یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ - یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

چشم هایش
دو سروده ی کوتاه


یوسف صدیق


• چشم هایش شعر بودند.
چشم هایش، کهکشان راز .
چشم هایش، توری ناپیدا
که دریا دریا دل می گرفت. ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
پنج‌شنبه  ۲۹ آذر ۱٣۹۷ -  ۲۰ دسامبر ۲۰۱٨


 (۱)

چشم هایش شعر بودند.
چشم هایش ، کهکشان راز .
چشم هایش، توری ناپیدا
که دریا دریا دل می گرفت.
من با چشم هایش
نمی دانستم گل سر خ ام یا شبگیر
من با چشم هایش دیوانه ای
که به راز زیبایی ها پی برده بود.
من با چشم هایش، خودم بودم.


(۲)

زین پس
شاید همه ی عکس هایش
پشت پرده ای از مه.
من اما به دیده ی دل
تماشایش می کنم.
آه، این برف، این برف
پلک هایم را می بندد،
در برابر آن چشم ها
که از جنگل آهو می آیند.


پاییز ۱۳۹۷
 


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست