یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

روایت انقلاب بهمن

نظرات دیگران
اگر یکی از مطالبی که در این صفحه درج شده به نظر شما نوعی سوءاستفاده (تبلیغاتی یا هر نوع دیگر) از سیستم نظردهی سایت می‌باشد یا آن را توهینی آشکار به یک فرد، گروه، سازمان یا ... می‌دانید لطفا این مسئله را از طریق ایمیل abuse@akhbar-rooz.com و با ذکر شماره‌ای که در زیر مطلب (قبل از تاریخ انتشار) درج شده به ما اطلاع دهید. از همکاری شما متشکریم.
  
    از : علی رها

عنوان : روایت تاریخی - شعور تاریخی
«لحظه‌ی تأسیس آزادی اگرچه فشرده و گذرا، چنان درخشان و یگانه است که ازیادرفتنی نخواهد بود. جوهر انقلاب بهمن همین تلاش برای فرارفتن از نردبان تاریخ و دست‌یابی به گوهر آزادی بود.»

به به، چه توصیف تکان دهنده ای. انسان را وادار می کند که به مفهوم انقلاب و نیز نقطه اوج آن باز گردد. آیا آن نقطه اوج از حافظه جمعی حذف خواهد شد؟ آیا در مرحله بعدی بر آن زمینه ی تاریخی بنا خواهیم کرد یا صرفا بر اساس داده های ظاهرا بی واسطه امروز و اکنون؟ پاسخ دادن به این سوال آسان نیست. اما همانطور که آقای صداقت تصریح می کند سرنوشت یک انقلاب از پیش مقدّر نیست.

شاید آنچه در اینجا «میانجی گری» می کند وضوح بخشیدن به ارتباطی است که اندیشه آزادی را با تارهایی نامرئی به بدنه اجتماع متصل می سازد. زمانی ژوزف شومپیتر در وصف کتاب «سرمایه» گفته بود که «کارل مارکس روایت (Narrative) تاریخی را به شعور تاریخی تبدیل کرده است.» شایسته است که قدری به ژرفای آن کلام بیاندیشیم!

فروکاستن روایت های تاریخی به داده های خالص تجربی، به «عینیتی» ناب، توهمی بیش نیست. بدون شک آنکه «روایت» می سازد، با وساطت ذهن خودش، از انبوه بی شمار داده های موجود کلیتی را ساختمان کرده است. آنچه جای تامل دارد این است که کدام تفکری می تواند از ترکیب عناصری متعدد و متضاد، وحدتی در یک کلیت انضمامی تولید کند؟

به قول مارکس، ظاهرا چنین به نظر می رسد که چنین کلیتی یک نتیجه، یعنی ماحصل یک فرآیند فکری است، ولی در حقیقت هم در مشاهده واقعیت و هم در تفکر یک نقطه شروع است.
٨٨۷۴۲ - تاریخ انتشار : ٨ اسفند ۱٣۹۷       

    از : رهروان

عنوان : ۶۰ تا ۶۷ چه شد
آقای صداقت
تحلیلی از پیش و پس از انقلاب ۵۷ نمودید، و دوره های تاریخی را به تفسیر کشاندید. اما به یک باره از ۶۰ به ۶۷ جهش کردید و هیچ اشاره ای به این هفت سال و نقش آن در سرکوب آزدای ها و اعدام ها نکردید! به این نکته اشاره نفرمودید که این ۷ سال سیاه خون آلود چه گونه تاریخ جنبش ایران را تغییر داد! آیا این دوره هم برای شما خط قرمز است که نباید از آن عبور کنید؟ تا زمانی که تمامی زوایای یک دهه ی اول انقلاب شکافته نشود،و نقش تمامی احزاب سیاسی و انحرافات سیاسی و در واقع نقد بی رحمانه نشود، ره بجایی نخواهیم برد.
٨٨۵۰۹ - تاریخ انتشار : ۲۲ بهمن ۱٣۹۷       

  

 
چاپ کن

نظرات (۲)

نظر شما

اصل مطلب

   
بازگشت به صفحه نخست