یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

اعلامیه گروه بهمن (هوادار فدائیان خلق - اکثریت) در مورد انتخابات ریاست جمهوری


اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
چهارشنبه  ۲٣ فروردين ۱٣۹۶ -  ۱۲ آوريل ۲۰۱۷


 آغاز سخن:

امروزه در تمام کشورها چه استبدادی وچه دموکراتیک از نظر کمی ظرفی بنام انتخابات وجود دارد. ا زنظر کیفی محتوای ظرف مهم است زیرا در کوزه همان تراود که در اوست. شکی نیست که انتخابات و صندوق رای یکی از ابزارهای دموکراسی و دست آورد جامعه بشری بویژه در عصر مدرن به شمارمی آید. یکی از اهداف مهم انتخابات دست به دست شدن قدرت به شیوه مسالمت آمیز بدون استفاده از قوه ی قهریه است. اینک بحث بر سر این است در زمانی که خود انتخابات و صندوق رای در اسارت هستند چگونه می شود رهایی و مطالبات جامعه را ازشان انتظار داشت. بنابراین اول باید با شکل گیری احزاب سیاسی و نهادهای مدنی مستقل، شکل گیری جنبش های اجتماعی غیروابسته به رهبران خواهان حفظ نظام، شکل گیری راهپیمایی های اعتراضی، تحصن واعتصابات، ایجاد روحیه جسارت وشهامت و پرداخت هزینه برای ایجاد تغییر وتحول بجای کاشتن بذرناامیدی، ترس و روحیه بسیار محافظه کارانه، دخیل بستن به جانیان و غارت گران دیروز وامروز سرمایه ملی ودست رنج نیروی کار پرداخت.
شاید آن وقت رژیم از ترس توازن قوای ایجاد شده وهم زمان با فشارهای مدنی بین المللی تن به انتخاباتی آزاد به دهد. تجربه این چهار دهه به ما می آموزد که بسیج بحشی ازمردم و راه انداختن سیاهی لشکر به سبک مدافعان حفظ نظام از جمله آقای محمد خاتمی که خود هم در حصر ناخوانده ای بسر می برد و هم چنین مرحوم رفسنجانی ومدافعانش وبا حمایت برخی از افراد به اصطلاح اپوزیسیون برای شرکت گسترده در راه پیمایی های حکومتی و انتخابات فرمایشی در نهایت راه به جایی نخواهد برد.


انقلاب و اصلاحات:

بخشی از افراد اپوزیسیونی و منتقد رژیم اسلامی که مدت هاست مدافع همیشگی و سرسخت شرکت در هر انتخاباتی هستند اظهار می دارند که فعلا راهی به جز حمایت از جناحی در حکومت و انتخاب بین بد و بدتر یا به عبارتی دفاع از اصلاح طلبان و اعتدالی ها وجود ندارد، در غیر این صورت سرنوشت مان یا انقلاب ۵۷ است یا کشور سوریه، شوربختانه این گونه توجیهات موجب ایجاد روحیه ترس ومحافظه کاری بی حد در افکار بخشی از جامعه شده، یعنی همان چیزی که موردنظر ولایت فقیه است. بد نیست به این دسته از افراد دوستانه یادآور شد که جنگ سوریه فارغ از مماشات و دخالت گری برخی کشورهای جهانی ومنطقه نتیجه حکومت استبدادی خاندان اسد در چندین دهه است که به هیچ راه مستقیم و مصالحه جویانه ای برای جابجایی قدرت حاضر نشده، نه نتیجه عدم شرکت مردم سوریه در انتخابات صوری آن کشور. در مورد نتیجه انقلاب ۵۷ اگر مدعی هستید که درست نبوده یا به انحراف کشیده شده پس چرا بعد از نزدیک به چهار دهه، ول کن دنباله روی از مدافعان سر سخت راه امام نیستید؟ آیا ترساندن مردم و تبلیغ علیه انقلاب از یک سو و دفاع و دنباله روی بی چون وچرا از مدافعان اصیل رهبر مذهبی انقلاب کاری شایسته است؟ اینها تاکنون عبور از امام و خط ومشی وی را خط قرمز قلمداد نموده وحتی حاضر به نقدی صریح از اشتباهات و جنایات گذشته خود وامامشان نشده اند هرچند تفکر برخی ازاین افراد به مانند خیلی از انسان های دیگر نسبت به قبل تغییراتی یافته است.
انقلاب و اصلاحات بعنوان دو روش مبارزه برای رسیدن به هدف محسوب شده، ازاین جهت دارای ارزش اعتباری و نه ذاتی هستند. در میهن ما از حدود یک قرن ونیم پیش بدین سو دو انقلاب مشروطه وانقلاب ۵۷ وبه مراتب تعداد بیشتری وقایع اصلاحات رخ داده است، از جمله به زمان عباس میرزا، قائم مقام فراهانی، امیرکبیر، مصدق، امینی، دولت بازرگان، خاتمی و هم اینک از سر استیصال حسن روحانی می توان اشاره کرد. این دو روش مبارزاتی علی رغم دست آوردهای مثبت ومنفی که داشته وهزینه های بسیاری از نظر مالی و انسانی برجامعه تحمیل نموده اند برای رسیدن به اهدافی هم چون تغییر در ساختار استبدادی، برای تحقق یافتن آزادی، قانون مندی و عدالت اجتماعی انجام پذیرفته اند.
ازاین رو تعداد اصلاحات به بن بست رسیده در کشور ما به مراتب بیشتر از انقلابات و یا قیام های ملی می باشند. براین اساس آگاهیم که در وجه غالب شیوه جابجایی قدرت دیکتاتورها و مبارزه با آنها علاوه برروش های فوق چه درعرصه داخلی یا خارجی از جمله حمله خارجی، کودتا، فروپاشی و... را استبداد است که بر کشور تحمیل می نماید و نه مبارزین داخلی، باز میدانیم که در دو- سه ساله اوایل انقلاب اکثر قریب به اتفاق جریان های سیاسی و فکری کشورما از چپ گرفته تا راست از جمله مجاهدین خلق، توده ای ها، فداییان، ملی، دمکرات و حتی برخی مذهبی ها با معرفی کاندیداهای خود خواهان مشارکت و نقش آفرینی برای ورود به درون حاکمیت بودند سوای اینکه نیت خوانی کنیم که در صورت ورود این نیروها به قدرت چه فرایندی طی می شد. خود شاهد بوده ایم که ولی فقیه آن زمان وهم پالکی هایش از قبیل رفسنجانی ها موجب حذف ومقابله با دگر اندیشان به عناوین مختلف شدند، از این پس نیروهای حذف شده روش های متفاوتی را برای مقابله با استبداد نوین برگزیدند.
متاسفانه برخی افراد اپوزیسیون در داخل وخارج کشور در رسانه ها از جمله شبکه های ماهواره ای، غیر منصفانه و برعکس خط ومشی دیروزشان، امروزه به شکلی دیگر از این ور بام سقوط کرده اند، تا برای آبروبخشیدن به استبداد قبل و بعد از انقلاب چاره ای بی اندیشند، جالب است در اولویت بندی مقصر اصلی ناکامی ها را مبارزین سیاسی می دانند و نه دیکتاتوری ها را. این طرز تفکر بدون توجه به شرایط زمانی ومکانی ونوع برخورد و پاسخ گویی دیکتاتورها با دگراندیشان به قضاوت می نشیند.
به هرجهت براساس آموزه ها وتجربیات تاریخی هم از لحاظ نظری وهم عملی خلاصه کردن نوع مبارزه دریک راهکار آن هم به شیوه طراحی شده ودنباله روی ازسوی جناحی مدافع حفظ نظام به ویژه در بزن گاه های لازم کاری عبث به نظر می آید . اگرروش اصلاحات آن هم صرفا ازنوع درون حکومتی واز نوع محافظه کارانه وگفتاری ونه اعتقاد داشتن به اصلاحاتی رادیکال وساختاری کار ساز بود، چند دهه مبارزه اصلاح طلبی زمان قاجار به انقلاب مشروطه وشش دهه مبارزه اصلاح طلبی زمان پهلوی به انقلاب ۵۷ و اینک مبارزه چهار دهه اصلاحات محافظه کارانه درون حکومتی به سر انجامی رسیده بود . البته ما بر این باوریم که هیچ نسخه ای از قبل پیچیده شده به عنوان تنها روش و راه رهایی از چنگال این دیکتاتوری مذهبی وجود ندارد و ما مجاز به دادن آدرس غلط به مردم که پی جوی نجات خویش هستند نبوده زیراچگونگی روش مبارزه در تداوم وفرایند مبارزه با توجه به شرایط ، تحقق می یابد ودر درجه نخست این حکومت است که با رفتار وعملکردش در پاسخ گویی به خواست ومطالبات به حق مردم راه تعامل ومسالمت آمیز را انتخاب می کند یا راه تقابل ، سرکوب وخشونت را ، جهت گیری حکومت در نهایت برآیند شیوه برخورد با دیکتاتوری را مشخص خواهد کرد.


عبور از هژمونی دوگانه:

راه سوم یکی از گزینه های مهم ناراضیان برای عبور از وضعیت موجود است .راه سومی که بر بستر نارضایتی عمومی به عنوان یکی از شاخص های اصلی مبارزه با استبداد محسوب می شود . راه سومی که با عبور از هژمونی دو گانه درون جمهوری اسلامی به نام های اصلاح طلب حکومتی و اصولگرا یا میانه رو وتندرو چند دهه است که سایه شوم خود را بدون دست آوردی بنیادی گسترانده است .امروزه کارکرد این هژمونی دو گانه حتی در کشورهای پیشرفته امثال آمریکا وبریتانیا با مشکل مواجه است تا چه رسد به کشوری همانند ما .
نیرو های اپوزیسیون ومخالف وضع موجود می توانند علیرغم تفاوت هایشان درشرایطی که رژیم با بحران های عدیده مانند بحران ناکارآمدی ، بحران همبستگی وبحران مشروعیت روبروست بر اشتراکات خود که زمینه ساز باهم بودن به جای برهم بودن است به توافق وساماندهی برسند . دراین صورت آندسته از نیروهای درون حکومت ودیگر مد افعانشان که بر اثر تحولات اجتماعی یا مشاهده بی عدالتی های حکومت ارتجاعی قصد دوری جستن از حکومت را دارند به این نیروی بالنده وگسترده خواهند پیوست . اتحاد وهمبستگی بین نیروهای سکولار ،دمکرات ومعتقد به دموکراسی به عنوان نیروی سومی تحت هر نامی ضرورت امروز میهن ماست . دیر جنبیدن دراین راه به معنی هموار نمودن مسیر برای موج سواران و عوام فریبان دیگری است .


سخن پایانی:

اگرژرف تر بی اندیشیم واساس تحلیل خود را بر قاعده قرار داده ونه حادثه واستثنا ء، معدل سود وزیان چهار دهه شرکت در انتخابات فرمایشی علیرغم فراز وفرود هایش مردودی وخروجی آن وضعیت موجود جامعه است . براساس آمار وارقام ومشاهدات عینی فجایع وبحران های خود ساخته جمهوری اسلامی نتیجه سی سال دولت های دوران خمینی ، اصلاح طلب حکومتی ومیانه روها وهشت سال دولت تندرو اصولگرا درزمان احمدی نژاد بوده که راه به جایی نبرده اند . نمونه بارزش همین عملکرد چهار ساله آقای روحانی مورد حمایت برخی از نیروهای اپوزیسیون وروشنفکران است ، در این مدت اوضاع مملکت ازنظر سیاسی ، اقتصادی واجتماعی به مراتب بدتر ازگذشته شده ودولت آقای روحانی با همان فریب کاری وحرف های ذهن پرکن پوپولیستی زمان احمدی نژاد البته باسبکی نوین تر ادامه می دهد . نا کارآمدی مجلس راهم با داشتن حدود دوسوم کرسی های در دست اصلاح طلبان حکومتی و اعتدالی ها در برخورد با موضوع تحقیق وتفحص در مورد فردی جانی وغارتگربه نام آقای قالیباف را دیدیم . کار شوراها ی شهر وروستا که در واقع می بایست به عنوان نهادهای مردمی در خدمت مردم باشند از وظیفه وکارکرد اصلی خود به ویژه در شهرها خارج شده وبه بنگاهی معاملاتی – دلالی واستفاده از رانت های حکومتی تبدیل شده اند . ازاین زو دریک ساختار استبدادی که فساد از صدر تا ذیل در آن نهادینه شده است در هنگام اعلام ثبت نام برای نهادهای به اصطلاح انتخابی اش صدها وگاها هزاران نفر که تشنگان وصل به رانت ها وقدرت زر وزور هستند ونه شیفتگان خدمت به مردم ثبت نام واعلام حضور می نمایند . البته شکی نیست که درصد کمی از کسانی که پا در این میدان می نهند انسان های مثبت اندیش وکار بلد هستند وبه درون این سیستم راه می یابند ، اماچون از اختیار کافی برخوردارنیستند یا باید هم رنگ جماعت شوند، یا استعفاء دهند ، یا درتقابل با مجموعه قرار گیرند که دراین صورت یا حذف خواهند شد یا به عنوان تک صداهایی برای جلوه دادن آزاد منشی حاکمیت وفریب افکار عمومی تا یک حد مشخص پذیرفته خواهند شد . بنا براین چه بخواهیم وچه نخواهیم اصلاحات در درون جمهوری اسلامی به بن بست وشکست انجامیده است ، نمود بارزش هم کاسه به دستان گدایی است که پشت در بیت رهبری از اصلاح طلبان حکومتی گرفته تا اعتدالیون برای طلب بخشش وماندن در قدرت ودست یابی به ثروت به هر قیمتی ایستاده اند . آن دسته محدود از این اصلاح طلبان که بر مواضع خود پافشاری نموده وتسلیم خواست بیت رهبری نشده اند از ساختار قدرت به بیرون پرت شده وکارکرد چندانی در درون حکومت ندارند به جز در مواردی خاص که به نفع بقای حکومت اسلامی کمک شود. بنابراین باید به راهکار دیگری اندیشید.

هواداران سازمان فداییان خلق ایران اکثریت داخل کشور (گروه بهمن)


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (٣)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست