یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ - یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

یک «یا»‌ی دیگر باقی است هنوز! - امیر خوش سرور

نظرات دیگران
اگر یکی از مطالبی که در این صفحه درج شده به نظر شما نوعی سوءاستفاده (تبلیغاتی یا هر نوع دیگر) از سیستم نظردهی سایت می‌باشد یا آن را توهینی آشکار به یک فرد، گروه، سازمان یا ... می‌دانید لطفا این مسئله را از طریق ایمیل abuse@akhbar-rooz.com و با ذکر شماره‌ای که در زیر مطلب (قبل از تاریخ انتشار) درج شده به ما اطلاع دهید. از همکاری شما متشکریم.
  
    از : امیر خوش‌سرور

عنوان : کلیک، کلیک بنگ، بنگ
آقای امیر ایرانی
با سلام
از این‌که با تأخیر پاسخ‌تان را می‌دهم پوزش می‌خواهم.
اگر در متن آقا یا خانم کمالی به جمله‌ی «تمام رسالتی که نویسنده مقاله برای خود و همفکرانش قائل است...» توجه می‌کردید به این مهم، پی می‌بردید که نظر ایشان نه صرفاً معطوف به راقم این سطور که فراتر از آن «همفکرانش» است و اگر در پاسخ بنده به گزاره‌ی جمعِ «چپ رادیکال» و ایضاً «قصه ماست؛ تن عریان و نیش مار» تأمل می‌کردید به این سادگی به وادی امر و نهی در نمی‌غلتید.
باری! پاسخ به کمالی و کمالی‌ها نه به صفت شخصی که بسا فراتر از آن به مصداق بیت زیبای صائب تبریزی؛ سر به هم آورده دیدم برگ‌های غنچه را/ اجتماعِ دوستانِ یک دلم آمد به یاد، - به مانند یادداشت حاضر البته- «جمعی» و به نمایندگیِ هم‌فکران‌ِ داخل کشور، در وجه طبقاتی‌اش، بود و لاغیر!
لذا آن‌چه شما با خوانش نادرست‌تان از متنِ بنده دیده‌اید - شخصیت‌سازی و شخصیت‌پنداری خاص - دور است از من و «ما» و دور می‌ماند.
در پایان مشفقانه به شما توصیه می‌کنم به جای رویه نادرستِ «کلیک، کلیک بنگ، بنگ»، قبل از هر اظهار نظر، متن را چندین و چند بار سبک‌و‌سنگین کنید.
موفق باشید
٨۷٣۹۲ - تاریخ انتشار : ۶ آذر ۱٣۹۷       

    از : امیر ایرانی

عنوان : پندارهای خطرناک
هموطن خاص و گرامی آقای خوش سرور
سلام
در پاسخگویی به هموطن گرامی به نام کمالی نکاتی را آورده ای که این نظر شما حتماً نظری را خواهد آفرید.
عنوان کرده ای:« تن عریان و نیش مار»
این ادعای بزرگ و خطرناکی است که در عنفوان نوشتارنویسی از خود بروز داده ای.
نیاز است از شخصیت سازی و شخصیت پنداری خاص نسبت به خود دوری گزیند که این پندارهای خاص، مقدمه ناتوانی در درک بعضی از مسائل است.
٨۷٣۶۴ - تاریخ انتشار : ٣ آذر ۱٣۹۷       

    از : امیر خوش‌سرور

عنوان : تن عریان و نیش مار
دوست عزیز؛ آقا یا خانم کمالی
سلام
حرفِ هزار بار گفته‌شده را برای هزار‌و‌یکمین بار نمی‌زنند. اگر بگویید کار حشو و زائدی انجام داده‌اید. راقم این سطور از حشو و زوائد مبرا است. شما را نمی‌دانم اما!!!
درباره‌ی «رسالت مشترک» اما توجه‌تان را به آماج حملات جلب می‌کنم. «آن دیگری‌ها» برای تقسیم غنایمِ سفره‌ی انقلاب بر سر هم می‌کوبند، چپ رادیکال اما برای بازپس‌گرفتن انقلاب. این کجا و آن کجا!
میان این و آن اما دره‌ای است به پهناوری مفهوم این بیت زیبا؛
در مسیری که پر است از سنگ و خار
قصه ماست؛ تن عریان و نیش مار
٨۷٣٣۶ - تاریخ انتشار : ۱ آذر ۱٣۹۷       

    از : کمالی

عنوان : آن دیگرها چی؟
"امروز اصلاح‌طلبی بی‌آبروتر از آن است که بخواهد چیزی را تغییر دهد اما تجربه‌ی سال‌های میانی دهه‌ی ۸۰ که وضعیت اصلاح‌طلبان مشابه‌ وضع فعلی آن‌ها بود نشان می‌دهد با قطع کردن دمِ مار، حیاتش به اتمام نمی‌رسد، باید سنگ را به سرش کوبید. آن‌ها مسبب وضعیت امروز هستند، نه راه نجات از آن.»۷ و این کارِ ناتمام چپ است."
تمام رسالتی که نویسنده مقاله برای خود و همفکرانش قائل است همین است. اما شما تنها کسانی نیستید که در جامعه ما خواستار کوبیدن سنگ به سر اصلاح طلبان هستید . گویا این رسالت مشترک است. نه؟ پس چرا در تمام مقاله نامی از بیت رهیری، سپاه، قوه قضائیه و....نیست؟ این ها "مسبب وضعیت امروز نیستند"؟ "آن‌ها مسبب وضعیت امروز هستند"؟
در هیچ لباسی بهتر از لباس انقلابیگری رادیکال نمیتوان آدرس عوضی داد و آنها را که واقعا " مسبب وضعیت امروز هستند" از زیر ضرب خارج کرد.
٨۷٣٣٣ - تاریخ انتشار : ۱ آذر ۱٣۹۷       

    از : بهروز الف

عنوان : چند نکته
طبق خواست مسئولین محترم این سایت باید نظر ها کوتاه باشد ( که درست هم همین هست) اما گاه کوتاهی نظر، نظر را روشن بیان نمیکند. با اجازه چند نکته را بیان میکنم
۱. ژیژک نظرات عجیب و غریب زیادی دارد ولی نمیشود جملگی را مردود دانست
۲. مطلب را نباید از روی تیتر آن قضاوت کرد. یا باید دقیقن بدون پیشداوری خواند و نظر داد یا از آن کذشت و نظر نداد. به نظر من نکته مهم مقاله اخیر ژیژک در خصوص شهامت نداشتن و بی پروا از خواست و هدف خود دفاع کردن چپ بطور کل هست. چپ ایرانی (سازمان هایش) که صد آفرین برآنها از "دمکرات ترین" و "متمدنانه ترین" چپ دنیا هست البته وقتی که به مبارزه مستقیم با رژیم میرسد که از ترس از "خشونت" ناشی از ادامه مبارزه، اندامش به لرزه میاندازد (نگاه کنید به اعلامیه ۲۲۰ نفر و اعلامیه های سازمان های در ارتباط با آن و البته دیگر سازمان ها
۳. بسیاری از خانواده چپ ایرانی داش آکل ماب اند باید این تفاوت اعلامیه های " محکوم" میکنیم شان در ارتباط با وحشی گری های لشگریان اسلام بدون نشان دادن راه حل برای جلوکیری مجدد آن و نحوه ایستادگی در مقابل شان. شاید هم ترس از گرفتن نشان "خشونت طلب" گویا چهل سال تسلط جانیان اسلامی و کشتار ها و سرکوب هایش، درسی برای چپ به ارمغان نیاورده
۴. چپ ایرانی انترناسیونالیست ترین چپ (شاید هم تنهاترین اش) دنیا هست. از ترس گرفتن نشان "ناسیونالیست" انقدر که بفکر دیگر نقاط دنیا هست و سرکوب و کشتار مردم آنجا ها هست بفکر ایران و مردم ایران نیست. مثلا در حالی که نیروهای مترقی و چپ در فلسطین توسط نیروهای مذهبی و قومی حاکم سرکوب و حتی کشته میشوند، آه و ناله شان در دفاع از "خلق" فلسطین بدون استثنا که مستقم شامل دفاع از حماس و حزب الله و دولت محمود عباس هست هم میشود، گوش دنیا را کر کرده
۵. چپ اگر مدافع منافع گارگران و زحمتکشان هست باید محافظه کاری در گفتار و عمل را کنار بگذارد و با شهامت و شجاعت تمام در مقابل رژیم و حامیان و نوکران سرمایه بایستد و عمل کند تا اعتماد و اطمینان آن ها را بسوی خود جلب کند
با عرض معذرت از طولانی نویسی
٨۷٣۲٣ - تاریخ انتشار : ٣۰ آبان ۱٣۹۷       

    از : امیر خوش‌سرور

عنوان : دو نکته و یک خواهش
دوست عزیز؛ آقای امیر ایرانی
سلام
۱. به باور من چپ‌ها، بنزین نیستند که میانشان سوپر و معمولی داشته باشند. چپ، چپ است؛ همه تقدم را به برابری انسان‌ها می‌دهند و مفهوم آزادی را از دل آن استخراج می‌کنند و این یعنی رادیکالیسم؛ نه یک کلام کم و نه یک کلام بیش! این برابری اما در قالب مبارزه‌ی طبقاتی، نفی کار مزدی و سلب مالکیت خصوصی معنا می‌یابد. شرکت در این مبارزه و دستیابی به اهداف آن اما استراتژی‌های مختلفی را به‌وجود آورده که از حوصله‌ی این مختصر خارج است. از این‌رو، هر آن‌کس که به مولفه‌های سه‌گانه‌ی بالا باور داشت چپ است، در غیر این‌صورت «چپ‌نما» است.
۲. نظر دوست گرامی؛ بهروز الف چون نظر شما محترم است. اما تا آن‌جا که به راقم این سطور مربوط است، نه با ترامپ میانه‌ای دارم و نه ژیژک را قابل می‌دانم. در گذشته، در مقاله‌ی «شبح کمونیسم، مارکس را بلعید!» نظرم را به اجمال درباره‌ی هر دو گفته‌ام.
۳. من نمی‌دانم در نظری که داشته‌اید، چه گفته‌اید که اخبار روز آن را منتشر نکرد. اما بی‌تردید و بی‌رودربایستی با این عمل رفقا مخالف‌ام. معتقدم باید همه‌ی نظرات؛ بی‌کم‌و‌کاست منتشر شود. لذا با توجه به‌ این‌که من نمی‌توانم برای رفقا تعیین تکلیف کنم، خواهش می‌کنم نظرتان را به ایمیل شخصی‌ام بفرستید. خوشحال می‌شوم که نظرتان را بخوانم و درباره‌اش تأمل کنم.
شاد باشید
٨۷٣۱۹ - تاریخ انتشار : ٣۰ آبان ۱٣۹۷       

    از : امیر ایرانی

عنوان : احیای چپ به روش ترامپیستی
در رابطه با سوپر رادیکالیسم چپ نمایی هموطنمان امیر خوش سرور نکاتی در نظری ارائه شد اما منتشر نشد؛ عدم انتشار می تواند دلایل خاص خودش را داشته باشد که چندان مهم نیست. بگذریم.
اما توسط هموطنی، خواسته شده که به روش ژیژاک و ایشان(امیر خوش سرور) عمل شود !؟ ( هم وزن قرار دادن این دو فرد هم جالبست)

ژیژاک در عنوان نوشتارش می آورد:« چپ باید از دونالد ترامپ بیآموزد». چرا!؟
بخشی از درس های ترامپ تاکنون:
۱)رگه هایی از نژاد پرستی خوب است
۲)سرگردنه گیری برای رونق دادن به کار و بار بسیار خوب است
۳)برخورد با قوانین حفظ محیط زیست (به روش به من چی یا به ...) و نادیده گرفتنشان بسیار خوب است
اگر به بقیه درس های داده شده ترامپ کاری نداشته باشیم،
حاصل همین سه مورد چه فجایعی را می تواند بیآفریند!؟
بعضی ها برای احیا چپ به چه چیزهایی متوسل می شوند؛
آنهم چپی که بخشی از آن کارنامه موفقی در جهان و کشور به جا نگذاشته اند.
خواستن این روش تخریبی نژاد پرستانه ی ترامپستی برای احیا چیزی به نام چپ پرسش برانگیز است. بگذریم.
٨۷٣۱۶ - تاریخ انتشار : ٣۰ آبان ۱٣۹۷       

    از : بهروز الف

عنوان : ایکاش خیل عظیم چپ چنین کنند
مقاله آقای امیر خوش سرور را در کنار مقاله ژیژک که در همین صفحه بگذارید تا عمق محافظه کاری، مبهم نویسی، "دمکرات بازی" در آوردن چپ را بعیان متوجه شوید و ایضن علت بی اثر بودن کلیه سازمان های چپ بخصوص در خارج کشور. ژیژک مینویسد " شوربختانه چپ امروز (از قبل) از هرگونه کنش رادیکالی وحشت دارد" و امیر در ضد همین روش چپ بی محابا و بسیار آشکار میزند وسط خال و محافظه کاری و دوست بازی و مبهم نویسی را بیکباره میریزد تو سطل آشغال (همانجای که باید برود)
بعد از بهمن ۵۷ چپ مسالمت آمیز خواه و یکشبه دمکرات شده بجای حمله و مبارزه با جنایتکاران اسلامی تازه بقدرت رسیده تمام هم و غم اشان گذاشتند در راه محکوم کردن مبارزه مسلحانه و "مشی جا از توده های" تئوریسین های تغذیه شده. اردوگاهی حزب توده و چپ را در مقابل حمله های وحشیانه لشگر اسلام خلع سلاح کردند و کشتارهای که نشد و در خارج زیادی "دمکرات" شدند و خجول سدند حتی برای نوشتن کلمه مبارزه و وحشت از کنشی رادیکال. با همه "متمدنانه" رفتار کنند بجز چپ های غیر سازمانی خود و با اندک اختلاف (آن هم شخصی) با رفقای سازمانی خود هم در افتادند و لقب ها نصیب هم کردند و مانند کودکان دبستانی قهر و انشعاب
ایکاش این چپ ایستا از امیر خوش سرور و نوشته اخیر ژیژک یاد بگیرد و بی محابا به ستیز با لشگریان سرمایه (نوع اسلامی آن در ایران) بپردازد و دست از محافظه کاری و و حشت از مبارزه را کنار بگذارد و تنها در کنار کارگران و زحمتکشان بایستد و آداب و رسوم "متمدنانه" القایی را بگذارد برای سرمایه داران و مجریانشان
٨۷٣۰۶ - تاریخ انتشار : ۲۹ آبان ۱٣۹۷       

  

 
چاپ کن

نظرات (٨)

نظر شما

اصل مطلب

   
بازگشت به صفحه نخست