یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

«جهان جای پست و کثیفی است»؟! - بهزاد کریمی

نظرات دیگران
اگر یکی از مطالبی که در این صفحه درج شده به نظر شما نوعی سوءاستفاده (تبلیغاتی یا هر نوع دیگر) از سیستم نظردهی سایت می‌باشد یا آن را توهینی آشکار به یک فرد، گروه، سازمان یا ... می‌دانید لطفا این مسئله را از طریق ایمیل abuse@akhbar-rooz.com و با ذکر شماره‌ای که در زیر مطلب (قبل از تاریخ انتشار) درج شده به ما اطلاع دهید. از همکاری شما متشکریم.
  
    از : بهزاد کریمی

عنوان : عمده یا مطلق؟! امپریالیسم و "ضد امپریالیسم"!
با سلام به هر سه عزیز: آقایان سیامک رهگذر، احسان صالحی و حسن نکو نام، و سپاس از مشارکت شان در گفتگو. اجازه می خواهم چند نکته توضیحی را یکجا زیر نام هر سه شما بیاورم. اما ابتدا تذکری جداگانه به سیامک گرامی. دوست عزیز نوشته انتقادی ات خطاب به من، در عمده بخش اش به برشمردن سوابق و کاراکتر سیاسی خاشقچی و در همانحال محکوم دانستن قتل وی از یکسو و بهره برداری اردوغان ها از این قتل از سوی دیگر اختصاص داشت که جدا از نوع بیان تان که خاص هر کدام ماست، در کل همان هایی بودند که من نوشته بودم! یعنی: قتل کثیف آدمی آلوده و انواع استفاده های کثیف از این قتل!
و اما بحث عمومی: مانع عمده و اصلی هرگونه تحول دمکراتیک و ترقیخواهانه در ایران وجود جمهوری اسلامی و رفتارهای آنست و هم از اینرو، فریادها نیز اول از همه باید متوجه این حکومت باشد. در این مورد شاید هم در حد خستگی آور نوشته و گفته ام، گرچه از تکرارش باز خسته نخواهم شد! اماو البته نه دیگر با ربط و بی ربط در هر نوشته ای! ولی جمهوری اسلامی را تنها مانع فهمیدن، یعنی چشم بستن بر موانع دیگر داخلی و خارجی؛و این مغایر تجربه بسیار کلان و تاریخی مردم ایران است. من بنا به تجربه شخصی ام، از این نگاه و متد فاصله بسیار دارم و وظیفه خود می دانم که این تجربه را در هر سر بزنگاهی بیاد خود و همگان آورم. اگر قرار باشد یک تجربه متدیک بجای خود بسیار آموزنده از متن تاریخ معاصر خودمان بیرون بکشیم و الگو قرار دهیم البته در سطح امروزین، این تجربه همانا نوع مواجهه اندیشه سازان نهضت مشروطیت بود که در آن واحد هم علیه استبداد بودند، هم منتقد بی امان خرافات و جهالت در مردم مسحور دین و هم رفتارهای استعماری روسیه و انگلیس و در این کلاف سه گرهی هم عمده را استبداد قجر قلمداد کردند. جامعه ایران را گفتار و کردار ناظر بر شعار : "دیو چو بیرون رود فرشته در آید" انقلاب بهمن یکبار برای همیشه بس! نه تنها ایران بلکه حتی دنیا را فقط از زاویه بیزاری از این نظام دیدن می تواند ما را به نتایج بسیار خطرناکی برساند و مشخصاً هم بر پایه "دشمن دشمن من، دوست من است"! سیامک رهگذر عزیز چنان در خشم نسبت به جمهوری اسلامی و اسلام سیاسی و شاید حتی اسلام می سوزد که هر ائتلاف علیه جمهوری اسلامی را به صرف دشمنی اش با حکومت کنونی در ایران، منبع "خیر" می بیند و حتی "قهرمان"! جانمایه "کامنت" متعرضانه او در حق نوشته من عبارت از اینست که کریمی "با ترازوی معیاری خودش وزن میکند" تا القاء کند که "جبهه خارجی ضد رژیم ملاها هم کثیف است". این نتیجه گیری که فلان یا بهمان چون علیه جمهوری اسلامی است پس کثیف نیست، یک استنتاج از نظر من خطرناکی است و کور کننده بینایی سیاسی.
احسان صالحی گرامی از زاویه زبان شناسی و هرمنوتیک وارد موضوع شده و با این گزاره که من آن را اندکی پس و پیش کرده ام اینگونه بر زاویه دید من پرتو انداخته است "کریمی تنها سعی کرده است آن ناگفته ها از سوی وزیر امور خارجه و رئیس جمهور آمریکا و نیز رئیس جمهور ترکیه را برای ما بنویسد. {زیرا} ناگفته های آنها در لابلای سخنانش شان بسیار مهم تر است." بله، در وجه عمده همین است. ممنون.
حسن نکونام عزیز خوشبختانه تایید می کند که "همه ما چپ ها، هیچ توهمی نسبت به سیستم سیاسی آمریکا نداریم." اما در ادامه سخن، هنگام تفسیر فرمولبندی عمده و غیر عمده به مطلق گرایی می افتد و با "حاشیه" پنداشتن آنچه در رابطه با قتل خاشقچی به نمایش درآمد، ورود ایرانیان گرفتار جمهوری اسلامی در موضوع را دور افتادن آنها از "متن" معرفی می کند! اگر ملاک بر این باشد که چون "همه ما...هیچ توهمی..نداریم" پس دیگر لزومی به پردازش موضوع نیست، آنگاه می توان این استدلال را در مورد جمهوری اسلامی هم آورد و این نتیجه را گرفت که در رابطه با روشنگری نسبت به اعمال آن هم نباید وقت تلف کرد چون در این باره "توهمی" نیست! عمده و غیر عمده کردن ها آری، اما زیر زوج مقوله فلسفی "بالفعل" و "بالقوه"، فعلاً به مرخصی فرستادن "بالقوه" به هیچوجه!
چپ، گناهکار این نبوده و نیست که بر وجود پدیده ای به نام "امپریالیسم" دست گذاشت و می گذارد و لازمه رسیدن به جهانی از آن همگان، عادلانه و در خدمت همه بشریت را مخالفت با جهان گستری سیاسی و نظامی انحصارات اقتصادی دانسته و می داند. گناه آن این بوده که "امپریالیسم ستیزی" را آئین دانست و بخشی از آن نیز، در همین ایران نزدیک به چهل سال پیش آن آئین را با "دگر و غیر ستیزی" اسلام سیاسی همجنس پنداشت! امپریالیسم "خیر" و "قهرمان" نیست، آن نوع از "ضد امپریالیست" در چپ ایران است که در سطوح و ابعاد و اندازه های مختلف خطا بود و هنوز هم رسوباتش باقی است.
من هنوز هم مخالف امپریالیسم هستم، اما نه دیگر آن "ضد امپریالیست" پیشین! از جایگاه برابر حقوقی فلسطین و اسرائیل، مخالف زورگویی ها در اسرائیل هستم اما نه آن "ضد صهیونیست" سابق! مبارزه با جمهوری اسلامی را یک مبارزه سیاسی می شناسم و لذا با چشم باز به صحنه سیاسی با همه امکاناتش می نگرم، اما نه ترامپ و پومپئو و نه نتان یاهو و بن سلمان بخاطر خصومت شان با جمهوری اسلامی خصم مردم ایران، هرگز "قهرمان" مردم ایران نیستند! من رادیکالیسم را بیش از همه و پیش از هر چیز در برنامه اجتماعی می فهمم و نه حد دشمنی با جمهوری اسلامی! تنها با این تذکر که پایان دادن به حیات جمهوری اسلامی سنگ پایه هر برنامه اجتماعی در ایران باید باشد. اهمیت برنامه محوری - سیاست ورزی هم از جمله از همین جاست!
٨۷٣٨۷ - تاریخ انتشار : ۵ آذر ۱٣۹۷       

    از : حسن نکونام

عنوان : گفتگو
به دوستان اخبار روز، و با درود! لطفن بگذارید حرف ها زده شوند، به گفتگو محتاجیم.
پاسخی به آقای صالحی، و با درود به همه! آقای کریمی، به این عادت نیک مزین است که، در گفتگو ها و در اظهار نظرها نسبت به نوشته هایشان، خود نیز شرکت می کند. اما این بار و تا حالا، گویا آقای صالحی، این وظیفه را بعهده گرفته است، و ایشان هم دچار همین «نقص تاکتیکی» می شود، که خود آقای کریمی در نوشته اش شده است.
همین چند روز پیش بود که، نوشته ای بر روی سایت آمد، با عنوان : «هر چه فریاد دارید، بر سر جمهوری اسلامی بکشید». آقای کریمی، در پاسخ به آن، مطلب خودشان را نوشتند، و در این نوشته، به نویسنده توصیه کردند که، بهتر است بگوئیم :
«هر چه فریاد دارید، «اول» بر سر جمهوری اسلامی بکشید».
این نگاه کریمی، البته که عاقلانه و بجا بود. حکومت اسلامی، کل دنیا، و از جمله دولت آمریکا را هم، در مقابل خود قرار داده است. همه ما چپ ها، هیچ توهمی نسبت به سیستم سیاسی آمریکا نداریم. اما این را هم می دانیم که، آن حکومتی که بر ایران حاکم است، و مسبب مستقیم مصائبی که بر جامعه ما می رود، همین حکومت ارتجاعی حاکم بر کشور است. به عبارت ساده تر، نوعی «توازی» و «همراستائی» هر چند مقطعی و گذرا، بین مبارزات مردم ما، و تقابل آمریکا با این حکومت، ایجاد شده است. در چنین شرایطی، بقول خود آقای کریمی، باید بدانیم که «اول» فریادمان را بر سر «کجا» بکشیم. موضوع هم این قدر زیاد هست، که کریمی به موضع خود پایبند بماند، و به آنها بپردازد. اما آقای کریمی، گاهی اوقات، «متن» و «حاشیه» را با هم قاطی می کند. آنچه رهگذر نوشت، درک درست از همین شرایط است، و کریمی اینجا «ضد آمریکائی و ضدامپریالیستی» دو آتشه ظاهر می شود، و از خطاهای مهلک اولیه سازمانش، هنوز هم درس نگرفته است، و خود به تاکتیک درست اخیر خود وفادار نمی ماند. در مورد تحلیل زبانی آقای صالحی هم، ملاحظاتی دارم، که جایش اینجا نیست.
آری آقای کریمی، هر چه فریاد داریم، «اول» بر سر حکومت ایران بکشیم، و دشمن «بالقوه» را از دشمن «بالفعل»، موقتن تفکیک کنیم. تندرستی و شادی برای همگان!
٨۷٣۷۹ - تاریخ انتشار : ۴ آذر ۱٣۹۷       

    از : احسان صالحی

عنوان : زبان (language) : در خطاب به سیامک رهگذر
آقای رهگذر گرامی، شما سخنان آقای کریمی را برابر با سخنان رهبران و بزرگان سیاسی جمهوری اسلامی برابر تشخیص داده اید، تنها به یک دلیل و آن شباهت کلماتی که هم آقای کریمی و هم دولتمردان و حاکمان به کار برده اند یا می برند.
نتیجه گیری شما کاملا خطاست، به این دلیل که تحلیل شما از واژگان و عبارت های به کار رفته دو کاربر "زبان" - یعنی آقای کریمی و مسئولان یا نشریات جمهوری اسلامی - از یک نقص فاحش برخوردار است. برای تحلیل درست "زبان" به کار رفته از سوی یک، دو یا چند کاربر باید به سه مساله مهم توجه موکد داشت: تولید کننده زبان، مخاطب آن زبان و هدف کاربر از آن زبان.
بگذارید از چند واژه به کار رفته در "زبان"رهبران دو کشور آمریکا و ایران مثالی بیاورم تا بتوانم منظورم از این سه عنصر را بهتر تشریح کنم. این واژگان به طور مرتب از ابتدای انقلاب تاکنون استفاده شده است:
رهبران آمریکا: رهبر جمهوری اسلامی دیکتاتور و حکومت او دیکتاتوری است و حقوق بشر در ایران به شدت به دست حاکمان ایران مورد هجمه قرار می گیرد.
رهبران ایران: آمریکا (منظورشان اغلب دولت های آمریکاست) کشوری زورگو است و بر تمام کشورهای ضعیف و مستضعف زور می گوید، پس باید جلوی سرکشی آمریکا مقاومت کرد.
به نظرم سخنان رهبران هر دو کشور حقیقت را گفته اند و می گویند، ولی سوال بزرگ این است که آنها این سخنان (این زبان) را برای چه کسانی تولید و به چه هدفی تولید می کنند؟ و سوال مهم تر این که در بین سخنان این دو کاربر در چهل سال گذشته چه چیزها و چه واقعیت هایی - بویژه در مورد رفتار و کردار خودشان در کشور خودشان و دیگر کشورهای جهان- "ناگفته" مانده است. پس ناگفته های آنها در لابلای سخنانش شان بسیار مهم تر از گفته ها و نوشته هایشان است. به نظرم آقای کریمی تنها سعی کرده است آن ناگفته ها از سوی وزیر امور خارجه و رئیس جمهور آمریکا و نیز رئیس جمهور ترکیه را برای ما بنویسد.
پس نمی توان او و سخنانش را برابر با رهبران و سخنان رهبران ارتجاعی و دیکتاتور آب ایران دانست و این اشتباهی فاحش است.
اگر سوالی در این مورد خاص - یعنی تحلیل زبان- دارید بپرسید که حتما به شما واسه داده خواهد شد چرا که این مربوط به یکی از دروس اصلی رشته کارشناسی ارشدم در رشته تدریس زبان انگلیسی بود به نام: تحلیل زبان Analysing Language
٨۷٣۶۹ - تاریخ انتشار : ٣ آذر ۱٣۹۷       

    از : سیامک رهگذر- از آلمان

عنوان : وسط دعوا نرخ تعیین کردن جناب کریمی؟
چقدر متن این نوشته جناب کریمی به متون رسانه های داخلی وابسته به رژیم نزدیک است که حتی برخی عبارات و کلمات شباهت صددردصدی با هم دارند وقتیکه پای فحاشی به آمریکا و عربستان و دیگر دشمنان جمهوری اسلامی درمیان است. اگر بخواهید میتوانم به شما چند تا نوشته از سایتهای داخلی ایران بر علیه سیاستهای آمریکا و عربستان و اسرائیل در مورد همین قتل خاشقچی معرفی کنم تا خودتان با این نوشته جناب کریمی بهتر مقایسه کنید که حرفشان تقریباً یکیست! عجیبه که ایشان هم با جوسازی که رجب اردوغان اسلاموفاشیست ترکیه که بر علیه عربستان به راه انداخته موج سوار میشود در حالیکه هدف دیکتاتور اردوغان فقط باجگیری بیشتر از عربستان است با این قضیه قتل خاشقچی و دلش برای قتل یک ژورنالیست نسوخته چونکه خودش هزاران خبرنگار را دستگیر و راهی زندان کرده بدون عدالتی و رعایت حقوق بشری! در مورد خاشقچی مینویسید:"اول از همه خود فرد مقتول. تا چندی پیش در زمره سیاست سازان عربستان سعودی بود و نخستین سابقه سیاسی اش، حضور در افغانستان کنار دیگر "مجاهدین عرب"." طبق گزارش که در شبکه یک تلویزیون آلمان هم آمده عکس این خاشقچی موجود است با کلاشینکوف در دست در افغانستان حضور دارد و گفته شد که حتی یک از مشاورین در کنار اوساما بن لادن جنایتکارترین رهبر تروریست اسلامی بوده. از پدرش هم که گفته میشود یکی از اسلحه فروشان معروف جهان بوده و حتی در فروش سلاحهای مرگبار قاچاق میکرده و به رژیم ملاها هم اسلحه فروخته! خودش هم رابطه حسنه با برخی حکومتی های ایرانی داشته و خبر چه کسی سرمایه دار کانال جدید ایران اینترنشنال است به گفته او توسط بن سلمان را لو داده! به نظر من حتی اگر یک مرتجع مسلمان امثال او کمتر باشند جهان یک قدم بسمت صلح و زیبائی نزدیکتر میشود. بن سلمان هنوز وقت دارد اگر باعث سرنگونی خامنه ای کثیف و باند مافیای پاسدارش بشود در نزد ایرانیان مخالف رژیم ملائی به مردی تاریخ ساز و محبوب ایرانیان نه "کثیف" تبدیل شود حتی خود ترامپ و پمپئو! با چنین نوشتاری هنوز سعی میشود جبهه ضد رژیم ملائی که بانی و باعث اصلی همه شرارتها و جنگ و جدال در منطقه است مورد حمله قرار بگیرد و تمرکز اصلی روی دشمن واقعی مردم ایران که رژیم ملائی باشد و چه بسا فشارهای کمر شکن ناشی از تحریم روی رژیم ملائی کمتر شود با پرداختن به موضوعاتی انحرافی مثل همین قتل! هرچند که قتل هر ژورنالیست منتقد به نظام حاکمه اش برای خفه کردن صدایش در هرکجا و توسط هرکسی محکوم است! خاشقچی که میدانست اگر به سفارت عربستان در ترکیه برود مرگش حتمی است چرا به تنهائی رفت چونکه به حرف تلفنی برادر ولیعهد عربستان اعتماد کرده بود یا باز معامله ای در میان بود؟ اگرچه بن سلمان با این دستورش"سر این سگ ( خاشقچی) را برایم بیاورید" آب به آسیاب رژیم ملایان ریخته و عجیبه بخاطر عدم دخالت گویا در سیاست داخلی عربستان سران حکومت ملائی حملات شدید به ولیعهد عربستان نکردند؟ دلیلش چیست در حالیکه رژیم ملائی از این فرصت بهترین استفاده را در جهت مظلوم نمائی خودش میتوانست بکند و به رسوائی بیشتر عربستان خوب دامن بزند؟ خلاصه در وسط دعوای بین هر دو طرف زشت و پلید جناب کریمی نرخ تعیین میکند و با ترازوی معیاری خودش وزن میکند که نه خیر جبهه خارجی ضد رژیم ملاها هم کثیف است و جهانی زیبا را میشود گویا تنها با اندیشه های چپهای سنتی مثل ایشان ساخت اگر که باز دنبال ایلوزیون یا اتوپیای کمونیستی نباشند؟
٨۷٣۴۰ - تاریخ انتشار : ۱ آذر ۱٣۹۷       

  

 
چاپ کن

نظرات (۴)

نظر شما

اصل مطلب

   
بازگشت به صفحه نخست