یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

توضیحی و تصحیحی در نامه ام به برگزار کنندگان مراسم برلین - جعفر بهکیش

نظرات دیگران
اگر یکی از مطالبی که در این صفحه درج شده به نظر شما نوعی سوءاستفاده (تبلیغاتی یا هر نوع دیگر) از سیستم نظردهی سایت می‌باشد یا آن را توهینی آشکار به یک فرد، گروه، سازمان یا ... می‌دانید لطفا این مسئله را از طریق ایمیل abuse@akhbar-rooz.com و با ذکر شماره‌ای که در زیر مطلب (قبل از تاریخ انتشار) درج شده به ما اطلاع دهید. از همکاری شما متشکریم.
  
    از : masoud memar

عنوان : پاسخ به سوال آقای مهرانی
آقای مهرانی سعی میکنم به تک تک سوالات پاسخ روشن و کوتاهی بدهم. پرسش شما : « چرا در سال ۸۸ بزرگترین میزان مشارکت در تاریخ «انتخابات» حکومت کشتار اسلامی صورت گرفت؟ » پاسخ : برای اینکه ۴ سال حکومت یکدست ولایتمداران رهبری کشور را به مرز نابودی کشیده بود چنان که خطر حمله نظامی و تحریمهای گسترده تر و پروژه فروش نفت در قبال آرد و دارو برخی از مخالفان جمهوری اسلامی را نیز مجاب کرد تا کشور با فجایع بزرگتر از آنچیزی که بود مواجه نشود و از همین بستر انتخاباتی موجود استفاده بهینه کند.
پرسش شما : « چرا ایرانیان بعداز جنایات مربوط به «انتخابات» در داخل و خارج از کشور با ابعادی بیش تر از کسانی که به آقایان موسوی و کروبی رای داده بودند به اعتراض برخاستند؟
پاسخ : برای اینکه سرکوب معترضین به نتایج انتخابات توسط ولایتمداران رهبری انجام گرفت و وقتی صرفأ مخالفت با رهبری بعنوان مخرج مشترک قرار بگیرد که گرفت طیف گسترده ای را شامل میشود از اصلاح طلبان تا مجاهدین از چپ تا سلطنت طلبان .
سوال شما : « انگیزه تمام نیروهای مخالف جمهوری اسلامی اعم از آنهائیکه رای دادند یا ندادند بدون قید و شرط در حمایت از جنبش «رای من گو» به کدام دلایل گره خورده بود؟ »
پاسخ : روز ۲۵ خرداد صرفأ مخالفت با اعلام نتایج انتخابات بود که وحشیانه سرکوب شد از آن به بعد یعنی سال ۸۸ همه نیروهای مخالف با ولایتمداران در صحنه حضور داشتند اما تمامی نیروهای مخالف جمهوری اسلامی آنطور که شما میگوئید نه تنها با انگیزه بی قید و شرط حمایت از جنبش « رأی من کو؟ » حضور نداشتند بلکه کاندید مد نظر و مورد علاقه معترضین را غیابأ محاکمه میکردند و موسوی را نخست وزیر دهه ۶۰ و مسئول کشتار مینامیدند و شعارهای خود را میدادند از جمله « رأی من کو بهانه است کل رژیم نشانه است » یا « جمهوری اسلامی با هر جناح و دسته نابود باید گردد» یعنی موسوی و خامنه ای سر و ته یک کرباسند و فرقی نمیکند اگر آراء درست شمارش شود یعنی بیخود شعار رأی من کو را میدهید. شما یقین بدانید که اگر تمامی مخالفان جمهوری اسلامی صرفأ به شمارش آراء اعتراض میکردند خود خامنه ای مجبور به عقب نشینی میشد بجای آنکه از این شعارهای مختلف استفاده کرده و واژه فتنه را تئوریزه کند و بگوید هدف مخالفین نه نتیجه انتخابات بلکه براندازی بوده است. اما بقول سعدی در اگر نتوان نشست و من نوعی نیز نه چنین انتظاری داشتم نه دارم. هر چه و هر که هست همین است و قابل درک است که هر جریانی در فرصت های تاریخی استفاده بهینه خود را بکند.
٨۱۲۲۶ - تاریخ انتشار : ۲۵ شهريور ۱٣۹۶       

    از : جعفر بهکیش

عنوان : پاسخی به سئوال آقای معمار و تذکری به آقای افروز
آقای افروز: اولا نامه من خطاب به آقای علیجانی نبوده و خطاب به برگزار کنندگان مراسم بزرگداشت قربانیان کشتار بزرگ زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷ بوده است. ثانیا من قصد افشاگری نداشته و ندارم. پرسش هائی را طرح کرده ام که نیاز دارد پاسخ داده شود و تا آنجا که من می دانم پرسشگری با افشاگری فرق می کنند. اما می پذیرم که در نگاه بسیاری پرسشگری با افشاگری یکسان تلقی می شود، چرا که مخاطب را تشویق می کند که در مورد مطلبی که دانسته فرض شده است، مجددا فکر نموده و احیانا به جنبه هائی از آن که نادیده گرفته شده است توجه نماید. پس کسانی که نتیجه گیری کنونی را حقیقت محض می دانند، از این پرسش ها آشفته و دلگیر خواهند شد.

آقای معمار، من با شما موافق نیستم، بسیاری از آن فاجعه بزرگ بی خبر بوده و هستند. برخی حوادث اطلاعات مردم را به میزان چشمگیری افزایش داده است. الف) تلاش بستگان کشته شدگان و ناپدید شدگان دهه ۶۰ و به ویژه تابستان ۶۷، که با برگزاری مراسم های یادبود و یا نوشتن مقالات تحلیلی و خاطرات و ... به ویژه برگزاری تنها مراسم عمومی برای گرامیداشت قربانیان کشتار بزرگ زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷ که در دهه هشتاد و نود به یک حادثه مهم تبدیل شد، ۲) انتشار نامه های آیت الله منتظری که گویا از طرف احمد خمینی نشت داده شده بود (به گمان آیت الله منتظری) و سپس انتشار خاطرات ایشان در نیمه دوم دهه هفتاد و در سال گذشته انتشار نوار گفتگوی آیت الله منتظری با اعضای هیئت مرگ در تهران که بسیار مورد توجه قرار گرفت، ۳) پوشش خبری مناسب از جانب برخی سایتهای مخالف و منتقد جمهوری اسلامی و پوشش برخی سایتهای پر بیننده مانند صدای آمریکا، بی بی سی، رادیو فردا وزمانه و ...، ۴) انتشار کتابها و گزارشهای متعدد از جانب فعالین سیاسی و مدنی و برخی نهادهای و فعالین حقوق بشر و انتشار مقالات متعدد در این مورد، و ...
همه اینها سیاست فراموشی و سکوت مورد نظر حاکمیت را با چالش روبرو کرده است (هر چند گاه دیده شده است که حاکمیت برای اهدافی به افشای آن جنایت ها پرداخته است، از جمله افشای نامه هلای آیت الله منتظرب به آیت الله خمینی در اعتراض به کشتار تابستان ۶۷ و یا گفته های محمد چواد لاریجانی خطاب به اصلاح طلبان در مورد همان کشتار در سال ۸۸)، از همین روست که حاکمیت مجبور شده است که سیاست دیگری را در کنار سیاست سکوت و فراموشی برجسته نماید، فریب و بازگو کردن یک جانبه از حوادث دهه اول انقلاب، فیلم ها و مصاحبه های کنونی را شاید بتوان بخش از سیاست جدید ارزیابی کرد.
٨۱۲۱۹ - تاریخ انتشار : ۲۵ شهريور ۱٣۹۶       

    از : بابک مهرانی

عنوان : بازهم برای آقای معمار
با سلام مجدد، آقای معمار ، می توانید بگوئید چرا در سال ۸۸ بزرگترین میزان مشارکت در تاریخ «انتخابات» حکومت کشتار اسلامی صورت گرفت؟
می توانید بگوئید چرا ایرانیان بعداز جنایات مربوط به «انتخابات» در داخل و خارج از کشور با ابعادی بیش تر از کسانی که به آقایان موسوی و کروبی رای داده بودند به اعتراض برخاستند؟
می توانید بگوئید انگیزه تمام نیروهای مخالف جمهوری اسلامی اعم از آنهائیکه رای دادند یا ندادند بدون قید و شرط در حمایت از جنبش «رای من گو» به کدام دلایل گره خورده بود؟
بنظر نگارنده تمام نسلهای موجود در سال ۸۸ در همه جا همدلی داشتند محرک های قوی از جمله تهدید حمله نظامی و تشدید تحریم ها وفاق ملی ایجاد کرده بود که از «انتخاب » مجدد احمدی نژاد جلوگیری کنند و تقلب شد و اعتراضی بمراتب گسترده تر صورت گرفت.

چنان انگیزه ها و وفاق در سال ۶۷ و ۷۷ وجود نداشت .
به امید همکاری تمام مخالفان حکومت کشتار حول اشتراکات و همسوئی ها برای یک پلورالیسم سیاسی که فقط قبل از ۲۸ مرداد ۳۲ داشته ایم .
٨۱۲۰۰ - تاریخ انتشار : ۲۴ شهريور ۱٣۹۶       

    از : ایران ایلخانی

عنوان : به جعفر بهکیش،اعتبار کجا و جماعت ملی مذهبی کجا.
نوشته اید که ایشان را خطاب قرار می دهم تا مگر ایشان با اعتباری که دارند،..
شما از کدام اعتبار حرف می زنید،برند کلیت ملی مذهبی ها فاقد اعتبار است،علیجانی و امثالهم که جای خود دارند.
اگر ساختار ذهنی علیجانی ها را از قلم نمی انداختید،اگر مصداقهای عینی و تجارب زیست‌شده خودتان را در نظر می گرفتید،می دانستید که این جماعت منسوب به ملی و مذهبی هرچه باشند،ملی و مذهبی* نیستند،اینان اگر ملی بودند که ایران حدود چهار دهه قلمرو تاخت و تاز اعوان و انصار چپ و راست و عرب جلاد جماران و امثالهم نبود،اینان اگر مذهبی بودند که امت و ملت کارش به جاسوسی و آدم فروشی و دروغگویی و ریاکاری و ربا خوری و رشوه گیری و فحشا و کلیه فروشی و خودکشی و گور خوابی نمی کشید،اینان مذهبی هم که باشند پیرو و مقلد کسانی هستند که یه شبه امام و قائم مقام و آیت الله و رهبر شدند،اینان ملی هم که باشند،اعتبارنامه شان مثل‌ اعضای دولت موقت در گروه مهر و امضاء دیکتاتور نظام مشرکین بوده و خواهد بود.
*منتظری در قبال خلف وعده جلاد جماران،کشتن طالقانی،شکنجه و حصر شریعتمداری،
اعتراض و درد و مصیبت گلزاده غفوری،حجاب اجباری و فعالیتهای تخریبی ممد رینگو و دستگیری سران حزب توده و امثالهم ...چکار کرد،هیچ؛بنا به مصلحت روزه سکوت اختیار کرد،وقتی هم که بنا به منفعت افطار کرد،اول او را مجبور به استعفا کردند و بعد براو همان رفت که بر شریعتمداری و امثالهم رفت،میرارتجاع بخشنامه جمع آوری عکسهایش را صادر کرد و بقیه مخنثان مقدمات حصرش را فراهم کردند،سال ۸۸ هم که جوزده های سبزپوش از کیسه خلیفه بذل و بخشش کردند و او را رهبر معنوی خوانند،سخنی بر زبان آورد که مثل تف سربالا درسینه اش افتاد،چرا که خواجه حافظ شیراز هم می دانست که این نظام نه ملی است و نه اسلامی،اینچنین است که بعد از ۸ سال سبزها و بنفشهای قهوه ای شده و مخالفان نظام مشرکین هنوز می گویند:جمهوری اسلامی،یعنی منتظری آخوند صاف و ساده ای بود که یه چیزی گفت شما جدی نگیر و غیروذالک...یعنی شعور و وجدان عمومی بفرمائید کشک،که فی الواقع همینطور است.
٨۱۱٨۵ - تاریخ انتشار : ۲۴ شهريور ۱٣۹۶       

    از : masoud memar

عنوان : توضیحی به نوشته آقای مهرانی
آقای باباک مهرانی رویدادهای سیاسی اجتماعی در برهه های گوناگون تاریخی بوقوع میپیوندند شما میتوانید آن وقایع را آنالیز کنید حتی پارامتر سن و سال را بررسی کنید اما یک اصل تعیین کننده در تمامی برهه های تاریخی ثابت عمل میکند و آن وجدان عمومی جامعه در زمان وقوع رویداد است. یعنی وجدان عمومی جامعه در ۶۷ کشتار زندانیان سیاسی را در آن بستر تاریخی توانست هضم کند و برایش قابل انتظار بود و شوکه نشد. شما بنوعی سرکوب مخالفان را دلیلی برای سکوت جامعه میدانید اما من دلیل سکوت جامعه نسبت به سرکوب مخالفان را پرسیدم اینکه جامعه بعد از دهه ها آن را ارزیابی کند بحث دیگری است . در باره انتشار فایل صوتی از سوی بیت منتظری نیزمعتقدم که انگیزه منتشر کنندگان نه تشکیل دادگاه و نه محاکمه آنان بود نه براندازی نظام بلکه در آن پروسه تاریخی بعنوان وزن کشی سیاسی اجتماعی مورد استفاده قرار گرفت و جامعه نیز واکنش مورد نظر منتشرکنندگان را در آن برهه داد و چون به هدفش رسید بیت رهبری هم خود حکم قوه قضائیه علیه منتظری را معلق و آزادش کرد .
٨۱۱٨٣ - تاریخ انتشار : ۲٣ شهريور ۱٣۹۶       

    از : مغیمی

عنوان : سال ۶۷ مردم در حال عقب نشینی بودند و در سال های ۷۷ و ۸۸ در حال پیشروی
آقای معمار من نیت خوانی نمی کنم چون معتقدم اگر کسی حرفی برای گفتن داشته باشد بی پرده در میان می گذارد. اما طرح این سوال شما برایم مبهم و شبهه برانگیز است. بگذریم.
شما شاید هیچ کدام از مقاطع تاریخی که مد نظر دارید را از نزدیک مشاهده نکرده باشید. اما من ادعا می کنم که اگر حکومت قتل عام سال شصت و هفت را در شرایطی شبیه به سال های ۷۷ یا ۸۸ انجام می داد (که البته محال می بود) آنوقت شاهد واکنش جامعه به آن جنایت در حد درخور می بودیم.
بین سال شصت و هفت که مردم جنگ و سال های موشک باران را پشت سر گذاشته بودند و فضای بشدت پلیسی دوران سرکوب ها و جنگ حاکم بود با سال ۷۷ که مردم یک سال پیش از آن بر نظر ولی فقیه در انتخابات فائق آمده بودند و فضای رسانه ای کشور خیلی بازتر شده بود یا با سال ۸۸ که مردم در طول کارزار انتخاباتی بی نظیر همدیگر را پیدا کرده بودند و شبکه های اجتماعی را برای پیشبرد اعتراضاتشان به خدمت گرفته بودند خیلی فرق هست.
در کنار این تفاوت ها باید توجه کنید که سال ۶۷ چپ ها که یا زیر ضربه بودند یا در تبعید، ولی کدام نیروی سیاسی در داخل کشور حضور داشت که می بایست زبان به اعتراض می گشود؟ اصلاح طلبان کنونی که خود در دستگیری، بازجویی و بنا به روایاتی در شکنجه و اعدام زندانیان نقش داشتند؟ نیروهای ملی مذهبی که هم و غم شان نابودی اندیشه های چپ بوده؟ آیا کسانی که اصلا برای مقابله با چپ و "زدودن رسوبات مارکسیستی از جامعه" وارد میدان سیاست شده اند، می توانند با از میان برداشتن چپ ها مخالف باشند؟ جواب منفی است. آنها برای فریب توده های مذهبی، این مواضع ضد انسانی شان را توجیه شرعی کرده و می کنند؛ جامعه را به مومن و غیر مومن یا ملحد و معاند و مشرک تقسیم می کنند. با حضور چنین نیرو هایی بعنوان اپوزسیون قانونی در بین مردم نمی توان انتظار برانگیخته شدن وجدان جامعه را داشت، بویژه در آن سالهای سیاه!!
٨۱۱۷۲ - تاریخ انتشار : ۲٣ شهريور ۱٣۹۶       

    از : محمد افروز

عنوان : همین یک کار مانده؟
فقط همین یک کار مانده بود که نقش آقای منتطری و ملی-مذهبی ها در فاجعه کشتار ۶۷ افشا شود که آقای بهکیش آنرا بر عهده گرفته اند! این هم اصلا کار درستی نیست که میخواهید یقه یکنفر را بگیرید، عکس برادران و خواهر جان باخته تان را ضمیمه مطلب میکنید که از ابتدا یعنی : بفهم با کی طرفی!!
٨۱۱۶۹ - تاریخ انتشار : ۲٣ شهريور ۱٣۹۶       

    از : masoud memar

عنوان : حضور جناب مغیمی
جناب مغیمی اینکه اگر ملی مذهبی ها یا منتظری اعتراض علنی میکرد چه میشد یا نمیشد لزومأ ربطی به اعتراض علنی مردم ندارد ٫ سازمانها و جریانات سیاسی کار خود را میکنند و جامعه بسته به وجدان عمومی کار خودش را میکند هر چند شاید عملکرد جامعه در مقطعی با عملکرد برخی از سازمان های سیاسی یکی باشد. مثال ۷۷ و ۲۵ خرداد ۸۸ را که مثال زدم درست به همین دلیل بود که هیچ یک از جریانات سیاسی فراخوانی به مردم نداده بودند بلکه وجدان عمومی بدون دعوت توسط این و آن به عملکرد حکومت اعتراض کردند یکی در قبال ترور فروهر توسط وزارت اطلاعات دیگری به نتایج آراء اعلام شده توسط وزارت کشور وقت. سوالی که من از آقای بهکیش کردم اینست که با توجه به اینکه جامعه از عملکرد حکومت در ۶۷ کاملأ واقف بود چرا وجدان جامعه آن کفایت لازم را برای اعتراض تشخیص نداد ؟
٨۱۱۶۶ - تاریخ انتشار : ۲۲ شهريور ۱٣۹۶       

    از : باباک مهرانی

عنوان : آقای معمار کمی مهربان باشیم.
با سلام به دوستان ، غرض از این یادداشت عنایت به مطلب آقای مسعود معمار می باشد که مردم و جامعه را باید در حرکت زمان و میزان پویائی آنها و فاکتور ها و پارامتر های دیگر در نظر گرفت.
کسانی که در انقلاب ۵۷ شرکت داشتند امروز سّن آنها تقریبا از ۵۵ سال ببالا ست هر دو حکومت پادشاهی و دینی را کم و بیش تجربه کرده اند.
کسانی که در انقلاب بدنیا آمدند امروز تقریبا ۴۰ ساله اند .تمام عمر فقط حکومت اسلامی را دیدند و بشدت از سالهای جنگ تاثیر پذیرفتند و کم وبیش از و جنایت دهه ۶۰ متاثر شدند.
کسانی که در سال ۶۷ بدنیا آمدند در سال ۸۸ تقریبا ۲۰ ساله و امروز ۳۰ ساله اند. وقایع قبل از انقلاب و دهه شصت را تجربه نکردند.
بنظر من و بدلایل فوق جوانان در دوم خرداد ۷۶ و خرداد ۸۶ برخوردی متفاوت نسبت به انتخابات نشان دادند تا «طرحی نو در اندازند» طبیعی است که نسبت به سرکوب دانشگاه ۱۸ تیر و تقلب انتخابات ۸۸ تعلق خاطر شدیدی داشتند و واکنش جانانه نشان دادند .
در مورد کشتار زندانیان سیاسی درسال ۶۷ باید شرائط را در نظر گرفت و نسلی شکست خورده با سرکوب های مداوم که تا چند سال بعداز آن کشتار ننگین این سئوال مطرح بود که چرا مانند وقایع بعداز کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ حتی نویسندگان و هنرمندان نیز سکوت کردند. نظرات متفاوت است ولی باید با دلیل و منطق بحث کنیم. حامیان و مخالفان حکومت اسلامی سرکوب شدند. حامیان و مخالفان حکومت اسلامی یعنی تشتت محض !! این نظر بنده است.
فراموش نکنیم که نسلی که ۱۸ تیر ۷۸ و خرداد ۸۸ را آفرید وجود نداشت.
فرج سرکوهی نوشت:"واکنش روشنفکران داخل کشور در برابر کشتار ۶۷
برخوردی ناگزیر یا باری منفی در کارنامه ائی درخشان؟"
http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=۶۱۷۶
٨۱۱۶٣ - تاریخ انتشار : ۲۲ شهريور ۱٣۹۶       

    از : مغیمی

عنوان : مقایسه سال ۶۷ با ۷۷ و ۸۸؟!!!
آقای معمار اگر آیت الله منتظری آن زمان بخاطر امام و نظام نامه اش را محرمانه نگاه نمی داشت، یا نیروهایی که خود را ملی مذهبی می نامند در مدعای خود صادق بودند و علیه این جنایت ضد ملی و به ادعای خودشان خلاف شرع اعتراض علنی می کردند، آیا مردم هم معترض نمی شدند.
مشکل آنجاست که انگیزه ی نیروهای ملی مذهبی به محوریت نهضت آزادی ایران اسلامی بنا به اعتراف سرانشان از آغاز به فعالیت مقابله با نفوذ رو به رشد چپ بود. حتی خوش نام ترین آنها مثل آقای تقی رحمانی به توجیه این مقابله می پردازند و "چپ را نیروی بی ریشه دانسته که اگر نفوذش در جامعه بیشتر می شد، با فاجعه ای بزرگتر از امروز مواجه می شدیم"!!!
اکثر قلم بدستان این جریان در پی انتشار نوار آیت الله منتظری سکوت اختیار کردند و آن معدود افرادی هم که لب گشودند تنها به کشتار مجاهدین پرداختند و نه چپ ها.
وضع مدعیان اصلاح طلبی که توجیه کننده امامشان هستند از این نیرو روشنتر است.
با این حساب در چنین شرایطی که چپ کشتار جمعی می شود شما انتظار دارید مردم دست باعتراضاتی در حد سال ۷۷ یا ۸۸ بزنند؟
٨۱۱۵۵ - تاریخ انتشار : ۲۲ شهريور ۱٣۹۶       

نظرات قدیمی تر

 
چاپ کن

نظرات (۱۲)

نظر شما

اصل مطلب

   
بازگشت به صفحه نخست