یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

عیار شبهه ها در اصالت کتاب «حماسه سیاهکل» - فرخ نگهدار

نظرات دیگران
اگر یکی از مطالبی که در این صفحه درج شده به نظر شما نوعی سوءاستفاده (تبلیغاتی یا هر نوع دیگر) از سیستم نظردهی سایت می‌باشد یا آن را توهینی آشکار به یک فرد، گروه، سازمان یا ... می‌دانید لطفا این مسئله را از طریق ایمیل abuse@akhbar-rooz.com و با ذکر شماره‌ای که در زیر مطلب (قبل از تاریخ انتشار) درج شده به ما اطلاع دهید. از همکاری شما متشکریم.
  
    از : روزبه صالحی

عنوان : بررسی جنبش فدائی اقدامی ارزشمند؛ جعل و تحریف تاریخ عملی ناپسندیده.
با درود و تبریک نوروز برای رفقای سایت اخبار روز! خبری در اوان سال ۱۳۹۵ و نزدیک شدن به ۸ تیر روز تاریخی و خونبار سچفخا منتشر شد. خبر این بود که کسانی می خواهند " سمینار بررسی نونگاشته ها و نویافته ها پیرامون تاریخ جنبش فدائی" را برگزار کنند. آن زمان زمزمه هایی مطرح شد که چرا در کنار سخنرانانی چون فرخ، شمسی و... اسامی سخنرانانی از جمله انوش صالحی، اردشیر بهتوئی و... آورده شد. در مورد دو رفیق اول و دوم طبعا انتخاب درستی بود. فرخ در اوان شکل گیری سچفخا در خدمت رفیق بیژن جزنی مشق سیاسی می کرد و با حمید اشرف ماراتن رقابت سالم را آغاز کرده بود تا تحت داوری بیژن قابلیت های خاص مبارزه مسلحانه بروز دهند. رفیق شمسی نیزاز سلاله رفقای خانه تیمی بوده و از طرفی همسر مجید عبدالرحیم پور بود که سینه ای نچندان مملو از شنیده ها در مورد مشی مبارزه مسلحانه داشتند. اما آن زمان کامنت هایی درآمد که چرا انوش صالحی و این دیگری و دیگران - نورویش کنندگان عرصه تاریخ سچفخا- جزء سخنرانانند و اساسا اینان کیانند؟ اگر قرار است کار تحقیقی صورت گیرد، باید دامنه تحقیق بررسی محدود و منحصر به یک اثر نوشتاری با عنوان هرچند موثق خلاصه نشود که در مورد نام نویسنده این اثر نوشتاری اطمینان کامل و همه جانبه وجود ندارد. بنابراین ادعای انوش صالحی که از دوستان گرمابه و گلستان مهرنامه است و مبارزه مسلحانه را با خوانش هوشنگ ماهرویان از رویکرد مصطفی شعاعیان تعقیب می کند که باید تلاش های ناچار مبارزه ضددیکتاتوری را به سخره بگیرد. در ماموریت برگزاری سمینار " سمینار بررسی نونگاشته ها و نویافته ها پیرامون تاریخ جنبش فدائی" برخی رفقای چپ دمکرات همسوی با تلاش تخریب چیان تاریخ سچفخا شدند. همسویی بدان وسعت تا نتیجه بازی به نفع تخطئه مبارزه مسلحانه اعلام شود. آقای نگهدار که داعیه شاهد تاریخ سچفخا را مکرر عنوان می کنی و مدام خود را مفتخر به همجواری و همسخنی با بیژن جزنی و حمیداشرف معرفی می کنی پرسشی از شما دارم و این است که در مورد نقد تاریخی مبارزه مسلحانه حرفی نیست و جای تحسین دارد ولی نقد سیاسی بهانه ای برای تحریف واقعیت گذشته است؟ بویژه اگر این نقد سیاسی قرار است تمسخر و بی اثربودن چپ و فدائی را اجرایی کند. ایا باید در برابر ان سکوت کرد که کردید و نباید بدان برخورد شود که نکردید. این ادای دین به رفیق حمید اشرف است؟ یا برعکس ان؟ آقای نگهدار و دیگر سخنرانان چون مجید، شمسی، مریم سطوت در بی بی سی با دفاع ضعیف خود تیغ ضدیت انوش صالحی- جویای نام - را تیز کردند تا قلب تاریخ حمید اشرف را نشان بگیرند، حتی اردشیر بهتوئی که در طول عمر دستش به قلاف اسلحه متبرک نشد در بازی هتک تاریخ مبارزه مسلحانه با سخنرانی سخیف به توپ انوش صالحی می زند. آقای نگهدار شما نمی دانید چه کسی " پست فیس بوک"ش و یا در سخنرانی خود - اگر آن را حذف نکرده باشد - چنین نوشته بود:" اکبر معصوم بیگی که در سالهای آغازین تالیف کتاب اسم شب سیاهکل " دستی داشته ؛ " دوستی که نسخ های نایاب از "حماسه سیاهکل" اثر حمید اشرف را در اختیارش گذاشته و علی پاینده هم نیز کمک حالش بوده است" این اعلام آشکار در اوان برگزاری سمینار اعلام می شود و حالا اشک تمساح می ریزند که اسامی منابع که مقیم ایران هستند را به لحاظ خطرات امنیتی عنوان نمی کنند. این داد ناشی از تناقض آمران برای تخریب سچفخا را کجا ببریم. شما بگوئید آقای نگهدار!!
۷٨۶۵۴ - تاریخ انتشار : ٣ فروردين ۱٣۹۶       

    از : کمال حسینی

عنوان : بهترین روش برای زدودن غبار بی اعتمادی شفافیت است
بهترین روش برای زدودن غبار بی اعتمادی و بد بینی شفافیت است .به نظر می رسد جزوه ای که به دست فرخ رسیده و نا معلوم بودن منبع آن نقش مهمی در به وجود آمدن این فضای بد بینی و مصموم داشته است . نباید از فرخ انتظار داشت که نام منبع جزوه را بدون اجازه آن منبع منتشر کند ولی با شناختی که از نظرات سیاسی فرخ داریم و باور او به کار علنی و شفاف , می توان حدس زد که دوست او در ایران هم بطور طبیعی باید به کار علنی و شفاف باور داشته باشد .سخن کوتاه بسیار مفید خواهد بود تا برای غلبه بر این جو بد بینی و غبار آلود دوست گرامی فرخ نگهدار در ایران خود وارد این گفتگو شده و دوستان را از این فضای آلوده رها سازد .
در آخر پرسشی دارم از این آقای علی خوی , من نفهمیدم اینکه فرخ برخورد از بالا می کند و یا جواب سوالات را نمیدهد چه ربطی به فارس و آذر بایجانی دارد که آقای خوی می خواهد آذر بایجانی ها هم مثل کرد ها گروه خودشان را تشکیل بدهند ؟
۷٨۵٨۶ - تاریخ انتشار : ۲۹ اسفند ۱٣۹۵       

    از : آ. ائلیار

عنوان : نثرشناسی
پیشنهاد میکنم برای تشخیص اینکه "حماسه سیاهکل" به قلم زنده یاد حمید اشرف است یانه؟ به نویسندگان زبان فارسی مراجعه شود، و یا به کسانی که در نثرشناسی تجربه دارند و کار کرده اند.

تا جایی که با نثر هدایت و چوبک و گلستان و دولت آبادی و آل احمد و ساعدی و براهنی و شاملو و مانند اینها آشنایی دارم ، با تأسف باید بگویم نثر "حماسه سیاهکل"، با توجه به « زاویه نگاه» نویسنده به پدیده ها، اصطلاحات و تکیه کلامها، استعمال کلمات و کلاً متد نگارش و غیره، متعلق به نویسنده « جمعبندیهای یکساله و سه ساله» نیست.

نثر « حماسه سیاهکل» از آن حمید اشرف نمی تواند باشد.
اصول نثر شناسی اجازه نمیدهد صاحب اثر جمعبندی سه ساله با حماسه سیاهکل یکی باشند.
تا نظر دیگران چه باشد.
با احترام به نظریات فرخ عزیز
۷٨۵٨۵ - تاریخ انتشار : ۲٨ اسفند ۱٣۹۵       

    از : بهروز

عنوان : یک سوال کلیدی دیگر
آقای نگهدار عزیز،
گمان من این است که به خاطر مسایل امنیتی قادر به ذکر نام منبع نیستید. من هم انتظار ندارم که شما در این سایت بگویید نوشته را از حسن و یا حسین که در فلان شهر و خیابان زندگی میکند دریافت داشته اید. اما بالاخره در سازمانهای فدایی و رفقای فعلی و سابق شما باید چند نفر معتمد پیدا شوند و شما این اطلاعات را با انها اشتراک بگذارید. انوقت این گروه معتمد حداقل میتوانند منبع را تایید و یا تکذیب کنند ( نه شخص را، بلکه تاریخو علت پشت مخفی ماندن این نوشته را در حدود ۴۰ سال). این از اصول اولیه یک کار پژوهشی است.
۷٨۵٨۴ - تاریخ انتشار : ۲٨ اسفند ۱٣۹۵       

    از : البرز

عنوان : هموطن گرامی آقای فرخ نگهدار، تا کجا، تا به کی.......
هموطن گرامی آقای فرخ نگهدار، هم اول بنویسم، از اینکه در پاسخ به سئوالاتِ خوانندگانِ مطلبت تبعیض قائل می شوی، حرف و عملی جدید در این عرصه نیست، سالهاست که همه ی "ما" و هر یک به نوعی، به این نوع از بیماری، که آن را بیماری "بی اعتنایی به یکدیگر" می نامم، گرفتاریم.

آنچه که مرا واداشت که مجدد دست به قلم شده و برایت بنویسم، نه آن است که گمان می کنم، نظرم برایت صاحب ارزش است، بل بیشتر به خاطر آن است، که نشان دهم، که زشتی "تبعیض" موردِ استعمالت، هم اکنون میوه ی زشت و نارسش را از زبانِ قلم هموطن گرامی آقای علی خوی زیر بوته هایِ گَسِ استدلالاتِ سست پیکر شما مشغول پرورش است.
بی گمان آقای علی خوی پس از سردادنِ قهقهه ای شُوم می نویسد؛ «... انکه بنده در لحن این نوشته دیدم بچه های غیر فارس در جلسه ها و سایر مسایل سازمان با این اقا و امثال ایشان نمی توانند چانه به چانه بزنند. بچه های ازربایجان در سازمانهای سیاسی چب از همه نوعش باید فکری بحال خود بکنند. و یک سازمان ازربایجانی را بنیان بگذارند و دور خودشان جمع بشوند مثل کردها...»

هموطن گرامی آقای فرخ نگهدار،
- تا کجا، تا به کی، باید این شیوه از رفتار غیرمسئولانه و کودکانه از سویِ آحادی که تجربه ی دهه های متوالیِ بودن در صحنه هایِ سیاسی را دارند، سر بزند؟
- تا کجا، تا به کی باید بحثها را بگونه ای طرح، آغاز و انجام دهیم، که در صحن علن به اینجا برسیم، که به خود اجازه دهیم، که بنویسیم؛ «... من به این سوال شما جواب نمی دهم. دلیلش را خود شما حدس بزنید...»
- چرا نتیجه ی یک بحثِ معقول تاریخی باید به اینجا برسد، که یکدیگر را حوالت به حدس بدهیم
۷٨۵٨۱ - تاریخ انتشار : ۲٨ اسفند ۱٣۹۵       

    از : بهنام باغبان

عنوان : ان شخص را فقط اقای نگهدار می شناسد
آن شخصی که نوشته را در اختیاره اقا فرخ نکهدار کذاشته ، فقط نگهدار می شناسد. اقا نگهدار هم می کوید، اسم شخص را نمی تواند اشکار کند، به علت مسایل امنیتی ، و علت ها دیگر،، . این دلیل می تواند مورد قبول و توجیه باشد.
ولی قرار نیست اقا نگهدار چون خودش به ان فرد اعتماد داشت ، ما هم داشته باشیم ، البته اگر اعتماد داشته باشد اقا نگهدار به ان شخص.
بخشی از سوالات را ان فردی که اقای نگهدار می شناسد باید پاسخ گوید، این نقش انتقال سوالات به عهد اقای نگهدار می افتد. برای روشنتر شدن ، اگر مایل باشند می توانند این سوالات به ان فرد انتقال دهند.

اما اقای نگهدار همشیه از بالا با مخالفان خود سخن می گوید. این شیوه اوست. بقولی" "برای" مخالفین خود صحبت می کند، نه "با" مخالفین خود صحبت می کند.

نگهدار حکم صادر می کند:
"شخصا پاسخ به این سوال را برای تاریخ نگاران هنوز زود رس می دانم. هرچند با شناختی که من و دیگر نزدیکان او از نوع نگاه و سطح اطلاعات حمید داریم، رد ردپای او در این نوشته غیرواقعی است."
یعنی دیگران ( خانم ناهید قاجار، علی محمد،،،) که تا حال در رد این سند بنام حمید نوشتند و یا احظار نظر کردند ، هیچ شناختی ، اطلاعات از حمید ندارند.
۷٨۵۷٨ - تاریخ انتشار : ۲٨ اسفند ۱٣۹۵       

    از : امیر ایرانی

عنوان : تاریخ نویسی
چرا تاریخ نویسی اینچنینی همیشه مورد بحث و حتی شبهه زا و مناقشه آمیز است و اقبال و اجماع روی داده ها بوجود نمی آید؟
آنچنانکه تاریخ گفته است:
از بازیهای مبارزاتی خانه های تیمی خاص تشکیلات خاص، نه آزادی برون آید و نه دمکراسی برقرار می شود.
اگرتاریخی نویسی نیز انجام شود، تاریخی خواهد بود:
نگارنده آن تحت تاثیر عوامل مختلفی است؛ عواملی چون:
ایده لوژی حاکم ؛ رقابت درون گروهی؛ رقابت برون گروهی(بارقبای دیگر) ؛کینه نسبت به هم در درون گروه و یا کینه نسبت به گروه های رقیب.
پس انرژی را صرف این نوع مسائل کردن نوعی اتلاف وقت است.
و نکته ایکه باید به آن توجه داشت اینست: این تشکیلات همانند دولت های رسمی بایگانی خاصی ندارند که بعد از چند دهه آن اطلاعات خاصشان را از رده سری بودن خارج کنند و اجازه انتشار آنان را بدهند تا همگان از آن استفاده کنند.
مسائلی که بعنوان آگاهی رسانی هم مطرح می شود بشتر حالت سرگرمی به خود می گیرد و...

آن گذشتگان هرچه کرده اند کرده اشان حافظه تاریخی است وبس.
ساختن و خواستنِِ روش مبارزاتی برای شرایط حال بر اساس عمل گذشتگانِ مورد علاقه بعضی ها می تواند هرزبرندگی مبارزات آزادی خواهانه و دمکراسی خواهانه باشد.
۷٨۵۷۵ - تاریخ انتشار : ۲٨ اسفند ۱٣۹۵       

    از : علی خوی

عنوان : روح این نوشته یک تهدید بود
دوست و رفیق دیرینه من حمید اشرف. این یعنی طرف اول جای خود را سفت می کند که بدانید با کی طرف هستید.
پاتک دوم . انهایی که این نوشته را کار وزرارت اطلاعات دانسته اند زودتر حرفهایشان را پس بگیرند.
این اقا خودش از طرف دیگران متهم است اما در صندلی قاضی نشسته و حکم صادر می کند. ایشان در این نوشته بسیار از خود راضی بودند و غروری بینهایت. اینگار پاهایش را روی فرش دراز کرده و شاگردهایش را نصیحت می کند

انکه بنده در لحن این نوشته دیدم بچه های غیر فارس در جلسه ها و سایر مسایل سازمان با این اقا و امثال ایشان نمی توانند چانه به چانه بزنند.
بچه های ازربایجان در سازمانهای سیاسی چب از همه نوعش باید فکری بحال خود بکنند
و یک سازمان ازربایجانی را بنیان بگذارند و دور خودشان جمع بشوند مثل کردها.
۷٨۵۷٣ - تاریخ انتشار : ۲٨ اسفند ۱٣۹۵       

    از : البرز

عنوان : این شیوه از اداره ی بحث توسط شما، کمکی به حل معضل موجود پیرامون کتاب یا جزوه ی موردِ بحث نمی کند
هموطن گرامی آقای فرخ نگهدار، شما در پاسخ به شبهاتی که پیرامون انتشار کتابِ منتسب به زنده یاد حمید اشرف انتشار یافته با کوششی قابل تحسین مقاله ی حاضر را نوشته ای.
با نظرداشتِ مفادِ مطلب شما سئوالاتی را جهتِ روشنتر شدنِ زوایایِ ظهور ناگهانی کتابِ موردِ بحث طرح کرده ام، البت از سویِ تنی چند خواننده ی دیگر نیز سئوالاتی مطرح شده است.

لذا اینکه شما سئوال خوانندگانِ مطلبت را با طرح سئوالاتی دیگر پاسخ می گویی، در عین آنکه در نوع خود شیوه ای نسبتاً کهنه برای فرار از پاسخ به سئوال است، اما در مجموع این شیوه از اداره ی بحث توسط شما، کمکی به حل معضل موجود پیرامون کتاب یا جزوه ی موردِ بحث نمی کند.

اما برای آنکه شما را علاقمند به پاسخ دادنِ به سئوالاتِ طرح شده توسط خوانندگانِ مطلبت کنم، به سئوالاتی که طرح کرده ای پاسخ می گویم. شما می پرسی؛
اول:
آیا ادعای تولید این سند توسط جمهوری اسلامی را تا چه حد قرین به واقعیت می دانید؟

همه به تجربه می دانیم، که ج.ا. در ۳۸ ساله ی اخیر نشان داده که در جعل سند، از طریق ساختن فیلم، کتاب و مقاله توانایی های لازم را دارد.
اما از جایی که از دلیل تأخیر سی و اندی ساله ی دوست یا دوستانی که این جزوه یا کتاب را به دستِ آقای فرخ نگهدار رسانده اند، اطلاعی ندارم، لذا پیشنهاد می کنم، که از انتساب این کتاب به زنده یاد حمید اشرف جداً خودداری، و تمامی حواشی و مطالبِ مربوط به این کتاب یا جزوه به دقت بررسی شود.

دوم:
آیا این ادعا که این سند می تواند توسط کس یا کسانی نوشته شده باشد که در سازمان نبوده اند تا چه حد درست است؟

برایِ پاسخ به این سئوال امکانی واقعی وجود ندارد، مگر آنکه دلیل تأخیر سی و اندی ساله ی دوست یا دوستانی که این جزوه یا کتاب را به دستِ آقای فرخ نگهدار رسانده اند، مستنداً، مشخصاً اطلاع حاصل گردد، و مطالبِ موجود در این جزوه یا کتاب با معلوماتِ تاریخ جنبش فدایی راستی آزمایی گردد.


آقای فرخ نگهدار امیدوارم که شما بتوانی نگرانی دوستانت در جنبش فدائی را درک، و بجایِ پاسخگویی هایِ گنگ و نامفهوم، چون؛ «... من و دیگر نزدیکان او از نوع نگاه و سطح اطلاعات حمید داریم، رد ردپای او در این نوشته غیرواقعی است...»، به سئوالاتِ مشخصی که توسط دوستان در پایِ مطلبت درج گردیده، پاسخهایی مشخص و به دور از ابهام بدهی.
۷٨۵۷۱ - تاریخ انتشار : ۲۷ اسفند ۱٣۹۵       

    از : روزبه زرین

عنوان : تناقضات فراوان
نقل شده است که زمانی که مرحوم دکتر کیانوری از زندان به یکی از خانه های وزارت آدمکشی منتقل شد یکی از او در مورد کتاب خاطراتش سوالی می پرسد که در جواب مرحوم دکتر کیانوری می گوید که او هرگز کتاب خاطراتی ننوشته است!
شاید بهتر از همه باید خود آقای نگهدار ماهیت هزار چهره رژیم جانیان و وزارت خانه آدمکشان آن را بداند و با این قاطعیت دست داشتن آنها را رد نکند.
رژیمی که تاریخ برای سازمان چریکها و مجاهدین و با استفاده از اوراق بازجویی آدمکشان سابق ساواکی مانند خود می نویسد چه بسا دوباره توسط امدادهای غیبی این دست نوشته را که شاید از ساواک به ارث برده باشد بنا به مصلحت نظام به خارج می فرستد و باز به تلاش سابق و همیشه در صحنه خود برای حمله به اعتبار چریکهای فدایی ادامه می دهد. خانم ناهید قاجار و آقای علی محمد صفایی با ذکر موارد مشخص نشان می دهند که این نوشته کار هر کسی بوده باشد کار شهید حمید اشرف نبوده است. حالا باید دید که منبع رساندن این نوشته که بوده است و بعد او چطور این نوشته به دستش رسیده است. این نوشته عملا به لو دادن همکاری خواهر یکی از مبارزین آن زمان قبل از دانستن آن توسط ساواک اقدام می کند و اگر این نوشته به دست ساواک می افتاد مطمنا خطر مرگ برای او بوجود می آمد. آیا حمید اشرف که فرمانده چریکها بود تا این اندازه خام و ساده بود؟!
آقای نگهدار همیشه نصبت به رژیم آدمکشان خوشبین بود به حدی که مرحوم رضا غبرایی را برای پاسخ دادن به آدمکش قهاری مانند لاجوردی جانی بعنوان ماموریت سازمانی به اوین فرستاد که عاقبت این رفتار بی خردمندانه او برای رفیق آقای نگهدار شکنجه و مرگ بود و به نظر می رسد خوشبینی او به وزارت آدمشکان هنوز پا برجاست. رژیمی که می خواست با یک اتوبوس در بست و با سقوط آن فاتحه کانون نویسندگان ایران را بخواند می دانم که توانای هر عمل اهریمنی قابل تصور یا غیر قابل تصور می باشد! جناب نگهدار خوب می داند اما باز خلق الله را سر کار گذاشته است و با خط بطلان کشیدن به چریکهای به قول خود او قدیمی مانند سامع و سنجری باز دست بالا را می گیرد که پس نیفتد!
۷٨۵۶۹ - تاریخ انتشار : ۲۷ اسفند ۱٣۹۵       

نظرات قدیمی تر

 
چاپ کن

نظرات (۱٨)

نظر شما

اصل مطلب

   
بازگشت به صفحه نخست