یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ - یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

تا چند؟ چون؟ چرا؟


اسماعیل خویی


• تا چند بیم داشتن که مبادا
از بد بتر شود؟
چون می توان پذیرفت
کز رنج رنج باشد
تنها بری که حاصلِ هر رنجبر شود؟
و ریشه ی نهالکِ هر حقّی
بالد به آبِ دیده و بارانِ خون چرا؟ ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
يکشنبه  ۱٨ آذر ۱٣۹۷ -  ۹ دسامبر ۲۰۱٨


 
 
عمرم گذشت یکسره در پُرسیدن:
– «تا چند؟ چون؟ چرا؟»

تا چند بیم داشتن که مبادا
از بد بتر شود؟
چون می توان پذیرفت
کز رنج رنج باشد
تنها بری که حاصلِ هر رنجبر شود؟
و ریشه ی نهالکِ هر حقّی
بالد به آبِ دیده و بارانِ خون چرا؟

تا چند هر چه هست بماند همان که هست؟
چون است کآرمان همیشه بماند همان که نیست؟
بازَد خِرَد همیشه به جهل و جنون چرا؟

تا چند قهر و زور بُوَد خاستگاهِ حق؟
چون شد که مرد گشت خداوندِ خان و مان؟
زن، مامِ زندگی، ست به چشم اش زبون چرا؟

چون شد تهی ز عاطفه وجدانِ آدمی:
وین گونه،در نهانکده ی جانِ آدمی،
ز احساسِ هر گناه بماند مصون چرا؟

یا، نه، چه شد که این همه وجدانِ آدمی
بازیچه ی عواطفِ دینی و قومی است:
نابِ خِرَد نمی شودش رهنمون چرا؟
آیا
ما از مسافرانِ قطاری که زندگی ست
نیستیم؟
یا واگنِ قدیمی ی ما
از آن جُدا شده ست؟
وآنگاه
در ایستگاهِ چندم
                  آیا
تا همچنان رها به امیدِ خدا شده ست؟!

باری،
من خسته ام از این همه پُرسیدن.
می دانم،
         امّا،
این را که پخته گشتنِ پرسش
پیوسته آستانِ رسیدن به پاسخ است:
یعنی که تا
چشمانِ کنجکاوِ بینشِ ما کور نیست،
پاسخ به هیچ پرسشی از دوربینِ دانشِ ما دور نیست.

من خسته و شکسته ام،
                         آری،
اما تو نیز،
ای زاده ی عقیم ترین رستخیز!
گاهی ز خود بپرس که
                         تا چند؟ چون؟ چرا؟


هفتم فروردین ۱۳۹۶،
بیدرکجای لندن


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست