یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ - یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

چگونه در این نبرد پیروز شویم؟ - ناصر اصغری

نظرات دیگران
اگر یکی از مطالبی که در این صفحه درج شده به نظر شما نوعی سوءاستفاده (تبلیغاتی یا هر نوع دیگر) از سیستم نظردهی سایت می‌باشد یا آن را توهینی آشکار به یک فرد، گروه، سازمان یا ... می‌دانید لطفا این مسئله را از طریق ایمیل abuse@akhbar-rooz.com و با ذکر شماره‌ای که در زیر مطلب (قبل از تاریخ انتشار) درج شده به ما اطلاع دهید. از همکاری شما متشکریم.
  
    از : Mansoore Torkashvand

عنوان : پاسخ به ملیگرایان بخصوص س.آذر
جغرافیایی محل تولد فقط یک حادثه است ،فضیلت نیست،مثل بلیط بخت ازمایست . ملیت روی دیگر وشکل دیگری از مذهب است .
در حکومت مورد نظر ما انسانها ازاد اند به هر زبان و هر خطی که دوست دارند حرف بزنند و بنویسند.اما قوم پرستان از این تفاوتها استفاده می کنند که انسانها را بر اساس تقسیم بندی جدیدی به استثمار بکشند.قوم پرستان و خدا پرستان بذاته جانی تشریف دارند.
ستم ملی یک واقعیت مانده از رژیم شاه و جمهوری اسلامیست ،اما نباید اجازه داد ابزار دست قومپرستان بشود.
حکومت کردستان عراق و هم چنین جمهوری اسلامی ثابت کردند که مشکل جامعه با حکومتها ملی و مذهبی حل نمیشود!
انسانها باید بدون قید وشرط در بیان افکارشان ازاد باشند،باید برابر باشند .نباید به هیچ بهانه بین ادمها تفاوت تراشید. ترک و کرد و بلوچ و کرد و فارس و زن و مرد و سفید و سیاه و زرد و عرب و....نداریم، ما هم انسانیم .این تفاوتها را برای سرکوب و کنترل مان تراشیده اند.
٨۶۰٨۶ - تاریخ انتشار : ۲۷ مرداد ۱٣۹۷       

    از : Mansoore Torkashvand

عنوان : در پاسخ به دوست گرامی محمد برزگر
دوست عزیز اجتماعا سانسور یعنی حذف مطلب شما توسط غیر.
واگر نه آنچه شما در کمال ازادی با نوشته‌ای خودت می کنی ،نه فقط سانسور نیست
که ازادی و انتخاب ازاد شماست.
٨۶۰۶۱ - تاریخ انتشار : ۲۶ مرداد ۱٣۹۷       

    از : Mansoore Torkashvand

عنوان : جواب به علی مرندی!
وقتی موضوع یک بحث روی انداختن جمهوری اسلامیست ،مخالفین حزب ما راجب هر چیزی نظر می دهند تا اصل مطلب مورد بحث را منحرف بکنند!
اینطور بنظر می رسد که از بحث سرنگونی جمهوری اسلامی ناراحت میشوند.
جالب است بجای جواب دادن به مطلب جناب مرندی تمام سعی اش را می کند که ما را تخریب بکند!
جناب مرندی ما برای ازادی و برابری انسانها می جنگیم ،شما را نمی دانم ،اما ما به هیچ کس و هیچ چیز بدهکار نیستیم و از اصولمان کوتاهی نمی کنیم!
وقتی شما بجای نقد به بحث مورد نظر همان اتهامات اطلاعاتی ها را تکرار می کنید ،ما حق داریم برداشت دیگری بکنیم!
٨۶۰۴۵ - تاریخ انتشار : ۲۵ مرداد ۱٣۹۷       

    از : Saeed Modanlou

عنوان : حزب ما و مخالفین!
فارغ از اینکه چه کسی چه نقد مستدل و معینی به نوشته ناصر اصغری دارد، بعضیها بجز نشان دادنِ عقب افتادگی و ناتوانیشان در ارائه یک بحث اقناعی از هیچگونه هنر دیگری برخوردار نیستند. "لیبرالهای نوکر امپریالیست که خجولانه از امپریالیستها پول تلکه میکنند و سرانشان گویا با سی آی ای و اینتلجنت سرویس هر هفته با هم بیف استروگانف با شامپاین بوردو ملج ملوج میکنند" از نوع حرفهای "کلثوم ننه" خبرنگار شایعات محله های تهران در دوران قاجار است. واقعیت این است که ما بمثابه کمونیست، کلیه ثروتها و امکانات موجود در نزد موسسات، بانکها و مراکز خبری و سیاسی سرمایه داران و دولتهای سرمایه داری را برسمیت نشناخته و قانونی نمیدانیم و با دریافت هرگونه پول و امکانات از آنها به نحوی که ناگزیر به سپردن هیچگونه تعهد سیاسی ای به آنها نباشیم، خودمان را به احدالناسی بدهکار نمیدانیم. انگار که توانسته باشیم یک مو از خرس بکنیم. این بورژوازی است که بر اساس "تقدس مالکیت" این ثروتها و امکانات را از آن خودش میداند. عمده قوانین و مقررات حاکمیتهای سرمایه داری و تمهیداتی که برای حفظ تقدس مالکیت قائل میشوند در خدمت حفظ نظامهای سیاسی مبتنی برای مالکیت است. پلیس، قوه قضائیه، زندان، شکنجه، اعدام، مذهب، ناسیونالیسم "میهن پرستی" و هرگونه ایدئولوژی ای که بشر تا حالا آفریده در خدمت مقدس داشتن و حفظ مالکیت سرمایه داران هستند. بعضیها فکر میکنند اگر کسانی یا احزابی بتوانند از انبار بورژوازی حتی شده به نحوی کش بروند که گیر پلیس سرمایه نیافتند، در "دام امپریالیسم" گرفتارند. ما یک حساب علنی باز میکنیم هر بنی بشر و دولت و موسسه ای به هر منظوری خواست در آن پول بریزد، هیچ مشکلی با آن نخواهم داشت. ضمناً ما ابداً "ضد امپریالیست" نیستیم. از نقطه نظر کمونیسم کارگری "ضد امپریالیسم" دقیقاً یک سیاست ناسیونالیستی و ضد کمونیستی است. اگر یک بورژوا و یا یک موسسه بورژوائی دوست دارد به حزبی که بدون لکنت زبان در صورت کسب قدرت سیاسی، خود را ملزم به تصویب اصل قانونی و انسانی "دیکتاتوری پرولتاریا "می داند کمک مالی کند، بهتر است تا دیر نشده دست به جیب شود! طرف باورش نمیشود که حزب ما بدون اینکه از کمک دولتهای بویژه "اسرائیل و آمریکا" برخوردار شود، بتواند تا این حد امکانات برای تشکیلات حزبی اش و وسعت دادن به دامنه کارش فراهم آورده باشد. من که عضو کمیته مرکزی این حزب هستم و میدانم هیچ حکومت و موسسه سرمایه داری ای از بدو تأسیس این حزب تاکنون یک پاپاسی هم بما پول نداده اند بلکه حتی الامکان بجز بایکوت و بی اعتناعی کردن بما کار دیگری انجام ندادند، تنها میتوانم بگویم "رفقا خسته نباشید. کارتان پر ثمر بود" . قول میدم که همین روزها بدهی خودم را نیز پرداخت کنم!
٨۶۰۴٣ - تاریخ انتشار : ۲۵ مرداد ۱٣۹۷       

    از : ali marandi

عنوان : غیر از کمونیست بودن همه چیز به این گروه می اید
در امریکا حزب کمونیست خود امریکا نمی تواند رادیو داشته باشد. اما حزب کمونیست کارگری ایران در امریکا کانال تلویزیونی دارد. و یکی از مهمانان همیشگی برنامه انها یک جوود تاجر شاه دوست ایرانی ساکن امریکاست. ایا همین اندک گفته بنده کفایت نمی کند ؟
٨۶۰۲۱ - تاریخ انتشار : ۲۲ مرداد ۱٣۹۷       

    از : کیا

عنوان : تا اونجا که شما نظر دارید فاصله زاد است!
به نظر من نکات عنوان شده در نوشتار کلاسیک و با اعتبار است ولی در جامعه ما با گستردگی ماشین سرکوب و پراکندگی و اختلاف نظر در اوپوزیسیون و شیوه مبارزاتی افقی و اجتناب از قبول رهبری فردی ، مبارزه راه خود را پیش میبرد و قابل محاسبه نیست.
۱.تلاشی ماشین سرکوب
این مهم باید صورت بگیرد.
حال چگونه؟
الف: درگیری در نیروهای نظامی و امنیتی
برای آن این شیوه فعلی مبارزه که مردم ابداع کرده اند، مناسبترین حالت است باید صبر داشت.
ب: دخالت نیروهای خارجی
این حالت گر چه از طرف بخشی از اوپوزیسیون حمایت میشود ولی اما واگر فراوان دارد بخصوص مسئله استقلال را زیر سوال میبرند.
۲.پس از فروپاشی ماشین سرکوب از داخل آن نیروهای جدیدی متولد میشوند که جامعه را به حالت عادی می توانند برسانند.
در این راه میتوان هم روی همه پرسی ها هم حساب باز گرد.
در واقع باز گشت به ۲۲ بهمن ۵۷ و ادامه انقلاب قبل از آنکه خمینی آنرا ترمز و به انحراف کشانده.
۳.آماده شدن برای یک مبارزه مسلحانه برای جا نشینی!
٨۶۰۰۱ - تاریخ انتشار : ۲۱ مرداد ۱٣۹۷       

    از : محمد برزگر

عنوان : پرسش
من از جناب اصغری می پرسم چرا همین مطلب را که در فیسبوک خود گذاشته وقتی به اخبار روز داده سانسور کرده و برخی اسامی را حذف کرده؟ شما اگر اعتقادی به آن اسامی ندارید چرا در مقاله مندرج در فیسبوک خود مثلن اسم جناب محمد مالجو را در کنار اسامی آقایان فرخ نگهدار و مسعود بهنود برده اید و این جا حذف کرده اید. شتر سواری دولا و سه لا....شاید هم اخبار روز به علت سمپاتی به چپ لیبرال و سوسیال دموکرات سانسور کرده...به هر حال لطفن من را روشن کنید
٨۵۹۷٨ - تاریخ انتشار : ۱۹ مرداد ۱٣۹۷       

    از : امیر ایرانی

عنوان : لابی گری چپ در کاخ سفید و چرخنده شدن بعضی ها
آقای اصغری در نوشتارش، مسئولانه، نگرانی خود را از تفکر فرصت طلبانه یا توطئه گرانه افراد ویا گروه هایی خاص بروز داده است
و افشاگرانه گفت آنان در پی بهره برداری فرصت طلبانه یا مأمورانه از روند تحولخواهی و مبارزات کشور خواهند بود هچنانکه تاکنون بوده اند.
اما ایشان در ادامه دیدگاهش بسمت روش تبلیغ گونه ای می روند آنهم برای گروهی خاص و گروه اجتماعی خاص که این رفتار ایشان با روند تحولخواهی ملی ایرانی و مبارزه همگانی ایرانیان همخوانی ندارد و بگونه ای این رفتار ایشان پرسش برانگیز می شود.
اما نکاتی در مورد دو هموطن نظر دهنده:
یکی از آنان یک راهکار ارائه داده که چپ ها هم مثل فلان و بهمان
باید در کاخ سفید لابی گری کنند و اگر هم توانستند پولی هم بگیرند( البته پول گرفتن را بصورت ضمنی بیان کرده است).
که باید گفت آدم از این همه نبوغ که در بعضی می بیند حسودیش می شود!
آخه عمو جان! چرا هی تلاش می کنی برای پول گرفتن بعضی مشروعیت تراشی کنی!؟
یکی دیگر گفت :
«بچرخ تا بچرخیم»
آخه این چرخیدن خطرناک نیست؟
چون ممکن است: آدم چرخنده شود ویا نه در چرخیدن سرش گیج برود و با کله بخورد زمین.
بهتراست گفته شود:
برقص تا برقصیم
چون در رقص ممکن است رقص تانگو پیش آید؛ آنهم دو نفری
یا نه ممکن است رقص مثل رقص های این هند ها شود که همه با هم می رقصند
٨۵۹۷۷ - تاریخ انتشار : ۱۹ مرداد ۱٣۹۷       

    از : دادپور

عنوان : پیروزی این نوع افکار نابودی کشور در اینده است.
نویسنده مقاله دارای افکار شونیستی مرکزگرایانه است، نظرات او در در مورد حقوق ملیت ها و اقوام ایرانی فزقی با شاه اللهی ها، سلطنتطلبان و ملی گرایان مرکز گرا ندارد.احتمالا ساکن یکی از کشورهای اروپایی است که با سیستم حکومتی فدرال اداره میشود.
در متن مقاله مشخص نیست که نویسنده از کدام “چپ” حمایت میکند، اما احتمالا از جریانات خط ۳ سابق یا اتحاد کونیستی و کارگری باشد که در مورد حقوق ملیت ها و رشد شعور سیاسی انان درکی رضاشاهی دارد.
٨۵۹۷۵ - تاریخ انتشار : ۱۹ مرداد ۱٣۹۷       

    از : سیامک رهگذر- از آلمان

عنوان : نیروی چپ سازمان یافته را از کجا بیاوریم جناب اصغری؟
یکسری اشارات شما کاملا درست است ولی یکسری که به یادگیری از تجارب شوراهای انقلابی در روسیه برمیگردد در شرایط ایران اسلامی تشکیلشان غیر ممکن است چونکه همین الان هم صدها شورا وجود دارند ولی فقط با حضور خودیهای رژیم که همه به ساز رژیم میرقصند نه اینکه به نفع مردم کاری بکنند وگرنه این همه نارضایتی مردم از اوضاع جامعه وجود نداشت. نوشتید:" با ایجاد چنین شوراهائی دست نیروهای سیاه مثل مجاهدین و یا پسمانده های سلطنت که امیدوارند در غیاب یک نیروی چپ و سازمانیافته به قدرت برسند، از زندگی مردم کوتاه خواهد شد." اگر میخواهیم بر علیه رژیم اسلامی ملایان جبهه متحد و قوی تشکیل دهیم پیشاپیش نبایستی در بین مخالفین رژیم با هر مرام و مسلکی جبهه جنگ راه بیاندازیم تا نیروهای مخالف رژیم به درگیری با خودشان سرگرم باشند و تضعیف شوند و هدف اصلی همه مخالفین رژیم که براندازی حکومت اسلامی باید باشد از چشم و تمرکز مان دور بماند. اگر مجاهدین خلق و سلطنت طلبان هنوز بعد از چهل سال هستند و ابراز وجود میکنند پس هستند و باید رویشان حساب کرد و مبارزه ایدئولوژیکی با چنین گرایشات را بعد از سرنگونی رژیم اسلامی شروع کرد چونکه ماقبلش باعث پراکندگی بیشتر اپوزیسیون میشود. جنابعالی گویا به تاریخ روسیه خوب آگاهید و لابد حتما میدانید که استالین رهبر حزب کمونیست برای پیروزی بر فاشیزم هیتلری حتی حاضر شد با امپریالیسم و سرمایه داری آمریکا جبهه متحد تشکیل دهد و این اتحاد گذرا و موقتی برای رسیدن به هدف اصلی باعث سرنگونی فاشیزم هیتلری هم شد. حالا در مقایسه این مجاهدین و سلطنت طلبهای قدرت طلب بدتر از امپریالیسم آمریکا که نباید باشند برای شما که کمونیست هستید و فقط خودتان را قبول دارید و بقیه نیروهای سیاسی ایرانی را قابل همکاری یا متحد شدن نمیدانید که این ضربه و لطمه به کل جبهه مخالف رژیم ملائی میزند و نبرد را ضعیف در این مرحله و مقطع حساس مبارزه میکند یا نه؟ خمینی مرتجع که حکومت اسلامی ارتجاعی خودش را در سر و برنامه داشت حاضر شد برای رسیدن به قدرت با آمریکائی که ارباب شاه میدانست کنار بیاید و موفق به فریب همه ماها چپها هم شد! به نظر من با حذف گروه های سیاسی غیر چپی دیگر و نادیده گرفتن شان فقط چپ را منزوی تر میکنید و غیر قابل ائتلاف و اتحاد! بیماری دیگری که نیروی چپ ایرانی بدان مبتلاست چند شاخه بودنست و هنوز یکدست نیست و حتی یک رهبری یا سخنگوی مرکزی ندارد که فردا به احتمال زیاد مثلا ترامپ یا ماکرون اگر خواستند برای تغییر رژیم اسلامی و جایگزینی با نیروهای اپوزیسیون ایرانی نشستی داشته باشند کسی از نیروی چپ هست که در آن جلسه باشد تا پرچمدار نیروی چپهای ایرانی باشد؟ ولی مجاهدین و سلطنت طلبها سریع نماینده گان خودشان را دارند و میفرستند ولی سر چپهای ایرانی در تقسیم قدرت آینده ایران بدون سهم و بدون کلاه میماند. چپها بایستی هرچه سریعتر خودشان را حتی برای حضور در چنین جلسه ای در کاخ سفید با ترامپ هم آماده کنند و نه بنشینند و به ما آدرس غلط با نگاه کردن با تجارب روسیه ورشکسته را بدهند! اگر در اپوزیسیون همکاری با نیروهای غیر چپی دیگر را تجربه و تحمل نکنید و نیاموزید بعدا در فردای بعد از سقوط رژیم ملائی چطور میخواهید در ساختن یک جامعه آزاد و دمکراسی در کنار یکدیگر نقش مثبت داشته باشید؟ ببینید شما با چنین طرز تفکری باعث انزوای بیشتر چپها نمیشوید؟ مگر رژیم سرکوبگر اسلامی اجازه میدهد شمای کمونیست شورا راه بیاندازید برای سرنگونی اش؟ چقدر طول میکشد چنین راهکاری تا به موفقیت سرنگونی رژیم برسیم؟ چوب لای چرخ براندازی رژیم اسلامی نباشیم!
٨۵۹۷۰ - تاریخ انتشار : ۱۹ مرداد ۱٣۹۷       

نظرات قدیمی تر

 
چاپ کن

نظرات (۱۱)

نظر شما

اصل مطلب

   
بازگشت به صفحه نخست