یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

"ما" بر متن آن "انقلاب"! - بخش پایانی - بهزاد کریمی - بهزاد کریمی

نظرات دیگران
اگر یکی از مطالبی که در این صفحه درج شده به نظر شما نوعی سوءاستفاده (تبلیغاتی یا هر نوع دیگر) از سیستم نظردهی سایت می‌باشد یا آن را توهینی آشکار به یک فرد، گروه، سازمان یا ... می‌دانید لطفا این مسئله را از طریق ایمیل abuse@akhbar-rooz.com و با ذکر شماره‌ای که در زیر مطلب (قبل از تاریخ انتشار) درج شده به ما اطلاع دهید. از همکاری شما متشکریم.
  
    از : ا داخلی

عنوان : ما بر متن اکنون
"ما" بر متن اکنون
با درود فراوان به رفیق بهزاد کریمی که ابایی از شستن رخت چرکهای خود در جلوی دوست و دشمن ندارد. و امید که این سنت در دیگر رفقا و و داعیه داران چپ مرسوم گردد.
رفیقی در زیر مقاله " ما بر متن آن انقلاب" ایشان کامنت مفصلی گذاشته بود با این مضمون که ((( چه گریز از چنین سیل بنیان کن وجود داشت که نا گزیده ماند؟ گر چه واقع گرایانه نیست که چشم بر اشتباهات مهلک نیروهای تاثیرگذار (مجاهدین, فداییان اکثریت و حزب توده) بسته بداریم اما هر نیرو که در برابر این سیل می ایستاد بیگمان خورد می شد, و دیدیم شوربختانه که شد! )))، اشاره این رفیق به سیل و آقای بهزاد کریمی به بولدوزور خلق بعنوان روبنای قوی عمل کننده در آن زمان ظاهرا کمتر شکافته شده است. بنظر بنده این روبنا و یا فرهنگ عمومی مردم ترکیبی از اعتقادات جا افتاده شیعی با نمادهای عدالت خواهانه اسلامی – حسین مظلوم و حکومت عدل علی – باور به اسلام راستین برای برقرار کردن جامعه عدل اسلامی همراه با یک تصور مبهم از عدالت اقتصادی و اجتماعی در بین عموم مردم و نیروهای سیاسی بود. گلسرخی هم در دادگاهش گفت که مارکسیت بودن خود را از عدالت حضرت علی آموخته است. اخلاقیات عمومی نیروهای چپ هم، رنگ و بوی فرهنگ عمومی را می داد. چون هیچ پیشینه تربیتی و جا افتاده باورهای فرهنگی جهان متفاوت کشورهای پیشرفته آنزمان را نداشتند.
پس این فرهنگ عمومی لباس خود را تن همه کرده بود. این فرهنگ قوی عدالت خواهانه با نمادهای قوی مذهبی، رهبر ی را در خمینی دید و رهبر آینده را تعیین کرد. همان بولدوزر خلق و یا سیل. این فرهنگ خمینی را به عرش برد و خمینی با فراست از تمام امکانات استفاده و گوادا لوپ بعنوان عامل خارجی، انتقال قدرت را تسهیل نمود.
"ما" ی مورد نظر رفیق بهزاد در آنزمان تافته جدا بافته ای از فرهنگ عمومی نبود و معیارهای اندیشه و پختگی چهل سال بعد یعنی امروز را نداشت. خوشبختانه فرهنگ عمومی در بستر دو گانه جمهوری و خلافت توهمات چهل سال پیش را تجربه و در حال دور انداختن است. شیوه جمهوری که از طرف فرهنگ عمومی به نظام تحمیل شد پاسخی به یکی از خواسته های انقلاب بهمن بعنوان مشارکت عمومی بود. ولی بدلیل همین وجه جمهوریت نظام و حضور عموم مردم حتی در مناسبتهای فرمایشی، تصادم با وجه خود کامه خلافت روند زدودن توهمات را بعد از جنگ تسریع کرد.
این روند در ابعاد مختلف بدین شکل اتفاق افتاده است. زنان با افزایش کمیتشان خصوصا با بنگاه دانشگاه آزاد خواهان حضور در عرصه های مختلف کار و تغییر در روابط خانواده شده اند و بهمین ترتیب مردان تحصیلکرده هم خواستار مشارکت بیشتر در عرصه های کار و اداره جامعه از نوع سیاسی و مدیریتی هستند. به این موارد اضافه کنیم سیاستهای زندگی مصرفی تشدید شده بعد از جنگ و نیازهای جدیدی که توسط اینترنت و ماهواره باعث تغییر الگوی زندگی مردم شده است. از لحاظ معیشتی توهمات حکومت عدل اسلامی با تشدید سیستم نئولیبرالی با بی پشتیبان شدن مردم دارد تجربه می شود. فساد گسترده صداقت این مولایان سبز پوش( بخوان توهم یک ناجی مذهبی) را بشدت کمرنگ کرده است.
بدنبال این تحولات در داخل کشور فضای مجازی نیز شرایط متفاوتی را برای فعالین سیاسی و صنفی و مدنی در مقایسه با زمان شاه فراهم کرده است.
اکنون بعد از چهل سال تجربه یک حکومت مذهیبی، تضادهای مختلف جامعه در قالب فرهنگی متفاوت دنبال رهبر می گردد تا لباس خود را بتن آن کند. این پختگی هم در روشنفکران مذهبی منجر به اعلامیه جدایی دین از دولت آن هم بصورت تئوری شده مذهبی شده است. پس حرف کسروی درست بود که مردم یک حکومت به آخوندها بدهکارند. سنگینی قرنها فرهنگ اسلامی در ایران با چهل سال تجربه حکومت آخوندی کمرنگ شده است.
حال سوال اینجاست که این فرهنگ عمومی با تجارب چهل ساله متفاوت خود کدام رهبر را انتخاب می کند. منظور از رهبر یک کاریزما نیست بلکه انتخاب شیوه حکومتی بعدی و شاید در قالب یک کاریزما. بررسی همه جانبه فرهنگ غالب کنونی از خطاهای ما بر متن اکنون خواهد کاست.
سلامت و سربلند باشید
٨٨۵٣٨ - تاریخ انتشار : ۲٣ بهمن ۱٣۹۷       

    از : هرمز سوادکوهی

عنوان : باز هم برای آقای بهزاد کریمی
با سلام مجدد ، به مصداق « حرف حرف میاره !» باید عرض کرد شادروان طالقانی در ۱۴ اسفند ۵۷ در همایش باشکوه احمد آباد و تجلیل از دکتر محمد مصدق سخنران اصلی بود. با وجودیکه مبتکر برگزاری مراسم دکتر هدایت الله متین دفتری بود . علاوه بر آیت الله طالقانی چریکهای فدائی خلق و مجاهدین خلق نیز سخنران داشتند.
آیت الله طالقانی با مروری بر حوادث قبل از کودتای ۲۸ مرداد و برخورد های آیت الله کاشانی و فدائیان اسلام به سایر نیروهای سیاسی خطاب به خمینی هشدار داد و در مورد تفرقه و برخورد با دگر اندیشان او را به چالش کشید.
در آن مراسم باشکوه نیروهای طرفدار خمینی شرکت نکردند و نهضت آزادی هم غیر رسمی و انفرادی حضور داشتند. در مورد شرکت سایر نیروهای چپ نیز سئوال برانگیز بود.
نماز جمعه ـ اولین نماز جمعه تهران در در ماه رمضان و پنجم مرداد ۱۳۵۸ به امامت آیت الله طالقانی برگزار شد.
خوشبختانه در هر موردی که تردید داریم می توانیم با گوگل جستجو کنیم تا به اطلاعات نسبتا موثق تر برسیم که برای تقویت حافظه نیز مفید است ولی امکان اشتباه همیشه وجود دارد.
٨٨۴۴۵ - تاریخ انتشار : ۱٨ بهمن ۱٣۹۷       

    از : کیا

عنوان : جمهوری اسلامی در چهل سالگی خود به ولایت مطلق تبدیل شد!
بحث انقلاب اسلامی دیگر جایی ندارد.
خود را برای جنگ داخلی که به فرمان ولی فقیه صورت می گیرد آماده کنیم.
تصور کمک از آمریکا هم کم کم به سایه خواهد پیوست.
این مردم میبایست خود را برای مبارزه دوجانبه علیه ولایت و امپریالیسم آماده کنند.
٨٨۴۴۱ - تاریخ انتشار : ۱٨ بهمن ۱٣۹۷       

    از : بهزاد کریمی

عنوان : ممنون و تصحیح می شود
سلام آقای هرمز سوادکوهی گرامی. از تذکر شما مبنی بر خطای حافظه من صمیمانه سپاسگزارم. آن پاراگراف را بدینگونه تصحیح می کنم:"تا خبر نماز عید فطر تهران در ۱۳ شهریور به امامت آقای مفتح و راهپیمایی بزرگ پس از آن را شنیدیم و دیدیم، بیشتر دستمان آمد که رهبری حرکت دیگر به تمامی دست مذهبی هاست. واقعیت "قیطریه" نیز که حرکتی بود زیر صولت صلوﺓ، نتوانست "ما" را از بند آن الگوهایی بیرون کشد که در ذهن خود برای فرجام انقلاب خلقی قائل بودیم. "ما" با این باور که انقلاب آخر سر هر توهمی را می شورد و می برد تا جامعه انقلابی "غسل تعمید" بیابد، گمان داشتیم که نهایتاً مذهب است در خدمت مبارزه طبقاتی و نه انقلاب خادم مذهب! غافل از آنکه انقلاب، فتاده ای است دیگر بکلی در قلاب دین و سکان اش به دست انقلابیون دین محور!"
در جایی از ذهنم این بود که آقای طالقانی یک نماز جمعه بزرگی را امامت کرد که شاید همان اولین نماز جمعه بعد ۲۲ بهمن بود. باز هم از یادآوری شما ممنونم و فقط متذکر شوم که این خطای حافظه تغییری در مضمون و استنتاجات نوشته وارد نمی آورد. دستتان را به گرمی می فشارم.
٨٨۴٣۹ - تاریخ انتشار : ۱٨ بهمن ۱٣۹۷       

    از : هرمز سواد کوهی

عنوان : اشتباهات فاحش !
آقای بهزاد کریمی عزیز ، در بخش نخست این نوشته، نگارنده از یکی از دوستان کامنت گزار از جمله پرسید:
« در کشوری که نه آزادی بیان و اندیشه ،احزاب وتشکل های مختلف ، مطبوعات و رسانه ها و........وجود نداشت، چگونه روحانیون برای نماز عید فطر قیطریه و راهپیمائی بعداز آن مجوز گرفتند؟»
ولی شما به اشتباه از زنده یاد آیت الله محمود طالقانی نام بردید که در ۹ آبان ۵۷ باتفاق آیت الله حسنعلی منتظری از زندان آزاد شد.
نماز عید فطر تابستان ۵۷ در تپه های قیطریه به امامت دکتر مفتح برگزار شد و بحث بر این بود که نامبرده و دیگر روحانیون با نفوذ از رئیس ساواک تیمسار مقدم مجوذ برگزاری نماز و راه پیمائی را گرفته بودند.
نکته ای که در آن ایام شدیدا اعصاب خُرد کن بود تشخیص اخبار آلوده به شایعات از اخبار واقعی بود.
در روزهای ضربت خوردن و وفات امام علی باتفاق چند تن از دوستان به منطقه علم کوه رفته بودیم. در منطقه ای که چادر زده بودیم درویشی زندگی میکرد که با بعضی از دوستان از قدیم آشنائی داشت و چند ساعتی با درویش هم صحبت شدیم ..در بین صحبت ها آن درویش که با مقامات بالای کشوری و لشگری در منطقه کلاردشت ارتباطات وسیعی داشت راجع به دستگیری تیمسار نضیری رئیس سابق ساواک و سفیر ایران در پاکستان خبر داشت که با شعف می گفت اعلیحضرت چوب تو آستینش کرد.
ما این حرف ها را بحساب منم زدن درویش گذاشتیم و بعدا در چادر خیلی به حرفهایش خندیدیم.
بعداز عید فطر و ۲۸ مرداد و آتش زدن سینما رکس آبادان در صفحه اول روزنامه ی کیهان علاوه بر واقعه دلخراش سینما رکس در باره ی احضار تیمسار نضیری از پاکستان و دستگیری تیمسار نضیری هم تیتر زده شده بود که تحت الشعاع سینما رکس قرار گرفته بود . ما این خبر را غیر رسمی مدتها پیش شنیده بودیم . این موضوع تجربه ای برای نگارنده و دوستان در آن روزها شد که وقایع پشت پرده را به مصلحت و موقع مناسب تر پخش می کنند. در مورد ملاقات دکتر غلامحسین صدیقی و دکتر شاپور بختیار جداگانه و به موازات با شاه نیز همه چیز پشت پرده و بتدریج اعلام شد بعضی اصلا اعلام نشد.
٨٨۴٣۲ - تاریخ انتشار : ۱۷ بهمن ۱٣۹۷       

  

 
چاپ کن

نظرات (۵)

نظر شما

اصل مطلب

   
بازگشت به صفحه نخست