یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون  
   

ستیزِ کور برای برابری - بهنام چنگائی


اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
چهارشنبه  ۱۷ خرداد ۱٣۹۶ -  ۷ ژوئن ۲۰۱۷


این چشم بندی نیست، واقعی ست اگر سرراست بگوئیم: بیشترین زمینه و انگیزه پیدایش ستیزهای کور مذهبی و جنگ های کودن ناسیونالیستی در "جهان سرمایه سالاری" مستقیما به ریشه ی تبعیض ها و نابرابری های فراوان "سرمایه علیه کار" برمی گردد. و آن نیز بیش از همه بخاطر خاستگاه برتری خواهی و بهره جوئی های فرهنگ تاریخی و تاکنونی مسلط برهستی و "شعور انسان" می باشد. نگرش طمعکار و کاربرد جاهطلبانه ایکه بسود و سروری الیت سرمایه دار است و به کار کارگر نان بخور و نمیر می دهد؛ و با تکیه بر ابزار تولید و خدمات، اصل گردش سرمایه، کارمزدی، سرقت ارزش افزوده و استثمار پیگیر استوارمانده، ادیان را بخدمت و کاسه لیسی خویش درآورده، و اینک دارائی اش به بالاترین سقف انباشت سرمایه مالی جهانی رسیده، و بربریت ۱%ها بر انسانیت ۹۹%ها می چربد و بی رحمانه زورش بر مهر، اندیشه و همبستگی مسالمت آمیز"نوع انسان" ستم ناروا می راند.

و شگفتا دایره نگاه چیره ی نوع انسان به روابط سرمایه سالاری با تفاوت هائی و در سرتاسر گیتی، همچنان متأثر، متمایل و محصول تاریخی همین راه ضدبشری و مطیع روند بلند بهره کشی انسان از انسان است. کنش و منش اکثر"اوی جهانی" در چهارچوب چنین ساختاری شکل یافته، مستقیما ادیان و مذاهب ابراهیمی نیز پشتوانه این غارتگری بی شرمانه هست. ساختار بورژوائی ایکه در برابر آریستوکراسی اشراف و فئودالیسم روزگاری انقلابی بود و اینک، فرسوده و مخل زندگی شده و با وجود ناسازگاری ها و ناهنجاری های مرگبارش، هر راهکار فراروئی بسوی تحول و تکامل اجتماعی و همگانی را قهرا با اهرم نظامی "ناتو" سرکوب کرده و بشکست می کشاند. و پیوسته در گذشته دور وامانده و متوقف اراده و خواست چند کارتل و تراست و هموندان آنهاست و به ترور، آشوب و نابسامانی های جامعه بشری و نابرابری ها که ستیز کور ( جنگ مذهبی و انتحارها) نمود آنهاست، روزانه می افزاید.

ساختار و اختاپوس سیاسی نئولیبرال و اقتصاد انگل، بیمار و مسلط او بیاری ناتو بر جهان امروز حکم می راند؛ حکومت مطلقی که دشمن همه ی انسان هاست؛ و به کمتر از سروری خود و به هر قیمت بها نمی دهد. دیریست این دستگاه درب و داغان نمی تواند دگرگونی بسود منافع اجتماعی و نوع بشری برتابد. او نمی تواند ورای آن باشد که هستی اش به آن وابسته است. همانگونه که مردمان بسیاری با این سنت آموزش دیده، پرورانده شده و برای حتی خیلی از تحصیلکرده ها، و بخش گسترده ای از طبقات زیر "ستم استثمار و نابرابری ها" هم توان تصور گذر از این گذشته سیاه و امید بستن و راه یافتن به چشم انداز روشن فراملی و انسانمدارانه برای شان چندان، آسان نبوده و نیست. مگر آنان که بیاری آگاهی تاریخی، دوری جستن از نگاه های راسیستی، ناسیونالیستی، شوینیستی، فناتیستی و کاپیتالیستی، و همزمان دلبستن به آرمان های انسانی و فراملی که با آگاهی و آمادگی، بیاری نوعدوستی درآید و بسهم خود در خدمت به دفع و نفی ستم طبقات بهره کش باشد.

بنا بر این: با همه احترام به دیدگاه های انسان ها و دردباری از مصیبت های بیشمار آنها، و سرخورده از راه حل های شناخته شده و منحط مذهبی و بورژوائی، منهم بسهم خود ناگزیرم بگویم که ما کمبود انسان های بیدار، تیزبین و ماتریالیستِ تاریخ شناس روبروئیم. انسان هائی که پیش از همه می بایست زمینی باشند و انسانی به دنیای بیرون از ذهنش خود نگاه کرده، و به بررسی عینی ناهنجاری ها و نارسائی ها روابط "سرمایه علیه کار" بنگرند؛ علل پایه ای چالش های خونین مذهبی را کشف کنند؛ روند و قوانین "اقتصاد سیاسی" در پهنه داخلی، منطقه ای و جهانی را بشناسند، بشناسانند، و سپس مورد پرسش و چالش مردمی قراردهند؛ پی به راز در حال بودن و شدن پیگیر هستی و ابزارها ببرند و چایگاه ناتوان انسان تنگدست و میلیاردی در آن را که له و لورده شده اند ببیند، و طبعا دانش طبقاتی بیاموزند، آموخته ها را آموزش دهند؛ منافع زندگی خود را در پیوند با منافع "نوع انسان و کارمزدان و زحمتکشان" بیند، زیرا هردو با اندکی تفاوت کارمزدند و می بایست مشترکا علیه دشمن خود باشند؛ بسیار هوشیارانه با سنت دیرینه ی مذهبی که در همه مقاطع تاریخ بجای مردم و بنام خدا تصمیم گرفته رودرروی سازنده شوند، و هرچه بیشتر به روند روشنگری و رفرماسیون اسلامی علیه این دکانداران دینی دامن زنند؛ همراهی ادیان و متمولان را افشاگری کنند که هردو بجان نیروی کار افتاده و خون مردمان را مکیده اند، یا در جنگ های فراوان مذهبی سنی شیعی میلیون ها را از دم تیغ همنوع کشی ها گذارنده و به اشکال متنوع و ضدبشری سران ادیان و مذاهب در کنار ثروتمندان اعمال بر ملت ها خوشبین سروری کرده اند، برای همیشه خط بطلان بکشند. و برای همیشه از آن دام و دستگاه نابرابرساز هردو سو دور و بیزارشوند. (( در این مبارزه انسانی، نابرابر و حیاتی چپ ها و کمونیست ها خواهان فرهنگ فردائی این ایده های نوعدوستانه بوده، و پرچم مبارزه ی آزادی عقیده و وجدان را برکول می کشند و ضد هرگونه ستم، بهره کشی و نابرابری ها و تبعیض ها می باشند.

این ها دستآورد سرمایه و دین اند: غارت، مافیا، فساد، فحشاء، فقر، افیون ها، نادانی، فریبخوردگی، بیکاری، گرسنگی، جنگ، ویرانی کشورها، فرار میلیون ها از خانه و کاشانه، ستیزکور مذهبی برای نان و آزادی، ستم و نابرابری حقوق زن و مرد خصوصا در کشورهای اسلامی، جنگ مذهبی یک میلیارد مسلمان فریبخورده برای کسب برابری ها، ترور مذهبی روزانه، قحطی و مرگ و میرهای ناشی از آلودگی زمین، نابودی محیط زیست و زیست محیطی و... محصول ساختار سرمایه سالاری و نئولیبرالیسم کنونی آن است که اسلام را بیش از دیگر ادیان بخدمت خود درآورده است. منافع سرمایه داران و دینسالاران انسان ها را در برابر هم گذارده و عملا مادر خشونت گشته اند و منافع انسان های برابر را دسته بندی مالی مذهبی سیاسی اقتصادی می کنند، که دیگر حاصل اش جز جنگ نیست. آندو، چنان حق نابرابر زندگی و تکوین شخصیتی انسان ها را دچار تفاوت های فاحش طبقاتی ساخته اند که بیش از این بردباری نمی شود. در این دو ساختار هر طیف و طبقه ی توانا برای حفظ و بهبود منافع مسلط خود دیگران را پلکان جاهجوئی خود می سازد. در این بازی درندگان همیشه، ناتوان ها و محرومان دریده می شوند. و زمامداران و تئوکرات ها و یقه سفیدهای بورکرات آنها در هرگوشه ی جهان که باشند، داعیه دمکراسی دارند، ولی در پنهان ستیز کور گرسنگان مذهبی را علیه خود آنها سازمان می دهند. امپریالیسم آمریکا، اسرائیل صهیونیست و جاهلان سعودی و باندهای هموند، دسیسه ی ویرانی ایران را ریخته و برابر پاسداران حماقت که سران شیعی باشند ایستاده اند و در تدارک رونق بازار میلیتاریسم صف کشیده اند. همه آنها از ترامپ نتانیاهو سعودی ها، تا خامنه ای روحانی، هیچکدام چاره ای جز پرداختن به تحریک جنگ ها و ویرانی ها و کشتارهای کوچک و کلان نداشته اند، تا مگر سرکردگی فرهنگ سیاسی اقتصادی ضدبشری خود را پایدارترکنند. نابرابری های اجتماعی هار و حادی که دیگر از قلب آمریکا تا یمن نجومی شده اند و منشأ مبارزه های برابری خواهانه و مقاومت های ملت ها و طبقات محروم در سراسر ایران، منطقه و جهان بوده است.

کمتر دیدگاه بی طرفانه و مردمگرائی به علل گرایش توده ها به داعشیسم شیعی و سنی، و شاخه های هولناک دیروزی و امروزی آن پرداخته، و ناگزیری این بربریت و سوء استفاده از ساده لوحی مسلمانان را با همه جنایت هایش می پذیرد. مگر نه بیش از یک و نیم میلیارد انسان مسلمان اسیر طمعکاری امپریالیست ها، صهیونیست های اشغالگر و دست نشاندگان داخلی دیکتاتور بوده است؟ همین خمینی داعش شیعی را که به مردم ما تحمیل کرد؟ جز آمریکا! ملت هائی که برای کسب حقوق برابر و مقاومت در برابر زور، پناه به دسیسه های سران خون آشام مذهبی خود بردند و هزارها از آنها در ۵۰ و ۶۷ تنها در ایران قتلعام شدند! در این میان آمریکای جهانخوار و یاران غربی او از مذهب علیه برابرخواهی نوع مسلمان و غیر، سلاح برنده ای علیه خود آنها و بشریت ساختند که همینک گردن کلفت پایه گذاران را نیز زیر تیغ کور قرارداده است. ستیز کوری که در آغاز نیروی مدافع خود را تنها برای برابرخواهی ها علیه راست هار جهان تعریف کرده و می شناساند؛ اما اینک و بیش از همه بجان خود مسلمان شیعی سنی افتاده است. دست به ترورهای فله ای و وحشیانه ای می زند که مستقیما، نیروی مدافع و منبعث آن از شدت فقر و فاقه، عقب ماندگی تاریخی و ستم بلند صهیونیسم و امپریالیسم آمریکا در منطقه و جهان جار دادستانی می زد. کدام نگاه جسور و انقلابی درست بر این تظلم و و پاسخ کور مذهبی مسمانان قربانی انگشت نه اتهام، بل تبرئه نهاده است. این قربانیان باید حمایت شوند و از طور داعش نجات یابند. مگر نه داعش محصول راسیسم صهیونیست هاست که فزاران هزار را ترور کرده و می کند؟ مگر نه امپریالیسم آمریکا برای سرکوب کمونیست ها و برابرخواهی ها داعش طالبان را سازمان داد؟ و هنوز پیوسته همه ی جریان های تندرو مذهبی را مورد پشتیبانی مالی و لجستیک قرارمی دهد؟ مگر دست همه ی دولت های و هردو حزب حاکم آمریکا و کشورهای عمدتا غربی در خون مسلمانان و ویرانی کشورهای شان آلوده نیست؟ پس این ستیز کور بازتاب طبعی آن جنایات ضدبشری ست. توطئه ی آشکاری که قربانیان خود را صرفا در جوامع تنگدست و عامی اسلامی جسته و می جوید. مردمی که دیگردر کشورهای غارتشده شان بجان آمده اند و پاک سرخورده و مستعد خودکشیند. روند ویرانگر و ضدبشری ایکه ناتو همزمان از یوگسلاوی، افغانستان آغاز شد و بسرعت عراق، آفریقا، خصوصا شمال آن تا لیبی، و سپس سوریه، بحرین و یمن کنونی را در برگرفت. ظاهرا با دو انفجار اخیر در مجلس و "کاخگور خمینی" این ستیز می تواند راه به ویرانی ایران هم برد. هدف همه ی این ستیزهای کور جز برای نان و آزادی و برابری نیست که توسط سران ریاکار مذهبی گمراه شده و بسمت سکتاریسم مذهبی هدایت می شود و مقاومت در برابر خواست مردم و کارگران مسالمتجو را سرکوب و به یک فرجام انتقامگیرانه کور فرامی رویاند. طرح اخیر ترامش، نتانباهو و باندهای سعودی علیه سران شیعی چنین طرحی را برای کشور ما ریخته است. هوشیارباشیم و هردوسوی دشمن نوع بشر را رسواکنیم.


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست