یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

بانگ طلب برای یک مرد


سهراب مبشری


• دولت ترامپ کنفرانس ورشو را روی دست دولت لهستان گذاشت اما ناچار شد از طرح اولیه خود برای تبدیل این کنفرانس به یک گردهمایی تک موضوعی در مورد ایران عقب بنشیند. با این حال، دو گروه ایرانی بلافاصله پس از اعلام برگزاری کنفرانس دست به کار تدارک تظاهرات در ورشو شدند. تظاهرات جداگانه این دو گروه در ورشو برگزار شد. وجه مشترک هر دو گردهمایی طرح خواست حمایت آمریکا و متحدانش از گروه برگزارکننده بود ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
پنج‌شنبه  ۲۵ بهمن ۱٣۹۷ -  ۱۴ فوريه ۲۰۱۹


 
«آنجا که مردان فرو می مانند، بانگ طلب برای یک مرد بر می خیزد. فاشیسم که هر جا به شکلی دیگر و همه جا پشت نقاب جدید ملی ظهور می کند، در همه کشورها همین یک خصلت مشترک را به نمایش می گذارد: اشتیاق برای وصل دیکتاتور. ملتهای از رمق افتاده، مغزی می جویند که برای آنها فکر کند و گرده ای که بارشان را بردارد.» کارل فون اوسیتسکی (۱)

دولت ترامپ کنفرانس ورشو را روی دست دولت لهستان گذاشت اما (از جمله به علت مخالفت ورشو)‌ ناچار شد از طرح اولیه خود برای تبدیل این کنفرانس به یک گردهمایی تک موضوعی در مورد ایران عقب بنشیند و دستور اجلاس را به »امنیت در خاورمیانه« تغییر دهد.
با این حال، به نظر می رسد که دو گروه ایرانی بلافاصله پس از اعلام برگزاری کنفرانس دست به کار تدارک تظاهرات در ورشو شدند. تظاهرات جداگانه این دو گروه در ورشو برگزار شد. وجه مشترک هر دو گردهمایی طرح خواست حمایت آمریکا و متحدانش از گروه برگزارکننده بود.
یکی از دو میتینگ مربوط به سازمان مجاهدین خلق بود. در این میتینگ رودی جولیانی یکی از آلوده ترین و بدنام ترین سیاستمداران آمریکا سخنرانی کرد. برایان هوک مسئول امور ایران در وزارت خارجه ایالات متحده به این پرسش بی بی سی فارسی که حضور جولیانی وکیل ترامپ در میتینگ مجاهدین چه معنایی دارد، چنین پاسخ داد که جولیانی مقامی در دولت آمریکا ندارد.
شاید پاسخ هوک متضمن این یادآوری بود که دولت ترامپ می خواهد »مساوات« را بین مجاهدین و برگزارکنندگان میتینگ دوم رعایت کند.
میتینگ دوم توسط پهلوی طلبان برگزار شد. عکس زیر از این میتینگ برداشته شده است:



در سمت چپ عکس،‌ پوستری دیده می شود که روی آن به انگلیسی نوشته اند »رضا پهلوی شاه ایران«. خانمی که این پوستر را در دست دارد،‌ تنها واژه های پوستر را با ماژیک ننوشته است. این پوستر، چاپی است و حتما در بیش از یک نسخه تهیه شده است. کیفیت عکس روی آن و آرایش کل پوستر، حکایت از کار حرفه ای روی آن دارد.
عنوان رضا پهلوی برای مخاطبان فارسی زبان،‌ »شاهزاده« است. می گویند رضا پهلوی پس از مرگ پدرش در قاهره تاج گذاری کرده است. اما او در سالهای اخیر هیچ گاه به عنوان مدعی تاج و تخت ظاهر نشده است. می گوید نقش او هماهنگ کردن نیروهای مخالف جمهوری اسلامی است و پس از سرنگونی جمهوری اسلامی مردم باید در یک رفراندوم به نظام مورد نظرشان رأی دهند. این است موضع رسمی رضا پهلوی و دفتر او، البته برای مخاطبان فارسی زبان.
اما ظاهرا کسانی که مهمترین تظاهرات پهلوی طلبان در سال جاری را سازمان داده اند، برای مخاطبان غیرفارسی زبان پیام دیگری دارند. پیام این است که رضا پهلوی شاه ایران است، هر چه از ۱۳۵۷ بدین سو گذشته غیرقانونی و کان لم یکن است و تنها کاری که آمریکا و متحدانش باید انجام دهند حمایت از پادشاه قانونی ایران است. خود رضا پهلوی هم اخیرا از دولت آمریکا خواست تا از محل دارایی های بلوکه شده ایران،‌ از »نیروهای دمکرات« حمایت مالی کند. او وقتی با بازتاب منفی این خواست روبرو شد گفت این پول اگر پرداخت شود مثلا به خانواده های کارگران اعتصابی و زندانی در ایران خواهد رسید.
جالب است که عین همین سناریو در مراحل پیشرفته تری در ونزوئلا در حال اجراست. خوان گواییدو که دولت ترامپ او را به عنوان رئیس جمهور به رسمیت شناخته، از آمریکا خواهان »کمک انسانی« شده و به دنبال آن، آمریکا کامیونهایی را از طریق کلمبیا به مرز ونزوئلا فرستاده است. سناریو این است:‌ اول تحریم، دوم قحطی ناشی از تحریم، سوم خواست کمک یک مهره دست نشانده و بعد؟ گواییدو چند روز پیش حرف دلش را زد و تایید کرد که ممکن است کار به دخالت نظامی آمریکا در ونزوئلا بکشد.
شعفی که پهلوی طلبان از رویدادهای ونزوئلا بدان دچار شده اند حاکی از آنست که آنها در برابر چشمان خود، مراحل بعدی سناریو و عاقبت، روزی را می بینند که شاه دلبندشان سوار بر یک تانک آمریکایی وارد تهران شود.
این شعف، نه ناشی از امید و احساس قدرت، که نشان درماندگی است، احساس از رمق افتادگانی است که به قول اوسیتسکی، »آن مرد« را می خواهند،‌ مغزی که برایشان فکر کند و گرده ای که بارشان را بردارد. غافل از این که صاحب تصویر روی پوسترهایشان از هر دو بسیار بی بهره است.

-------------------------------------------------------
۱) کارل فون اوسیتسکی نویسنده آلمانی و برنده جایزه صلح نوبل، در سال ۱۸۸۹ در هامبورگ زاده شد و در همان هفته های نخست پس از موفقیت اشراف سلطنت طلب و نازی ها در روی کار آوردن آدولف هیتلر، به اسارت نازی ها درآمد. او در سال ۱۹۳۸ بر اثر بیماری سل که در اردوگاه کار اجباری بدان دچار شده بود درگذشت. عکس زیر،‌ اوسیتسکی را در اسارت نازی ها نشان می دهد.


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۴)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست