یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

شرحی بر درس‌های جنبش «جلیقه زردها» - مقاله‌ای از الن بدیو - شیدان وثیق

نظرات دیگران
اگر یکی از مطالبی که در این صفحه درج شده به نظر شما نوعی سوءاستفاده (تبلیغاتی یا هر نوع دیگر) از سیستم نظردهی سایت می‌باشد یا آن را توهینی آشکار به یک فرد، گروه، سازمان یا ... می‌دانید لطفا این مسئله را از طریق ایمیل abuse@akhbar-rooz.com و با ذکر شماره‌ای که در زیر مطلب (قبل از تاریخ انتشار) درج شده به ما اطلاع دهید. از همکاری شما متشکریم.
  
    از : فریبرز فرشیم

عنوان : آیا جنبش میدانی کنونی ایرانی پتانسیل عبور از نظام سرمایه داری و ایجاد سوسیالیزم را دارد؟
آقای وثیق گرامی،

ممنون به خاطر این گزارش مختصر از مقاله‍ی بدیو. اما چند نکته:

۱- این گزارش درک نسبتاً خوبی از جنبش جلیقه زردها و جنبش‌های همخانواده با آن می‌دهد که در تحت نام کلی «جنبش‌های میدانی» معرفی شده‌اند و جنبشی هم که اکنون در ایران جاری است از همین نوع است. فهمیدیم که طبقه ی متوسط خاستگاه عمده ی این نوع جنبش‌هاست. دریافتیم که این جنبش‌ها ضعف‌های فراوان دارند، از جمله این که خصلت شورشی دارند، سازمان یافته نیستند، ناشی از ناخشنودی‌ها، انگیزه‌ها و هیجان‌های فردی طبقه‍ی متوسط‌‌ اند؛ روحیه ی جمعی ندارند و مجموعه ی نامنظمی هستند که در فرانسه جانشان از سرمایه داری لیبرالی در حال افول اقتصادی این قدرت امپریالیستی، که دیگر از رانت‌های دوران استعماری برخوردار نیست، به لب رسیده است. فهمیدیم که این جنبش‌های میدانی فردگرائی را با دموکراسی اشتباه می‌گیرند و، اگر به صورت فعلی ادامه یابند، یا شکست می‌خورند و یا تجزیه و دوشقه می‌شوند که کار را بدتر و شرایط را برای حکومت‌های سختگیرتر و راست تر مهیا می‌کنند. در عین حال دانستیم که بُدیو پیشنهاد می‌کند که این جنبش‌ها باید از سطح وجه "سَلبی" (یعنی سطح صرفاً نفی کننده ی حاکمیت موجود) به سطح "اثباتی" (خلاق نظمی نوین) ارتقاء یابند و خود را برای آن نظام نو سازمان دهند؛ یعنی باید از سه مرز سلطه‌ی مالکیت، سرمایه و دولت بگذرند و کمونیسم یا سوسیالیسمی قوی و پایدار ایجاد نمایند.

۲- جناب وثیق، آیا جنبش کنونی موجود در ایران که از نوع جنبش جلیقه زردهاست، با شرایطی سیاهی که اکنون دارد و در واقع در حال مرگ و نابودی است، بنیه یا پتانسیل لازم و زیرساخت‌های ضروری اقتصادی، فرهنگی، توان مادی و معنوی و اراده‍ی آگاهانه برای عبور از مرز سرمایه‌داری و ایجاد سوسیالیسم را دارد؟ آیا ایران کنونی سرمایه داری کلاسیک پیشرفته ی غربی و دموکراسی را تجربه کرده است؟

۳- سر انجام این که مقاله از نگارش فارسی نیازمند ویرایش بیش‌تر و نثری سلیس است تا خواننده در میان را متوقف نگردد. در همین ارتباط پاراگراف آخر شما تقریبا مفهوم نیست. با این وصف دستتان درد نکند و مفید بود.
٨۹۰۶٣ - تاریخ انتشار : ۲٣ اسفند ۱٣۹۷       

    از : د. و. برزین

عنوان : چه کسی آلن بدیو را میشناسد ؟
از آلن بدیو جز این نمیشد انتظار داشت که جبش جلیقه زرد ها را ارتجاعی بخواند. البته برای آن چند صد هزار نفری که بصورت مقطعی یا مداوم طی سه ماه گذشته در فرانسه جلیقه زرد بتن کرده اند، اینکه آلن بدیو در موردشان چه فکر میکند بکلی فاقد اهمیت است. از میان این چند صد هزار، گمان نمیکنم جز تنی چند اسم بدیو را شنیده و یا سطری از آثارش را خوانده باشند. این واقعیت بی شک معضل اصلی اندیشگران چپ امروز است : روشنفکرانی که از توده مردم، چه زحمتکشان و پرولتر ها، چه حتی طبقات متوسط، جدا شده و در لاک خودشان و در محیط بستهٔ افرادی همسان خود، گذران زندگی میکنند. باز اگر بدیو بمیان جلیقه زرد ها در خیابان ها رفته بود تا با آنها در مورد «ترقی خواهی» جر و بحث کند، بیک چیزی. اما نه ! از بیرون حساب خودش را با این جنبش تسویه میکند. به تصور اینکه موضع گیری اش تاْثریری در روند جاری خواهد داشت ؟ چه کسی او را خواهد خواند ؟ روشنفکرانی همچو او، جدا شده از تودهٔ مردم، و ... طرفداران رئیس جمهور مکرون ! شاید ترقی خواهی را باید در میان طرفداران مکرون جستجو کرد ؟
آنچه که چپ هایی که میخواهند طرحی نو در انداز اند نمیفهمند یا نمیخواهند بفهمند، این استکه وقتی روشنفکر از توده ها جدا شد دیگر جدا شده. نمیتواند برای آنها کاری مثبت انجام دهد حتی اگر در اعماق دلش چنین آرزویی داشته باشد. اگر چپ در این بحرانی که هست دارد غرق میشود، دلیل اولش این استکه دیگر با مردم نیست. در نتیجه مردم هم با او گسست میکنند و برای چپ ارزشی قائل نمیشوند.
من فکر نمیکنم که جنبش های مردمی با مسئلهٔ «بودن یا نبودن » مواجه باشند. جنبش های مردمی همیشه خواهند بود ولی بیشتر و بیشتر در اشکالی که به مذاق روشنفکران چپ خوش نخواهد آمد، در اشکالی که حتی بنظر آنها «ارتجاعی» خواهند بود.
منتهی آنهایی که واقعاْ با معضل «بودن یا نبودن» رو برویند روشنفکران چپ اند، گرفتار در این کلاف سر در گم جدایی و گسست از تودهٔ مردم عادی. جنبش جلیقه زردها فقط شورش علیه مکرون و دولت نیست، شورشی است علیه خواص جامعهٔ فرانسه و از جمله روشنفکران چپ که چندین دهه است مردم را بحال خود رها کرده با آنها گسست فیزیکی و ایدئولوژیکی کرده اند.
٨۹۰۵۷ - تاریخ انتشار : ۲٣ اسفند ۱٣۹۷       

    از : دیلمان

عنوان : قیا س مع الفارق
من با این تعبیر که جنبش جلیقه زرد ها بدنبال یک التر ناتیوی ورای سرمایه داری نبوده بلکه حل مشکل را در چارچوب همین نظام امکان پذیر میداند موافقم اما در مورد همسانی نظم سرمایه در همه جهان که اقای وثیق راه حل مقابله همسان یعنی نگاه واحد بدولت وسرمایه را میدهد موافق نیستم مگر رشد وتکامل سرمایه مثلا در ایران وفرانسه یکسان است که این دو نگاه واحدی داشته باشند
دولت ملوک ا لطوایفی فعلی ایران که هر بخشی ساز خود را میزند و هزاران مانع داخلی وخارجی در سد راه توسعه سرمایه داخلی کجا با سرمایه داری فرانسه مشابهت دارد که سرمایه بدنبال کارگر ارزان سر باسیا وافریقا گذاشته است
اصلا اشکال عمده چپ ما توصیه نسخه واحد برای همه است که شاید عده ای بخاطر پر خوری وعده ای دیگر بخاطر فقر غذایی گرفتار وبیمار گشته اند
وسخن اخر چرا درتبین تاریخ معاصر از مشروطه به پهلوی اول و الی اخر مساله توسعه را مد نظرقرار نداده وتنها بدیکتاتوری بسنده کرده اند
٨۹۰۵٣ - تاریخ انتشار : ۲٣ اسفند ۱٣۹۷       

    از : peerooz

عنوان : سوال - "مرید پیر مغانم, ز من مرنج ای شیخ, چرا که وعده تو کردی و او به جا آورد" ؟
با تشکر از جناب شیدان وثیق جهت خلاصه طولانی مقاله بسیار طولانی تر و نتیجه گیری که ما میدانیم که چه نمیخواهیم ولی نمیدانیم که چه میخواهیم و آنچه باید بخواهیم "بَدیلی واقعی در برابر سه سلطه‌ی اساسیِ عصر ما - سلطه‌ی مالکیت، سلطه‌ی سرمایه و سلطه‌ی دولت" است.

حوصله تنگ من اجازه داد که مقاله را تا این جمله مرور کنم "افزون بر این، چون بهای نیروی کار کارگری در کشورهای دیگر بسی پائین تر از فرانسه است - به طور نمونه در آسیا - کارخانه‌‌های بزرگ، همه به تدریج، نقل مکان به خارج می‌کنند. صنعت‌ زدائیِ انبوه در فرانسه به گونه‌ای عامل ویرانی اجتماعی در مناطق گسترده‌ای از کشور از شمال و شمال شرقی تا حومه‌ی پاریس شده است».

مگر کمونیسم مرامی طرفدار انترناسیونالیسم نیست که ناسیونالیسم کاپیتالیسم را ملامت میکند و خواهان سعادت جهانی طبقه کارگر است؟ خب کاپیتالیسم بجای افزایش حقوق کارگر در امریکا از ۸ -۷ دلار به ۱۵ دلار در ساعت, کار را به آسیا منتقل میکند (انترناسیونالیسم) و به افراد مطلقا بیکار آنجا ساعتی یکی دو دلار میدهد که از گرسنگی نمیرند و "موازنه" برقرار گردد! میدانم. میپرسید منظور و مقصود آنست که کارگر صاحب کار شده و کارگر آسیایی هم ساعتی ۱۵ دلار بگیرد.

به اجداد آقا خان ایراد گرفتند که چرا هندی ها را بجای شیعه ۱۲ امامی شیعه ۶ امامی کرده است گفت من تا اینجا آوردم بقیه را شما تمام کنید.
٨۹۰٣٨ - تاریخ انتشار : ۲۱ اسفند ۱٣۹۷       

  

 
چاپ کن

نظرات (۴)

نظر شما

اصل مطلب

   
بازگشت به صفحه نخست