یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی رویداد کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

‍‍‍‍‍‍دنیای دیوانه دیوانه دیوانه


زهره تنکابنی


• سرنوشت هر کشوری را فقط و فقط مردم آن کشور باید تعیین کنند و آنانیکه زیر سایه سربازان بیگانه میخواهند خود جای حاکمیت کنونی بنشینند برای همیشه تاریخ ایران، بدنامی دست نشانده بودن را با خود حمل خواهند کرد. و اما سخنی با تصمیم گیرندگان فعلی ایران. از دید من منافع ملی یعنی منافع مردم و میهن عزیزمان ایران! ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
دوشنبه  ۲۰ خرداد ۱٣۹٨ -  ۱۰ ژوئن ۲۰۱۹


در قرن بیستم فیلمی به این نام تو‍‍جه بسیاری را بخود جلب کرد اما در قرن بیست ویکم این دیگر فیلم نیست.واقعیت جهان ماست. سرمایه مالی غرق در بحران های ساختاری افسار گسیخته جهان را تهدید میکند. هرمان کان بنیان گذار نظریه ی ْسیستم هاْ میگوید: شاید بهترین راه برای تحمیل سیاست هایمان این باشد که خود را قدری عصبی و احساساتی نشان دهیم. در این بازی بازدارنده شانس بیشتری برای طرفی که بنظر عزمش را جزم کرده و راه بازگشتی برای خود نگداشته برای کسب امتیاز از طرف مقابل وجود داردْ. یعنی بر خلاف باور عامه ترامپ دیوانه نیست! دستگاه سیاستگذاری آمریکاست که او را دیوانه و غیرقابل یش بینی میخواهد تا شاید با جذب سرمایه های کشورهای دیگر، کشور خود را از این بحران ساختار ی که ممیزه سرمایه داریست نجات دهد.(جالب است که در دهه هفتاد تندروان وطنی نیز با طرح رانندگی با اتومبیل بدون ترمز و رل رءیس جمهور خاتمی را به امتیاز دهی واداشتند).
در این جهان دیوانگی، هر عملی که منافع سرمایه بین المللی وبویژه سرمایه تسلیحاتی را که امتیار ویژه امریکاست را تامین کند: مباح است.از درهم پیچیدن طومار عهد نامه های تایید شده توسط سازمان ملل متحد تا لغو قراردادهای چند جانبه ترنس آتلانتیک تا سعی در تلاشی اتحادیه اروپا تا خروج از کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل ووو تا برسمیت شناختن بیت المقدس شرقی بعنوان پایتخت اسرائیل برخلاف قطع نامه ۲۴۲ سازمان ملل متحد وانضمام جولان به اسرائیل.
درست است که در حال حاضر آمریکا تک قدرت برتر جهان است اما تاریخ نشان داده است که امبراطوری هائی که چنین قلدرمابانه با ملل دیگر برخورد میکنند در واقع به خط اخر عمر خود نزدیک شده اند.
اکنون نوبت به ایران و مردم عزیز آن رسیده است که با جنگ اقتصادی بیرحمانه ای دست بگریبان شوند که نه تنها معیشت روزمره شان را مختل کرده که حتی از کمبود دارو های ضروری برای امراض مختلف که خود نیز آن را دیده ام وا بمانند.ادعای سر دمداران آمریکا اینست که مردم بستوه آمده ودر صدد براندازی بر خواهند آمد. آنان تجارب دهه ها تحریم عراق و لیبی را نادیده میگیرند. مردم وقتی از تامین غذا و دارو برای عزیزانشان در مانده شوند از فکر کردن به طغیان وا میمانند. در تمامی تحریم هایی که عمدتاْ توسط آمریکا طی قرن گذشته و قرن کنونی صورت گرفته مردم ببا نخواستند وهمه آنها مقدمه ای برای جنگ فیزیکی توسط آمریکا و متحدان دنیای سرمایه اش شد که تاکنون برای خود آنها فاجعه ببار آورده است.البته آمریکا در دو قرن گذشته به جنبش دموکراسی خواهی ایران ضربه های اساسی زد. در کودتای ۲۸ مرداد ۱۹۵۳ـ۱۳۳۲ به نفع ادامه دیکتاتوری وخفه کردن دموکراسی خواهان وارد عمل شد تا سیطره خود و متحدش بریتانیا را بر نفت ایران دایمی سازد ود ر دهه ۲۰۱۰ـ دهه۹۰ خورشیدی که مردم به احقاق حقوق خویش برخاسته اند دوباره جنبش دمکراتیک مردم را خفه کرد. این از یاد ایرانیان میهن دوست نخواهد رفت. سرنوشت هر کشوری را فقط و فقط مردم آن کشور باید تعیین کنند و آنانیکه زیر سایه سربازان بیگانه میخواهند خود جای حاکمیت کنونی بنشینند برای همیشه تاریخ ایران، بدنامی دست نشانده بودن را با خود حمل خواهند کرد.
واما سخن با تصمیم گیرندگان فعلی ایران. اول از همه بگویم که از دید من منافع ملی یعنی منافع مردم و میهن عزیزمان ایران. این منافع فوق منافع حاکمیت میتواند باشد یا با آن منطبق گردد.
با این توضیح خواهیم دید که حفظ منافع ملی فوق همه مسایل دیگر است. شاید این مطلب به مذاق بعضی ها خوش نیاید و شاید تبعاتی داشته باشد اما چون از حقوق حقه مردم است باید گفته شود. وقتی پای منافع ملی با تعریف بالا در میان است چه باک از تبعات؟
طی این چهل سال جفای زیادی بر مردم شد. بیت المال به حراج گذاشته شد، آزادی ها روز بروز تقلیل یافت، دخالت در زندگی خصوصی مردم بنهایت خود رسید، معیشت مردم صرفنظر از تحریم ها دچار افلاس شد وآزادی های سیاسی بشدت سرکوب شد.
از طرفی سیاست خارجی متاع سر بازاری شد که با دخالت عناصر تندرو و نادان بورطه نزدیک به نابودی کشیده شد و حال که جنگ دق الباب می کند در نظر گرفتن دو مورد زیر حیاتی است:
1- بازسازی روابط داخلی با تامین حقوق مردم و بویژه تامین بهینه معیشت، رسیدگی به کارگران، رسیدگی جدی محیط زیست، تامین آزادی بیان، قلم وعقیده بویژه آزادی بیان عقیده، جلوگیری از سرکوب تجمع ها و راهبیما پی های صنفی و سیاسی مسالمت آمیز و بالاخره هر آنچه که خواست منطقی مردم است. چرا باید تجمع مسالمت امیز روز کارگر که در همه کشورهای جهان برای بیان خواسته های کارگری برگزار میشود به دستگیری و محکومیت شرکت کننگان منجر شود؟ چرا تظاهرات مسالمت آمیز معلمان و بازنشستگان به زندان و محرومیت از کار می انجامد؟ چرا مردم و نهادهای صلح طلب مجاز به برگزاری تجمعات ضدتحریم و ضدجنگ نیستند؟ آیا همه اینها قصد براندازی دارند؟ اینها همان مردمی هستند که اگر به آنان اعتماد شود در مقابل جهانخوران خواهند ایستاد. نباید فقط به نیروی نظامی متکی بود آنهم در برابر بزرگترین قدرت نظامی جهان.
2- در سیاست هر سیاستمدار با هوشی از گفتن (هرگز) در مورد موضوعات مختلف خودداری می کند چرا که شاید روزی بیاید در شرایطی دیگر نیاز به انچام آن باشد. با این مقدمه ابتدا دست های نامربوط به سیاست خارجی باید از مانع تراشی بر سر راه وزارت امور خارجی بکنار روند، چرا که اقتدار آن را در دید طرف مقابل بزیر میکشند. و بعد اگر بتاریخ بنگرید بسیاری از کشورها حتی در حالیکه بمباران میشدند هرگز میز مذاکره را ترک نکردند. مذاکره بی قید و شرط به مفهوم تسلیم نیست. برای بدست آوردن برجام ۱۲ سال مذاکره شد بدون اینکه امتیاز نابجایی داده شود. البته در هر مذاکره ای بده و بستان وجود دارد ولی هر طرف سعی میکند حداکثر را بدست آورد و حداقل امتیاز را بدهد. گاهی هم مذاکره برای خریدن وقت است تا از مخمصه ای رها شوند. بعلاوه اینکه بگوپیم مذاکره نمیکنیم افکار عمومی جهان علیه ما بعنوان جنگ طلب تهییج میشود. ترامب برای جلب افکار عمومی آمریکا ظاهراْ اعلام کرد که خواهان مذاکره بدون قید و شرط است. سزاوار نیست این جنگ طلبان جهانخوار بعنوان صلح جو نموده شوند.
و در نهایت فراموش نشود که به هیچ وجه نباید برجام را ترک کنیمُ این سپر دفاعی ماست.‌‌‌


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۱۵)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست