایشی در زندگی و معیشت توده ها داشت بلکه بعد از متمرکز شدن حاکمیت آن‌ها، هماهنگی وتمرکز نیروهای سرکوب دولت نوبنیاد برای سرکوب توده ها واستثمار بیشتر آن‌ها فزونتر از شرایط حال خواهد گردید. از جانب دیگر چنانچه شونیستهای عظمت طلب مرکز نشین بتوانند با لشکر کشی وسرکوبگری خواست خود را به پیش ببرند، اوضاع می‌تواند بسمتی سیر نماید که سرکوبگری آن‌ها ابعاد جدیدی بخود گیرد و در نتیجه بازهم راه برای بالا بردن نرخ استثمار کارگران هموارتر از قبل گردد. با توجه به چنین واقعیاتی می‌توان گفت راه خنثا نمودن بر نامه‌های هر دو جریان، تلاش برای سازمانیابی توده هادرجهت نفی هر گونه سلطه نظم سرمایه دارانه اعم از محلی و یا کشوری می‌باشد در چنین صورتی است که منطقه جدا شده نه تنها بعنوان جامعه‌ای آزاد برای توده ها ی درون آن خواهد گردید بلکه می تواند الگویی مناسب برای سایر مناطق باشد.            


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست