یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

گزارشی از نشست انجمن صنفی روزنامه نگاران آزاد تهران
حسین اکبری: در جامعه ی طبقاتی، رسانه هم پدیده ای طبقاتی است


• موضوع سخنرانی برابر با اعلام قبلی، "نقش و وظیفه رسانه بر رشد آگاهی عمومی به ویژه کارگران" انتخاب شده بود ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
چهارشنبه  ۹ مرداد ۱٣۹٨ -  ٣۱ ژوئيه ۲۰۱۹



اخبار روز: نشست اعضای "انجمن صنفی روزنامه نگاران آزاد تهران" (تاسیس ۱٣٨۱) از ساعت ۱٨ تا ۲۰ روز پنج شنبه ٣ مرداد ۱٣۹٨ برگزار شد و حسین اکبری؛ سندیکالیست، فعال کارگری و نویسنده در آن به ایراد سخنرانی پرداخت.

موضوع سخنرانی برابر با اعلام قبلی، "نقش و وظیفه رسانه بر رشد آگاهی عمومی به ویژه کارگران" انتخاب شده بود و سخنران مهمان در این نشست توانست ضمن اشاره به وضعیت رسانه و نقش روزنامه نگاران در دوران پیش از انقلاب، با پل زدن به شرایط حال حاضر، تعریفی از "رسانه" ارائه دهد و کارکرد مورد انتظار جامعه از آنرا با ذکر مصادیق روشن برای حاضرین تبیین نماید.
حسین اکبری ضمن اشاره به تبعیت رسانه های رسمی از گرایش حکومت ها اعم از دیکتاتوری، لیبرال، دمکرات یا سوسیالیستی و غیره...، به دلیل طبقاتی بودن بافت جامعه گفت: در جامعه طبقاتی، رسانه ها هم ماهیت طبقاتی دارند و روزنامه نگاران مستقل و مدافع حقوق زحمتکشان همواره مورد اذیت و فشار و پیگرد بوده و هستند.
اکبری با بیان اینکه گاهی به رغم نیت حاکمان، نقش رسانه های حکومتی می تواند به ضد خود تبدیل شود، به فضای سالهای قبل از انقلاب اشاره کرد و گفت: خیلی ها که در سال ۱٣۵۲ محاکمات خسرو گلسرخی و کرامت دانشیان و گروه ۱۲ نفر متهمان را می دیدند، به یاد دارند که گلسرخی در هنگام دفاعیات، چگونه با خونسردی کاپشن اش را در آورد، آستین هایش را بالا زد و با شجاعت تمام در برابر رژیمی تا دندان مسلح گفت: "من دفاعی از خودم ندارم. من از خلق ام دفاع میکنم!" بسیاری از مردم ایران شاید برای نخستین بار بود که با واژه "خلق" آن هم در رسانه مهم حکومتی آشنا می شدند و کیست که نداند پخش همین صحنه ها از "رسانه عمومی"، برخلاف میل حکومت، موجب تسریع در روند جنبش انقلابی و در نهایت پیروزی انقلاب در سال ۱٣۵۷ در ایران گردید.
حسین اکبری با اشاره به نام برخی روزنامه نگارانِ دربند، شجاعت آنها را در بیان دردها و واقعیت های اجتماعی ستود و گفت: به رغم همه تضییقات و محدودیت هایی که در این سالها بر روزنامه نگاران مستقل اعمال می شود، ولی حضور و فعالیت آزاد آنها برای افشای بی عدالتی ها و فساد و حمایت از حقوق مدنی و صنفی و سیاسی کارگران و زحتمکشان ایران ضروری است. از جمله برخورداری از حق تشکیل سندیکا و سازمان های صنفی و طبقاتی کارگران که متاسفانه بر خلاف حقوق مصرح در قانون اساسی نادیده گرفته می شود.

در بخش دوم جلسه، حسین اکبری به پرسش های برخی از حاضرین در باره نقش فضاهای مجازی و معایب آن در رشد آگاهی عمومی، جایگاه مطبوعات و رسانه به عنوان رکن چهارم دمکراسی و آیین اخلاق حرفه ای روزنامه نگاری و غیره پاسخ داد. اکبری در باره آیین نامه مزبور گفت: آیین اخلاق روزنامه نگاری در مجلس دوره ششم به تصویب رسید ولی با صدور حکم حکومتی کان لم یکن شد.

نشست اعضای انجمن صنفی روزنامه نگاران آزاد تهران در خاتمه با پذیرایی به صرف چای و شیرینی، در ساعت مقرر به کار خود پایان داد.

* برای آشنایی بیشتر با نظرات مهمان نشست فوق مجموعه ای از مقالات حسین اکبری را می توانید در لینک زیر مطالعه کنید:

www.akhbar-rooz.com


***

* در ادامه این گزارش، یکی از سروده های حسین اکبری را به فرزندان کار و زحمت و هم میهنانِ خسته از ستم و بیداد و استبداد، به ویژه به زنده گان: اسماعیل بخشی و سپیده قلیان تقدیم می کنیم:


"این، فصلِ دیگری‌ست..."
سروده ای از حسین اکبری



می بلعیدند شهرِ شوش را
و نیشکرِ هفت تپه را
آنچنان که رازی از پرده برون نیفتد
آنچنان که عمومِ بازندگان شورش نکنند
آنچنان که خیابان به تسخیرِ کارگران در نیاید
کاوندگانِ سود در قلب زحمت
آشکارا دلفریبی کردند
که: "مانیز چون شمایانیم"!
"ما نیزعشایریم"!
سود را پنهان
سرمایه را پنهان
و اطاعت را بی نهان ساختن
رواج دادند.

آشکار و نهان فرمانبردار بودند
گزمه و داروغه و مشتی کاسه لیس...
چنین فرمان آمده بود:
سرشان را به سنگ بکوب
مبادا فیل شان یادِ اعتصاب کند
مبادا تردید روا دارند که
این جا آنها بَرده و ما آقاییم
آری ما
بنا به قانون
بنا به عرف
بنا به زور
بنا به نیرنگ
بَنای شوش و هفت تپه رابه نام تو کرده ایم !
حال هاج و واج!!! و پرسان:
این چه شورشی است که
سرتاسرِ شهر را آذینِ خشمِ کارگران
نور بارانِ همبستگیِ زحمتکشان
به تمامی در بر گرفته است؟
خوابِ آرام ما را
و آرامِ خواب آنها را
فریادِ نان و کار و آزادی
آشفته ست؟
حاشا این چه سازی بود که خصوصی سازی را نواخت؟
ما اسیرِ تمنّای خویش از سود
و آنها
رها از تقدیری که برایشان رقم زدیم!
گویا فصل دیگری ست
شراره‍ی خشم
آسایش ما را برهم زده است
آری
این فصل دیگری است!


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست