یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

یادداشتی بر مانیفست کمونیست
هری مگداف، مانتلی ریویو جولای - آگوست ۲۰۱۹


ا. مانا


• بحث زیادی این روزها در مجامع رادیکال پیرامونِ نیاز به چشم اندازی سوسیالیستی در جریان است. این چشم انداز غالباً از دستاوردهای مادی و استانداردهای زندگی اقشار برخوردارِ کشورهای ثروتمند سرمایه داری تأثیر می پذیرد. لازم است که چشم انداز سوسیالیستی بر یک دگرگونی اجتماعی تمرکز نماید که که در وهلهٔ اول و بیش از هر چیزی: به توانمندسازی و برآوردن نیازهای اساسی بشری برای فقیرترین ها، مظلومان و محرومان توجه نماید ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
آدينه  ۱٨ مرداد ۱٣۹٨ -  ۹ اوت ۲۰۱۹


 
احتمالاً بخشی از مانیفست کمونیست که این روزها، بیشتر از سایر بخشها، مورد اشاره قرار گرفته است تجسمِ گسترش جهانی سرمایه داری است:
«همهٔ صنایع ملی از قبل ایجاد شده نابود گردیده و یا در حال نابودی اند. آنها با صنایع جدید جایگزین شده اند - که بکارگیریشان برای همهٔ ملتها به موضوع مرگ و زندگی تبدیل شده است - با صنایعی که دیگر از مواد خام محلی استفاده ننموده و مواد مورد نیازشان از مناطق بسیار دور دست مهیا می گردد؛ صنایعی که محصولات تولیدیشان نه فقط در محل، بلکه در هر گوشهٔ جهان به مصرف می رسد. بجای نیازهای قدیم که با تولید ملی تأمین می گردید، به نیازهای جدیدی بر می خوریم که برآوردنشان نیازمندِ تولیداتِ سرزمینهای بسیار دور است. ما شاهد نیاز متقابل ملتها به یکدیگریم…..همهٔ ملتها، مواجه با خطر انقراض، ناگزیرند به شیوهٔ تولید سرمایه داری روی آورند؛ که ناگزیرشان می نماید که آنچه را که تمدن می خواند در میان خود رواج دهند، بعبارت دیگر، به بورژوا تبدیل گردند. در یک کلام، سرمایه داری دنیایی هماهنگ با تصور خود می آفریند.»

یقیناً تاریخ نیم قرن اخیر ثابت نموده است که گرایش توصیف شدهٔ ۱۵۰ سال قبل هنوز عمل می نماید. گرچه، یک ویژگی ذاتی گسترش سرمایه داری که شرحش گذشت در مانیفست نیست. در حالی که سرمایه داری طبیعتاً با انباشت و گسترش جغرافیایی به حیاتش ادامه می دهد، این امر با نابرابرترین شیوه ها انجام می پذیرد. هرچند، هیچ امری در اقتصاد از قوانین اکیدِ ریاضی پیروی نمی نماید، گرایشات قابل ملاحظه ای وجود دارند که نتیجهٔ ذاتی سیستم سرمایه داری هستند. یک نمونهٔ برجستهٔ از این گرایشات در افزایش شکاف بین گروهی محدود از کشورهای ثروتمند و و بقیهٔ جهان نهفته است. گلوبالیزاسیون شتابانِ دوران ما بی تردید این قطبی شدن را به نمایش می گذارد.

یک بررسی توزیع درآمد جهان از ۱۹۶۵ تا ۱۹۹۰، که در جدول ذیل خلاصه گردیده است، نشان می دهد که در روزگار ما ۲۰٪ جمعیت دنیا در کشورهایی زندگی می کنند که ۸۳٪ تولید دنیا شامل کالاها و خدمات را داشته، و یا از ۸۳٪ تولید دینا بهره مند هستند (سهم ۱۰٪ بالایی از تولید جهانی ۵۶٪ است) در حالی که سهم فقیرترین ۲۰٪ جمعیت دنیا از این تولید ۱،۴٪ است. حال به تفاوت موجود در گرایشِ توزیع در آمد بینِ ۲۰٪ در ثروتمندترین کشورها و بقیهٔ جهان توجه نمایید. سهم درآمد در هر یک از چهار گروهِ با کمترین درآمد بین سالهای ۱۹۶۵ و ۱۹۹۰مرتباً کاهش یافته است.

جدول ۱ - سهم از درآمد جهان ۱۹۶۵-۱۹۹۰

منبع: روبرتو پاتریسیو کورزنیویتس و تیموتی پاتریک موران، گرایشات اقتصادی جهان در توزیع درآمد، ۱۹۶۵ - ۱۹۹۲، مجله آمریکایی جامعه شناسی ۱۰۲، شمار ه ۴ (ٓژانویه ۱۹۹۷)

از طرف دیگر، سهم ثروتمندترین ۲۰٪ بطور مداوم افزایش یافته و از حدود ۷۰ به ۸۳ درصد رسیده است. همهٔ این در برهه ای از زمان اتفاق افتاده که کشورهای ثروتمند در شرایط رکود بوده و سرمایهٔ هر چه بیشتری از این کشورها به کشورهای فقیر سرازیر شده، تا احتمالاً در توسعه صنایع و دیگر سرویسهای مالی (فاینانس) سرمایه گذاری گردند. (بررسی اطلاعات مشابهی در گزارش بانک جهانی برای سالهای بعدی نشان می دهد که این تضاد با شدت هر چه تمامتر در طولِ دهه ۱۹۹۰ ادامه یافته است).

بنابراین، پس از قرنها توسعه سرمایه دارانه اوضاع چنین است: شصت درصد جمعیت جهان ۵،۳٪ درآمد و تولید جهان را دارند، در حالیکه ۸۳٪ آن (ستون آخر جدول فوق) در دستان ثروتمندترین ۲۰٪ است.

مرتبط با این تفسیر جملهٔ متداول دیگری از مانیفست جلب توجه می نماید: «بورژوازی در خلالِ یکصد سال حاکمیتش، در مقایسه با مجموعِ همه نسلهای پیشین ، نیروهای مولدهٔ عظیمتر و غول آساتری را بنیان نهاده است». با همه نکات دیگری که می توانند از مانیفست نقل گردند، ۱۵۰ سال پس از انتشار مانیفست، این نکته شایستهٔ بیشترین تأکید است. با این حال و بار دیگر نیازمندیم درک کنیم که توزیع نابرابر این نیروهای مولده در بین مناطق مختلف بطرزِ ناباورانه ای صورت پذیرفته است. از یکطرف، معجزهٔ الکترونیک، و از سویی دیگر، با استناد به آخرین گزارشِ توسعهٔ انسانی سازمان ملل متحد ، بیش از یک میلیارد نفر از جمعیت جهان به آب آشامیدنی سالم دسترسی ندارند. لیست نیروهای مولده و جانبی غایب، که باید برای برآوردن نیازهای بیش از ۸۰٪ از ساکنان جهان بکار گرفته شوند، لیستی بلند بالا و تیره و تار است.

بحث زیادی این روزها در مجامع رادیکال پیرامونِ نیاز به چشم اندازی سوسیالیستی در جریان است. این چشم انداز غالباً از دستاوردهای مادی و استانداردهای زندگی اقشار برخوردارِ کشورهای ثروتمند سرمایه داری تأثیر می پذیرد. آن گونه که سرمایه داری در جهان و پیشرفته ترین بخشهای آن گسترش یافت، لازم است که چشم انداز سوسیالیستی بر یک دگرگونی اجتماعی تمرکز نماید که که در وهلهٔ اول و بیش از هر چیزی: به توانمندسازی و برآوردن نیازهای اساسی بشری برای فقیرترین ها، مظلومان و محرومان توجه نماید.

ا. مانا
۷ آگوست ۲۰۱۹

پی نوشت: هری مگداف از سال ۱۹۶۹ تا ۲۰۰۶ سردبیر مانتلی ریویو بود. این یادداشت برای اولین بار در مانتلی ریویوی شماره ۵۰ در ماه می ۱۹۹۸ منتشر شد.   


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست