یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

کنگره مشاهیر کرد در خدمت مردم یا حکومت؟


کوروش طاهرنسب


• بر خلاف تصور گردانندگان این کنگره یا بزرگداشت، میدان سیاسی روژ هه لات ایران را حکومت تعیین نمی کند بلکه آینده این میدان در اختیار جنبش مردم است. هم چنان که مشاهیر در تاریخ جایگاه دارند و این فرهنگ توده ها است که مشاهیر را همیشه در خاطره، یاد و عمل زنده و سرافراز پاس می دارند و به آثار آنان احترام می گذارند ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
شنبه  ۱۵ تير ۱٣۹٨ -  ۶ ژوئيه ۲۰۱۹



بعد از قیام مردم شهر تبریز در دی ماه سال ۵۶ خبر رسید که تیمسار آزموده که خود دستور سرکوب مردم تبریز را داده بود در استانداری تبریز گروهی را مامور کرده تا طرحی را برای بزرگداشت و تقدیر از مشاهیر تبریز تهیه و خیلی سریع اجرا کنند. برای کلید زدن این طرح آزموده استاندار وقت آذربایجان به دیدن شهریار شاعر محبوب آذربایجان رفت تا هم دلجوئی کند و هم شهریار را به حضور در چنین طرح و کنگره ای ترغیب کند اما دست خالی بازگشت.
به دنبال نمکی که آزموده بر زخمهای مردم تبریز پاشید، او مجبور شد اجرای این طرح را متوقف کند و خود نیز بعد از آن قیام خونین برای همیشه به تهران فراخوانده شد! آزموده استانداری که در خرداد ۱٣۴۲ وقتی او فرمانده لشکر تبریز بود با اجرای طرح «شیر» از هر حرکتی اعتراضی در تبریز جلوگیری کرد . آن استاندار و مقامات دولتی در این توهم بسر می بردند که مطالبات مردم را می توان با برپائی چنین مراسمها و تبلیغات پیرامون آن یا مسکوت گذارند یا بر آن پیروز شوند که هر دو فقط توهم بود و شکست!
یک سال بعد از قیام تبریز انقلاب شد و در همان ابتدای انقلاب ۱۳۵۷، در همه پرسی جمهوری اسلامی بیش از ۹۷٪ کردها به جمهوری اسلامی رای منفی دادند و خواستار به رسمیت شناختن حقوقشان از جانب حکومت تازه‌به‌قدرت‌رسیده مرکز شدند. در بهار ۱۳۵۸، کمتر از شش ماه بعد از انقلاب، ارتش و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با بسیج همگانی و با نیروی عظیمی به کردستان لشکر کشیدند.
دو دهه فراز و نشیب سیاسی و نظامی و جنگی, تمام ظرفیت های اقتصادی، زیست محیطی و طبیعی منطقه روژ هه لات ایران را یا نابود کرد و یا صدمه زیاد زد. ترور و شهید شدن دکتر قاسملو رهبر ممتاز و معتبر بین المللی کردها توسط دولت جمهوری اسلامی که در سر میز مذاکره بطرز وحشیانه ای انجام گرفت, ضربه شدیدی بر حزب دموکرات و جنبش سیاسی کردستان ایران زد. روزی که عبداله اوجالان را ترکیه با کمک موساد دستگیر و به زندان انداخت، در شهرهای کردستان ایران در اعتراض به دولت ترکیه و محکوم کردن دستگیری اوجالان تظاهرات سراسری برپا شد.
زمان گذشت و حکومت تسلط بیشتری بر اوضاع امنیتی و نظامی کردستان یافت. هر چه زمان سپری می شد دو سازمان و حزب سیاسی کومله و دموکرات با انشعابات متعدد و ضعف رهبری مواجه می شدند تا جائی که به شرایط نه چندان مطلوب کنونی رسیده اند.
بافت سیاسی در شهر ها و دگرگونی در زندگی روستاها موجب دگرگونی در ساختار اجتماعی شهرهای عمده و به ویژه سنندج، سیاسی ترین مرکز روژهلات شد. مهاجرت های آگاهانه روستائیان از مناطق خود به شهر ها که بر اساس محاسبه و برنامه حکومت اجرا می شد موجب تغییر طبقاتی در شهرهای عمده شد. این دگرگونی از یک طرف موجب شد تا پایگاه های باقیمانده دو سازمان و حزب کومله و دموکرات که به شعبات و شاخه های متعددی تقسیم شده بودند در روستا به عنوان کانون مبارزه ضعیف شود. از سوئی نظام، موافق مهاجرت روستائیان به شهرهای مهم استان بود تا بتواند از ناسازگاری ابتدایی زندگی آنان در اماکن جدید، بخشی را جذب اهداف خود کند که در این راه تا حدودی نیز موفق بود. هر چند بخش قابل توجهی هم از نیروی جوانان که با فضای زندگی شهری آشنا و در مدار تحصیل و امکانات شهری قرار گرفتند به عنوان نیروئی معترض و ناراضی نظام را با چالش روبرو کرده اند.
در ابتدای لشگر کشی معروف نظام به کردستان در اوایل انقلاب با تزی که مصطفی چمران و همفکران اش ارائه داده بود نیروی بیشمرگان مسلمات شکل گرفت و در دو فاز سیاسی و نظامی در برابر نیروهای بیشمرگ سازمانها و احزاب سیاسی دموکراتیک اعلام موجودیت کردند. هر چند به سرنوشت تلخی دچار شدند و احمد مفتی زاده رهبر آنان به خارج تبعید و بسیاری از افراد آن سازمان دستگیر، خلع یا زندانی و یا محکوم به اعدام شدند. خصلتی که جمهوری اسلامی با آن زندگی کرده و می کند.
اما؛ اینک وظایف سیاسی بیشمرگان مسلمان تقسیم شده و بخش اصلی و مکانیسم آن در اختیار طیفی قرار گرفته که با نقاب و ماسک اصلاح طلبی و سکولار در پشت مردم مخفی شده اند. این طیف در غیاب اپوزیسیونی قوی و سازمان یافته، رشته امور سیاسی در کردستان ایران را در اختیار خود گرفته اند. این طیف حکومتی با نقاب سکولار و آشتی با دین و مذهب سد مقاومی در برابر مطالبات و حرکتهای اعتراضی مردم در مناطق کردنشین ایران ایجاد کرده اند و تا جائی که توانسته در برنامه های گوناگون ولایت فقیه و زیر عناوین مختلف و توجیهات از نوع حکومتی شرکت کرده اند و هر جا لازم بوده در پیش برد برنامه های نظام تلاش کرده و حامی و مدافع آن بوده اند.
رایج است که شمال عراق میدان تاخت و تاز جمهوری اسلامی ایران است به همین علت نقش یا بهتر بگویم ماموریت بسیار ظریف و حساب شده به طیف اصلاح طلبان داده شده تا با ایجاد روابط فرهنگی و سیاسی با کردستان عراق به محاسبات استراتژیک دولت جمهوری اسلامی کمک کنند. این نقش جدای از سیاستهای امنیتی و تجارتی نظام در شمال عراق است.
جمهوری اسلامی چه در برخورد با افراد و گروههائی که بطور تاکتیکی آنان را در حلقه همکاری و درونی خود پذیرفته و چه در ارتباط با مخالفینی که به قولی کبریت بی خطر هستند و چه با دشمنانی که می توانند در مواقع بحرانی مثل نیاز به تهیه تسلیحات، نظام را کمک کنند حشر و نشر داشته ولی هر گاه مناسب دیده، اصل نظام را بر این حشر و نشرها ترجیح داده است، تاجائی همه را ابتدا به حاشیه رانده و اگر لازم بوده از دم تیغ گذرانده.
در شرایط کنونی که جمهوری اسلامی با بحران فزاینده ای در داخل و در سطح جهانی روبرو است برای این که بتواند در ادامه برنامه اش در مناطق حساسی مثل کردستان نمایش جدیدی برای فریب افکار عمومی این منطقه به روی صحنه آورد به برنامه تبدیل دشمن به مخالف و مخالف به دوست و جذب دوستان بیشتر روی آورده است. این تاکتیک دارای استراتژی معینی نیز هست. وقتی دشمن و مخالف و یک درجه پائین تر ناراضی، در دایره تور حکومتی افتاد متقاعد کردن افکار عمومی چه بسا آسان تر خواهد شد و کنار گذاشتن گروههای جدید سهل و بدون مشکل خواهد بود.
چنین است که با احترام به شخصیت حقیقی افرادی که بنام مشاهیر کرد در کنگره دو روزه آن, در سنندج شرکت کردند, باید گفت برنامه ای که حکومت سازماندهی کند و آیات و فقها و مسئولین نظامی و امنیتی و سیاسی در انتخاب و گزینش افراد نقش کلیدی داشته باشند و تمام سازوکارهای تشکیلاتی و ایده ئولوژیکی آن توسط حکومت تهیه، اجرا، تبلیغ، ,هدایت و کنترل شود، متاسفانه نه فقط ضرورتی به انجام آن نبوده بلکه انعکاس آن، بر پیکر صدها زندانی و هزاران خانواده داغدیده و صدها هزار جوان بیکار و میلیونها نفر خانواده فقیر، نمک می پاشد. دهن کجی بزرگی که به صدها مشاهیر نامی کرد شده تاریخ هیچگاه آن را فراموش نخواهد کرد.
چه خوب استاد موسیقی مظهر خالقی بیان کرده است:
اینجا (سنندج) شهر و زادگاه من است و هر کسی به زادگاهش فخر می‌کند اما من شهرم را با زن مورخ و ادیب کُرد مستوره اردلان و آیت الله مردوخ کردستانی می‌شناسم.
بر خلاف تصور گردانندگان آن کنگره یا بزرگداشت، میدان سیاسی روژ هه لات ایران را حکومت تعیین نمی کند بلکه آینده این میدان در اختیار جنبش مردم است. هم چنان که مشاهیر در تاریخ جایگاه دارند و این فرهنگ توده ها است که مشاهیر را همیشه در خاطره، یاد و عمل زنده و سرافراز پاس می دارند و به آثار آنان احترام می گذارند.

جهت اطلاع:
«کنگره بین المللی مشاهیر کُرد با حضور حجت الاسلام علی یونسی دستیار ویژه رئیس جمهوری در امور اقوام و اقلیت‌های دینی و مذهبی، جمعی از مسئولان داخلی و خارجی و نام‌آورانی همچون «مظهر خالقی» در تالار مولوی دانشگاه کردستان به مدت دو روز ۱۱ و ۱۲ تیرماه برگزار شد.
این کنگره ۲ روزه با قرائت پیام‌های دکتر حسن روحانی رئیس جمهور، نچیروان بارزانی رئیس اقلیم کردستان عراق و سخنرانی بهمن مرادنیا استاندار کردستان آغاز شد و در انتهای نخستین کنگره مشاهیر کُرد از نام‌آوران عرصه‌های مختلف فرهنگی، هنری، اجتماعی، ورزشی، موسیقی و علمی کُرد تجلیل شد..
در اختتامیه این کنگره از ٣۰ نفر از مشاهیر کرد تجلیل شد. این ٣۰ نفر عبارتند از: میکائیل اصلان موزیسین کرد ترکیه ساکن آلمان، کلیم الله توحدی شاعر معروف کرمانجی اهل خراسان، استاد مظهر خالقی خواننده نام آوازه کرد که ٣٨ سال دور از وطن بوده است، بیژن ذوالفقارنسب بازیکن و مربی فوتبال اهل سنندج، محمدعلی سلطانی نویسنده و پژوهشگر حوزه ادبیات کردی اهل کرمانشاه، مجتبی شمسی پور شیمی دان کرمانشاهی، اسعد شیخ الاسلامی فقیه اهل سنندج، دکتر قطب الدین صادقی کارگردان تئاتر و استاد دانشگاه، هادی ضیاء الدینی هنرمند مجسمه ساز سنندجی، شهرام ناظری خواننده و آهنگساز اصیل ایرانی اهل کرمانشاه، کیهان کلهر آهنسگاز و موسیقی دان اهل کرمانشاه، علی اکبر مرادی موسیقی دان پرآوازه کرد اهل کرمانشاه، پروفسور معصومعلی معصومی عضو انجمن جراحان قلب اروپا اهل هرسین کرمانشاه، امیر سرتیپ نصرت الله معین وزیری اهل سنندج، دکتر کردستان موکریانی شاعر، نویسنده و زبان شناس و فعال حوزه حقوق زنان، عثمان هورامی خواننده نام آشنای کرد و استاد سیاچمانه، دکتر میشل لیزنبرگ کردشناس اهل هلند، نزند بگیخانی، کیانوش رستمی، بختیار علی، انور قره داغی، محمدعلی قره داغی، بیژن کامکار، عزالدین مصطفی رسول، آزاد نجار، عطا نهایی، علی اشرف نوبتی، لطیف هلمت و محمد طیفون.»


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۱)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست