یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون  
   

نیاز به عزمی مشترک و منسجم برای شکست ارادهٔ بیت رهبری - بیژن اقدسی

نظرات دیگران
اگر یکی از مطالبی که در این صفحه درج شده به نظر شما نوعی سوءاستفاده (تبلیغاتی یا هر نوع دیگر) از سیستم نظردهی سایت می‌باشد یا آن را توهینی آشکار به یک فرد، گروه، سازمان یا ... می‌دانید لطفا این مسئله را از طریق ایمیل abuse@akhbar-rooz.com و با ذکر شماره‌ای که در زیر مطلب (قبل از تاریخ انتشار) درج شده به ما اطلاع دهید. از همکاری شما متشکریم.
  
    از : امین سورانی

عنوان : ببینیم
خوب ببینیم ۸ سال دیگر نظرتان چه خواهد بود.
۷۹۴۹٨ - تاریخ انتشار : ۲۷ ارديبهشت ۱٣۹۶       

    از : نصیر

عنوان : روشی پیدا کنید
راهی پیدا کنید که رای دادن به معنای تائید ولایت نباشد، بمعنی تائید باصطلاح نظام نباشد، بمعنای رای دادن به جمهوریت باشد، تا من رای بدهم
۷۹۴۹۶ - تاریخ انتشار : ۲۷ ارديبهشت ۱٣۹۶       

    از : هم میهن هموطن

عنوان : روح کشتگر در بدن اقدسی!
تراوشات فکری مجرد و مکانیکی و در بسیاری موارد-مصلحتی- نه بر اساس -ضرورت- هم چنان تعدادی از به اصطلاح عناصر چپ را گرفته و سریال های -خانواده سلطنتی- از گذشته تا کنون ادامه داشته تا این که به -بیت رهبری- رسیده است! ساده ترین پرسش کودکانه از این طیف عاشق و سرگردان این است که ناطق نوری یکی از عناصر مهم در بیت رهبری است ولی چرا در طیف روحانی است!؟
روحانی رئیس جمهور کدام نظام است! نظام سلطنتی نروژ یا نظام فدرال آلمان یا نظام سلطنتی انگلیس!
همه در خدمت جمهوری اسلامی و برای ولایت فقیه و برای اسلامی که برای شان بازار و دکان ایجاد کند و از اعتقادات پاک مردم سوئ استفاده کنند قرار دارند و کاسب آن هستند.
روحانی مگر دبیر شورای امنیت ملی و یکی از عناصر مهم در سیاستهای سرکوب در این نظام نبوده! رئیسی یا میرسلیم مگر با اعدام و کشتن و سانسور و ایجاد خفقان جان و فکر مردم را نگرفته اند!؟ همه از یک قماش و یک دسته اند!
در یک مثال بسیار کوچک که تداعی کننده افکار مجرد و غیر دینامیسمی حضرات دنبال بیت رهبری است یادم می آید در زمان شاه سهمیه هائی برای دانش آموزان ممتاز در برخی از استانهای محروم ایران که توانائی مالی شرکت در کنکور را نداشتند با یک امتحان ورودی دیگری در بدو ورود به دانشگاه در نظر گرفته بودند که امثال آقای اقدسی و علی کشتگر و حزب توده -خاندان سلطنتی- را عامل این بورسیه معرفی می کردند!
۷۹۴۹٣ - تاریخ انتشار : ۲۷ ارديبهشت ۱٣۹۶       

    از : کما ل حسینی

عنوان : انتخابات
سلام آقای اقدسی

"با توجه به مجموعهٔ ارائه شده، سیاست مناسب مخالفان آزادی‌خواه نظام ولایی نه باید دعوت به رای دادن به آقای روحانی باشد و نه دعوت به تحریم انتخابات حکومتی. محور سیاست ما باید این چنین باشد: عزم مشترک و منسجم برای شکست بیت رهبری. " من پس از خواندن این بخش از نوشته شما هنوز مشغول خا راندن سر خود هستم ، آیا می‌‌خواهید خوانندگان مطلب خود را به دنبال نخود سیاه بفرستید ؟ اگر به گفته خودتان رئیسی کاندیدای بیت رهبری و سپاه و در مرکز توطئه برای تبدیل جمهوری اسلامی به حکومت اسلامی است برای "شکست بیت رهبری " چه راهی‌ جز رای دادن به روحانی وجود دارد ؟
۷۹۴٨۰ - تاریخ انتشار : ۲۶ ارديبهشت ۱٣۹۶       

    از : سوسن مرادی

عنوان : شرکت یا عدم شرکت در انتخابات به مثابه یک تاکتیک
آقای اقدسی پیشنهاد می کنم نوشته ی رفیق دیرینه سال خود علی کشتگر "رویاروئی دو راهبرد جنگ و صلح در انتخابات" را بخوانید. شاید همین امروز تجدید نظر کردید.
۷۹۴۷۹ - تاریخ انتشار : ۲۶ ارديبهشت ۱٣۹۶       

    از : سعید

عنوان : رئال پلیتیک
آقای اقدسی عزیز بسیار کوشیده اید بیماری دیرپای فلج سیاسی ناظر بر رفتار خود و جمع بزرگتری که شما عضوی از آن هستید را بپوشانید. شما در هراس از اشتباه، پروژه ای که هم اکنون در پیش روی مردم ایران قرار دارد (انتخابات ریاست جمهوری) را با پیشنهادتان "سیاست مناسب مخالفان آزادی‌خواه نظام ولایی نه باید دعوت به رای دادن به آقای روحانی باشد و نه دعوت به تحریم انتخابات حکومتی ..." عملا ً به کنار می نهید. با این توجیه که می خواهید به عمق استراتژیک نظام "... ولایت فقیه و گرایش اقتدارگرایانهٔ بیت رهبری ..." بتازید و بیت رهبری را شکست دهید.
کودکانه بگویم: شما می گوئید این بازی را کنار بگذارید و بیائید بازی دیگری بکنیم. چون من از این بازی خوشم نمی آید و می ترسم دوباره اشتباه کنم.
شما خواسته یا ناخواسته با سیاست انفعالی "نه این نه آن" عملا ً در پروژه ی کنونی انتخاباتی ریاست جمهوری در ایران، علیرغم میل باطنیتان طرف ابراهیم رئیسی را گرفته اید.
چرا؟ در اجرائی کردن پیشنهاد شما دو امکان محتمل است:
۱- تعداد کمتری در انتخابات شرکت کنند. این تاکتیک می تواند انتخابات را به مرحله ی دوم بکشاند و شرایط را برای پیروز گردانیدن رئیسی مهیا سازد.
۲- آنها که به گفته شما باور آورده اند (به هر دلیلی) در انتخابات شرکت کنند و رای سفید بدهند. این تاکتیک نیز به احتمال زیاد شرایط دو مرحله ای شدن انتخابات را بالا خواهد برد و بازگشای راهی برای به کرسی نشاندن ابراهیم رئیسی خواهد بود.
آقای اقدسی نیاز نیست مجددا ً ۱۲ سال دیگر انتظار بکشید. هم امروز به خود بگوئید در پروژه کنونی انتخابات ریاست جمهوری اگر ابراهیم رئیسی در سویه نظامی – امنیتیها و جنگ طلبان و اقتصاد صدقه ای ایستاده و حسن روحانی در سویه ی قانون مداری و اقتصاد نئولیبرالی و دمکراسی نیم بند و ارتباط با جهان آزاد. من که سیاست کلانم تقویت بخش انتخابی یعنی جمهوریت این نظام است باید در کدام سویه بایستم تا در جهت درهم شکستن سیاستهای بیت رهبری و شخص ولی فقیه باشد.
بازی سیاست همیشه بازی دلپذیری نیست و شما بهتر از من میدانید که رئال پلیتیک، پلتیک ممکنات است نه پلیتیک دلبخواه.
۷۹۴۷۷ - تاریخ انتشار : ۲۶ ارديبهشت ۱٣۹۶       

    از : masoud memar

عنوان : تذکری بر فاکتورها !
نکته ای را ضروری میدانم که از قلم افتاد. باید توجه کرد که همان ائتلاف افسانه ای ۷۰ درصد و ۳۰ درصدی ٫ نقش واقعی و میدانی را ایفا نخواهد کرد چون ۴۰ درصدی که در انتخابات شرکت نمیکنند از نظر منابع مالی و اداری و نظامی قابل مقایسه با ۳۰ درصد ولایتمداران نیستند و توازن قوای نابرابری موجود است.
۷۹۴۷۶ - تاریخ انتشار : ۲۶ ارديبهشت ۱٣۹۶       

    از : masoud memar

عنوان : لپ کلام !
آقای بیژن اقدسی معتقد هستم که این ارزیابی شما از روند سیاسی ایران را عموم مردمی که در انتخابات ۸۸ و ۹۲ شرکت کردند را دارند اما بالاخره شهروندانی در ایران هستند که از موقعیت رانتی و کارت های بازرگانی و انحصاری و شغلی بخصوص شرکتهائی که هم قرارداد هم مواد اولیه را از طریق سپاه و آستان قدس و مجموعه بیت رهبری دریافت میکنند و خانواده و اطرافیانشان رأی خود را به منابع ثروت رانتی خواهند داد و در انتخابات ۹۲ نیز با وجود اینکه ۶۰ درصد در انتخابات شرکت کردند توانستند حدود نیمی از ۶۰ درصد آرا یعنی ۳۰ درصد از واجدین آراء را کسب کنند. آن توازن قوائی که بتواند با بیت رهبری در چهارچوب قانونی چنان ایجاد شود که بشکل میدانی عمل کند متأسفانه دور از واقعیتهای موجود است یعنی ۷۰ درصد مخالف بیت رهبری در مقابل ۳۰ درصد آنها شکل بگیرد متضمن این است که مجموعه ۷۰ درصدی باید به مخرج مشترکی دست یابند که این امر با توجه به ماهیت و بینش آنان غیرممکن است. حتی روحانی اگر با همان ۵۱ درصد سال ۹۲ رئیس جمهور شود یعنی در واقع ۳۰درصد جامعه را نمایندگی خواهد کرد و دست و زبانش را به همان اندازه قادر خواهد بود دراز کند و در هر لحظه بحرانی قادر نخواهد شد در مقابل تصمیمات نیروهای مقابل بخصوص نظامی و قضائی ایستادگی کند . جلوگیری از سیاست رهبری یا عقب نشاندن چنین مجموعه ای ( مالی و نظامی ) نیازمند یک انسجام ملی در پروسه است که نشدنی است یا خیلی طاقت فرسا و میتواند با اقدامهای غیر متعارف نیروهای حافظ وضع موجود شکننده باشد. پیش بینی هلموت اشمیت در چند سال قبل مبنی بر اینکه : « جنگ بین ایران و قدرت های غرب بخصوص به رهبری آمریکا اجتناب ناپذیر خواهد بود » ناشی از توازن قوائی است که سامان دادنش کار سیاستمداران کارکشته ای است که من امروز فقدان آنها را لمس میکنم.
۷۹۴۷۵ - تاریخ انتشار : ۲۶ ارديبهشت ۱٣۹۶       

  

 
چاپ کن

نظرات (٨)

نظر شما

اصل مطلب

   
بازگشت به صفحه نخست