یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

مشغول
(برای خوئی عزیز)


سعید یوسف


• هر زمان بری دستی، سوی باده ی شعرش
یادِ او کند شادت، شعرِ او کند شنگول

هم غم است و هم شادی، هم ندای آزادی
هم چو باده ای پرشور، هم خردگرا، معقول ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
يکشنبه  ۲۵ آذر ۱٣۹۷ -  ۱۶ دسامبر ۲۰۱٨


 
(برای خوئی عزیز)



از سعیدِ شیکاگو، تا وحیدِ لیورپول*
نیست جز خوئی نقلی، نیست غیرِ او منقول

گر که دل بدو بستیم، بند و بستی از او بود
ور که سائلش گشتیم، هست شخصِ او مسئول

هر زمان بری دستی، سوی باده ی شعرش
یادِ او کند شادت، شعرِ او کند شنگول

هم غم است و هم شادی، هم ندای آزادی
هم چو باده ای پرشور، هم خردگرا، معقول

باشد از عجائب این، وز نوادرِ حالات،
جز به شعر اگر بینی، شد توجّه اش مبذول

خویش را کند درمان، با نوشتن اشعار:
آمپول اش این شعرست، شعر دیگرش کپسول

می نویسد، ار دستش، لرزش اش دهد رخصت
می نویسد، ار قلبش، در نیاورد بامبول

در حواشیِ لندن، کاغذ و قلم در دست،
هست روز و شب با شعر، غولِ مشهدی، مشغول*



* سعید یوسف و وحید داور

** که همان «مش غول» باشد



(سعید یوسف)


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست