یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ - یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

درنقد "مهستان" جنبش سکولار دمکراسی ایران- سعید امیدی



اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
شنبه  ۱۷ فروردين ۱٣۹٨ -  ۶ آوريل ۲۰۱۹


 
آنکه حقیقت را نمیداند یک نادان است ، اما آن کس که حقیقت را میداند ولی آنرا کتمان میکند یک خائن است . (برتولت برشت)

چندیست که اطاق فکر حزب و مهستان سکولار دمکراسی ایران به بهانه سکولاریزم و جدایی دین از حکومت بحث ایدئولوژی را مطرح کرده و از آن به عنوان چیزی ضد دمکراتیک طبیعتا از نوع آخوندی یا استالینی مثال میآورد و به نتیجه مبارزه با ارتجاع سرخ و سیاه در حکومت سکولار دمکراتیک ایران فردا میرسد! دیده شده است در برنامه های آموزشی ویدئویی تحت عنوان تدریس و یا با مصاحبه های مسئولین حزب مبارزه با کمونیزم یک پای آموزش جهت گیری برخلاف وعده دمکراسی در درون و بیرون از حزب است !! هراس افکنی و نفرت پراکنی و گردش براست شده است برنامه سیاسی!! بنظر می رسد سخنگویان حزب مدعی دمکراسی از هم اکنون خواهان پوشیدن عاریه ای چکمه های بزرگ به پا هستند!! نگارنده این نوشته بعنوان کسی که به جهان بینی علمی مارکسیزم گرایش داشته اما در مورد شرایط خاص جامعه ایران بیک دوران گذار دمکراتیک و ملی در یک ساختار اقتصاد ملی باور دارم تا پایه های اقتصاد صنعتی و تولیدی جامعه ایرانی از در هم گسیختگی خارج شده و طبقه کارگر بتواند خود را در سندیکاها و احزاب کارگری متشکل و آماده برای کسب قدرت سیاسی و حکومتی در انتخاباتی آزاد کند، بدین حرکت اتحادشکن و ضددمکراتیک گردانندگان این حزب نه تنها معترض هستم که در پی دلایل این تهاجم تبلیغاتی زودرس قبل از سرنگونی جمهوری اسلامی به جستجو می پردازم. اولین سئوال این است مگر خود حزب سکولار دمکراتیک میتواند بدون ایدئولوژی باشد؟ اگر ایدئولوژی بد است مگر حزب سکولار دمکراتیک با داشتن تفکر لیبرالی که ناگذیرا به سرمایه داری معتقد است میتواند بدون ایدئولوژی آنهم از میان انواع مفاهیم لیبرالیزم مطرح شده از نظرات جان لاک گرفته تا جان استوآرت میل یا کنز در بحران 1929 در آمریکا و.... بدور باشد؟! بالاخره دیدگاه های سیاسی باز نشده حزب سکولار دمکراتیک از لیبرالیسم چه از نوع کلاسیک و یا لیبرالیسم اجتماعی که در پی توازن بین آزادی فرد و عدالت اجتماعی است باید مواضع ایدئولوژیک خود را در رابطه با آینده ایران و دورنمای سیاسی حزب روشن کند و تظاهر به خنثی بودن نکند؟ پس از این مقدمه در ابتدا به معنی و تعریف ایدئولوژی بر گرفته از تعریف ایدئولوژی (ویکی پدیا فارسی) استخراج شده از انترنت می پردازم :

" معنی ساده ایدئولوژی یا مرام به فارسی از دو کلمه ایده و logos به معنای سیستم و مجموعه به ذهن میرسد، سیستمی از ایده ها و افکار که در برگیرنده منافع و مصالح گروه، حزب و یا طبقه و دسته ای از افراد در جامعه است"، "ایدئولوژی بعنوان یک اصطلاح سیاسی امروز نسبت چندانی با کار برد اولیه ندارد و کارل مارکس تعریف دقیقی از آن در مدنظر نداشت و ایدئولوژی را به معنای عام و بار منفی به کار میبرد، او وقتی از ایدئولوژی و ایدئولوژیست ها حرف میزد معمولا به مخالفان فکری و تفکر های سیاسی رقیب خود اشاره داشت، مارکس ایدئولوژی را با آگاهی دروغین و غیرواقعی مترادف میدانست" اما حتما برایش جالب میشد اگر میدانست که امروز به عنوان یکی از نخستین مثالهای ایدئولوژی در دنیا بسراغ او و پیروانش میروند .
سخنگویان این حزب طوری از ایدئولوژی بعنوان یک چیز منفی مثلا ایدئولوژی کمونیست (استالین) یا مجاهدین یا اسلام شیعه در حاکمیت نام میبرند گوئیا در دوران سلطنت پهلوی ها نه رضا شاه فاقد ایدئولوژی ناسیونالیزم افراطی متمایل به هیتلر بود و نه محمد رضا شاه در پی کودتای آمریکایی 1332 در پی تعقیب لیبرالیسم افراطی نوع آمریکایی و تغییر بافت اقتصادی کشورهای عقب نگهداشته شده برای ورود به نظام سرمایه داری جهانی نسخه سرمایه داری وابسته در پس اصلاحات ارضی را مثلا برای ایران تدارک دید و راه را برای سلطه انحصارات نفتی و تسلیحاتی جهان غرب در خاورمیانه گشود، چیزی که باعث رشد ناموزون اقتصادی در یک نظام سرمایه داری دولتی متمرکز بوروکراتیک در ایران شد و کشور را تبدیل به یک کشور نومستعمره در کمپ آمریکا قرار داد، این ها را که دیگر من نوآموز تاریخ معاصر از خودم در نیاوردم! چهل سال حکومت جهل و جنایت اسلامی بر مبنای بافت اقتصادی تحویل گرفته شده از نظام شاهنشاهی، بدون دیکتاتوری نمی توانست چنین انحرافی را از اهداف مشروطیت که آزادی و برابری و استقلال بود در مملکت بوجود آورد و کار را امروز بدین جا بکشاند که "قورباغه در سر بالایی ابو عطا میخواند". مبارزه با کمونیزم در تمام این تقریبا یک قرن گذشته بغییر از حدود چند سال از شروع جنگ جهانی دوم تا کودتای ضدحکومت ملی دکتر مصدق در سال 1332 که ایران چیزی نظیر شبه آزادی را در احزاب و انتشار روزنامه ها تجربه کرد وجود داشت، وگرنه در تمام این دوران کمونیستها را بمانند مرغی که هم در عروسی و هم در عذا سر می برند را کشتند و نابود کردند، از کشتار کمونیستها و آزادی خواهان در زمان روی کار آمدن رضا شاه تا کشتار کمونیستها در دوران محمد رضا شاه و بالاخره نسل کشی صادق ترین، عاشق ترین میهن پرستان ایرانی با گرایشات کمونیستی در عرصه نبرد و زندانهای نظام جمهوری جهل و جنایت اسلامی تا حتی کشتار آنان از پشت توسط تک تیراندازان مزدوران جمهوری اسلامی در جنگ میهنی علیه عراق با شناسایی آنان از قبل و بحساب جنگ و صدام حسین گذاشتن کار را بجایی رسانیده است که میدان اپوزیسیون ایرانی در خارج از کشور از فقدان حرکت جدی کمونیستی تقریبا خالی و باز است و کمونیستی پیدا نمیشود تا از خود دفاع کند، در تمام این قرن گذشته چرا سیاستمداران ایرانی برای خوش امدگویی پیش غربی ها این چنین شمشیر را از رو برای زدن کمونیست ها بسته اند؟ آیا کمونیزم یک ایدئولوژی است یا یک برنامه سیاسی برای رهایی طبقه کارگر و زحمتکشآن از یوغ سرمایه داری. مارکس و انگلس در روزهای پایانی سال 1847 به اتفاق متنی را نوشتند "مانیفست حزب کمونیست" با شروع این جمله که "در اروپا شبحی درگردش است شبح کمونیزم " و با زبانی ساده اما قاطع از تحلیل شرایط اقتصادی سیاسی جهان نتیجه میگیرند که دو قطب بورژوازی و کارگر در مقابل هم صف آرایی کرده و بجدال برخاسته اند . کمونیزم یک برنامه سیاسی است در حالیکه در آن زمان با پیشرفت علوم طبیعی و فیزیک و شیمی که دریچه های آزادی را بروی دنیای مدرن با پیشرفت صنایع ایجاد کرده بود سیاستمدارانی پیدا شدند که از مکاتب فلسفی یا نظریه های سیاسی برداشت هایی کرده و ایدئولوژی یعنی آگاهی کاذب میساختند که احتمالا با بعضی از برداشتهای علمی قاطی شده و برای جلب نیرو مورد بهره برداری قرار میدادند و یا هنوز میکنند از جمله از نظرات خود مارکس که سهم بسزایی علاوه بر نوشتن کاپیتال در اقتصاد ، در پیشرفت علوم اجتماعی و از جمله جامعه شناسی سیاسی داشت، بطوریکه خود او میگوید من مارکسیست نیستم و عنوان میکند که مارکسیسم ایدئولوژی نیست بلکه یک جهان بینی فلسفی است. بر این اساس با توجه به تجربه مبارزات کمونیستی و انقلابات موفق مانند چین و ویتنام و تجربیات تلخ چون خمر های سرخ در کامبوج و یا انور خوجه در آلبانی ، در کوبای سوسیالیست در نطفه خفه شده در محاصره و تحریم آمریکا ، میتوان نتیجه گرفت اساسا سیاست در هر جامعه ای بدون برنامه و بدون استفاده از مفاهیم فلسفی تاریخی و جامعه شناسانه که در صدد پیدا کردن راه حلی برای پاسخ گویی به معضلات آن جامعه مشخص در این جا یا آنجا دنیا بر نیاید و بر آن ایدئولوژی الصاق نشود کار پیش نمیرود نظریات لیبرالی یا کمونیستی چنانچه بر واقعیت مشخص جامعه صدق بکند ایدئولوژی خوب است و اگر صدق نکند ایدئولوژی بد میشود و قابل سرزنش و انتقاد بنابراین برای کوبیدن مخالفین آنها را معتقد به ایدئولوژی متهم کردن باور بفرمائید که دوستان شما مار نقاشی میکنید و گنجشک را رنگ کرده جای قناری میفروشید بنابراین اگر نمیتوان نظام فکری جمهوری اسلامی این حامی مالکیت خصوصی از طریق دزدی های آشکار و سرمایه داری را به لیبرالیزم از نوع جان لاک و یا جان استوآرت میل ، از نوع کلاسیک یا اجتماعی نسبت داد کمونیزم پل پتی و یا انور خوجه ای را نیز نمیتوان به کمونیزم یا مارکسیسم این جهان بینی علمی نسبت داد ، حال با این تعاریف برای روشن شدن می پردازیم به چرایی جدال ضد کمونیستی حزب سکولار دمکراتیک تحت عنوان مبارزه با ایدئولوژی و قرار دادن گرایشان عملی حزب به اصطلاح خنثی و بدون اتیکت ایدئولوژی به راست و راست افراطی .
پوشیده نیست که با قطع تماس با کنش گران داخل ایران آبشخور فکری حزب از واقعییات درون کشور نیست و اخیرا نیز با تصفیه برخی از کادر های درون تشکیلاتی معتقد به دمکراسی جهت گیری جدیدی از راست میانه و دمکرات به راست ضد کمونیست پیدا کرده اند و برای این کار تا پای التماس کردن از تنها سرمایه و ثروت ملی به ضم خودشان یعنی آقای رضا پهلوی یا "شاهزاده" فرش قرمز پهن میکنند و اگر پاسخی نمی یابند بدنبال فرشگرد ها مدتی بحث و گفتگو هیاهو برای هیچ راه می اندازند و اگر سر وصدای فرشگرد میخواهد بدامآن ققنوس نو ظهور متوصل میشوند تا پای اجرایی سیاسی را به پای ققنوس علمی مطالعاتی و تحقیقاتی صد البته با کسب مشروعیت از " شاهزاده " فرامسلکی بپیوندند و جامعه سرمایه داری متعادل فردا را روی دو پای خود قرار دهند !؟ جامعه ایرانی و طبقه متوسط آن لیبرال است درست اما با در نظر گرفتن تغییرات سیاسی شدید و رشد آگاهی مردم در داخل ایران و تداوم فقر و ورشکستگی اقتصادی و بیکاری جوانان و بسته شدن کارخانجات بیشتر از پیش مرکز ثقل مبارزات مردمی را از طبقه متوسط و شعار رضا شاه روحت شاد ، شاه برگرد به لایه های پائین تر خرده بورژوازی و به طبقه کارگر منتقل کرده است و آتشی انقلابی بر علیه سرمایه داری در زیر خاکستر و گرد سرکوب و خفقان در حال شکل گیری است .

سعید امیدی
5 آوریل 2019


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست