یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ - یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون  
   

گزارش از ۲۹ مین سال یادمان جانباختگان کشتار زندانیان سیاسی ایران در برلین


اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
سه‌شنبه  ۲۱ شهريور ۱٣۹۶ -  ۱۲ سپتامبر ۲۰۱۷



گزارش از رضا کاویانی: همچنان پس از ۲۹ سال از واقعه کشتار زندانیان سیاسی، همواره با بازماندگان و خانواده های جانباختگان این فاجعه بزرگ ملی با تهدید، تحقیر، تهاجم، دستگیری ها و بازجویی های مکرر برخورد کرده اند، و از طرف دیگر تا به امروز همواره نیروهای مترقی و انسانهای آزاده، وکلا، حقوقدانان شریف و جان بدربردگان از کشتارهای دهه شصت، در برابر این نسل کشی ساکت نمانده اند و همواره سعی به ادای دین کرده اند، و با برپایی نشستها، سخنرانیها و گردهمایی ها یاد عزیزان و جانباختگان خود را گرامی داشته و سعی به روشنگری و دادخواهی از مجامع حقوقی بین المللی کرده اند.و در واقع همین خانواده ها و بویژه این مادران داغدیده بودند که سر انجام بر تاریکخانه این جنایت ضد بشری نور تاباندند و با چنگ انداختن بر خاک گورستان های بی نام و نشان و تصویر برداری از فرزندان به خون خفته خود, اولین پرده از اسرار صندوقخانه جرم و جنایت رژیم را بر کشیدند و آن را رسانه ای کردند.

هر آنجایی که از کشتارهای جمعی صحبت می شود، بی شک و بیش از هر چیز به حضور سلطه بی چون و چرای سرکوبگران و دیکتاتورها مربوط می شود، و به گواه ۳۸ سال حکومت دینی و ایدئولوژیک جمهوری اسلامی ایران، این قانونمندی وحشیانه و جنایتکارانه همچنان در گوشه و کنار کشور ما به کشتار، شکنجه، پیگرد و محرومیت های اجتماعی فعالان سیاسی، نویسندگان، روزنامه نگاران، هنرمندان و فعالان حقوق صنفی و کارگری ادامه دارد، و دستگاه های مربوطه دولتی تا امروز خود را موظف به پاسخگویی در مورد این جنایت بزرگ و ضد بشری ننموده اند.

همچنان پس از ۲۹ سال از واقعه کشتار زندانیان سیاسی، همواره با بازماندگان و خانواده های جانباختگان این فاجعه بزرگ ملی با تهدید، تحقیر، تهاجم، دستگیری ها و بازجویی های مکرر برخورد کرده اند، و از طرف دیگر تا به امروز همواره نیروهای مترقی و انسانهای آزاده، وکلا، حقوقدانان شریف و جان بدربردگان از کشتارهای دهه شصت، در برابر این نسل کشی ساکت نمانده اند و همواره سعی به ادای دین کرده اند، و با برپایی نشستها، سخنرانیها و گردهمایی ها یاد عزیزان و جانباختگان خود را گرامی داشته و سعی به روشنگری و دادخواهی از مجامع حقوقی بین المللی کرده اند.و در واقع همین خانواده ها و بویژه این مادران داغدیده بودند که سر انجام بر تاریکخانه این جنایت ضد بشری نور تاباندند و با چنگ انداختن بر خاک گورستان های بی نام و نشان و تصویر برداری از فرزندان به خون خفته خود, اولین پرده از اسرار صندوقخانه جرم و جنایت رژیم را بر کشیدند و آن را رسانه ای
کردند.

باید تاکید کرد, علیرغم درج نامه نگاری های آیت الله منتظری و آیت الله خمینی که در کتاب های خاطرات آیت الله منتظری, انتشار نوار مذاکرات هیات مرگ "حسینعلی نیری، ابراهیم ریسی، مرتضی اشراقی و مصطفی پور محمدی وزیر دوره پیشین دادگستری دولت حسن روحانی" که در ملاقات با آیت الله منتظری در دفتر ایشان ضبط شده بود,رفته بودند تا ادامه کشتار را به او منتسب کنند و در آینده از نام او برای توجیه کشتار زندانیان استفاده ببرند، دومین پرده برداری از جنایت های رژیم انجام گرفت و انعکاس آن در جامعه و سطح محافل حقوقی داخلی و بین المللی و سرانجام از پرده برون افتادن چهره افرادی مانند احمد خمینی؛ و توجیه کردن این جنایت از طرف بازماندگان خمینی و همچنین هاشمی رفسنجانی؛ سر کوه یخ از آب بیرون زد و دیگر با هیچ گونه ترفند و مماشات نمی توانند آن را پنهان کنند و به فراموشی بسپارند و دقیقا به همین دلیل است که مسئولان وقت رژیم همه در کنار هم ایستاده اند و به توجیه این جنایت و نسل کشی بزرگ تاریخ ایران می پردازند تا از چنگ عدالت بگریزند، همه وزرای اطلاعات دوره های پیشین هم از عملی که انجام شده حمایت کردند و اعضاء خانواده آیت الله خمینی هم ازحکم مشهور کشتار زندانیان به بهانه حمله مجاهدین در عملیات فروغ جاودان دفاع کردند و سعی به توجیه آن پرداختند اما تا کنون هیچ یک از مسولین ریز و درشت این جنایت بزرگ حکم کشتار زندانیان چپ را در اختیار افکار عمومی قرارنداده اند تا بگویند آنها را به چه بهانه ای به قتل رسانده اند. موضع گیری مسئولان قضایی ایران علیه خانم "عاصمه جهانگیر" نماینده جدید حقوق بشر در ایران که جانشین آقای "احمد شهید" اعلام شده است، موضع گیری شورای عالی قضایی علیه آقای احمد منتظری به دلیل انتشار" نوار های صوتی هیات مرگ" و متهم کردن ایشان به اقدام علیه امنیت ملی، دستپاچگی همه عاملان و آمران کشتار زندانیان سیاسی ایران که تا به امروز در پنهان ماندن نام و نشان و حتی محل دفن و گورستانهای هزاران نفر از فرزندان شریف سرزمین ایران دست داشته اند، همه و همه از همدستی این جنایتکاران حکایت می کنند.

انتخابات دوره اخیر ریاست جمهوری در ایران و کاندیداتوری ابراهیم ریسی یکی از اعضاء هیات کشتار زندانیان سیاسی ایران در سال ۱۳۶۷, تلاش های مسولان " نظام" را در پنهان کردن و به فراموشی سپردن این فاکت جنایت علیه بشریت در ایران را به عرصه گفتگو ها و مباحث انتخاباتی کشانید و مسولان نظام را مجبور به موضعگیری های متفاوتی نمود , و این سومین موردی بود که پرده دیگری از جنایت رژیم بر کشید و تقریبا همگان را به هر ترتیب نسبت به فاجعه و کشتار ۶۷ مجبور به اعتراف نمود. برخی پس از سال ها اصل فاجعه را تایید کردند اما از خود رفع مسولیت کرده و انگشت اشاره را به طرف رقیب انتخاباتی خود نشان دادند. اما در مجموع تلاش نمودند تا به هر شکلی علت فاجعه را به خارج از تصمیم گیری های از پیش برنامه ریزی شده و مورد توافق مسولان وقت تعبیر و تفسیر کنند, اما جامعه ایران کم کم با برخی مسائل جدیدو بویژه با دسترسی به میزان زیادی اطلاعات و نوشته ها از بازماندگان و نهاد های فعال حقوق بشری و احزاب و سازمان های سیاسی ایرانی, سرانجام قادر شد به اولین نتیجه سالها کار و ممارست دست یابد و جامعه بین المللی کشتار زندانیان سیاسی ایران را به عنوان "جنایت علیه بشریت " شناسایی کند.

سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) مطابق معمول سالهای پیش اقدام به برگذاری ۲۹ مین سالگرد کشتار زندانیان سیاسی ایران دهه ۶۰، در برلین نمود و با دعوت از خانم منیر فرهودی ++++ آقای رضا علیجانی چهره آشنای سیاسی و از زندانیان جان بدر برده کشتار سال ۶۷, رفیق ناهید همتی عضو شورای مرکزی سازمان فداییان خلق ایران(اکثریت), یاد و نام جانباختگان"فاجعه ملی ایران" را گرامی داشتند. رفیق بیژن اقدسی آغازگر این مراسم, ضمن محکوم کردن این جنایت ضد بشری، خواستار محکومیت و به کیفر رساندن آمران و عاملان آن گردید و گفت:
به همت صدها و هزاران کنش‌گر گمنام و به‌نام، راز آن تابستان سیاه از پرده برون افتاده است. ما داغ‌دیدگان آن جنایت سهم‌ناک نگذاشتیم خون بخشی از بهترین فرزندان این سرزمین، پای‌مال استبدادی دیجور شود. نبض قلب‌های جسوری که در تابستان ۱۳۶۷ و چه ظالمانه به خاک و خون کشیده شدند، پرواز بی‌پروای جان‌های آرزومندی که در اوج جسارت خود و از بند بیداد به حکم آیت‌الله خمینی قربانی شدند، از قعر خاک سرد خاوران‌های پرشمار وطن گریبان همهٔ جانیان حاکم بر ایران را گرفته است.
خاوران، تابستان ۶۷ و چندین هزار آزادی‌خواه به خون خفتهٔ این تموز سیاه، فراتر از یک اقدام، یک کشتار، زمانی برای سوگ همگانی و فراتر از یک فاجعهٔ ملی است. کشتار گستردهٔ چندین هزار زندانی سیاسی حکم گرفته در تابستان ۱۳۶۷ در بسیاری از شهرهای میهن در گذر سال‌ها به نماد کشتار و جنایاتی بدل شده است که این نظام استبدادی و جنایت‌پیشه در نزدیک به ۴۰ سال فرمان‌روایی خود بر میهن آبا و اجدادی ما، در این دیار مرتکب شده است. آن گرد افسون و فراموشی که همهٔ ارکان نظام در نزدیک به ۳۰ سال گذشته به عبث کوشیده‌اند بر حافظهٔ ایرانیان و بر چشم تاریخ بپاشند، دیری است تأثیرگذاری خود را از دست داده است. ما، همهٔ ما بستگان و یاران جان‌باختگان کشتار ۶۷ و همهٔ ما آزادی‌خواهان ایرانی با هم، از این جادوی سیاه، سحرزدایی کرده‌ایم. اینک دیگر عالم و آدم می‌دانند که در آن تابستان سیاه بر سر یاران ما، بر سر عزیزان ما چه آورده‌اند.
گذشت آن روزگار غریبی که ما مجبور بودیم با ساک یادگاری عزیزان‌مان در دست، با اندوهی توصیف‌نشدنی در جان و دل و دریا دریا خون و اشک در دیده‌های ناباورمان در خیابان‌های میهنی بی‌خبر از فاجعه و ابعاد آن، در جستجوی تسلای خاطر سر بر شانهٔ یک‌دیگر بگذاریم. گذشت آن روزگاری که حتی داغ‌داری و ریختن اشک در رسای خون به ناحق ریختهٔ عزیزان‌مان هم از خطوط قرمز نظام بود و گذر ما به خاطر آن به کمیته و زندان می‌افتاد. گذشت آن روزگاری که فرزندان ستم‌دیده‌ای که بسیاری از آنان در کودکی و هم‌راه مادرها و پدرهای مبارزشان راهی زندان شده بودند، بدون آگاهی از شجاعت و سرنوشت عزیزان‌شان و محروم از محبت مادری و پدری، به سختی روزگار می‌گذراندند و بزرگ می‌شدند. اینک رسوای این جنایت عظیم، جانیان منفور و ملعون آن‌اند، جانیانی که به جنایات خود اعتراف نیز می‌کنند. اینک خلقی می‌داند که در آن تابستان سیاه چه فاجعه‌ای رخ داده است.
دست و پا زدن بی‌مایهٔ عاملان در توجیه جنایت خود و نظام‌شان، در توجیه حکم جنایت‌کارانهٔ تنها آمر این کشتار، یعنی خمینی، رهبر و بنیان‌گذار نظام ولایت فقیه، تعویض سناریوهای گوناگون در این تلاش عبث، همه و همه گواه حقانیت دادخواهی کرور کرور آزادی‌خواه ایرانی و کرور کرور خانوادهٔ داغ‌داری است که در طی نزدیک به چهار دهه عمر این نظام عجین با کشتار و خون، یاران و جگرگوشه‌های‌شان را از دست داده‌اند و می‌دهند. اما این دیوار دروغ وتزویر و تحریف نیز روزی فرو خواهد ریخت و جانیان، رسواتر از آن چه اکنون‌اند، در برابر ایرانیان آزاده برملا خواهند شد.
و امروز که پرده از راز آن جنایت و ابعاد آن افتاده است، در روزگاری که کشتارگران آن سال و سال‌های پیش و پس از آن در درون نیروهای نظام ولایت فقیه و چه وقیحانه در صدد توجیه جنایات خود و دو رهبرشان با توسل به انواع و اقسام دروغ‌ها و تزویرهای‌اند، این انتظار برحقی از اصلاح‌طلبان حکومتی است که با فاصله گرفتن از میراث خون‌بار خمینی، صداقت خود در بریدن از سرکوب و کشتار حکومت ولایی را به محک تاریخ بگذارند. در روزگاری که رئیس جمهور اسلامی که علیرغم تأکید بر جنایات ۳۸ سالهٔ قاضی رقیب و ترغیب مردم به رأی دادن به خودش به عنوان وکیل، پس از نشستن دوباره بر کرسی ریاست جمهوری، این بار هم، هم‌کار مستقیم دیگری از همان قاضی جانی در کشتار تابستان ۶۷ را به وزارت دادگستری برگزیده است، این انتظار بر حقی است،که کسانی از باورمندان نظام جمهوری اسلامی که سخن از محکومیت کشتار، از حقوق شهروندی و از تعلق ایران به همهٔ ایرانیان می‌زنند و قلم بر این سیاق می‌رانند، به یاد و نام تمامی قربانیان آن فاجعهٔ ملی از هر جنسیت و قومیت و کیش و باور سیاسی ادای احترام کنند و هر آن جا که می‌شود و می‌توانند، از محکوم کردن آن فاجعهٔ ملی و آمر و عاملان آن فرونگذارند.
حکم پایانی جنایت و ظلم خاوران هنوز در راه است. روزی در تاریخ ایران این اتفاق بزرگ خواهد افتاد که آیت‌الله خمینی، به عنوان تنها آمر کشتار زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷ و به هم‌راه او، همهٔ عاملان ریز و درشت آن نیز، در دادگاهی مردمی به اتهام این جنایت بزرگ علیه بشریت محاکمه شوند. اما حتی پیش از فرارسیدن آن روز بزرگ نیز باید بر این واقعیت انکارناپذیر پای فشرد که آن چه از خمینی در حافظهٔ مردم و میهن ما به جای خواهد ماند، نه «مرقد مطهر» او، که خاوران‌های پرشمار در جای جای این میهن مظلوم و تاریخی است.

