یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

نئولیبرالیسم و گسترشِ پدیدهٔ «توسعه»
مانتلی ریویو- نوشته ی: پرابهات پاتنیاک


ا. مانا


• از آنجا که پایانی بر رکود سرمایه داری متصور نیست، و از این رو که سیاستهای حمایتی بکار گرفته شده توسط ترامپ، با تشدید بدبینی در مورد آینده، اوضاع را فقط بدتر می گرداند، پریشانی شدیدِ جهان سوم که این رکود موجب آن بوده است، نیز پدیده ای درازمدت خواهد بود. خلاصه آنکه جهان سوم به دوران رکود ادامه یابنده ای پا گذاشته است. ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
آدينه  ۷ دی ۱٣۹۷ -  ۲٨ دسامبر ۲۰۱٨


میزان فعالیت اقتصادی تحتِ سلطهٔ سرمایه داری به جزر و مدهای طولانی بستگی دارد. در شرایطِ اقتصادی رو به رشد، این واقعیت همچون اکسیری عمل می نماید که مشوق سرمایه دارها است، که می پندارند که «دوران خوب» ادامه خواهد یافت؛ و به سهل گیری آنان در پذیرش ریسک و خطرپذیری بیشتر دامن زده و آنان را آمادهٔ گرفتن تصمیمات جسورانه تری در انتخاب دارایی هایشان می نماید. بهمین علت شروع به سرمایه گذاری بر روی دارایی های فیزیکی چون ساخت و ساز، تجهیزات و ماشین آلات نموده که به تداوم رشد اقتصادی انجامیده، و خوش بینی آنان را توجیه می نماید.

در شرایط اقتصادی رو به نزول، عکس این اتفاق می افتد، و منظرهٔ تیره و تاری را در چشم انداز سرمایه داران ترسیم نموده؛ آنان را در پذیرش ریسک شدیداً محتاط نموده، نگرانی هایی را در انتخاب دارایی ها در آنان دامن زده، و سرمایه گذاری آنان را محدود نموده بگونه ای که ترجیح خواهند داد که به «پول» یعنی دارایی «بدون ریسک» روی آورند هرچند که بازده اقتصادی این انتخاب ناچیز باشد. این حقیقت بنوبهٔ خود باعث تداوم رکود گردیده، و ترس آنان در پذیرش ریسک را توجیه می نماید.

این وجه عیانِ سرمایه داری، معروف به خوش بینی خود-کفای همزادِ دوران رونق و تیرگی خود-کفای همزاد دوران رکود، با امر گسترشِ پدیدهٔ «توسعه» در جهان سوم در ارتباط است. ما در این نوشته در بارهٔ توسعه ای سخن می گوییم که در اثر عملکرد خودجوشِ سرمایه داری لگام گسیخته ای از نوع نئولیبرالیسم اتفاق می افتد، و نه توسعه ای که بگونه ای هدفمند در نتیجهٔ برنامه ریزی و عملِ دولتها با رویکرد حمایت از اقتصاد ملی به انجام می رسد.

برای سرمایه، چه از نوع جهانی یا جهان سومی آن، حالت دوم ریسک بیشتری را در بر خواهد داشت. کلان شهرها* مأوای سرمایه و سرمایه داران با هر ملیتی است، فارغ از رنگ پوست شان، که در آن احساس امنیت بیشتری حتی در قیاس با ممالک خود می نمایند (و بهمین علت است که این حجم عظیم سرمایه از جهان سوم توسط سرمایه داران بومی به این اقتصادها سرازیر می گردد). در دوران رونق اقتصادی، که دوران خوش بینی است، به ریسکِ مالک شدن دارایی های جهان سوم توجه کمتری مبذول می گردد. خوش بینی توأم با دوران رونق به حیطهٔ انتخاب دارایی ها گسترش یافته، جایی که نه تنها سرمایه گذاری بیشتری انجام می گیرد (در مقایسه با پول بعنوان دارایی بی ثمر و در عین حال بدون ریسک)، که تقاضا برای مستغلات جهان سوم نیز فزونی می یابد. اختلاف بین مستغلات کلان شهرها و جهان سوم کاهش یافته، که ضمن سرازیر نمودن سرمایه گذاری خارجی به جهان سوم، امکانات مالی بیشتری را برای خریداران این دارایی ها فراهم می نماید. قیمت نسبی املاکِ جهان سوم در قیاس با کلان شهر ها افزایش یافته، یا بعبارتی دیگر، قیمت املاک در کلان شهرها هرچه که باشد، قیمت آنها در جهان سوم نیز افزایش یافته، که به رشدِ ساخت وساز چنین املاکی (و سرمایه گذاری روی این ساخت وسازها) منجر گردیده، و نرخ رشد اقتصادی جهان سوم را فزونی می بخشد.

در دروان کسادی درست عکس این اتفاق، رخ می دهد. به مرور که سرمایه داران در ریسک پذیری محتاط تر می گردند، نه تنها جریان سرمایه گذاری در جهان سوم متوقف می گردد (که ممکن است با سیاستهای حمایتی از نوع سیاستهای ترامپ در کلان شهرها تشدید گردد)، که هجوم سرمایه مالی نیز به انتها رسیده، و گرایشی را در سرمایه های کلان شهر ها و حتی جهان سوم دامن می زند که به کلان شهرها باز گردند. قیمت نسبی مستغلات در جهان سوم در قیاس با کلان شهرها کاهش یافته که سرمایه گذاری بومی را هر چه بیشتر متأثر نموده و نزولی چشمگیر در نرخ رشد جهان سوم را موجب خواهد گردید.

آنچه در بالا آمد دو پیامد دارد. اول آنکه دوران رونق تحتِ حاکمیت سرمایه داری نئولیبرال با افزایش نرخ رشد در جهان سوم همراه است، در حالی که دوران رکود بر عکس عمل می نماید. پیامد دوم که قویتر است آنکه نوسانات نرخ رشد در جهان سوم بزرگتر از این نوسانات در اقتصادهای کلان است، و بهمین علت اثرات ریسک - گریزی در سرمایه گذاری، بیشتر بر دوش جهان سوم سنگینی می نماید تا کلان شهرها، امری که ناشی از نوسان بیشتر قیمت مستغلات در جهان سوم در قیاس با کلان شهرها است. خلاصه آنکه، رونق و رکودهای سرمایه داری در دوران نئولیبرالیسم، در مقایسه با اقتصادهای کلان، اثر بیشتری بر جهان سوم دارد.

و این بدان معنا است که «سکولارهایی» که رشد اقتصادی بالاتر در جهان سوم را، در مقایسه با دوران قبل از نئولیبرالیسم در این کشورها، در بوق و کرنا نمده بودند، و چنین رشدی را نشانهٔ سودمندی تأثیرات نئولیبرالیسم می دانستد حال باید حرفشان را پس بگیرند. کسانی که آنهنگام براحتی فراموش می نمودند که روندِ انباشت اولیهٔ سرمایه به زیانِ دهقانان و تولید کنندگان خُرد به جریان افتاده، که به رشد ارتش ذخیرهٔ بیکاری به زیان همهٔ نیروی کار حتی بخشهای متشکل در اتحادیه ها، انجامید. به موازات ادامهٔ رکود جهانی سرمایه داری و برجسته تر شدن آن، و همزمان با برگشت سرمایه های مالی بسوی کلان شهرها (چنانچه در حال حاضر در جریان سات و به کاهش ارزش واحد پولی چند کشور جهان سوم، بیش از هم روپیهٔ هند در قبال دلار آمریکا، انجامیده است)، سرمایه گذاری و نرخ رشد در جهان سوم حتی به میزان بیشتری نسبت به اقتصادهای کلان کاهش خواهد یافت.

از آنجا که پایانی بر رکود سرمایه داری متصور نیست، و از این رو که سیاستهای حمایتی بکار گرفته شده توسط ترامپ، با تشدید بدبینی در مورد آینده، اوضاع را فقط بدتر می گرداند (هرچند ممکن آمریکا موقتاً از این رویکرد «فریب همسایه» سود برد، فقط تا جایی که دیگران در پی تلافی برآیند)، پریشانی شدیدِ جهان سوم که این رکود موجب آن بوده است، نیز پدیده ای درازمدت خواهد بود. خلاصه آنکه جهان سوم به دوران رکود ادامه یابنده ای پا گذاشته است. و از آنجاییکه روندِ انباشت سرمایه ای که به زیان دهقانان و تولید کنندگان خُرد بهنگام رونق پیشین آغاز شده بود بدون مانع ادامه خواهد یافت، و در همان حال کسادی جاری به کاهش بیشتر اشتغال در بخش سرمایه داری اقتصاد منجر خواهد شد، این مجموعه عوامل محنت شدیدی را برای طبقهٔ کار و زحمت بهمراه خواهد داشت.

جار و جنجال در مورد تحقق توسعه در جهان سوم به زودی به پایان خواهد رسید. این اولین باری نیست که چنین روند معکوسی اتفاق می افتد. در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم در دوران رونق های معروف به ویکتوریایی و ادواردی، جار و جنجالی در مورد گسترش توسعه در جهان سوم را شاهد بودیم. اما پاره ای از کشورهای جهان سوم که از سریع ترین رشد اقتصادی برخوردار بودند امروز در میان «کم توسعه یافته ترینها» هستند، میانمار مثال خوبی در این مورد است. به یقین می توان گفت که توسعهٔ جهان سوم در دوران نئولیبرالیسم بیشتر از قبل بر سرِ زبانها بوده، و پیشرفت میانمار با ذخایر نفت آن ارتباط داشت که به پایان رسیدنِ این ذخایر دوران تیره و تاری را به دنبال داشت. نکته اینجاست که پدیدهٔ قهرمانان دیروز، عقب مانده های فردا هستند، به هیچ عنوان ناآشنا نیست.

رکود بزرگ اقتصادی دههٔ ۱۹۳۰ بدنبال دورانهای رونق ویکتوریایی و ادواردی آمد، و در طولِ این بحران فقط آندسته از کشورهای جهان سوم شکوفا شدند که خود را از دام سرمایه داری لگام گسیختهٔ جهانی رهانیده و با اعمال کنترل هایی بر تجارت و جریان سرمایه از خود مراقبت نمودند. قابل ملاحظه در میان این کشورها، آنانی از آمریکای لاتین بودند که «راهبردی ناسیونالیستی» برای جایگزینی واردات با پروسهٔ صنعتی کردن را، با بدور انداختن الیگارشی های بومی وابسته به امپریالیستها، آغاز نمودند. اقتصادهای مستعمره شده ای چون هندوستان، بر عکس، گرچه به درجاتی صنعتی شدن را تجربه نمودند، چون حتی رژیمهای استعماری به میزان اندکی و برای خشنودی بورژوازی بومی خود را ناگزیر به رعایت آنچه «حمایتهای بصیر»** خوانده می شد می دانستند، توفیق چندانی در این زمینه نیافتند.

ما دوبار ه پای به دوران بسیار دشوار برآمدِ سیاسی و تغییرات اقتصادی در سیستم سرمایه داری جهانی می گذاریم که نتیجهٔ بحرانی است که تأثیراتش بخصوص بر روی جهان سوم، چنانچه در بالا آمد، حاد خواهد بود.
ولی در یک مورد می توان مطمئن بود. تصوری رواج داده شده است که جهان سوم حتی با ماندن در مدار جهان سرمایه داری می تواند بر مصیبت اقتصادی خود غلبه نماید، تصوری که نئولیبرالیسم از اقتصادهای کلان به گسترش توسعه در جهان سوم همت گماشته و چنان هیاهویی در این زمینه براه افتاد که بحث های پیشین در این خصوص که فقط سوسیالیسم قادر به خلق شرایطی خواهد بود که دشواریهای اقتصادی جهان سوم را چاره نماید گفتمانی متعلق به گذشته تلقی گردیده، و ادعا شد که فقر اندک باقیمانده در گوشه هایی از جهان سوم علیرغم رشد سریع اقتصادی، نیازمند زمان اندکی است تا برای همیشه از رهگذر فروبارش ثروت ناپدید گردد. خلاصه آنکه سرمایه داری نوشداروی فقر توده ها در جهان سوم معرفی گردید و نه خالق آن، آنگونه که مارکسیستها می گفتند. بحرانی که اقتصاد کشورها را در برگرفته است، نقطهٔ پایانی بر این مدعا است.
 
۲۶ دسامبر ۲۰۱۸   

* کلان شهر در این ترجمه، برگردانِ metropolis است و بیش از کانشهرها به اقتصادهای کلان اشاره دارد.
** Discriminating Protections

مانتلی ریویو - MR online
نشر اول به تاریخ ۱۸ نوامبر در Newsclick.in


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست