یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ - یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

از این شعار قویا حمایت میکنیم - رحمان حسین زاده



اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
آدينه  ۲۷ ارديبهشت ۱٣۹٨ -  ۱۷ می ۲۰۱۹


دانشجویان آزادیخواه و چپ بار دیگر گل کاشتند. درروز دوشنبه ۲۳ اردیبهشت در اجتماع اعتراضی صحن دانشگاه تهران، باز هم خلاقانه و مبتکرانه ابراز وجود کردند. چهره رادیکال جنبش برحق و اعتراضی علیه وضع موجود و جمهوری اسلامی را به نمایش درآوردند. تجمع میلیتانت و شعارهای رادیکال و تابو شکنانه را جاری کردند. از جمله دو شعار: "بیکاری، بیگاری، حجاب زن اجباری" و شعار "علینژاد و ارشاد، ارتجاع و انقیاد". به این ترتیب علیه حجاب از ارکانهای هویتی جمهوری اسلامی شوریدند. پایه های اجتماعی مبارزه علیه حجاب و پوشش اسلامی را محکمترکردند. مسیر را برای گسترش عرض اندام جنبش اجتماعی علیه حجاب اسلامی هموارتر کردند. بساط دلالی با پدیده "حجاب اجباری" عنصرپروغربی همچون علینژاد را در شعار تیز و خلاقانه خود افشاکردند. بعد از دی ماه ۹۶ دانشجویان آزادیخواه و چپ در دانشگاه تهران، با شعارخلاقانه "اصلاح طلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا" ضربه مهمی به کلیت جمهوری اسلامی و "اصلاح طلبان حکومتی" وارد کرده و به تحرک و گفتمان اجتماعی تبدیل کردند. هر دو شعار جدید و مالامال از چپ گرایی و رادیکالیسم اجتماعی این بارشان هم از جنس همان ابتکار قبلی و باید دست مریزاد گفت.
جنبه های مختلف و درس آموز تحرک اعتراضی درخشان اخیر در دانشگاه تهران بحث و بررسی بیشتر میطلبد و ما به سهم خود در اعلامیه حزب حکمتیست و نوشته های دیگر رفقا که همراه این یادداشت و در این شماره نشریه منتشر شده اند، به ابعادی از آنها پرداختیم. من در ادامه بر یک بعد مساله که مباحث حول آن قطبی شده میپردازم.


شعار" علینژاد و ارشاد، ارتجاع و انقیاد" و مخالفان آن

این شعار مبتکرانه فقط مایه نگرانی خانم علینژاد و سمپاتهایش در میان اصلاح طلبان سابق و راستهای پروغربی نشده است. کسانی از صف چپ و متاسفانه کادرهایی از رهبری حزب کمونیست کارگری ایران کاسه داغتر از آش"با تز راست روانه "اپوزیسیون اپوزیسیون نباید شد" سنگ دفاع از "عنصر شناخته شده راست پروغربی" مثل مسیح علینژاد را به عهده گرفته اند. البته افراطی تر از آنها رفیق محمود قزوینی در نوشته ای بلند، برافروخته و بی بالانس در مقابل این تحرک اعتراضی درخشان و رادیکال ایستاده و نتیجه بحثش را اینچنین فرموله کرده است. "پلاکارد و شعار بر علیه خانم علی نژاد در حرکت اعتراضی دانشگاه عملی بشدت غیر اجتماعی و ارتجاعی بوده است". قابل توجه است، سایت روزنه متعلق به حزب کمونیست کارگری ایران از معدود مواردی است، این نوشته راست روانه محمود قزوینی را منتشر و لانسه کرده است.
برای اینکه در این صف بندی جایگاه موضع مخالفت با این شعار دانشجویان را مشخص کنیم، بیایید در یک فضای فرضی به نیمه دوم سال ۱۳۵۷ برگردیم. آن زمان که آمریکا و متحدان غربی اش از ادامه حاکمیت سلطنت دست شسته و دنبال آلترناتیو سازی راست بودند. فعالین سیاسی آن دوره و هم نسلهای من شنیدیم و میدانیم، "مهره ها و دلالان سیاسی" به نامهای بنی صدر، قطب زاده، یزدی و ... از عناصر راست ملی مذهبی در پاریس و دیگر پایتختهای کشورهای غربی، دنبال لانسه کردن "خمینی" و تامین انتقال "رهبرشان" به فرانسه بودند. الحق این دلالان سیاسی در اینکار موفق شدند و با کمک فرانسه و فراهم کردن امکانات "امام" را از عراق به فرانسه و پای دارسیب در نوفل لوشاتو نشاندند. بقیه ماجرا را همه میدانیم. آمریکا و دولتهای غربی عنصر اولترا ارتجاعی و سیاه خود یعنی خمینی را برای آلترناتیو سازی دست راستی در مقابل سلطنت یافتند و نتیجه چهل سال حکومت سیاهی است که خون مردم ایران را در شیشه کرده است. تصور کنید، اگر تحرک چپ گرایانه آنوقت دانشجویی ایران آن درجه خود آگاهی داشت و پلاکارد و شعار "بنی صدرو یزدی و ساواک، شکنجه و انقیاد" را برمیداشت و از طریق افشای مهره ها و کارچاق کنان یک پروژه و طرح دست راستی مثل بنی صدر و یزدی ، کل طرح سرهم بندی کردن آلترناتیو دست راستی مذهبی و عروج خمینی را افشا میکردند، و آنوقت فعالین چپی پیدا میشدند، دانشجویان مبارز را سرزنش و نصیحت میکردند، نکنید!! "پلاکارد و شعار علیه بنی صدر و یزدی" اقدامی "غیر اجتماعی و ارتجاعی" است، و نباید "اپوزیسیون اپوزیسیون" بود، چه نظر و احساسی پیدا میکردید؟. به نظرتان چنین موضعگیری را در ملایمترین برخوردی که بیان کنم زیاده از حد "زمخت و مشمئز کننده" و راست روانه ارزیابی نمیکردید. اکنون همین اتفاق افتاده است. مخالفت امروز این رفقای چپ با این شعار دانشجویان آزادیخواه و چپ دانشگاه تهران از این جنس و بدتر است . چرا بدتر است، چون قرار بود بعد از ۴۰ سال از کمبودها و خلاء آن دوره درس گرفته باشیم. یکی از درسهای مهم مارکسیسم انقلابی و کمونیسم کارگری برای ما و ظاهرا این رفقا این بود که یکبار دیگر "همه با هم" و زیر اسم گمراه کننده امروزیش"اپوزیسیون اپوزیسیون نباید بود" نمیشود صف خودآگاه و متمایز سرنگونی انقلابی و مبارزه آزادیخواهانه و برابری طلبانه را سازمان داد.

جدال سیاسی و طبقاتی گسترده و سرنوشت سازدر جریان است. به هر نسبت جلو میرویم، صف بندی راست و چپ شفافتر و حادتر ازقبل شکل میگیرد. به نحو مثبتی در یکسال اخیرجنبش کارگری و مبارزات دانشجویی و دیگر مبارزات اجتماعی رادیکال خودآگاهی بالا و صف متمایزتر را از خود نشان میدهند. اعتصاب و مبارزات بر جسته نیشکر هفت تپه و فولاد اهواز و ماه مه امسال و تحرک اعتراضی اخیر دانشگاه تهران چند مورد برجسته آن از جمله به دلیل شعارهای بسیار روشن و تیزبینانه شان بوده است. این دوستان چپ برای توجیه موضع راستی که گرفتند، استدلال میکنند، در مورد نیروهای راست میشود، افشاگری و آگاهگری کرد، اما نباید آن را به شعار مبارزاتی تعمیم داد. ؟؟!! خودشان میدانند استدلالی بی پایه است. بخش برجسته ای از افشاگری و آگاهگری در شعارهای روشن از جمله علیه اپوزیسیون راست معنی دارد. در تجربه مبارزاتی بسیاری از ما کمونیستها از جمله در جامعه کردستان که حدود دوسال شهرها را در کنترل داشتیم، ضمن پیگیری نبرد دایمی با جمهوری اسلامی، بارها در تظاهراتهایی علیه بند وبستهای احتمالی حزب بورژوازی کرد، حزب دمکرات کردستان ودیگر اعمال زورگویانه او علیه کارگر و مردم نه تنها شرکت کردیم و سازمان دادیم، بلکه با شعارهای رسا آن جریان را افشا و منزوی کردیم. حال این دوستان سیاه روی سفید مینویسند، نمیشود، علیه حزب دمکرات کردستان و مجاهد و سلطنتی های یکبار سرنگون شده شعار داد، چون اینها "اپوزیسیونند"! من به سهم خود امیدوارم در ادامه مبارزه قاطع علیه جمهوری اسلامی و برای سرنگونی آن، جنبش آزادیخواهانه و برابری طلبانه ما و همین دانشجویان چپ و رادیکال بتوانند، نه گفتن به استراتژی و اهداف ارتجاعی کل نیروهای راست بورژوایی ایران اعم از ملی و مذهبی، سلطنت طلب و مشروطه خواه و جمهوریخواه لائیک و غیر لائیک، مجاهد، کل ناسیونالیسم ایرانی و کرد و آذری و بلوچی و عرب و فدرالیستها را در قالب شعارهای مبارزاتی ملموس به صحنه مبارزات توده ای بکشانند، تا این جریانات ارتجاعی در شعارهای توده ای و برحق هم نه محکم از جامعه بگیرند. وقوع چنین اتفاقی یک نشانه مهم پیشروی جنبش کارگری و سوسیالیستی خواهد بود.

به اصل موضوع برگردم دانشجویان آزادیخواه و چپ مبتکر اعتراض رادیکال اخیر به خوبی میدانند، علی نژاد نه اپوزیسیون است و نه رهبر و سیاستمدار جدی، بلکه میدانند "مهره و ابزار دست" ارتجاع بورژوایی است. زمانی محجبه و در خدمت اسلام و اصلاح طلبان حکومتی و دوم خرداد، واکنون از آن سر دالان به سردیگر دالان نقل مکان کرده و این بار مهره ای در خدمت طرحهای ارتجاعی دولت دست راستی ترامپ و پمپئو و رضا پهلوی است. بعد از دیدار با وزیر خارجه آمریکا به یکی از "دلالان" تقلاهای دست راستی تبدیل شده است. حزب کمونیست کارگری و رفقای مخالف شعار دانشجویان، مصلحت گرایانه نمیخواهند بپذیرند، این شعار تیز و روشن دانشجویان علیه یکی از عناصر راست پروغربی است که در باد دولت دست راستی آمریکا و غرب خوابیده، که قرار است مبارزه علیه حجاب را به سرمایه پادویی برای طرحهای ضد مردمی راست جهانی و به سرمایه تقویت جنبش راست خودش در ایران تبدیل کند. این دوستان مثل اینکه با این مساله مشکل ندارند، که در بازی آلترناتیوسازی راست تا این لحظه فقط مهره ای مثل علی نژاد به دست بوسی وزیر خارجه آمریکا رفته و مایه مباهاتش است. چهره های بی مایه راست ایران از رضا پهلوی و خانم رجوی و سازگارا و جناب مهتدی و هجری آماده خدمت هنوز "افتخار شرفیابی" را پیدا نکرده اند. با علی نژاد و بی علی نژاد دانشجویان مبارز و آزادیخواه خطر راست در جابجایی قدرت را میدانند و با این شعار تیز و زیبا "نه" بزرگ به طرحهای راست جهانی و در سطح ایران را اعلام کرده اند، اینکار را در حالی میکنند که فوکوس اصلی نبردشان را خیلی وقته شفاف تعیین کرده اند و احتیاجی به نصایح هم ندارند. شعار "علینژاد و ارشاد، ارتجاع و انقیاد" از جنس شعار "اصلاح طلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا" است. قویا آن را حمایت میکنیم، در اعلامیه حزبمان هم آن را ساپورت کردیم. به دانشجویان چپ و آزادیخواه و ابتکارشان دست مریزاد گفته و میگوییم.


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست