یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

حقوق و مجازات های زنان در قانون آشور میانه
نخستین قانون حجاب


سهیلا وحدتی


• این متن ترجمه یکی از چند کتبیه قانون آشور است. برای من به عنوان یک زن این کتیبه ازآن جهت جالب است که ما را با قانون ازدواج و شیربها و جهیزیه و طلاق و سرپرستی زنان در آن دوران آشنا می کند، و نیز اینکه قانون دست شوهر را در مجازات زن، و دست پدر را در مجازات دختر باز می گذاشته تا هرگونه که می خواهند با زن و دختر رفتار کنند و حتی آنها را بکشند. شاید جالب ترین قانون برای ما زنان ایرانی در این کتیبه، ماده ۴۰ درباره قانون حجاب باشد ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
يکشنبه  ۴ آذر ۱٣۹۷ -  ۲۵ نوامبر ۲۰۱٨


 
این متن ترجمه یکی از چند کتبیه قانون آشور در دوران پادشاهی تیگلات ‌پیلسر یکم در سده دوازدهم پیش از دوران کنونی*، یعنی حدود 3200 سال پیش، است. تیگلات پیلسر از پادشاهان امپراتوری میانه آشور بود. این کتیبه ها در حفاری های باستان شناسی توسط جامعه شرق آلمان در سال های 1903 تا 1914 در محل آشور، نخستین پایتخت حکومت آشوری که در عراق امروزی قرار دارد، کشف شد**. این کتیبه ی نخست به طور مبسوط به حقوق و مجازات های زنان و قانون خانواده می پردازد. کتیبه دیگر درباره خانه و کشتزار است، و می توان حدس زد که کتیبه های دیگری هم بوده که ناپدید شده است.** نکات بسیاری را از قانون آشور و مقایسه آن با قانون حمورابی که قدیمی تر است، می توان آموخت، از جمله حکومت آشور (در شمال) نسبت به حکومت قدیمی تر بابل (در جنوب) خشن تر بوده و قطع عضو برای بسیاری از جرایم غیر سنگین وجود داشته است.

برای من به عنوان یک زن این کتیبه ازآن جهت جالب است که ما را با قانون ازدواج و شیربها و جهیزیه و طلاق و سرپرستی زنان در آن دوران آشنا می کند، و نیز اینکه قانون دست شوهر را در مجازات زن، و دست پدر را در مجازات دختر باز می گذاشته تا هرگونه که می خواهند با زن و دختر رفتار کنند و حتی آنها را بکشند. همچنین با مجازات زنی که سقط جنین کرده آشنا می شویم که سخت ترین مجازاتی است که در این قانون آمده است: زن را، چه زنده باشد و چه هنگام سقط جنین جان داده باشد، به نیزه می کشند و دفن نمی کنند تا هم در دید همگان مورد توهین قرار گیرد و هم عبرتی برای دیگران باشد. جالب اینکه افزون بر رسم شیربها و مهریه و جهیزیه، هنوز برخی رسوم دیگر نیز پابرجاست، مانند رسم ازدواج زن با برادر شوهر پس از مرگ شوهر.

اما شاید جالب ترین قانون برای ما زنان ایرانی در این کتیبه، ماده 40 درباره قانون حجاب باشد که در آن زمان به گونه ای برعکس امروزه بوده است. حجاب در آن زمان به شیوه پوشاندن سر بوده و امیتاز ویژه برای زنان طبقه اشراف محسوب می شده؛ یعنی هر زنی حق نداشته سر خود را بپوشاند. زنان اشرافی باید سر خود را می پوشاندند. اما زنان کنیز و روسپی باید سر برهنه می بودند و اگر حجاب می داشتند مجازات می شدند و قضیه به قدری جدی بوده که اگر کسی روسپی یا کنیزی را با سرپوش می دیده و گزارش نمی داده، خود نیز مجازات می شده است. بدینگونه حجاب یک امتیاز طبقاتی بوده که زنان اشرافی به عنوان نمادی برای مصون ماندن از دست درازی مردان داشته اند. اما زنان کنیز و روسپی حق نداشته اند خود را از دست درازی مردان دور بدارند. از این رو، مجازات مربوط به حجاب برای باحجاب های قشر فرودست بوده است.

توضیح کوتاه درباره ترجمه این متن

من تاریخدان نیستم و ترجمه یک متن تاریخی را کار آسانی نمی یابم. اما نتوانستم از کنار این متن بگذرم و ترجمه آن را برای درک جایگاه ما زنان در روند تاریخ ضروری دیدم. خوشبختانه توانستم یک متن انگلیسی ساده با توضیحات خوب مترجم انگلیسی*** بیابم که خود با استفاده از متن اصلی و ترجمه های انگلیسی دیگر تهیه شده و از این رو ساده فهم تر است. از آنجا که این ترجمه از زبان اصلی نیست، و من هم تاریخدان نیستم، نمی تواند در جزئیات دقیق باشد. از این رو در کنار واژه هایی که معادل دقیق در ترجمه از انگلیسی به فارسی نیست، واژه انگلیسی را در کنار نخستین مورد استفاده از آنها آورده ام. توضیح دیگر اینکه برخی جاهای متن کتیبه ناخوانا بوده که با سه نقطه مشخص شده است. توضیحاتی که داخل < > آمده، از من است که بیشتر آنها با استفاده از توضیحات مترجم انگلیسی است. بیشتر توضیحات پی نوشت نیز از مترجم انگلیسی است. در تهیه این متن از برخی متن های دیگر هم کمک گرفته ام.*** امیدوارم که خواندن این متن و آگاهی از قانون آشور درباره زنان را سودمند بیابید.

                                                          قانون آشور

                                                          کتیبه نخست



1- اگر زنی(1)، همسر یا دختر یک مرد، به زیارتگاه وارد شود و از نیایشگاه چیزی بدزدد که یا در میان اموال او کشف شود یا جرم وی ثابت شود و او گناهکار شناخته شود، آنها باید از موبد بپرسند و هرگونه که موبد دستور داد با وی رفتار کنند.

2- اگر زنی، همسر یا دختر یک مرد، کفر بگوید یا هرزه درایی کند، تنها آن زن مسئول است؛ آنها نباید به شوهر، پسران، یا دختران اش دست بزنند.

3- اگر مردی بیمار یا مرده است، و همسرش از خانه او چیزی دزدیده و به مردی یا زنی یا به کسی دیگر بدهد، آنها باید همسر مرد را با آن کسان دیگر <که مال دزدی را دریافت کرده> بکشند. و اگر زن مردی، که شوهرش سالم است، از خانه او چیزی بدزدد و به مردی یا زنی یا به کسی دیگر بدهد، مرد باید زن اش را محاکمه و مجازات (درخور) کند. کسی که مال دزدی را دریافت کرده باید آن را بازگرداند و به همان مجازاتی که مرد به همسرش روا داشته برسد.

4. اگر یک غلام یا کنیز چیزی از یک زن شوهردار دریافت کند، بینی و گوش های آن غلام یا کنیز باید بریده شود تا مجازات دزدی انجام شود و شوهر باید گوش های همسرش را ببرد. ولی اگر مرد همسرش را مجازات نکند، و گوش هایش را نبرد، آن غلام یا کنیز نیز نباید دماغ و گوش هایش را از دست دهد و مجازاتی برای دزدی نخواهد بود.

5. اگر یک زن شوهردار چیزی از خانه مرد دیگری بدزدد، و مالی را بردارد که بهای آن بیشتر از 5 مثقال سرب است، صاحب مال دزدی باید سوگند بخورد که "من سوگند می خورم که من آن مال را برنداشتم که بعد بگویم دزدیده شده است." اگر شوهرش بخواهد، می تواند مال دزدی را پس داده و زن اش را در ازای پرداخت فدیه پس بگیرد، ولی باید گوش های او را ببرد. اگر شوهر نخواهد این کار را بکند، صاحب مال می تواند زن را گرفته و بینی او را ببرد.

6. اگر زن شوهردار آن مال را در بیرون خانه بفروشد، خریدار مسئول مال دزدی است.

7. اگر زنی دست روی مردی بلند کند و این جرم او ثابت شود، باید 30 مثقال سرب بپردازد و (20 ضربه) چوب بخورد.

8. اگر زنی در حین دعوا به بیضه مردی آسیب بزند، باید یکی از انگشتان وی را ببرند. و اگر پزشکی آن را ببندد و بیضه دیگر که در کنار آن است از آن رو عفونی شود و یا آسیب ببیند؛ یا زن در دعوایی به بیضه دیگر آسیب بزند، باید نوک هر دو پستان او را ببرند.(2)

9. اگر مردی دستش را روی یک زن شوهردار بلند کند، با او مانند یک کودک خردسال رفتار کند، و این جرم وی ثابت شود، باید یکی از انگشتان وی را ببرند. اگر او زن را ببوسد، باید لبه تبر را در راستای لب پایین وی کشیده و آن را قطع کنند.

10. اگر مردی یا زنی وارد خانه مردی شود و زن یا مردی را بکشد، آنها باید قاتل را به ولی دم بدهند. او می تواند قاتل را بکشد، یا خون بها بپذیرد. اگر قاتل هیچ ثروتی در خانه ندارد، یک دختر یا پسر ... در خانه ... متعلق به ...

11. ... از آن پادشاه، او باید ...

12. اگر یک زن شوهردار در خیابان راه برود، و یک مرد او را بگیرد و به او بگوید "بگذار با تو هماغوشی کنم"، اگر آن زن مایل نباشد و از خود دفاع کند، ولی آن مرد او را به زور بگیرد و به وی تجاوز کند، چه آن مرد را برروی آن زن ببینند و چه این تجاوز زورآمیز با شهادت <آن زن> آشکار شود، بزرگان باید آن مرد را بکشند. هیچ مجازاتی برای زن نیست.

13. اگر زن شوهرداری از خانه اش بیرون رفته تا مرد دیگری را در خانه او دیدار کند، و آن مرد با وی هماغوشی کند، با آگاهی به اینکه آن زن شوهر دارد، هر دوی آن مرد و زن باید کشته شوند.

14. اگر مردی با زن شوهردار در روسپی خانه زیارتگاه یا در خیابان هماغوشی کند، با آگاهی به اینکه زن شوهردار است، مجازات او همان است که شوهر برای زن اش تعیین کند. اگر آن مرد تجاوزگر نداند که آن زن شوهر دارد، آزاد خواهد شد. شوهر در مجازات زن خویش مختار است که هرکار می خواهد با او بکند.

15. اگر مردی همسرش را با مرد دیگری ببند، و جرم آن دو ثابت شود، هر دوی آنها باید کشته شوند. <شوهر> مسئولیتی ندارد. اگر شوهر آن مرد را دستگیر کرده و نزد قاضی های پادشاه بیاورد، و جرم او را ثابت کند، آنگاه اگر شوهر تصمیم بگیرد که زن اش را بکشد، آن مرد هم باید کشته شود. اگر بینی زن اش را ببرد، مرد را باید اخته کنند، و چهره آن مرد را باید ببرند. ولی اگر شوهر تصمیم بگیرد که زن اش مجازات نشود، مرد هم آزاد می شود.

16. اگر مردی توسط زن شوهرداری اغوا شود، هیچ مجازاتی برای مرد نیست. <شوهر> می تواند بر زن خودش هر مجازاتی را که می خواهد روا دارد. ولی اگر آن مرد زن را مجبور کرده بوده، و جرم او ثابت شده، باید همان مجازات را به او نیز روا داشت.

17. اگر مردی به مردی دیگر بگوید "زن تو با مردان دیگر می خوابد" ولی هیچ شاهدی وجود ندارد، آنها باید قراردادی ببندند و (برای آزمون) به رودخانه بروند.(3)

18. اگر مردی به مردی دیگر بگوید که "زن تو با مردان دیگر می خوابد؛ من علیه او اعلان جرم خواهم کرد." و نتواند دلیلی ارائه دهد و جرم را ثابت کند، به آن مرد باید (چهل ضربه) چوب بزنند، باید یک ماه برای پادشاه بیگاری کند، بریده شود(4) و یک من سرب بپردازد.

19. اگر مردی پشت سر همسایه اش غیبت کند که "او می گذارد مردان با او هماغوشی کنند" یا در بحثی در حضور دیگران بگوید که "مردها با تو هماغوشی می کنند" و سپس بگوید که " من علیه تو اعلان جرم خواهم کرد " ولی دلیلی ارائه دهد و جرم را ثابت کند، باید (پنجاه ضربه) چوب بخورد، یک ماه برای پادشاه بیگاری کند، بریده شود، و یک من سرب بپردازد.

20. اگر مردی با برادر رزمی خویش هماغوشی کند، و متهم و محکوم شود، باید بی آبرو شود(5) و او را اخته کنند.

21. اگر مردی دختر یک مرد <دیگر> را بزند (6) و باعث شود که او بار خود را بیاندازد، اگر متهم و محکوم شود، باید دو من و سی مثقال سرب بپردازد، پنجاه ضربه چوب بخورد، و یک ماه برای پادشاه بیگاری کند.

22. اگر مردی (سوای پدر، برادر یا پسر) باعث شده که یک زن شوهردار همراه او به یک سفر بازرگانی برود، اگر نمی دانسته که زن شوهردار است و در این باره سوگند بخورد، باید دو من سرب به شوهر آن زن بپردازد. اگر او می دانسته که زن شوهردار است، باید این جریمه را بپردازد و سوگند بخورد که "سوگند می خورم که ما هماغوشی نکردیم.". اما اگر زن بگوید که "ما هماغوشی کردیم" حتی اگر مرد جریمه را پرداخت کرده باشد، باید آزمون رودخانه را بدون قرارداد انجام دهد. اگر مرد از آزمون رودخانه سرباز زند، هر مجازاتی که شوهر بر زن خود روا دارد، در مورد او نیز اجرا خواهد شد. (3)

23. اگر زن شوهرداری یک زن شوهردار دیگر را به خانه اش دعوت کند و او را برای هماغوشی در اختیار مردی بگذارد، هر آنگاه که مرد بداند که زن شوهردار بوده، باید با وی مانند کسی رفتار شود که با زن شوهردار هماغوشی کرده و به همان مجازاتی می رسد که شوهر بر زن زناکار خود روا دارد. اگر شوهر تصمیم بگیرد که زن اش را مجازات نکند، مرد زناکار و زن واسطه هم مجازات نمی شوند، آنها آزاد می شوند. اما زن (زناکار) بی خبر بوده و زن واسطه او را به بهانه ای به خانه اش آورده و به آن مرد داده که با او هماغوشی کند، هر آنگاه که آن زن پس از ترک خانه شکایت کند که به زور وادار به این کار شده، آزاد می شود، او بیگناه است، مرد زناکار و زن واسطه کشته می شوند. اما اگر زن (زناکار) هیچ شکایتی نکرد، شوهر او می تواند هر مجازاتی را که می خواهد بر زن اش روا دارد، اما مرد زناکار و زن واسطه کشته می شوند.

24. اگر یک زن شوهردار شوهرش را ترک کند و به با یک مرد آشوری(7) در همان شهر یا شهری نزدیک زندگی کند، و مرد آشوری زن را در خانه ای جای داده که آن زن با خانم خانه سه یا چهار شب را به سر برد (در حالیکه آقای خانه از حضور زن شوهردار در خانه اش خبر ندارد) آنگاه اگر آن زن گیر بیافتد، شوهر او باید گوش هایش را ببرد ولی او را پس بگیرد. زن صاحبخانه نیز گوش هایش بریده می شود، شوهرش می تواند با پرداخت سه من و سی مثقال سرب او را ازین مجازات رها کند، یا اگر بخواهد، او را بازپس <طلاق> دهد. اما اگر صاحب خانه می دانسته که یک زن شوهردار در خانه ی وی با همسرش می ماند، باید یک سوم بیشتر بپردازد. اگر انکار کند و بگوید "من نمی دانستم" آنها او را به آزمون رودخانه می برند. اگر از آزمون رودخانه سرباز زند، باید یک سوم بیشتر بپردازد مگر آن که شوهر آن زن نیز از آزمون رودخانه سرباز زند، در این صورت صاحبخانه رها می شود، مانند آن که از آزمون رودخانه بیگناه بیرون آمده باشد.(3) اگر شوهر آن زن تصمیم بگیرد که گوش های همسرش را نبرد، و او را پس بگیرد، هیچ مجازاتی بر هیچکس اعمال نمی شود.(8)

25. اگر زنی هنوز در خانه پدرش زندگی می کند(9)، و شوهرش فوت کرده، (اگر هنوز ارث تقسیم نشده و زن پسری <از این ازدواج> ندارد) برادران شوهر می توانند هر هدیه ای را که شوهر به وی داده و هنوز در اختیار اوست از او پس بگیرند. آنها باید آنچه را که باقی مانده از نظر خدایان بگذرانند و رسما صاحب شوند. آنها نباید مجبور به آزمون رودخانه یا ادای سوگند شوند.(3)

26. اگر زنی هنوز در خانه پدرش زندگی می کند، و شوهرش فوت کرده، اگر شوهرش پسرانی دارد، هر هدیه ای که شوهرش به وی داده به آن پسران می رسد. اگر شوهرش هیچ پسری نداشته نباشد، زن آن هدیه ها را نگه می دارد.

27. اگر زنی هنوز در خانه پدرش زندگی می کند، و شوهرش مرتب به دیدار او می رود، می تواند هر هدیه ای را که به عنوان شیربها(10) به زن داده پس بگیرد ولی نمی تواند چیزی از خانه پدر زن بردارد.

28. اگر زن بیوه ای دوباره با مردی ازدواج کند، و پسر نوزادش را با خود به خانه شوهر بیاورد، و آن پسر در خانه ناپدری بزرگ شود، ولی هیچگاه قرارداد فرزندخواندگی در میان نبوده است، آن پسر از ناپدری ارث نمی برد و مسئول بدهی های ناپدری نخواهد بود. آن پسر از پدر خونی خودش ارث خواهد برد.

29. اگر زنی به خانه شوهرش برود، جهیزیه او، هر آنچه که از خانه پدرش آورده، و هر آنچه پدرشوهرش هنگام آمدن او به وی داده، برای پسران اش نگه داشته می شود. برادران شوهرش هیچ ادعایی بر آن دارایی ها نخواهند داشت. اما اگر او پیش از شوهرش بمیرد، آنگاه شوهر می تواند آن دارایی ها را به دلخواه بین پسران اش قسمت کند.

30. اگر پدری شیربها(10) به پدر زن آینده پسرش داده (یا برایش فرستاده) ولی پیش از انجام این ازدواج، یکی دیگر از پسران اش بمیرد (و زن آن پسر هنوز در خانه پدرش زندگی می کند)، او باید زن آن پسری را که درگذشته، به این پسری بدهد که <قرار است داماد شود و > به پدرزن آینده اش شیربها داده است. اگر سرپرست آن دختر با اینکه شیربها را پذیرفته دیگر مایل نباشد که دخترش را به آنها بدهد، پدری که شیربها داده حق دارد که به هرحال آن دختر را برای پسرش بگیرد. اما اگر بخواهد، در عوض می تواند همه هدیه هایی را که <به عنوان شیربها(10)> آورده بوده (طلا، نقره، سرب، یا هرچه)، سوای آنچه که خوردنی بوده پس بگیرد. او حق ندارد ادعایی بر آنچه که خورده شده داشته باشد.

31. اگر مردی شیربها(10) به پدرزن آینده اش بدهد اما آن زن بمیرد، و پدرزن او دختران دیگری داشته باشد، اگر پدرزن اجازه دهد، او می تواند به جای زن مرده اش با یکی دیگر از دختران پدرزن ازدواج کند. ولی اگر مرد بخواهد می تواند پولی را که داده است بازستاند، ولی غله و گوسفند و خوراکی ها را پس نخواهد گرفت، فقط پول.

32. اگر زنی هنوز در خانه پدرش زندگی می کند، ولی شیربهایش(10) را دریافت کرده، صرف نظر از اینکه به خانه پدرشوهرش رفته باشد یا نه، مسئول همه بدهی ها، بزه ها، و جرایم شوهرش است.

33. اگر زنی هنوز در خانه پدرش زندگی می کند، ولی شوهرش مرده است، هرآنگاه پسرانی داشته باشد می تواند در خانه هریک از آنها که بخواهد زندگی کند. اگر او پسری نداشته باشد، پدرشوهرش می تواند او را به هریک از پسران اش که می خواهد بدهد ... یا اگر او بخواهد، می تواند او را به همسری پدرشوهرش بدهد. اگر شوهر و پدرشوهرش هر دو مرده باشند، و هیچ پسری نداشته باشد، او یک بیوه قانونی است و می تواند هر جا که بخواهد برود.

34. اگر مردی با زن بیوه ای به مدت دو سال بدون قرارداد ازدواج زندگی کند، آن زن همسر اوست؛ زن حق ندارد او را ترک کند.

35. اگر زنی بیوه به خانه یک مرد درآید و با وی همخانه شود، هرآنچه که با خود بیاورد – از آن شوهرش خواهد بود. همچنین اگر مردی به خانه زنی درآید و با او همخانه شود، هر آنچه که با خود بیاورد – از آن زن خواهد شد.

36. اگر زنی هنوز در خانه پدرش زندگی می کند، یا شوهرش او را وادار ساخته در خانه جداگانه ای زندگی کند، و سپس خود به کشتزارها رفته، و برای زن روغن، پشم، پوشاک، خوراک و هیچ چیز دیگری نگذاشته، و از کشتزارها هم خوراک برای زن نمی فرستد، زن باید تا پنج سال به شوهرش وفادار بماند، و با شوهر دیگری زندگی نکند. اگر زن پسرانی دارد که کار می کنند و خرج زندگی خود را در می آورند، باید تا پنج سال به شوهرش وفادار بماند، و با شوهر دیگری زندگی نکند. در سال ششم، او می تواند شوهری انتخاب کرده و با وی زندگی کند. شوهر سابق وی، پس از بازگشت، نمی تواند ادعایی بر این زن داشته باشد؛ زن در اختیار شوهر جدیدش خواهد بود. اما اگر تاخیر بیش از پنج سال خارج از حیطه قدرت مرد بوده – احتمالا از دشمن می گریخته، یا دستگیر و بازداشته شده بوده – می تواند زن اش را طلب کند، زنی برابر با زن خودش فراهم کند، و زن خودش را پس بگیرد. اگر مرد در خدمت پادشاه بوده و بازگشت اش بیش از پنج سال طول بکشد، زن اش باید به او احترام گذاشته و با شوهر دیگری زندگی نکند. اگر پیش از پایان پنج سال زن برود و با شوهر دیگری زندگی کند، حتی اگر بچه دار هم شده باشد، شوهر سابق پس از بازگشت آن زن را (به همراه فرزندان آن زن) بازپس می گیرد، زیرا که زن به قرارداد ازدواج احترام نگذاشته، و دوباره ازدواج کرده است.

37. اگر مردی زن اش را طلاق دهد، اگر بخواهد، می تواند به وی چیزی بدهد؛ اگر نخواهد، مجبور نیست هیچی بدهد. آن زن دست خالی بیرون خواهد رفت.

38. اگر زنی هنوز در خانه پدرش زندگی می کند، و شوهرش او را طلاق دهد، شوهر می تواند هدیه هایی را که خود به زن داده پس بگیرد، ولی نمی تواند شیربها(10) را پس بگیرد، زیرا که شیربها همواره از آن زن خواهد بود.

39. اگر دختری در گروی قرض پدرش باشد و طلبکار او را شوهر دهد (گرچه دختر خود او نبوده)، و سپس طلبکار دیگری با قرضی پیشینه تر پدیدار شود، بهای دختری که شوهر داده شده باید به وی پرداخت شود. اگر طلبکار دوم نتواند این بها را به طلبکار اول بپردازد، او خود در اختیار طلبکار اول قرار می گیرد. اگر دختر مورد رفتار بیرحمانه قرار گیرد، او هیچ وظیفه ای نسبت به مردی که با او بدرفتاری کرده <احتمالا شوهر> ندارد. اگر شوهر زن در این مورد خود را مقروض کرده یا بدهکار شده، و بهای زن را پرداخت کند، آنگاه طلبکاری که زن را به وی شوهر داده دیگر مسئول نیست. <یعنی اینکه پدر دختر دو تا طلبکار دارد. پدر دختر ابتدا از طلبکار اول پول گرفته، سپس از طلبکار دوم. در اینجا طلبکار دوم می آید و دختر را که گروی قرض بوده می گیرد و شوهر می دهد و در ازای آن پول یا سفته دریافت می کند. حالا سروکله طلبکار اول پیدا می شود. طلبکار دوم که دختر را شوهر داده، باید بهای دختر را به طلبکار اول بدهد. اگر فقط سفته گرفته و پولی دست اش نیست، خودش در اختیار طلبکار اول قرار می گیرد. حالا اگر شوهر دختر بهای سفته را به طلبکار اول بپردازد، طلبکار دوم آزاد می شود و دیگر در برابر طلبکار اول مسئول نیست. بگذریم که در این صورت طلبکار دوم دست اش خالی مانده است.>

40. زن های شوهردار، بیوه ها و زنان آشوری (1) هنگامی که به خیابان می روند، نباید سر برهنه باشند. دختران اشرافی باید سر خود را بپوشانند، چه با روسری، جامه یا (ردا)؛ آنها نباید سربرهنه باشند. هنگامی که ... یا ... نیازی نیست سرپوش داشته باشند، ولی هنگامی که <تنها> به خیابان می روند باید سرپوش داشته باشند. یک معشوقه (concubine) (11) که با خانم خویش در خیابان راه می رود باید سرپوش داشته باشد. یک کنیز پرستشگاه که ازدواج کرده باید در خیابان سرپوش داشته باشد، ولی اگر مجرد باشد باید سر برهنه باشد، نباید سرپوش داشته باشد. یک روسپی نباید سرپوش داشته باشد؛ باید سربرهنه باشد. هر مردی که یک روسپی را با سرپوش ببیند باید وی را دستگیر کند، شاهدانی <شاهد باید مرد باشد> فراهم کند، و آن زن را به درگاه قصر بیاورد. گرچه جواهرات زن را نباید از وی گرفت، ولی مردی که او را دستگیر کرده لباس های آن زن را متصرف می شود. آن زن (پنجاه ضربه) چوب می خورد و قیر بر سرش ریخته خواهد شد. اگر مردی یک روسپی را با سرپوش ببیند و به جای اینکه او را به درگاه قصر بیاورد او را به حال خود بگذارد، او نیز (پنجاه ضربه) چوب می خورد. کسی که آن مرد را بیاورد، صاحب لباس های آن مرد خواهد شد. گوش های آن مرد را باید سوراخ کرده و با ریسمانی در پشت وی ببندند، و او باید یک ماه برای پادشاه بیگاری کند.
کنیزان <دختران برده> نیز نباید سرپوش داشته باشند. هر مردی که کنیزی را با سرپوش ببیند باید وی را دستگیر کرده و به درگاه قصر بیاورد. گوش های آن کنیز بریده می شود و مردی که او را آورده می تواند لباس های آن کنیز را متصرف شود. اگر مردی کنیزی را با سرپوش ببیند و به جای اینکه او را به درگاه قصر بیاورد او را به حال خود بگذارد، و آن مرد متهم و محکوم شود، باید (پنجاه ضربه) چوب بخورد. گوش های آن مرد را باید سوراخ کرده و با ریسمانی در پشت وی ببندند، و او باید یک ماه برای پادشاه بیگاری کند.

41. اگر مردی بخواهد سر معشوقه اش را بپوشاند (*یعنی او را مانند همسر دراختیار انحصاری داشته باشد) باید پنچ یا شش نفر از همسایگان اش را گرد آورده و در حضور آنان سر آن زن را بپوشاند و بگوید "این زن همسر من است." بدین گونه آن زن همسر وی خواهد بود. معشوقه ای که در برابر شاهدان سرش پوشانده نشده است، یا شوهرش نگفته است که "این زن همسر من است" همسر نیست؛ او هنوز معشوقه است. اگر مردی بمیرد و هیچ پسری از زن سرپوش دار خود نداشته باشد، پسرانی که از معشوقه اش دارد پسران <قانونی> وی می شوند و از دارایی وی سهم می برند.

42. اگر مردی روی سر یک دختر اشرافی در یک روز مقدس روغن بریزد یا در روز جشن برایش شیربها(10) ببرد، نمی تواند آن را پس بگیرد.

43. اگر مردی روی سر یک دختر اشرافی در یک روز مقدس روغن بریزد یا برایش شیربها(10) ببرد، ولی آن پسرش را که می خواست داماد کند بمیرد یا ناپدید شود، می تواند آن دختر را به هریک از دیگر پسران اش که بخواهد، از بزرگترین گرفته تا کوچکترین، بدهد به شرط آن که آن پسر دست کم ده سال سن داشته باشد؛ آن پسر باید با آن دختر ازدواج کند. اگر نوه های پسر زیر ده سال داشته باشد، پدر دختر این گزینه را دارد که دخترش را به یکی از آنها بدهد و یا معادل شیربها را بازپس دهد. اگر هیچ فرزند پسر دیگری نباشد، او باید همه آنچه را که دریافت کرده – سنگ های قیمتی یا هر چیزی را که خوراکی نیست – بازپس دهد. او مجبور نیست خوراکی را پس دهد.

44. اگر یک مرد یا زن آشوری (1) به عنوان گرو یا پرداخت بدهی (تا بهای کامل) در خانه مرد دیگری زندگی می کند، او <طلبکار> می تواند او <آشوری> را شلاق بزند، موهایش را بکند، یا گوش هایش را سوراخ کند، <اگر شایسته مجازات باشد>.

45. اگر زنی ازدواج کرده، ولی دشمن شوهر او را اسیر کرده، و او نه پدرشوهری دارد و نه پسری، باید تا دوسال به شوهرش وفادار بماند. اگر این زن در این دوسال خوراکی ندارد، باید بیاید و وضعیت خود را اعلام کند تا تحت سرپرستی قصر قرار بگیرد. ...اش باید از وی سرپرستی کند و او برایش کار کند. اگر او زن یک کشاورز بوده، او ... باید از وی سرپرستی کند و او برایش کار کند. اگر شوهر او یک زمین و یک خانه ی رعیتی در شهر داشته است، زن باید به قاضی ها گزارش دهد که "من هیچ جایی برای زندگی ندارم." قاضی از بزرگان شهر و شهردار پرس و جو می کند، و چون شوهر یک زمین رعیتی در شهر داشته، آنها زمین و خانه را می گیرند، در ازای دو سال سرپرستی، و آن را به زن اجاره می دهند. آنها قراردادی تهیه می کنند و زن باید دو سال در آنجا زندگی کند و پس از آن می تواند با شوهری به انتخاب خود زندگی کند، آنها سند بیوگی به وی خواهند داد.
اگر پس از مدتی شوهر ناپدید شده به کشور بازگردد، زن خود را بازپس می گیرد (گرچه زن دوباره ازدواج کرده است) ولی او حقی بر پسرانی که او از شوهر بعدی آورده ندارد بلکه شوهر بعدی آنها را نگه می دارد. او می تواند زمین و خانه را که دولت در ازای حمایت از زن تصاحب کرده، با پرداخت اجاره (مگر آن که دوباره به خدمت ارتش پادشاه درآید) پس بگیرد. اما اگر او بازنگردد، و در کشور دیگری مرده باشد، پادشاه می تواند زمین و خانه او را به اختیار خویش به دیگران واگذار کند.

46. اگر شوهر زنی بمیرد، و آن زن نخواهد پس از مرگ شوهرش خانه را ترک کند ولی شوهرش هیچ چیز را مکتوب به نام وی نکرده، او باید در خانه یکی از پسرانش به انتخاب خود زندگی کند. پسران شوهرش باید از او سرپرستی کنند، و قرارداد ببندند که برای او خوراک و نوشیدنی فراهم سازند انگار که او عروس عزیز آنهاست. اگر وی زن دوم شوهرش بوده و هیچ پسری از خود نداشته باشد، باید با یکی از پسران شوهرش زندگی کند و هریک از آنها سهمی از مخارج وی را بپردازند. اگر از خود پسرانی داشته باشد، و پسران زن اول نخواهند مخارج او را بپردازند، او در خانه یکی از پسران اش به انتخاب خویش زندگی خواهد کرد. پسران خودش باید از وی سرپرستی کنند، و او کارهای <خانه> آنها را انجام دهد. ولی اگر یکی از پسران شوهرش با وی ازدواج کند، پسران خودش لازم نیست از وی حمایت کنند.

47. اگر زنی یا مردی برای جادوگری آماده سازی کنند و ابزار جادوگری از آنها گرفته شود، باید کشته شوند. کسی که آنها را در حال آماده سازی برای جادوگری دیده، یا کسی که از یک شاهد عینی (که به وی گفته "من خودم این را دیدم") شنیده، باید به عنوان یک شاهد سمعی پا پیش بگذارد و آن را به پادشاه گزارش دهد. اگر شاهد عینی آن را انکار کند، کسی که از او شنیده باید در برابر بول، پسر شاماش، بگوید که "سوگند می خورم او این را گفت" تا وظیفه اش را کامل کند. پادشاه از شاهد عینی که گفتارش را انکار کرده با هر شیوه ای که برای کشف حقیقت ضروری ببیند بازپرسی می کند. <اگر هنوز انکار کند> جن گیر می آورند تا او را به حرف آورد. او خواهد گفت "تو از سوگندی که در برابر پادشاه و پسرش یاد کرده ای، رها نخواهی شد؛ بنا به قانونی که در برابر پادشاه و پسرش برای تو خوانده شده، به تو هشدار داده شده است."

48. اگر دختری در ازای بدهی پدرش به گرو رفته باشد و طلبکار اجازه پدر را داشته باشد می تواند وی را به شوهر بدهد. اگر پدر موافق نیست، وی نباید چنین کند. اگر پدر دختر مرده است، او می تواند از یکی از برادران دختر بپرسد، که وی با دیگر برادرانش مشورت خواهد کرد. اگر یکی از برادران اعلان کند که در ظرف یک ماه بدهی را پرداخت می کند تا دختر آزاد شود، ولی نتواند این کار را انجام دهد، طلبکار می تواند بدهی را به اجرا گذاشته و بنا به مفاد قرارداد، دختر را به شوهر دهد یا بفروشد...دختر ...او ...آنها...آنها...او.

49... به عنوان برادر ... ولی اگر روسپی بمیرد، از آنجایی که برادرانش او را چنین خوانده اند، ... باید یک سهم به عنوان برادر با برادران مادرش قسمت شود. <به نظر می رسد که فرزند پسر روسپی، از ارث مادرش سهم برابر با دایی هایش می برد.>

50. اگر مردی زن شوهرداری را بزند، و باعث شود که آن زن بار خود را سقط کند، باید با زن آن مرد به همان ترتیب رفتار شود: آن مرد باید بر اساس اصل جان در برابر جان تاوان کودک زاده نشده ی آن زن را بپردازد. ولی اگر آن زن <بر اثر کتک آن مرد> بمیرد، آن مرد باید کشته شود. او باید بر اساس اصل جان در برابر جان، تاوان کودک زاده نشده آن زن را بپردازد. اگر شوهر آن زن <که کتک خورده> پسری نداشته باشد، و زن پس از ضربه ی این مرد بار خود را سقط کند، این مرد باید کشته شود، حتی اگر جنین دختر باشد. او همچنان باید بر اساس اصل جان در برابر جان تاوان کودک زاده نشده آن زن را بپردازد.

51. اگر مردی یک زن شوهردار را که فرزندان اش را بزرگ نمی کند بزند و باعث شود که او بار خود را سقط کند، باید دو من سرب بپردازد.

52.اگر مردی یک زن روسپی را بزند و باعث شود که آن زن بار خود را سقط کند، باید به همان شدت و اندازه به وی ضربه بزنند؛ بدین گونه او بر اساس اصل جان در برابر جان تاوان می دهد.

53. اگر زنی کودک زاده نشده خود را بیاندازد، و متهم و محکوم شده است، باید او را بر سر نیزه کنند و دفن نکنند. اگر در هنگام سقط بمیرد، (باز هم) باید بر سر نیزه شود و دفن نشود. اگر زن دیگری آن زن را وقتی که سقط کرده پنهان کرده و به پادشاه گزارش نداده ...

54. ... نیست ... کنیز ...

55. اگر مردی به دختر باکره مرد دیگری تجاوز کند، او را بی آبرو کند (آن دختر در خانه پدرش زندگی می کرده، نامزد نداشته و پرده بکارت اش دست نخورده بوده زیرا که هنوز ازدواج نکرده بوده است ) و هیچ کسی ادعایی بر خانه پدر آن دختر ندارد(12) پدر دختر باید زن آن مرد تجاوز گر را گرفته و بگذارد که او مورد تجاوز قرار گیرد و او را نگه دارد و به شوهرش پس ندهد. فرقی نمی کند اگر که تجاوز <به دختر باکره> در شهر رخ داده، در دشت باز، شب هنگام در خیابان، در انبار غله، و یا در هنگام جشن شهر. پدر می تواند دختر تجاوز زده اش را به تجاوزگر بدهد. اگر تجاوزگر زن نداشته باشد، باید یک سوم بیشتر نقره (بهای دختر باکره) به پدر دختر بپردازد. سپس تجاوز گر باید با دختر ازدواج کند و حق ندارد دختر را طلاق دهد. اگر پدر <ازدواج را> تایید نکند، باید یک سوم بیشتر نقره برای باکرگی دختر دریافت کند و دختر را به هرکسی که می خواهد بدهد.

56. اگر آن دختر باکره خود را (به میل خویش) تسلیم مرد کرده باشد، آن مرد باید در اینباره سوگند بخورد و کسی نباید به زن وی دست بزند. مرد اغواگر باید یک سوم (بهای دختر باکره) را به نقره بپردازد و پدر هر گونه بخواهد با دخترش رفتار می کند.

57. چه کتک زدن ... درمورد زن شوهردار، همانگونه که در قانون نوشته شده، باید در حضور قاضی ها اجرا شود.

58. در همه موارد مجازات زن شوهردار، از کندن نوک پستان گرفته (2) تا بریدن (بینی، گوش ها، یا انگشتان)، مرد روحانی باید خوانده شود؛ این کار باید همان گونه که در قانون آمده اجرا شود.

59. به جز مجازات هایی که در قانون برای تنبیه زن یک مرد آمده، شوهر می تواند زن اش را کتک بزند، موهایش را بکشد، گوش اش را بپیچاند یا ببرد <وقتی که زن سزاوار مجازات باشد>. هیچ ممنوعیتی علیه این کار وجود ندارد.
                                                    روز دوم ماه شا-ساراتی

* آغاز دوران کنونی عبارتی است که سکولارها به جای "میلاد مسیح" به کار می برند. تلاش بر این است که استفاده از زبان مذهبی و اشاره به یک پیامبر مذهبی از مقاله ها و کتاب های علمی زدوده شود زیرا که نیازی بدین نیست که زبان علم و دانش از قید زمان یک مذهب خاص استفاده کند. از این رو، ما در سال 2018 دوران کنونی هستیم و آنچه در گذشته "پیش از میلاد مسیح" خوانده می شد، اکنون "پیش از دوران کنونی" خوانده می شود.

**
Jastrow, Morris. “An Assyrian Law Code.” Journal of the American Oriental Society, vol. 41, 1921, pp. 1–59. JSTOR, JSTOR, www.jstor.org/stable/593702

***
این متن ترجمه انگلیسی است که در این ترجمه از آن استفاده شده است.
Humm, Alan. “Middle Assyrian Law Code Tablet A Based on a Comparison of the Translations of G.R. Driver & J. C. Miles with That of Theophile Meek.” Middle Assyrian Law Code, Alan Humm, 14 Dec. 2010, jewishchristianlit.com/Texts/ANElaws/midAssyrLaws.html#FN35.

همچنین در تهیه این مطلب از این متن ها نیز کمک گرفته ام.
Jastrow, Morris. “An Assyrian Law Code.” Journal of the American Oriental Society, vol. 41, 1921, pp. 1–59. JSTOR, JSTOR, www.jstor.org/stable/593702.

Arkenberg, J S. “The Code of the Assura, c. 1075 BCE.” Internet History Sourcebooks, 1998, sourcebooks.fordham.edu/ancient/1075assyriancode.asp.

1. در این متن، واژه های "مرد" و "زن" اشاره به اعضای قشر مرفه جامعه دارد که زمین دار بوده اند.
"آشوری" اشاره به افراد قشرهای پایین تر از مرفه دارد که هنوز وضعیت بالاتری نسبت به خارجی داشته اند.
اشاره به بردگان با عنوان های کنیز و غلام است. کنیز پرستشگاه با کنیز معمولی به عنوان برده تفاوت دارد.

2. آنچه را که در اینجا "بریدن نوک پستان" آمده، برخی "چشم از کاسه درآوردن" ترجمه کرده اند.

3. آزمون رفتن به رودخانه برای آزمودن راستی گفتار بوده به این ترتیب که به کنار رودخانه می رفتند و فردی که راستی گفتارش مورد آزمون بوده به آب می زده و در مسیر جریان رودخانه قرار می گرفته و اگر در آب غرق می شده، که یعنی دروغگو بوده است، ولی اگر زنده بیرون می آمده، یعنی اینکه راستگو بوده است. قرارداد در این میان برای این است که بر اساس آن، فردی که تهمت دروغ زده بوده باید به متهم که از آزمون رودخانه سربلند بیرون آمده جریمه می پرداخته است. آزمون رودخانه بدون قرارداد یعنی اینکه راستی یا دروغی گفتار متهم روشن می شود، اما پس از آزمون که راستی گفتار وی روشن شد، کسی که تهمت دروغ به او زده بوده، جریمه ای به وی نمی پردازد.

4. روشن نیست که منظور از "بریده شود" چیست و آیا باید گوش یا بینی وی را ببرند، یا با بریدن عضو جنسی او را اخته سازند، یا ریش او را که نشانه مردانگی بوده ببرند تا او را رسوا سازند.

5. روشن نیست که ابتدا به آن مرد تجاوز می کنند تا بی آبرو شود، یا اینکه بی آبرویی همراه با اخته کردن می آید.

6. در اینجا طبقه ی اجتماعی پدر دختر در نظر گرفته می شود، و نه شوهر او.

7. آشوری اشاره به شهروندی از قشر پایین دارد.

8. در اینجا روشن نیست که بر سر آن مرد آشوری چه می آید.

9. گویا رسم بوده که اگر شوهر هنوز خانه ای از آن خود ندارد، زن به زندگی در خانه پدرش ادامه می دهد و شوهرش به دیدارهای زناشویی می آید.

10. در متن انگلیسی "هدیه عروسی" آمده است. از متن چنین برمی آید که داماد یا خانواده داماد آن را به پدر عروس یا خود عروس می داده اند و یا پدر عروس صاحب آن می شده، یعنی شیربهای دختر بوده، و یا به خود عروس می رسیده، یعنی مهریه بوده است. شاید در قدیم شیربها و مهریه یکجا داده می شده و سپس سهم عروس، یعنی مهریه، از سهم خانواده اش، یعنی شیربها، جدا شده است.

11. زنانی که به اسیری گرفته می شدند، یا معشوقه مردان و یا همسران دوم آنها می شدند.

12. شاید اگر خانه پدر در گروی بدهی بوده، مجازات تجاوزگر کاهش می یافته است.


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۵)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست