یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

تا اطلاع ثانوی از هرگونه فعالیت معذوریم - مارال سعید

نظرات دیگران
اگر یکی از مطالبی که در این صفحه درج شده به نظر شما نوعی سوءاستفاده (تبلیغاتی یا هر نوع دیگر) از سیستم نظردهی سایت می‌باشد یا آن را توهینی آشکار به یک فرد، گروه، سازمان یا ... می‌دانید لطفا این مسئله را از طریق ایمیل abuse@akhbar-rooz.com و با ذکر شماره‌ای که در زیر مطلب (قبل از تاریخ انتشار) درج شده به ما اطلاع دهید. از همکاری شما متشکریم.
  
    از : امیر ایرانی

عنوان : رمزگویی و ظنز گویی
رمزگویی و طنزگویی هنری خاص است هنری است که در آن نیشتری ساخته می شود
که آن می کند.
هر گروه یا دسته ای که تصمیم به گشایش راه دگری کند
آنهم
راهی که ره روان بیشتری، روندگی پیشه کنند، آن گروه یا آن دسته چاره ای نخواهند داشت که از گذشته های محدود سازشان گذر کنند
آنها نمی توانند هم یک پا در آن راه و یک پا در این راه داشته باشند
دو زیستی بلای جان هرتحولخواهی است.
پس اگر حزبی ساخته می شود و پی ریزی می شود آن حزب سازان و آن حزب خواهان باید تکلیف خویششان را مشخص کنند
که می خواهند حزبی شوند و یا سازمانی شوند و یا سازمانی بمانند ؛
چون حزب رفتار خاص خودش را می طلبد یا می آفریند
و سازمان هم رفتار خاص خودش را می طلبد و می آفریند.
٨۷۱۱۷ - تاریخ انتشار : ۱٨ آبان ۱٣۹۷       

    از : سوسن مرادی

عنوان : به تفکر خطر مکن
آقای بلدی، اتفاقاً خانم سعید بسیار نقد - طنز محترمانه ولی تلخی نوشته است. این شما هستید که متأسفانه بعد از سی و اندی سال زندگی در اروپا هیچ نیاموخته اید، و آستانه تحملتان پائین است.
نوشته خانم سعید تمسخر است یا انتشار اعلان برگزاری کنگره دو هفته بعد از برگزاری. این سازمان متبوع شماست که مردم را مسخره گرفته و یکماه بعد، آن هم تحت فشار افکار عمومی مجبور به نشر گزارش کنگره ای می شود که یکماه قبل برگزار شده آن هم به آن شکل ... شما در چه سالی زندگی می کنید؟
اگرچه همانطور که آن "پدرخوانده" گفت: تاریخ مصرف شما تمام شده است. ولی بد نیست گاهی در آینه نگاه کنید. شما هنوز خیال می کنید مردم در سال ۱۳۵۶ زندگی می کنند و شما در کنار بساطهای جلوی دانشگاه دارید بحث می کنید!
کسی که بعد از ۴۰ سال نیاموخته باشد که؛ حقیقت مقوله ای نیست که تنها در خورجین سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) یا حزب چپ ایران باشد هیچ نیاموخته. آقای بلدی مطمئن باش که مردم می فهمند و میدانند که کیهان لندن نیز بخشی از "حقیقت" را می گوید. اما مردم مثل شما نیستند که هم از اطلاعات همین نشریات و رسانه ها استفاده کنند و هم به آنها فحش بدهند. ایرانیها با هم اختلاف نظر و منافع دارند ولی دشمن هم نیستند. ما با هم ایران را دوباره خواهیم ساخت. هم با شما آقای بلدی، هم با گرداننده گان کیهان لندن.
آقای بلدی عزیز، رقابت در عالم سیاست با دشمنی متفاوت است. هتاک آنهایی هستند که یک سازمان یا حزب سیاسی یا میهن را خانه پدری خویش دانسته و خیال می کنند هرچه آنها صلاح میدانند صلاح سازمان و حزب و میهن است.
باید گریست اگر کسی هنوز ایرانیها را به کله گردها و کله تیزها تفسیم می کند.
٨۷۱۱۲ - تاریخ انتشار : ۱٨ آبان ۱٣۹۷       

    از : آرمان شیرازی

عنوان : ازین ویرانسرای سرد تا "نوروز ایران" راه بسیارست...
آیا وحدت سازمان فداییان اکثریت با نیمه ای از سازمان اتحاد فداییان و شماری از کنشگران چپ مستقل برای پدید آوردن حزب چپ ایران به معنی پایان موجودیت هر یک از آنها نبود؟ ارائه کنندگان پاسخ "نه" باید مفهوم جدیدی جز یگانگی یا یکپارچگی برای کلمه "وحدت" داشته و آنرا به فرهنگ واژه های فارسی بیفزایند. اگر پاسخ آری ست, دیگر برپا نگهداشتن یک سازمان که هویت پیشین خود را در فرایند وحدت وانهاده تا پدیداری حزب چپ ایران را ممکن کند به چه معنی ست و با کدامیک از موارد زیر خوانایی دارد؟

۱ - هم سازمان و هم حزب چپ, مستقلا, میتوانند وجود داشته باشند. دو یا چند عضویتی بودن در بده-بستان های سیاسی فزون-ساز نقش و تاثیر است.
۲ - این سازمان به آینده ی حزب چپ ایران چندان خوشبین نیست و پل پشت سر را برای بازگشت آسان به جایگاه پیشین باز گذاشته است.
۳ - گروهی در سازمان هستند که از بیماری خود-بزرگ بینی در رنجند و از آغاز هم خواهان چنین وحدتی نبودند.
۴ - حفظ نام "فدایی" در اشکال گوناگون مهمتر از پرداختن به ضرورت های پیش روی ماست.
۵ - معنای حزب و جبهه برای شماری روشن نیست.
۶ - ترکیبی از موارد بالا.
میبینید که مفاهیم "بنگاه" و "پدر خوانده" (که خانم مارال سعید گرامی بکارگرفته) در موارد ششگانه بالا میتوانند جایی بیابند. ازینرو, برخورد هم میهن گرامی, آقای یداله بلدی, در نسبت دادن ایندو واژه به مافیا و کیهان لندن برای بگوشه راندن خانم مارال سعید از درستی و دقت لازم برخوردار نیست.
راست اینست که همه ی سازمانهای سیاسی با کم کاری, ساده انگاری, پشت هم اندازی و حتی بی مسئولیتی در چهار دهه گذشته زمان گرانبها برای پدید آوردن یک اتحاد نیرومند (بویژه چپ) را از دست داده و اکنون نیز همچنان دور سر خود میچرخند. ازین دردآورتر چیزی درون جبهه ی نیروهای دمکرات و در رویارویی با حکومت تبهکار اسلامی میتوان یافت؟
اگر سودای رهایی و بهروزی مردمان ایران در سر ماست, بجای "تاختن" به این و آن منتقد, لازمست به پدید آوردن هر چه سریعتر اتحاد نیروهای دمکرات (و بویژه چپ) بپردازیم که تنها راه برون رفت از این مرگ آرام و رسیدن به "نوروز ایران" است...
من اگر برخیزم, تو اگر برخیزی, همه بر می خیزند و آن هنگام بار دیگر سرود زاده از همکاری شجریان-لطفی-سایه هوای پهن ایران را عطر آگین خواهد کرد: راه ما, راه حق, راه بهروزیست؛ اتحاد, اتحاد رمز پیروزیست...
٨۷۱۰٨ - تاریخ انتشار : ۱٨ آبان ۱٣۹۷       

    از : یداله بلدی

عنوان : نقادی یا هتاکی
دوست گرامی شما نقادی را با هتاکی وتمسخر کردن اشتباه گرفته اید، بدیهیست این حق شماست که هر دیدگاهی را نقد کنید اما نه با هتاکی وهزل گویی ، واژه پدر خوانده متعلق به سازمانهای مافیاییست نه سازمان سیاسی و کاربردواژه بنگاه درامور اقتصادیست وچه ربطی به یک سازمان سیاسی دارد .پرسش اینجاست آیاانتقاد شما اینستکه اطلاعیه کنگره چرا بعد از چند روز اعلام شده ؟پاسخ منفی است زیرا اگر همان روز هم اعلام میشد شما به گونه ای دیکر روند کنگره را بسخره میگرفتید .درشرایطی که نیروهای سیاسی بیش از هر زمان دیگر به همبستگی نیاز دارند ، برخورد شما تاسف بار است خانم سعید بکاربردن واژه های بنگاه وپدرخوانده ادبیات کیهان لندن است نه انسان اندیشه ورزی مانند شما
٨۷۱۰۴ - تاریخ انتشار : ۱۷ آبان ۱٣۹۷       

    از : احمد فرهادی

عنوان : «... طپیدن دل ...»
هم‌میهنِ گرامی مارال سعید،
۱ – بی‌گمان قلمِ شیوایِ شما و برخوردِ مسئولانه‍ی شما با چالش‌هایِ اجتماعی-سیاسی طپشِ دلِ شما را در تاریخ ثبت خواهند کرد.
۲ – شما را تحسین می‌کنم برایِ گزینشِ چارچوبی برازنده برای آزادنه نوشتنِ نگرش‌تان در باره‍ی کنگره‍ی شانزدهمِ سازمانِ فداییانِ خلقِ ایران (اکثریت) و برخی چالش‌هایِ برجسته‍ی سازمان در ده سالِ گذشته.
۳ – نوشتارِ مسئولانه‍ی شما مرا به‌شدت تحتِ تاثیر قرار داد گرچه در کنارِ نکته‌هایِ بسیار درست، پیش‌داوری‌ها و برداشت‌هایِ دور از واقعیت و گاه غیرمنصفانه نیز دیدم. در یکی دو روزِ آینده در نوشتاری آن نکته‌ها را با شما در میان خواهم گذاشت.
با احترام احمد فرهادی
۱۷ آبان ۱۳۹۷
٨۷۱۰۱ - تاریخ انتشار : ۱۷ آبان ۱٣۹۷       

    از : پوریائی

عنوان : سرودی با همان مضمون
ارکستر بزرگی به رهبری پوسیدگان تاریخ بر علیه "چپ" براه افتاده و پرچم مبارزه بر علیه"ارتجاع سرخ" برافراشته گشته. دردا که این مطلب هم یک تکنوازی در همان مایه است.
٨۷۱۰۰ - تاریخ انتشار : ۱۷ آبان ۱٣۹۷       

    از : داریوش لعل ریاحی

عنوان : شکایت به کجا خواهی برد؟
سرکار خانم سعید . با این که چنان نگارش فرموده اید تا در لفافه از کلافی که در سینه انباشته گردیده ، سرنخ هایی را بگشایید .
با این همه ، درد چنان آشکار است که می توان از همین پنجره کوچک ، هیاهوی نصف و نیمه گفت و شنید های رفقا را ، هرچند در پرده ابهام ، به ارزیابی نشست .
بیاییم با گفتاری عامیانه و به دور از فاکت های معمول چنین نشست هایی ، و بدون آن اصل غیر قابل انکار ، جایگاه طبقاتی . فدایی ، اقلیت ، اکثریت ، توده ای تبار و چند نام دیگری که نمی دانم ، سفره دل را باز کنیم .
۱- از این بهانه که اطلاعات جمهوری اسلامی با ترفند هایش ، اختلاف ها را دامن می زند . خط بطلان بکشید .
یک مبارز نا آگاه نباید ، چنین باشد و اگر بود ،او مبارز نیست و باید دورش را خط کشید .
۲- دشمن قسم خورده جریان چپ جهانی و در این پروسه و بستر ، چپ ایران .
بیایید برگردید به دهه چهل ، زمانی که چپ نا امید و به بن بست رسیده بعد از کودتای ۲۸ مرداد ، داشت آهسته آهسته جوانه هایی نو از شاخه های فرو افتاده اش ، شکوفا می شد .
آنچه در این به هنگا م رشد ، قد می افراخت ، مذهبیون دانشگاهی و بالطبع آخوند های مکلا بودند
نگاه امروزین ما به آن زمان ، این نکته راروشن می کند که جدایی ها در تشکل چپ و به همین گونه سایر گروه ها ، بسیار قابل پذیرش بوده و قبحه آن از میان رفته بود .
اما آن دشمن قسم خورده چپ ، نقشش از آن جوانان فریفته خلق و فدایی ، بسیار پر رنگ تر بود .
چه خونها که از این اختلافات بر زمین ریخته نشد و چه راهها که به بیراهه نیانجامید .
نام بردن از این شبه احزاب را ضروری نمی بینم . چرا که هدفم چیز دیگریست .
آنچه امروز شاهد آنیم .
آنچه امروز در حال انجام است .
آنچه امروز در خلیدن اقتصادی ورشکسته به تار و پود این رژیم واپس گرا ، سقوط نزدیک آنرا ،بیش تر از گذشته به لب پرتگاه کشانیده .
فعال شدن ، تمامی گروه هایی است که بخشی از آنها بی تردید ، ریزه خوار صندوق رحمت بیگانگان دوستدار حقوق بشر ند یا از کیسه فتوت آل سعود بهره می برند .
اگر پرسش این است که این دشمنان چپ کارشان چیست .
به شما و رفقایتان پیشنهاد می کنم ، سری به نوشته هایی بزنید که مدتی است در نشریه ها و مقالات منحصرأ چپ در فضای مجازی ، ملاحضه می گردد .
تخریب چهره های شناخته شده چپ .
نشر مقالات سوپر چپ برای کوبیدن تمامی چپ ها ، به عنوان نمون از آقای میم هجری و دوستان ایشان در سایتشان و غیره و غیره …. که سری دراز دارد .
بنا بر این ، به شما حق می دهم که پا فرا کشیده اید ، باشد که فرصت بیشتری برای اندیشیدن در دسترستان باشد .
٨۷۰٨۲ - تاریخ انتشار : ۱۵ آبان ۱٣۹۷       

  

 
چاپ کن

نظرات (۷)

نظر شما

اصل مطلب

   
بازگشت به صفحه نخست