یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی رویداد کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

سخنی درباره مشکل کورجنسیتی
سیمین کاظمی


• دیدگاهی که قادر به دیدن ساختارهای مریی و نامریی مردسالارانه و درک جنسیت به عنوان عاملی تعیین کننده در سیستم تخصیص امتیازات مادی و معنوی نیست، و نمی تواند درک کند که چگونه در یک نظام مردسالاری موانع پیدا و پنهان در مسیر حرکت زنان قرار می گیرند، یک دیدگاه مبتلا به کورجنسیتی است ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
پنج‌شنبه  ٣۰ خرداد ۱٣۹٨ -  ۲۰ ژوئن ۲۰۱۹


صحبت از نابرابری های مبتنی بر جنسیت که می شود، دیدگاهی که فراوانی قابل توجهی هم دارد در مقابل آن قرار می گیرد که چنین شکلی از نابرابری را انکار می کند و حاضر به پذیرش آن نیست. وقتی هم که نابرابری جنسیتی، با ذکر مثال و مصداق تشریح و اثبات می شود، صاحبان این دیدگاه سعی می کنند، علت محرومیت و موقعیت فرودست زنان را ناشی از عوامل دیگری جا بزنند و برای آن دلایل دیگری بتراشند. علاوه بر این آنها عموماً نابرابری جنسیتی را موضوعی بی اهمیت می دانند که در برابر سایر «مسائل مهمتر» نمی تواند محلی از اعراب داشته باشد. آنها معتقدند فمینیست ها که به مسأله جنسیت می پردازند و آن را در هر موقعیت اجتماعی دخیل می دانند، به دنبال برتری زنان بر مردان هستند و اساساً با مردان دشمنی دارند. آنها فمینیسم و پرداختن به مسأله جنسیت و اشاره به ساختار مردسالارانه ای که مناسبات نابرابر میان دو جنس را رقم زده است، تفرقه انگیز و نوعی نفرت پراکنی علیه مردان تلقی می کنند. با چنین تفسیری ، انتقاد و ستیز با ایدئولوژی مردسالاری را با ستیز علیه مردان برابر دانسته و بعد از آن، احقاق حق زنان به انتقام جویی از مردان تعبیر می شود، و بعد با این استدلال که مردان مسوول وضعیت زنان نیستند و خودشان مشکلات زیادی دارند، از اساس منکر ستم جنسیتی می شوند و مردستیزیِ فمینیست ها را محکوم می کنند. حال اینکه در چنین نظام فکری ای، ساختار مردسالارانه ای که نابرابری جنسیتی را رقم زده، کجا قرار می گیرد؟ مشخص نیست.

افرادی که قادر به تشخیص جنسیت به عنوان یک متغیر تأثیر گذار در تولید نابرابری نیستند، یا نمی توانند بین نقد ایدئولوژی مردسالاری با مردستیزی تمایز بگذارند، الزاماً افرادی نیستند که موافق تبعیض جنسیتی باشند. شاید برخی از آنها بتوانند ساعت ها درباره فضیلت عدالت یا ضرورت برابری اجتماعی دادسخن بدهند، اما به مسأله نابرابری بین زن و مرد که می رسند، به یکباره مسیرشان تغییر می کند!

چنین دیدگاهی که قادر به دیدن ساختارهای مریی و نامریی مردسالارانه و درک جنسیت به عنوان عاملی تعیین کننده در سیستم تخصیص امتیازات مادی و معنوی نیست، و نمی تواند درک کند که چگونه در یک نظام مردسالاری موانع پیدا و پنهان در مسیر حرکت زنان قرار می گیرند، یک دیدگاه مبتلا به کورجنسیتی یاgender-blindness است.

کورجنسیتی یک اختلال در تفکر اجتماعی است که به علت فقدان آگاهی فمینیستی ایجاد می شود. در واقع وقتی در جامعه ای آگاهی فمینیستی مجال عرضه و انتشار به شکلی درست، دقیق و فراگیر نداشته باشد؛ و در عوض برداشت ها و تفسیرهای مخدوش و تحریف شده از آن به قصد گمراه کردن اذهان عموم پراکنده شده باشد، کورجنسیتی عمومیت بیشتری پیدا می کند، به طوری که از عالیترین سطوح دانشگاهی تا افراد عامی، از مرد تا زن و از نسل های گذشته تا نسل های جدید گرفتار آن می شوند. حداقل پیامد کورجنسیت بودن و عمومیت آن، تداوم نابرابری جنسیتی و تثبیت وضعیت فرودست زنان است. نمی توان قائل به برابری اجتماعی بود ولی از جنسیت سخنی به میان نیاورد یا نابرابری جنسیتی را قابل اعتنا ندانست. کورجنسیتی یک اختلال تشخیص مسأله است که تا رفع آن تصور ارائه هر نوع درمان و راهکار موثر برای مسأله نابرابری، خام اندیشانه و متوهمانه به نظر می رسد.

منبع: تلگرام نویسنده


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست