یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

چرا نمی توانیم انسان ها را در اندازه ی واقعی شان دوست بداریم؟ - ژیلا مساعد

نظرات دیگران
اگر یکی از مطالبی که در این صفحه درج شده به نظر شما نوعی سوءاستفاده (تبلیغاتی یا هر نوع دیگر) از سیستم نظردهی سایت می‌باشد یا آن را توهینی آشکار به یک فرد، گروه، سازمان یا ... می‌دانید لطفا این مسئله را از طریق ایمیل abuse@akhbar-rooz.com و با ذکر شماره‌ای که در زیر مطلب (قبل از تاریخ انتشار) درج شده به ما اطلاع دهید. از همکاری شما متشکریم.
  
    از : حمید رزاقی

عنوان : هموار کردن بیهوده رنج سفر بر خود و خانم سوئدی
مطالب خانم مساعد درست است و این گزارش نسبتاً خوب است. اشکال اصلی کار در این است که اگر خانم مساعد مصاحبه های ابراهیم گلستان را چه مصاحبه های کتبی و چاپ شده در کتابها و مجلات و سایتها و چه مصاحبه های تلویزیونی مانند مصاحبه با مسعود بهنود و کریمی و... را خوانده یا دیده یا شنیده بودند، به خانم کارگردان سوئدی میگفتند که فایده ای ندارد رنج سفر از سوئد تا انگلستان و بعد با تاکسی از لندن به قصر نویسنده‍ی مشهور ایران رفتن را بر خود هموار کنیم، چون چیز بیشتری از اینها که ایشان قبلا گفته اند عایدمان نخواهد شد.
٨۰۵٣۶ - تاریخ انتشار : ۲۶ مرداد ۱٣۹۶       

    از : هم میهن بخش ورزشی

عنوان : سوختن عشق یکطرفه
خانم فرزانه میلانی که من شناختی از ایشان ندارم و در معرفی خود پسوندی دارند اینگونه: نویسنده و پژوهشگر و استاد ادبیات فارسی دانشگاه ویرجینیا، نامه ای از مجموعه نامه های زنده یاد فروغ منتشر کرده که متن این نامه دو تصویر متضاد و متناقض بدست می دهد. فروغ که در دلتنگی و غربت بسر می برده در روزی غم انگیز و سخت خطاب به دائی جان ناپلئون یا همان ابراهیم گلستان می نویسد : عزیزم. عزیزم. عزیزم. قربانت بروم. دوستت می‌دارم. دوستت می‌دارم. یک لحظه از مقابل چشمم دور نمی‌شوی. نفسم از یادت می‌گیرد و خونم در قلبم طغیان می‌کند. شاهی، دوستت دارم. دو روز است که نتوانستم برایت نامه بنوسم و وجدانم همین‌طور عذابم می‌دهد و...
فارغ از جستجوی در حریم خصوصی افراد که پسندیده و جایز نیست اما در جائی که فروغ با افکار و عقاید و سبک اجتماعی –-اش معروف و مشهور بود بخشی از این حریم خصوصی رنگ می بازد و هر اثری از وی مثل یک اثر تاریخی در جایگاه فرهنگ و تمدن ثبت می شود و از محدوده خصوصی خارج و در قلمرو عمومی قرار می گیرد. فروغ عاشق بوده ولی این عشق یک طرفه و آتشین بوده. عشق آتشین همه جور پیآمد آتشین دارد که همیشه شعله های آن نهان و آشکار در حال سوختن است. متن این نامه فروغ نشانه این عشق یکطرفه است و نمی توان ابراهیم گلستان یا به تعبیری دائی جان ناپل ون و یکی از مردان عقب مانده که شکل و شمایل روشنفکری بخود گرفته بود مقصر دانست. فروغ در این عشق یکطرفه پذیرفته بود که با افکار فردی زندگی کند که ازدواج رسمی یا صیغه ای با دو زن و بیشتر از آن برای -اش عادی است و برای هر یک عشقی دروغین در سینه دارد.اگر فروغ نبود ابراهیم گلستان این چنین بر سر زبانها نبود و در عصر خود از فروغ مایه معروف و معتبر شدن نمی گذاشت.
٨۰۴۵۱ - تاریخ انتشار : ۲۱ مرداد ۱٣۹۶       

    از : خسرو صدری

عنوان : با تشکر از خانم مساعد
این بحث چند ماه پیش در پی مصاحبه مجری برنامه پرگار بی بی سی با ابراهیم گلستان در دو جهت بالا گرفت: اول پبرامون آنچه گلستان گفت که مهمترینش به گفته وی رضایت خاطر همسرش و فروغ از داشتن رابطه همزمان با اوست. مساله دوم هم نحوه مصاحبه مجری پرگار با گلستان بود که به نظر من به درستی میدان تاخت و تاز بی محابای وی را تنگ می کرد و اورا به جای نقل داستانهای بی ربط به پاسخگویی به سوالات در باره فروغ وامیداشت. در این ارتباط البته کسانی که شاید به دلایلی خود را به گلستان بدهکار می دانند، مانند عباس میلانی، به دفاع از گلستان از نحوه انجام مصاحبه انتقاد کردند.
به تجربه شخصی من کم نیستند انسان های مفید وبا ارزشی که چون به پیری میرسند خودخواه و خود بزرگ بین می شوند ودر وهم ،خود را بسیار بزرگتراز آنچه بودند میپندارند و در پی فرصتی هستند تا این حقیقت خیالی را به دیگران یادآوری کنند. ابراهیم گلستان هم ظاهرا به چنین مشکلی دچار شده است.
٨۰۴٣۵ - تاریخ انتشار : ۱۹ مرداد ۱٣۹۶       

    از : حمید همراه

عنوان : خانم مساعد دست مریزاد!
شما برداشت و نظر خود و همکار سوئدی تان را بیان کردید، معلوم است که نوشتن این گزارش کوتاه اسان نبوده. ظاهرا اقای گلستان پیر که شده اند دایی جان هم شده اند. راستش من به جز تعریف و تمجیدی که ایشان خودشان از گفته شاه در مورد خودشان نقل کرده اند چیز دیگری اخیرا از ایشان ندیده ام جز همین رفتارهای دایی جان ناپلئونی. نوشته هایشان در دوره ای خوب بوده. خوشبختانه دیگرانی هم تواناتر از ان دوران مانده اند که چنین تبختری ندارند.
جامعه ما همه چیزش باید به هم بیاد!
٨۰۴۲۴ - تاریخ انتشار : ۱٨ مرداد ۱٣۹۶       

    از : عاطفه

عنوان : توهم، خیال پردازی ، "سرانجام" ناکامی
"گلستان نمونه و بازمانده ی عهد قاجار است .بوی هزار فامیل می دهد. نمونه ی بارز جامه ایست که فروغ را عذاب می دادند."

چه کسی باعث شده که شما برای فهم شخص فروغ نزد گلستان بروید؟ ٱشکار است که فروغ با آن همه ابراز عشق شاعرانه به این "نمونه ی بارز جامعه ای که او را عذاب می داد"، سبب زحمت شما و رفیقتان در برداشتن این گام تان به سوی ناکامی شده است. به گمان من عادلانه این است که برای گرفتن پاسخ به پرسش خود، گریبان فروغ را بگیرید و نه این پیرمرد را.
٨۰۴۱۷ - تاریخ انتشار : ۱٨ مرداد ۱٣۹۶       

    از : خواننده

عنوان : خیالتان راحت باشد
مردم ما این حرفها را گوش نمی دهند. صد نفر دیگه شاهد زنده هم بیاید و حال آقای گلستان را توصیف کند، این مردم فقط احساسی هستند. فروغ عاشق این آقا بوده؟ پس دیگه تمام. این آقا پیغمبره. گلستان را هر کس بی طرف از همان ۴۰ سال قبل دو تا مصاحبه باهاش خوانده باشد، دفترش را می بندد و می گذاردش کنار.

با احترام
٨۰۴۱۵ - تاریخ انتشار : ۱۷ مرداد ۱٣۹۶       

    از : مهران ادیب

عنوان : درود بر مساعد بت شکن
سوال درست و بجایی را عنوان مقاله تان قرار داده آید. درود بر شما شاعر خوب.
٨۰۴۱۲ - تاریخ انتشار : ۱۷ مرداد ۱٣۹۶       

    از : احمد نجاتی

عنوان : مصاحبه اش با بی بی سی
بعد ازدیدن مصاحبه اش با بی بی سی دقیقأ همین احساس شما بمن دست داد
٨۰۴۰۵ - تاریخ انتشار : ۱۷ مرداد ۱٣۹۶       

  

 
چاپ کن

نظرات (٨)

نظر شما

اصل مطلب

   
بازگشت به صفحه نخست