یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

دکتر تدبیر و آماده سازی جام زهر!


مارال سعید


• در زمزمه های همین یکی دو روزه، مردم می پرسند خب سود ما از این ادا و اطوارها و اولتیماتوم هاچیست؟ آیا ما میتوانیم به آسودگی زندگی کنیم و نگران آن نباشیم که دزدان نظام فخیمه ی اسلامی فرش زیر پایمان را نکشند و نبرند؟! در ثانی؛ ما که از سوزن خیاطی تا ... محتاج دنیا هستیم. در این دنیا هم کسی را برای خود نگاه نداشته ایم که در روز مبادا به دادمان برسد. پس چگونه دلمان را خوش کرده ایم به اختلافات اروپا و آمریکا؟! یا به مشاجرات چین و آمریکا؟! یا به روسها که خودشان درگیر تحریمهای اروپا و آمریکا هستند ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
آدينه  ۲۰ ارديبهشت ۱٣۹٨ -  ۱۰ می ۲۰۱۹


* ویژه اخبار روز

همانطور که بیاد دارید؛ روزی روزگاری . دکتر تدبیر که میدانست این بار کج به منزل نمی رسد، پس از به نتیجه رسیدن مذاکرات برجام صحبت از برجام ۲ و ۳ نمود. غافل از پر زوری سمبه ی طرف مقابل. طولی نکشید که دائی جان ولی به میدان آمد و آب پاکی بر دست دکتر تدبیر ریخت. اما او نیز غافل بود که در بر این پاشنه نخواهد چرخید. نمی شود در دنیا کیکی پخته شود و کدخدا؟! از آن سهم نبرد. آنهم بزرگترین برش را.

اوباما رفت و دائی جانی که با خام فکری ترامپ را بر هیلاری ترجیح میداد، در هچل معامله گری افتاد که برایش راه پس و پیش باقی نگذاشته. این بیت و این سپاه و این دولتها، ۴۰ سال است که عرصه ی جهانی را همچون عرصه ی داخلی فرض کرده و می انگارند می توانند دست به هر کاری بزنند و در صورت نیاز هم از اهرمهای تروریستی سود ببرند. غافل از آنکه دیگران نیز در این ۴۰ ساله آموخته ی حقه بازیهای آنها گشته اند.

محاسبات متوهم دائی جانی در طول این ۳۰ سال استوار بر شعارهای بی عمل بوده است. همو با همین توهمات هر دولت بر سر کار آمده را مستأصل از کار نموده است. اما همین توهمات گام به گام او را همچون سلفش روح الله خمینی به سمت جام زهر پیش برده و میبرد. شوربختانه این آقایان تا کشور به روز سیاه ننشانند حاضر به نوشیدن جام زهر و پس از آن سر کشیدن ریق رحمت نیستند.

براستی امر بر ایشان مشتبه گردیده که مردم ایران گیج و گول اند و قادر به تشخیص نیستند که این دائی جان ولی و عمله و اکره اش دارند چه بروز این ملک و ملت می آورند! یک هفته از تحریم جدید ایالات متحده مبنی بر عدم فروش اورانیوم و آب سنگین نگذشته که مشعشعانه در بوق و کرنا کرده اند که ما هرچقدر بخواهیم اورانیوم غنی می کنیم و هرچقدر بخواهیم آب سنگین نیز. و اصلاً هم طبق مفاد برجام آنرا نخواهیم فروخت! جل الخالق. از طرفی برای اروپا اولتیماتم ۶۰ روزه تعیین می کنند که شاید بتوانند از زور او سود جویند برای فروش آزادانه ی نفت. باز غافل از آنکه نه نظام فخیمه ی اسلامی در این قد و قواره است و نه اروپا آماده است تا بخاطر این تحفه ی نطنز خود را با ایالات متحده سر شاخ کند.

در زمزمه های همین یکی دو روزه، مردم می پرسند خب سود ما از این ادا و اطوارها و اولتیماتوم هاچیست؟ آیا ما میتوانیم به آسودگی زندگی کنیم و نگران آن نباشیم که دزدان نظام فخیمه ی اسلامی فرش زیر پایمان را نکشند و نبرند؟! در ثانی؛ ما که از سوزن خیاطی تا ... محتاج دنیا هستیم. در این دنیا هم کسی را برای خود نگاه نداشته ایم که در روز مبادا به دادمان برسد. پس چگونه دلمان را خوش کرده ایم به اختلافات اروپا و آمریکا؟! یا به مشاجرات چین و آمریکا؟! یا به روسها که خودشان درگیر تحریمهای اروپا و آمریکا هستند.

با اجرائی شدن توهمات دائی جان ولی، بی شک و تردید همانطور که مسئله ی فلسطینیان و تشکیل دو دولت اسرائیل و فلسطین از صورت لیست مسائل مذاکرات منطقه ای و جهانی پاک شد. باید اطمینان داشت که مجدداً همو موفق خواهد شد یک اجماع جهانی را علیه ایران شکل دهد و دوباره روزگار به دوران آن دکتر قبلی و هاله ی نور برگردد.

زین میانه مردم ایران مانده اند و یک اپوزسیون جمهوریخواه فرتوت که همچنان و هنوز رفتاری دارد همچون احزاب اپوزسیونی در اروپا. اپوزسیونی که هنوز درنیافته است که ابتدا در ساختار سیاسی بایست محلی از اعراب داشت سپس آنگاه در تلاش برای اصلاح و تحول و دگرگونی گشت. اینکه هرازچند به دادن یک اعلامیه یا بیانیه اکتفا شود دردی دوا نخواهد شد. اپوزسیونی که می گوید و می خواهد مشروعیتش را از مردم ایران بگیرد، باید آماده پرداخت هزینه باشد و گام به گام در تمام صحنه ها حضوری فعال و عملی داشته باشد تا این مردم به چشم ببینند و به دل اعتماد کنند. آنگاه است که می توان بعنوان یک نیروی اپوزسیونی وارد کش و قوسهای سیاسی شد. والا دیری نخواهد گذشت که انفجاری کور صورت بگیرد و استبداد از این دنده به آن دنده بگردد. البته این اعلامیه ها و بیانیه ها شاید بدرد ورق پاره های تاریخ بخورد که؛ "بله، ما گفتیم!" همچون بسیار بی عملان سالهای ابتدائی پس از انقلاب، که اینروزها می گویند "بله، ما گفتیم"


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (٣)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست