یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی رویداد کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

پروین ملک
آموزش به زبان مادری و یا آموزش زبان مادری


• چرا برای آموختن خواندن و نوشتن به کودکان، از زبانی که برایشان آسان تر است استفاده نکنیم؟ محدود شدن کودکان از این روند طبیعی، توانایی کودکان را به تحصیل کم میکند و آنها را از برقراری ارتباط طبیعی با محیط اطراف خود ناتوان می سازد. زبان - بازتاب دهنده اندیشه، فرهنگ، آداب و رسوم مردمانی است که بدان زبان سخن میگویند ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
دوشنبه  ٣۱ تير ۱٣۹٨ -  ۲۲ ژوئيه ۲۰۱۹


چرا برای آموختن خواندن و نوشتن به کودکان، از زبانی که برایشان آسان تر است استفاده نکنیم؟
محدود شدن کودکان از این روند طبیعی، توانایی کودکان را به تحصیل کم میکند و آنها را از برقراری ارتباط طبیعی با محیط اطراف خود ناتوان می سازد. زبان - بازتاب دهنده اندیشه، فرهنگ، آداب و رسوم مردمانی است که بدان زبان سخن میگویند.
حق آموزش به زبان مادری نه تنها یک حق طبیعی و اجتماعی است بلکه یک حق انسانی وحقوق بشری است که دراسناد حقوق بشربه آن تاکید شده است.
زبان اولین وسیله ارتباط بشر است. انسان با وجود زبان مادری می تواند معنی واقعی لذت، درد، دوستی و دشمنی و عشق و نفرت را درک کند. موثرترین راه برای آموزش مفاهیم و مهارت‌‌ها به کودکان، استفاده از زبان مادری است. زبان مادری انسان ها را به ریشه های خانوادگی و فرهنگی شان متصل میکند. اهمیت و ضرورت فراگیری و یادگیری به زبان مادری به جایی رسیده است که سازمان یونسکو یک روز از ماه فوریه را به نام روز جهانی زبان مادری نام گذاری کرده است. هدف یونسکو کمک به تنوع زبانی و فرهنگی و جلوگیری از نابودی زبان ها است. مطابق بندهای سه گانه منشور یونسکو: "همه دانش آموزان مدارس باید تحصیلات رسمی و ابتدائی خود را به زبان مادری خود آغاز کنند."
در ایران که مردمانش به زبانهای فارسی، ترکی، کردی، عربی، بلوچی و… سخن میگویند، تنها زبان فارسی به رسمیت شناخته شده است. در صورتیکه تدریس به زبان مادری از ابزار برابری اجتماعی شمرده میشود.
فرق بین آموزش به زبان مادری و آموزش زبان مادری این است که «آموزش به زبان مادری» به بیان ساده معنایش این است که مثلا یک کودک که در خانواده‌ای با زبان ترکی متولد شده ، در ۶ سالگی وارد مدرسه‌ای شود که کتابهایش با حروف و رسم‌الخط ترکی نوشته شده و معلم و دانش‌آموز در کلاس به زبان ترکی حرف می‌زنند و دانش‌آموز تکالیف درسی را به زبان ترکی انجام می‌دهد. در واقع زبان مدرسه همان زبان خانه است. در ضمن زبان فارسی هم به عنوان زبان رسمی از همان ابتدا در کنار آن آموزش داده شود. اما در بحث «آموزش زبان مادری» آموزش «زبان‌های محلی و قومی» بصورت یکی از دروس است اما زبان در مدارس هم‌چنان فارسی است.
آموزش به زبان مادری در مورد کودکانی گفته میشود که به زبانی غیر از زبان فارسی تکلم میکنند. کودکی که فقط به زبان ترکی تکلم میکند و زبان ترکی را میفهمد چطور میتواند در کلاس اول دروس را به زبان فارسی فرا گیرد؟ یادگیری زمانی اتفاق میافتد که دروس تفهیم شود و کودکان زبان دوم را مانند زبان اول یاد بگیرند. حدودا پنج سال طول میکشد تا کودکان در سطح اول ابتدائی با زبان دوم آشنائی پیدا کنند. کودک در سال اول دبستان تمام دروس را لازم است که به زبان مادری فرا گیرد و از کلاس دوم ۹۰ درصد دروس به زبان مادری و تنها ۱۰ درصد دروس به زبان فارسی آموزش داده شود. در سال سوم ۷۰ درصد به زبان مادری و ۳۰ درصد به زبان فارسی آموزش خواهد دید. هنگامی‌که کودکی مفهومی را به زبان مادری یاد می گیرد لازم نیست آن را به زبان دوم یاد بگیرد بلکه تنها واژه ها را یاد می گیرد. به‌عبارت ‌دیگر، با فراگیری زبان مادری مفاهیم آسان تر به زبان های دیگر منتقل می شود.
یکی از مهمترین عوامل افت تحصیلی دانش‌آموزان مناطق دوزبانه همین عدم آموزش به زبان مادری آنهاست.
اگر کودکی که زبان مادری اش غیر از زبان فارسی است، در ابتدای سال اول فقط به زبان فارسی مورد آموزش قرار بگیرد دارای زیان های جبران ناپذیری شده ایم. کودک از همان ابتدا متوجه میشود که زبان دبستان با زبان خانه فرق میکند و کم کم خودش را از زبان مادری رها خواهد کرد و خیلی سریع زبان مادری را فراموش خواهد کرد.
فراموشی زبان مادری موجب خلل در روابط خانوادگی میشود. کودک دیگر نمیتواند با مادر بزرگ و یا پدر بزرگ ارتباط برقرار کند. از فرهنگ و سنت های خانوادگی جدا خواهد شد. کم کم کودک احساس خواهد کرد که به هیج کجا متعلق نیست و احساس بی هویتی خواهد کرد. فراموشی زبان مادری در روابط فرزند و والدین تاثیر منفی دارد. در زمانی که فرزند نیاز به گفتگو با والدین را دارد زبان مشترک با پدر و مادرش را نخواهد داشت. در تحیقاتی که در بخش آموزش و پرورش مدارس آمریکا و بخصوص کالیفرنیا شده است یکی از دلایل رشد گروه های گنگ بین جوانان قطع رابطه با والیدین است. جوانان برای نیازهای عاطفی با اشخاص و گروه هائی مربوط میشوند تا از لحاظ عاطفی اشباع شوند. این جوانان زبان مادری را تا حد دوران قبل از مدارس میدانند و والدین هم زبان دوم را به اندازه ای که بتوانند با فرزندانشان صحبت کنند را نمیدانند.
کودک ۸۰ درصد دروس را نمی فهمد و در نتیجه یاد نمیگیرد و در کلاس های بالاتر چون پایه ضعیفی خواهد داشت امکان ترک تحصیل و یا عقب افتاگی از دروس زیادتر خواهد بود.
اگر تدریس با زبان مادری شروع نشود عملا بعد از چند سال آن زبان در حد دوران کودکی باقی میماند و به مرور زمان فراموش خواهد شد.
ما زبان دوم را تنها به یک طریق یاد می گیریم وقتی که پیام را بفهمیم. یادگیری زبان دوم مانند زبان اول بصورت تدریجی و در محیطی دور از اضطراب و ترس انجام میگیرد. تدریس زبان دوم در کشور امریکا ازسالیان پیش شروع شده است. دانش آموزی که در کلاس اول ابتدائی به زبانی غیر از زبان انگلیسی صحبت میکند را در مدارسی نام نویسی میکنند تا دروس اصلی را به زبان مادری فرا گیرد و دروسی مانند ورزش را به زبان انگلیسی فرا خواهد گرفت. و در سال دوم دروس عملی و هنری را به زبان انگلیسی و بقیه دروس را به زبان مادری فرا خواهد گرفت. این شیوه تا قبل از دبیرستان ادامه خواهد داشت و هر سال تعداد دروس بیشتری را به زبان انگلیسی اموزش خواهد دید. درایران زمانی که دانش آموزی به زبان ترکی صحبت میکند و او را در مدارسی که تدریس به زبان فارسی است می فرستیم ، نمیتواند دروس را یاد بگیرد. اولا زبان را نمی فهمد ودوما در محیطی آموزش میبیند که پر از اضطراب و دلهره است و با شاگردانی هم کلاس میشود که آنها هم درس را نمی فهمند. در نتیجه به مروز زمان یا زبان مادری را فراموش میکند و کم کم بخشی از دروس را به کندی فرا میگیرد و یا قبل از دبیرستان، ترک تحصیل میکند و وارد بازار کار میشود. صمد بهرنگی سالیان پیش پیشنهاد آموزش به زبان ترکی در مدارس آدربایجان را داد و حتی خودش هم برای کلاس اول کتابی تهیه کرد. کودکی که تمام زندگی اش یاد گرفته گه به نان بگوید چارک، چطور میتواند بفهمد که بابا نان داد چه معنایی دارد. در سوگ صمد بهرنگی گفته شد هدف او از نگارش کتاب "کندوکاو در مسائل تربیتی ایران" این بود که "بچه‌ های آذربایجانی مجبور نباشند سو و چارک را آب و نان بنویسند و نفهمند چرا. آین حق کودکان ماست که به زبانی که حرف می زنند، بخواندند و بنویسیند.
دکتر احسان یار شاطر گفته است که "زبان فارسی وطن من است". زبان فارسی وطن همه ماست. آموزش به زبان مادری به معنای این نیست که دانش آموزان زبان فارسی را فرا نگیرند. زبان فارسی در کنار زبان مادری بعنوان زبان دوم باید آموزش داده شود. درسال اول ابتدائی تمام دروس به زبان مادری است و تنها ورزش به زبان فارسی در مدارس باید تدریس شود. در سال دوم دروس هنری و نقاشی و ورزش به زبان فارسی و بقیه دروس به زبان مادری و در سال سوم علوم و بخشی از ریاضیات به زبان فارسی و دروس ادبیات و علوم اجتماعی به زبان مادری آموزش داده شود. دانش آموزان زبان دوم را مانند زبان اول یاد خواهند گرفت. زبان دوم باید در شرایطی آموزش داده شود که کمترین اضطراب را تولید کند و قابل فهم برای کودک دبستانی باشد. یادگیری زبان دوم در کودکان یک فرایند ناخوداگاه و بصورت طبیعی صورت میگیرد.


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۲)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست