یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

هسته اقلیت: انتخابی در میان نیست و نبوده است


اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
دوشنبه  ۲۵ ارديبهشت ۱٣۹۶ -  ۱۵ می ۲۰۱۷


* شرکت در انتخابات جمهوری اسلامی پرده ساتری بر دیکتاتوری عریان است

رژیم جمهوری اسلامی ایران تنها یک چهره واقعی دارد و آنهم دیکتاتوری عریان سرمایه داری است. پایه های این دیکتاتوری فارغ از هر نامی که داشته باشد درپروسه انکشاف و مناسبات سرمایه داری ایران نهفته است. این رازیست که پشت تمام دیکتاتوریهای منطقه قرار دارد و کما بیش آنها را بهم شبیه کرده است. مذهب وایده های کهن بعنوان آرایشگران و توضیح دهندگان این دیکتاتوری اینک به امر سرمایه نفس میکشند و خون رگانشان را از نیاز تطابق با ملزومات حرکت سرمایه میگیرند. جمهوریهای اسلامی رنگارنگ در منطقه ومومنان کراواتی وعمامه بسریا آراسته به ریش و پشم همه از دم نوکران این ملزومات غیر انسانی اند. فشار این شرایط خارج از تحمل بشری ،اماچاره میطلبد. مردم بستوه آمده اند.
کشتار بی امان جواب نمیدهد.در بسیاری از نقاط جهان مردم حتی فرصت خاکسپاری مردگانشان را از دست داده اند. زنگ تفریح های ناپایدار که تنها از مقایسه با رنج دیگران معنا می یابند مرکز امید وستایش وضع موجود میشود. . ایران در آتش جنگ میسوزد وزنگ تفریح ترکیه آغاز میشود. عراق روی هوا میرود وزنگ تفریح ایران آغاز میشود. ترکیه به اغما میرود وسوریه تکه تکه میشود ودیگران نوبت خویش را انتظار میکشند.دیو سرمایه میداندار است وشیادان در ایران از اینکه ایران سوریه نیست وشیادان ترک از اینکه ترکیه ایران نیست وهمپالکیهایشان در عربستان از اینکه عربستان عراق نشود و ..وهر هراس ممکن سود می برند و اهرمی برای تمکین می سازند.تو گویی دولتهای موجود و ایضااین جمهوری اسلامی نیست که با سیاست و ماهیت سرمایه دارانه اش ایران را به جهنمی آماده سوریه شدن وسرکوب وتفرقه وانفجار های خشم کور توده ای قرار داده است. در مقابل این شرایط اعتراضات سرکوب شده برهم تلنبار میشوند وانفجار توده ای را محتمل تر میکنند. اشاعه اصطلاحاتی چون جمهوری ، دموکراسی ، مردم سالاری ، رای عمومی وانتخابات وبا مضامینی قلب شده...... بعنوان ماسک هایی بر وضعیت موجود در افواه و انظار عمومی پخش میشوند تا خشم عمومی را تعدیل و تخلیه کنند. بخشی از سرمایه داران برای غلبه بر بخش دیگر به پائینی ها رو می آورند تا قدرت چانه زنی و حل معضلات با بالایی ها را از اعتراضات بی سازمان وخفه شده توده ای بدست آورند. مشخصه سیاستشان هم تنها تاکید بر جابجایی مهره ها وتضعیف ارگانهای قدرت رقیب مثل شورای نگهبان و نهاد رهبری یا ولایت فقیه است. تاکیدشان بر صیانت از ریشه ها و مناسبات سرمایه داری و دفاع آشکار از مناسبات ظالمانه یا مسکوت گذاشتن آنست.حرف برخی هم اینست که حالا وقت طرح مسائل استثمارو مشکلات میلیونها خانوار کارگری نیست. فعلا باید ولایت فقیه را تعدیل یا رفع نمود و برای اینکار شرکت در جنگ جناحهای حکومتی تنها وسیله ممکن است. اگر در کشور های پیشرفته تر سرمایه داری سرکوب به شیوه های مدرن تر شامل تنها صیانت از بقای کل طبقه حاکم است و بخش های مختلف طبقه حاکم را بندرت شامل میشود اما در ایران سرکوب بخشی از طبقه حاکم نیز از ملزومات بقای کل طبقه است . چیزی که تا مقوله سرنگونی هم کش می آید و وفور آلترناتیو های بورژوایی وحتی سرنگونی طلب پدیده رایجی است ، چنان رایج که مفهوم انقلاب را تیره وگاه بورژوا را به لباس چپ در می آورد. وضعیت امروز ایران را در این کاتاگوری باید دید. تا معنای انتخابات وتبلیغات انتخاباتی بر بستر واقعی خویش طرح شود.در فضای مباحثات کنونی هیچیک از مدعیان «تغییر» نه تنها از بنیانهای رنج و فقر دامنگیر سخن نمی گویند بلکه خود از پیش برندگان وحامیان ریشه های این فلاکتند. سیاهی لشکر میخواهند ، انتخابی جزبازی در بساط جناحهای مجازطبقه حاکم در میان نیست ونبوده است. سیستم اداره جامعه یعنی دیکتاتوری عریان راه دست بردن به ریشه ها را به هر میزان که باشد مسدود کرده است واساسا دیکتاتوری عریان یعنی همین. دیکتاتوری یعنی در عمق زمین زیر سایه مرگ شانزده ساعت کارکن وبا نهصد هزار تومان بسازودم بر نیاور، اگر نه اخراج میشوی! فکر اعتراض جمعی وایجاد تشکل را از کله ات خارج کن وگرنه شلاق و زندان و اعدام در انتظار تو است . همه جز کسانی که نانشان در این دیکتاتوری است میدانند که راه دست بردن بریشه ها مسدود شده است . اما چگونه میتوان مردم را به پای صندوق کشاند تا علیرغم همه رنجهایشان به ادامه وضع موجود رای دهند وبتوان پرده ای ساتر بر دیکتاتوری عریان کشید؟!
ترس از بدتر شدن جای تمایل به بهتر شدن را به آسانی پر میکند.تمام رای کشی ها در ایران بر این بهانه استوار بوده است. چیزی که از آن بنام بد وبدتر یاد میکنند. این ترس اما سخت تحقیر آمیز و نا امید کننده است لذا شغل جدیدی درخیل اپوزیسیون بورژوایی آفریده میشود و آن حقارت زدایی از ترس وآفرینش امید های کاذب است. شاغلین امر، این ترس و آرمان زدایی را به مبارزه تدریجی برای تکامل دموکراسی ودادن« رای اعتراضی» یا« نه بزرگ» یا« آری مشروط » ترجمه میکنند تا از زنندگی آن بکاهند و سودمندیش را به حال رژیم بپوشانند . در عین حال فراموش نمی کنند تا به لیست های ترس همدستی و همسویی با دشمن و خیانت به وطن رانیز فورموله کنند. تنور انتخابات بدینوسیله گرم میشود/ شده است. تو گویی که ادامه این سیستم پیش برد امر دشمن مردم نیست و نبوده است؟ و دشمن خارجی با دشمن داخلی به حال فرودستان فرقی اساسی دارند. یکپارچکی و وحدت وابعاد جهانی سرمایه را انکار میکنند. ابعاد و غلظت این شیوه تحلیل هرچه به خانه پدری و مرکز نزدیک تر میشود رنگ می بازد تا جائیکه ملیت وزبان وشاخه دینی مشترک مانع دیدن دشمن طبقاتی شده و همه چیز در این محدوده حل وفصل شود. .پس زنده باد دیکتاتوری عریان که محصول علایق مشترک سرمایه دارانه در شرایط ایران است. اگر این تصویر از پشت واقعیت در ایران درست باشد ، درک مواضع سیاسی از سوی جریانات مختلف وجناحهای مختلف مدافع وضع موجود قابل فهم تر وعلت بقای این شعبده بازی بهتر عیان میشود .از سوی دیگر برای رهایی از وضعیت کنونی تصویر روشن تری از آلترناتیوو متحدین خود بدست می آوریم. کسی که طالب سیستم سرمایه داری و ادامه وضع موجود در شرایط کنونی است باید بتواند رقابت سرمایه را با ضرورت کارگر ارزان و خاموش و مقوله آزادی توضیح دهد.آیا کارگر ارزان معترض نخواهد بود و اگر بود چگونه ساکتش میکند.با تشکل واحزاب کارگران چه میکند؟!!! با دستمزد های زیر خط فقرو ملزومات زندگی کارگری چه میکند . با آزادیها ورفع تبعیض جنسیتی چه میکند. و.و..   فراموش نکنیم وقتی از کارگر صحبت میشود از میلیونها خانواده کارگری و از طبقه ای صحبت میشود که چرخ تولید جامعه را میچرخانند وشهروندانی هستند محکوم به زندگانی با استاندارد زیر خط فقر. شهروندانی که با کارتن خوابها دستفروش ها ، دختران فراری، بیکاران و.. رابطه ای نسبی و سببی دارند.       نه !! کسی که در مجموعه شرایط ایران آلترناتیوش سرمایه داریست بهتر از شاه و جمهوری اسلامی با آزادیها وزندگی کارگری برخورد نخواهد کرد.احزاب و آلترناتیوهای بورژوایی و ناسیونالیست حداقل برای میلیونها خانواده کارگری پاسخی ندارند. تنها یک دولت کارگری وبدیل سوسیالیستی پاسخ وضع موجود است. ما باید بتوانیم بر سرنوشت خود حاکم شویم.آغازگاه ما برای تصمیم گیری شرایط زندگی میلیونها کارگر وزحمتکش در ایران است ، پس در مضحکه انتخابات شما شرکت نمی کنیم. به شما رای نمیدهیم. شما از آنچه هستید بدتر نمی توانید باشید زیرا که ما بیش از این نمیتوانیم پس بنشینیم وساکت نخواهیم بود وبه گرسنگی و دستمزد نامناسب با نیازمندیهای زندگی، کارتن خوابی و دفن در معادن وشلاق کارفرمایان و زندان واعدام تن نمی دهیم .صدایی که میشنوید صدای پای ما کارگران است. بزانو در آیید ! ما داریم می آییم و برآنیم تا سرنگونتان کنیم.

سرنگون باد جمهوری اسلامی
برقرار باد جمهوری شورایی
زنده باد آزادی
زنده باد سوسیالیسم
هسته اقلیت


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست