یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

شعر زمانه


جمشید طاهری پور


• هر کس روزی به پایان خود می‌رسد
من در اینکم پایان جان ناهمزمان هستم
وقتی درک می‌کنم؛
زیانباری و سترونی این جان ناهمزمان را! ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
شنبه  ۱۹ مرداد ۱٣۹٨ -  ۱۰ اوت ۲۰۱۹


 

    ۱

من از این جان ناهمزمان
بستوه آمده – ام

بستوه آمده -ام
از نابینائی این چشم‌ها
از این پاهای بی رمق
که باز مانده -اند از رفتن
از این دست‌ها
که نا کارآمد مانده اند و نابکار
گشوده بر سفره هیچ!

من از این جان ناهمزمان
بستوه آمده‌ام
که روشنائی های زمانه روز را
با تاریک شب متناهی اندود کرده است

۲

هر کس روزی به پایان خود می‌رسد
من در اینکم پایان جان ناهمزمان هستم
      وقتی درک می‌کنم؛
      زیانباری و سترونی این جان ناهمزمان را!
      وقتی بر آن شوریده -ام و دانسته -ام
همین جان ناهمزمان بر چشم‌هایم نهاده!
چشم بند تاریک بینی را!
و کبود تاریک اندیشی را در گزاره های جوهرین من!

اکنونم پرسش؛ گذرگاه روشنائی کو؟
آیا می‌توان رهیدن؟
به رهیدن می اندیشم؛
هرآینه اگرم با بالهای وهم و خیال!؟

٣

بیرون از ناهمزمانی؛
پرده در پرده روشنائی است.
پرتوی عشق در چشم‌ها و...؛
ترنم زندگی است در صدای گام ها!
دستان آدمیان
نگاره گر کار وآفرینندگی...!

وقتی تاریک جان ناهمزمان
در مصاف روشنائی های زمانه فتح می شود
انسان است که بهار می شود
و سبزه وجود اوست که بر می دمد
و طراوت و خرّمی است!
و آسمان، منظر گشوده به روی پرواز آدمی
      برای رفتن و همیشه رفتن بسوی افق های باز است!
      مثل پرواز کبوتر در آبی آسمان!   
   
۴

آدمی وجودی آرزو پرور است؛
ابتدا به وهم و خیالی
و بعد... در جاری زندگی
لباس واقعیت زمان بر آن می پوشد!

جدال با جان ناهمزمان،
جاری ترین واقعیت زمانه ماست.
حتا وقتی نابودگی رهائی است
آنچه که در این جاری مرگ و زندگی اتفاق می افتد
      گشایش راهی در خورد آدمی است برای زندگی او!

۵

اکنون حدیث زندگی آدمی
گپ و حرف فیسبوکی و عکس های سلفی است
در روزمرگی فیسبوک، تویتر، اینستاگرام و ...
شعر امروز نمی‌تواند خود را از این رویداد
دور و بیگانه قرار دهد.
شعر و شاعر اگر پیامی دارد
باید آنرا کتابی کند
در یک دو عبارت مختصر و تصویر پردازی گذرا ،
تا در جاری روزمرگی توئیتر، فیسبوک...
در یک، دو، سه دقیقه خوانده، دیده و فهمیده آید!

رسالت شعر امروز
ترانه – آواز آزادی انسان و انتخاب آزاد اوست
این شاید
نوسازی منزلت شعرفارسی،
در خلق ایده - مفهوم سازی و آفرینش فرهنگ
برای اذهان نسل های امروزین ایرانیان است.
شاید!
من این را آرزو می کنم.


                                                 جمشید طاهری پور
                                                    ۲۰۱۹ .۰٨ . ۰٨
                                                   


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۴)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست