یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

هاشمی شاهرودی و یاورش پروفسور سمیعی - بهنام چنگائی

نظرات دیگران
اگر یکی از مطالبی که در این صفحه درج شده به نظر شما نوعی سوءاستفاده (تبلیغاتی یا هر نوع دیگر) از سیستم نظردهی سایت می‌باشد یا آن را توهینی آشکار به یک فرد، گروه، سازمان یا ... می‌دانید لطفا این مسئله را از طریق ایمیل abuse@akhbar-rooz.com و با ذکر شماره‌ای که در زیر مطلب (قبل از تاریخ انتشار) درج شده به ما اطلاع دهید. از همکاری شما متشکریم.
  
    از : بهنام چنگائی

عنوان : سمیعی تعمد و وجدان پزشکی یکسانی برای دارا و ندار ندارد
جناب م . پزشک سلام؛

چنانچه شما تنها به این جملات زیر دقت کنید، آنگاه بخش اصلی تناقض من با جوهره ی شخصیت سمیعی و سمیعی ها که در لابیگری رژیم رکاب می کشند را بهتر درخواهید یافت؛ و دیگر لازم نیست من شما را به منابع گوگل بسپارم و دست در دستی سمیعی با لشگر استبداد مذهبی که در عکس های زنده و مرده ی آنها برجامانده حواله دهم.

من در بخشی از مقاله تنها به برجستگی مرزهای اخلاق و انسانمداری انگشت نهادم؛ و گفتم:
برای پروفسور سمیعی و هموندانش متاسفم که ثروت هویت و وطن آنهاست و اخلاق و شرف انسانی کشک. و تأکیدکردم:
که در بزنگاه شرم، تلاقی او با وجدان بشریت همان مکانی ست که چنین افرادی دار و ندار خود را به حراج پول می گذارند. آیا جز این از ساختار سرمایه سالاری و عوامل اش انتظاری می توان داشت؟
شما بهتر است سری به فیسبوک " رضا باقری" بزنید تا بدانید که همین دکتر برادر زن ۲۱ ساله اش را که تومور مغزی داشت و تازه پناهندگی گرفته بود و توانائی هزینه ی درمان نداشت، و البته با وجود پذیرش هزینه از طرف رضا باقری، سمیعی معالجه ی آن جوان را نپذیرفت و وی پس از زمان کوتاهی درگذشت. بگذریم

سمیعی می گوید که شاهرودی را نمی شناسد. در حالیکه او کسی ست که با لابیگری گرهارد شرودار صدراعظم پیشین آلمان در ایران کلنگ احداث بیمارستان زده و از پس آن بارهای بار به ایران رفته و با صغیر و کبیر رژیم عکس یادگاری گرفته است و...

آیا ایشان دروغ نمی گوید؟ باسپاس
٨٣۰۱۴ - تاریخ انتشار : ۲۵ دی ۱٣۹۶       

    از : م ـ پزشک

عنوان : حقایق با تصورات فرق میکند، خود شکن و با آینه شکستن غول فانتزی بدر نمیگردد!
شما برسر انگ زدن بدیگران فقط بیان مینمائید که « بد نیست بدانید، پس از نگاشته ی کوتاه من پیرامون درمان سرجلاد رژیم شاهرودی، و پزشک سودجو، فرصت طلب و ضدمردمی او سمیعی، و سپس انتشار صدها انتقاد مدلل و مدارک کافی…و رسانه های جهانی، ایرانی و حتی رژیمی دست به رونمائی از هویت شخص دکتر سمیعی زدند». کاشکی ادرس یکی از این مدارک و اسناد جنایتکارانه دکتر سمیعی را لطف میکردید و تا بقیه ادعاهای دیگر شما مورد قبول یک بهلولی قرار میگرفت. من مدرک و شاهدی ندارم که صحت هر آنچیزی که شما بیان و ادعا میکند را تصدیق نماید وگرنه شارلاتانیست. اگر شما مدارکی دارید بایستی با ذکر مآخذ آنرا بیان نمائید تا افراد «ساده لو» ی مثل من که بیش از چهل سال در گمان تاریکی بودند چشم خود را به بدلایل شفاف و بدون بغض و حسد و خورده حسابهای شخصی، فامیلی و حزبی و انقلابی خود باز نمایند. یادداشت دوم پاسخ شما در حد تکرار انشائ اول «افشاگرانه» میباشد و باعث آن نمیگردد که همان نظری که درباره انشاء نویسانی از قبیل شما داشتم و قبلآ مطرح کردم تغیر بدهم. حقایق احتیاج باستفاده از ابزار دروغ و تهمت و انگ زدن ندارد.
٨٣۰۱۰ - تاریخ انتشار : ۲۵ دی ۱٣۹۶       

    از : بهنام چنگائی

عنوان : بهتر است قدری چشم های مان را بر سمیعی ها و سروران شان بازکنیم.
سلام جناب م ـ پزشک؛

نه دوست گرامی چنان نیست که نقدکرده اید! من و این نوشته ی افشاگرانه ام در خدمت به ارتجاع نیستیم؛ زیرا مقاله تنها به برجستگی مرزهای اخلاق و انسانمداری انگشت نهاده است؛ و منافع فردی، گروهی یا سازمانی را که وجودندارد نمایندگی نمی کند.

بد نیست بدانید، پس از نگاشته ی کوتاه من پیرامون درمان سرجلاد رژیم شاهرودی، و پزشک سودجو، فرصتطلب و ضدمردمی او سمیعی، و سپس انتشار صدها انتقاد مدلل و مدارک کافی، و در پی آن سقوط تشت رسوائی هردوسویه ای رژیم مدافع میرغضب و سمیعی جاهجو و پولپرست، این روشنگری ها توجه جامعه جهانی و جنبش مردمی ما را بیشتر بدان خیره تر ساخت؛ و رسانه های جهانی، ایرانی و حتی رژیمی دست به رونمائی از هویت شخص دکتر سمیعی زدند؛ و حالا شما تنها کافی ست با قدری زحمت به ده ها پروژه ی لابیگری و کاسه لیسی پروفسوز سمیعی پی ببرید و چنین یکسویه و عجولانه قضاوت نکرده و بمن تهمت نزنید. باسپاس از پانویس تان
٨۲۹۹۲ - تاریخ انتشار : ۲۴ دی ۱٣۹۶       

    از : م ـ پزشک

عنوان : کینه های کور باعث همدستی ارتجاع میگردد
در ایران صدها هزار بسیجی، پاسدار و حزب اللهی و شکنجه گر و دژخیم دولتی در تکاپو هستند با همه امکانات این رژیم ضد انسانی را نگهدارند تا در دستبردهای کلان ثروت ملی مردم را ادامه دهند. یک رقم از این دزدی های بیسابقه سه هزار میلیاردی گروه محمود رضا خاوری و شرکاء میباشد که در پناه قوانین کانادا دارای تامینات لازمه مشغول عیاشی خود میباشد. حامین رژیم با خانواده هایشان در درون مانده اند که سر میلیونها نفر میزند در صورت بیماری باطبا داخل ایران مراجعه و مورد مدوا قرار میگیرند. در ایران کسی نیست که از شدت و طیف وسیع جنایات این مزدوران بی خبر باشد بنا باستدلال این قبیل پزشکان غرب نشین تمام پزشکان ایرانی معالج ساواکی ها، ساومائی ها، شنگنجه گران و قاتلین دولتی هم بایستی شریک جرم آنها باشند و مورد پیگرد قانون قرار بگیرند. واقعیت امر اینست که این بحث در این سطح نازل مشکل مردم ایران را حل نمیکند. عده ائی تحت حسابهای با توئین و بد بیراه گفتن بدکتر سمیعی باعث خلط مبحث میشوند بهرحال تصفیه حساب شخصی باید باشد. در همین صفحه این جناب مینویسد؛ یک زیدی مقاله ائی در این باره منتشر کرده که نکات عمده اش بدین قرار است؛
« او (دکتر سمیعی) با جیب گشادش متمرکز در بساط آخوندی، سمت این پزشک معطوف به بقای ساختار آخوندی و جلب اعتماد سران نظام با درآمد هنگفت، او پاداش و جایزه دریافت کرده، چه بسا در پنهان نیز لابی ایران با دولت آلمان باشد تا تامین مالی و سیاسی دوجانبه بگیرد، و سمیعی یکی از این بیماران انباشت ثروت است که می خواهد بهتر و آسان تر، و به هر قیمت پول درآورد. براستی شرم بر چنین پزشکان جیب پرست و ضدبشری باد. همان های مشابهی که بفرمان هاشمی شاهرودی ها بارها چشم قربانیان نظام را با قضای قصاص اسلامی از کاسه ی سر به بیرون درآورده اند و از اینقبیل پرت و پلاها.. ».
این ابرازات و احکام صادره از سوی کسی است که برای وی محرز گشته که سمیعی نه تنها همدست این «میرغضب ها»ست بلکه در جنایات رژیم هم همدست است. کسی که این همه اتهامات بزرگ را باین سادگی بدون دلیل و مدرک بیکی بزبان میآورد، بایستی دریافت که وی میخواهد چه چیزی در باره جنایتکاران واقعی مردم ایران کتمان نماید. و بجاست پرسیده گردد چه ریگی در کفش دارد؟
٨۲۹۴۵ - تاریخ انتشار : ۲۲ دی ۱٣۹۶       

    از : بهنام چنگائی

عنوان : دعوا بر سر جنایت علیه بشریت است!
سلام جناب پورعلوی؛
ایکاش شما هم بیشتر و روشنتر پیرامون این محور و فرد مزیور که مسئله ی بسیار برجسته ی روز شده و می باشد، نگاه خود را به اینچنین پدیده ای "بنام انسان و پزشک" فردیکه بخاطر درآمد هنگفت مرزهای تعهد به نوع انسان های زیر ستم را درهمریخته دیدگاهی انتقادی می افکندید تا برای بیداری گرانندگان نظام آلمان و ایران ای بسا یک گوشزد اخلاقی می شد.

دوست گرامی! همه تلاش افشاگران بر این پایه استوار است که: (( اگر این دکتر سمیعی نمی تواند با دشمنان بشریت بجنگد، لاقل میتواند با جنایتکاران علیه بشریت دوستی نکند. )) و از ترس آنها بهتر می بود دم خود را به زیر شکم کشیده و حداقل بی طرف بماند!

من فکرمی کنم که حتما لازم نیست، سمیعی و چنین افرادی اجبارا خشتی اخلاقی و یا ملاتی انسانی بر زیربنای آتی زندگی انمسانمداری بچینند؛ و یا ایزاری کارساز و مفید بر آن ساختمان بیفزایند. اما بی گمان او می توانست و دیگران هموند وی هم می توانند در همبستگی با قربانیان بی شمار ِاستبدادمذهبی، کنارگود مبارزه بماند و بمانند؛ و اینگونه بی پروا، بی ارزشی ها و بی وجدانی ها را رواج ندهند.
٨۲٨۰۵ - تاریخ انتشار : ۱۹ دی ۱٣۹۶       

    از : پور علوی

عنوان : اخبار روز هم؟
چه تاسفبار است که عده ای از ایرانیان سگ را بسته اند و.....
هاشمی شاهرودی در آلمان است . این را ول کرده اید و دکتر سمیعی را چسبیده اید؟ یک آقائی هم مقاله مفصلی نوشته تا ثابت کند دکتر سمیعی اصلا مدارک علمی مهمی ندارد و همه این تبلیغات دروغ است!!
این رژیم، این اپوزیسیون و این هم یک سایت سخنگوی آن که از سیاست بگذریم، پایبند هیچ قانون مطبوعاتی، حقوق فردی و حتی اخلاق روزنامه نگاری هم نیست.
٨۲۷٨۶ - تاریخ انتشار : ۱٨ دی ۱٣۹۶       

  

 
چاپ کن

نظرات (۶)

نظر شما

اصل مطلب

   
بازگشت به صفحه نخست