رفیق مهدی ابراهیم زاده مجری و مدیر جلسه, به پاس احترام به جانباختگان راه آزادی ایران از حاضرین در جلسه درخواست نمود تا به پا ایستند و و یک دقیقه سکوت کنند. سپس فراز هایی از اعلامیه هیات سیاسی .اجرائی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) را که به مناسبت این یادمان صادر شده بود قرائت کرد:
"
دوستان و رفقای گرامی عزیز,
ما گرد هم آمده ایم تا در بیست و نهمین سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی ایران, یاد زنان و مردانی را گرامی داریم که در آن فاجعه هولناک, جان بر سر وفای عهد نهادند.در سه دهه ای که از این فاجعه می گذرد, رژیم جمهوری اسلامی از هیچ تلاش برای به فراموشی سپردن فاجعه فرو گزار نکرد.بدین منظور حکومت ایران در سه دهه اخیر سیاست انکار و سکوت را پیش برد.اما کوشش بی وقفه بازماندگان جانباختگان با نیز نیرو های آزادیخواه, سیاست انکار و سکوت را با شکست تمام عیار مواجه کرد.اکنون که این سیاست شکست خورده است, بسیاری از مقامات آن روز و امروز ناگزیر شده اند به توطعه سکوت پایان دهند و در پی توجیه جنایات هولناک سال ۶۷ بر آیند.ما در بیانیه مشترک سه جریان اعلام کردیم:یاد و نام صد ها تن از اعضاء و هواداران احزاب و سازمانهای چپ که در سال ۶۷ اغلب پس از تحمل سالها زندان اعدام شدند, زنده است و هیچ کس را یارای به فراموشی سپردن آنان نیست..."
بگذارید در این مبارزه کماکان در کنار خانواده های قربانیان و همه کسانی قرار گیریم که در دهه های گذشته به دفاع از حقیقت بر خاستند.

اولین سخنران این مراسم خانم منیر فرهودی همسر رفیق مهرداد پاکزاد بود که در رژیم کذشته هم زندانی بود,اما در زندان رژیم جمهوری اسلامی پس
از ۲۰ ماه, در تیرماه ۱۳۶۴ اعدام گردید.خانم فرهودی گفت من همسر مهرداد پاکزاد به عنوان بازمانده خانواده های اعدام های سال ۱۳۶۰ هستم.در ۱۲ آبان ماه ۱۳۶۲ زنده یاد هبت الله معینی را دسگیر کردند و شب بعد, همسرم مهرداد را. من پس از این دستگیری ها تا مدت ها به همه جا سر میزدم تا نشانی از همسرم مهرداد بگیرم, اما هیچ جواب درستی نمیدادند و دائما حاشا میکردند و ما را سر گردان می نمودند .من با مراجعه مکرر به لوناپارک, جز توهین و تحقیر جوابی نمی گرفتم. و ۹ ماه به همین وضع گذشت تا اینکه محل مهرداد را به ما اطلاع دادند و من دو بار و هر بار ۵ دقیقه توانستم با او ملاقات نمایم. در همین فرصت کوتاه متوجه شدم که شکنجه شده است و علائم پانسمان روی بدنش دیده میشد و امکان حمام و نظافت هم نداشت و صورتش پوشیده از ریش بود:در محل ملاقات هم خیلی به ما توهین میکردند: بعد از ۱۱ ماه به مادر و پدر مهرداد زنگ زدند که شما در ۵ تیر ماه ملاقات دارید: من هم به پسر ما گفتم که میتوانی بابا یت را ببینی: اما بعدا دو باره زنگ زدند که مهرداد اعدام شده است.مهرداد جزو هشت نفر اولی بود که در خاوران دفن شده است, اما ما نمیدانیم کجا دفن شده است. خانم فرهودی گفت من تمام نامه های مهرداد را به عنوان سند حفظ کرده ام و تنها چیزی که ما بازماندگان را آرام میکند,دادگاهی ست که همه جنایتکاران را به محاکمه بکشاند, ما تا آن روز از حق خودمان دست نخواهیم کشید.

آقای رضا علیجانی سخنش را با سئوالی که دوستی از او پرسیده بود شروع کرد: این همه سال درباره تابستان ۶۷ حرف زده اید، حرف ها یتان تمام نمی شود؟ وی در پاسخ گفت نسبت ما با این فاجعه ملی در ابتدا یک ارتباط عاطفی است با دوستان و عزیزانی که یادشان را گرامی می داریم و سپس بعدی سیاسی و مدنی دارد برای «کشف حقیقت» و در امتدادش «دادخواهی». فعلا اما تا آنجا خیلی راه است چرا که قاتلان هنوز به کارشان افتخار می کنند در اجرای حکم خداوند.
وی در ادامه گفت جدا از جنبه عاطفی، در لایه عقلی و تحلیلی مسئله باید به ریشه یابی این فاجعه پرداخت و شاید بهتر باشد آن را در پرونده بزرگتری به نام «خشونت»واکاوید. ریشه های خشونت های بعد از انقلاب اما شاید به دو جای مهم برسد. یکی خود انقلاب و نگاه انقلابی و چپ که به خشونت به عنوان مامای انقلاب می نگرد و دیگر فقاهت که دگرستیز و تنگ نظر است و نگاه حذفی دارد. تابستان ۶۷ از هر دو ریشه نسب می برد.
وی بعد معرفتی-روانی ماجرا را نیز به نگاه تضادی و آنتاگونیستی به جای نگاه وفاقی مرتبط دانست.
آقای رضا علیجانی افزود این وضعیت اجتماعی و روانی چه موقع شکل می گیرد؟ موقعی که خواسته های مخالفان فراتر از مناسبات حاکم بوده و قدرت حاکم نیز راه هر گونه اصلاحی را بسته باشد.
وی در ادامه گفت هر چند نگاه جزمی و حذفی قدرت مستقر عامل و متهم اصلی خشونت های بعد از انقلاب است اما جریانات مخالف نیز عاری ازخطا و خشونت نبوده اند. برای جلوگیری از تکرار خشونت در آینده باید به این وجه ماجرا نیز پرداخت. هر چند خطا و خشونت این جریانات به هیچوجه خشونت سازمان یافته و سیستماتیک حکومت به عنوان نیروی صاحب قدرت و مسئولیت در کشور را توجیه نمی کند.
آقای رضا علیجانی همچنین گفت متاسفانه علائم این بیماری و ریشه های آن هنوز قابل مشاهده استِ؛ همچون اعدام فله ای بیست و چند نفر کرد سنی، صدور حکم اعدام برای محمد علی طاهری، برخورد با دراویش و....
وی در پایان به اجمال به «چه باید کرد؟» پرداخت و یکی از راه ها را تبدیل این فاجعه (که آن را هلوکاست زندانیان سیاسی می نامید)، به یک ناخود آگاه جمعی دانست. فاجعه ای که بیش از همه به همت خانواده ها و نزدیکان فکری قربانیان زنده مانده است. وی در تمثیلی به تابلوی علیرضا رجایی اشاره کرد و گفت اگر این تابلو به حافظه جمعی ما وارد شود می تواند مانع آن شود که جلوگیری از دسترسی زندانیان به معالجات پزشکی باز فاجعه بیافریند.
آقای رضا علیجانی در قسمت پرسش و پاسخ نیز به وضعیت کشور در مقطع اسیرکشی ۶۷ و هراس قدرتمندان و نهادهای پنهانی آن از مرگ رهبر انقلاب اشاره کرد و گفت تصفیه زندانیان همچون چند مسئله مهم دیگر(مانند پایان جنگ- برکناری آیت الله منتظری-تغییر قانون اساسی)، از مدت ها قبل طراحی شده بود و توجیه آن با عملیات مجاهدین یک فریبکاری بزرگ است. وی پیشنهاد کرد که چپ ها با تولید کلیپهایی کوتاه و کم حجم به چپ کشی در این فاجعه بپردازند تا نشان داده شود که صدها زندانی چپ که هیچ ربطی به مجاهدین هم نداشته اند کشته شده اند و سحر و فریب دروغگویان را برملا کنند. در این رابطه خاطرات و مرارت های خانواده ها می تواند بسیار مفید و موثر باشد.

رفیق ناهید همتی آخرین سخنران این مراسم بود که سخنان خود را باخواندن قطعه شعر کوتاهی از بیژن اقدسی در رسای یاران از دست رفته، آغاز کرد. مضمون سخنان وی به چگونگی و چرایی کشیده شدن کشتار ۶۷، پس از ۲۸ سال به فضای سیاسی ایران و چگونگی برخورد نیروهای چپ و آزاداندیش ایران در شرایط جدید، با خشونت‌های دهه‌ی ۶۰ به طور کلی اختصاص داشت.
رفیق ناهید در آغاز سخنان خود در این زمینه گفت: انتشار فایل صوتی گفت‌وگوی آیت‌الله منتظری با هیات مرگ در سال گذشته، کشتار ۶۷ را تقریبا به سخن روز فضای سیاسی ایران تبدیل کرد و کاندیداتوری رییسی در انتخابات ریاست جمهوری ۹۶ پای کشتار ۶۷ را به کارزار انتخاباتی نیز کشاند... دیگر جای انکار باقی نمانده بود و ۲۸ سال تکذیب جنایت، جای خود را به توجیه و تجریف و حتی انداختن مسئولیت کشتار بر دوش جناح دیگر، داد. ... اگر تاکنون جان‌باخته‌گان شهریور ۶۷ را به جامعه‌ی دیروزو امروز ایران مجاهدینی معرفی کرده بودند که در بحبوبه‌ی جنگ با عراق، به غرب کشور حمله کرده و اسلحه‌ی خود را به سمت ایران گرفتند، امروز دیگربرای نسل جوان امروز روشن است که این تحریفی بیش نیست و هر روز بیشتر با بخشی از حقیقت آشنایی پیدا کرده‌اند و دست‌کم می‌دانند که آنان اسیرانی در بند بودند که پیش‌تر در به اصطلاح داد‌گاه‌های خود رژیم محاکمه و محکوم شده و در حال گذران محکومیت خود بودند و حتی روشن شده است که این کشتار، با نقشه‌ای از پیش طراحی شده برای از میان بردن مخالفان اجرا شده است.
وی در بخشی دیگر از سخنان خود ضمن ادای احترام به تلاش خانواده‌های جان‌باختگان و بازماندگان و کنش‌گرانی که ۲۹ سال تمام تحت فشارهای بی‌پایان، از تلاش خود برای افشای حقیقت بازننشستند، هیچ سالی خاوران را خالی نگذاشتند و صدای رسایی شدند برای کشف حقیقت و محاکمه‌ی عادلانه و علنی آمرین و عاملین جنایت و به یمن همین تلاش‌ها بوده که امروز شاهد کشف بخشی از حقیقت هستیم... بر این امر تاکید کرد که هنوز راه زیادی تا رسیدن به روزی که همه‌ی حقیقت آشکار و روشن در معرض دید همگان قرار بگیرد باقی است و وظیفه‌ی سنگینی بر دوش نیروهای چپ و دیگر نیروهای آزادی‌خواه قرار دارد که با هدف جلوگیری از تحریف و لاپوشانی حقیقت توسط مسئولین دیروز و امروز جمهوری اسلامی و یا جلوگیری از سودجویی نیروهای تندرو و خشونت‌طلب داخل و خارج‌نشین در کشاندن جامعه به سمت انتقام‌جویی، هم‌چنان به تلاش‌های خود ادامه داده و عدم تکرار چنین خشونت‌هایی را سرلوحه‌ی برنامه‌ریزی‌های‌شان در این زمینه قرار دهند.

همچنین از طرف دفتر روابط امور بین الملل حزب چپ آلمان پیامی به همین مناسبت صادر شد و در آن تاکید شده که همه ما موظف به دادخواهی هستیم,
تا از ادامه و تکرر جنایات علیه انسان ها جلو گیری نماییم. این پیام توسط رفیق رضا کاویانی قرائت شد:
پیام به یادمان قربانیان کشتار تابستان ۶۷ در زندان‌های جمهوری اسلامی ایران
رفقای عزیز ایرانی!
در پیوند با یادمان امروز و از این طریق پیام هم‌بستگی‌مان را به آگاهی‌تان می‌رسانیم! ما امروز نیز همانند هر سال از جان‌باختگانی، از تمامی کسانی یاد می‌کنیم که جان خود را توسط نظام بیدادگر حاکم بر ایران از دست داده‌اند. هم‌زمان خانواده‌های این قربانیان را نیز بزرگ‌می‌داریم، که همسران، پدران، مادران، پسران، دختران، خواهران و برداران‌شان را از دست داده‌اند. هنوز هم تقاص این جنایت پس داده نشده است، هنوز هم بازماندگان امکان سوگواری علنی در غم از دست دادن عزیزان‌شان را ندارند و هنوز هم پیرامون ابعاد و چند و چون این جنایت نفرت‌انگیز سکوت مطلق حاکم است.
در این شرایط مقابله با فراموشی به مراتب دشوارتر است. اما ما اجازه نداریم فراموش کنیم.
ما اجازه نداریم فراموش کنیم، چرا که باید به یاد داشته باشیم که آدمی قادر به ارتکاب چه جنایاتی است. تشخیص اساسی عنصر نیکی در سرشت آدمی بخش تفکیک‌ناپذیری از تعلق به نیروی چپ است. و جز این ما قادر نمی‌بودیم چشم‌انداز جهان سوسیالیستی مبتنی بر همبستگی را ترسیم کنیم، جهانی که در آن انسان‌ها در کنار هم در گونه‌گونی و برابرحقوق زندگی خواهند کرد. اما تجربه به ما این را نیز آموخته است که آزادی و صلح روندهایی محتوم و خودانگیخته نیستند، بلکه باید در پی‌آمد نبردی دشوار به ارمغان آورده شوند و این که همواره نیروهایی موجود خواهند بود که در برابر تحقق باور به آزادی و صلح ایستادگی خواهند کرد و از سر آزمندی، تحقیر دیگران، تعصب و هراس به گم‌راهه کشانده شده، عنصر بدی را در آدمی به تبارز می‌کشند، و آدمی را به جرم و جنایت می‌کشانند.
ما اجازه نداریم فراموش کنیم، چرا که ما نباید اجازه دهیم، که چنین جنایتی تکرار شود. هر گاه ما به یاد داشته باشیم، که آدمی قادر به ارتکاب چه جنایاتی است، اجازه نخواهیم داشت در هنگام تهدید و خطر چشم بر روی‌دادها بپوشیم و امیدوار باشیم که ابعاد آن‌ها چندان فاجعه‌بار نباشد. ما باید آمادگی مقابله با آن چه را که می‌تواند پیش بیاید، داشته باشیم و باید هر آن جایی که امکان‌پذیر باشد، مداخله کنیم تا از کشتار به نام ایدئولوژی، به نام مذهب و یا به نام تثبیت ادعای قدرت جلوگیری کنیم. ما باید به مقابله برخیزیم، هر گاه حکومت‌ها مردم را به زندان می‌افکنند، چون نظرات آنان خوش‌آیندشان نیست، ما باید به مقابله برخیزیم، هر گاه حقوق بشر نقض می‌شود و ما باید به مقابله برخیزیم، هر گاه کشورهای دیگر به گونه‌ای برخورد می‌کنند که گویا نقض حقوق بشر به آنان ارتباطی ندارد تا هنگامی که هم‌کاری اقتصادی کارآیی دارد. در این جا نیز ما باید به مقابله برخیزیم و اعتراض کنیم.
ما اجازه نداریم فراموش کنیم، چرا که ما در برابر قربانیان و بستگان آنان تعهد و مسئولیت داریم. آنان در راه صلح و آزادی پیکار کردند و در این راه از همه چیز خود گذشتند. باور آنان به برپایی جهانی مبتنی بر همبستگی و هم‌زیستی برابرحقوق آن چنان پای‌دار بود که از آن تا دم آخر پاس‌داری کردند و سر آخر جان بر سر آن گذاشتند. باور آنان به جهانی بهتر نیز، میراثی است که باید پاس‌داشته و ارج‌گذاری شود.
پس بیایید تا به اتفاق پیکارمان در راه آزادی و صلح و برای برابری و هم‌زیستی مبتنی بر هم‌بستگی را پی‌گیریم! در ایران، در آلمان و در سراسر جهان!
در پایان . سخنرانان به پرسش های حاضرین پاسخ دادند,

این مراسم روز شنبه ۹ سپتامبر در برلین برگزار گردید, متاسفانه یک روزبعد, یکشنه ۱۰ سپتامبر ۲۰۱۷ , در خواستی از آقای جعفر بهکیش" خطاب به برگزار کنندگان، سخنرانان و شرکت کنندگان در بزرگداشت قربانیان کشتار تابستان ۶۷در ۱۸ سپتامبر ۲۰۱۷ در برلین" در نشریه کار و اخبار روز منتشر شد, که اگر حتی در حین اجرای مراسم هم به دست ما میرسید, طبیعی بود که مانند دیگر سوال ها, مطرح میشد و پاسخ میگرفت.

kar-online.com
www.akhbar-rooz.com

در ذیل پاسخ آقای رضا علیجانی به آقای جعفر بهکیش هم آمده است:
www.akhbar-rooz.com


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست