یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

کانون مدافعان حقوق کارگر
اتحادیه و سندیکا و چالش های آن
به بهانه تلاش برای برگزاری مجمع عمومی کارگران شرکت واحد


• این فرض مسلم را می پذیریم که سندیکای کارگران در هر مرحله از حیات خود، یک نهاد همراه مبارزات مردمی ست و نه رهبری مبارزات. اما در شرایط حاضر، گام اول برای مشروعیت بخشیدن به هر اتحادیه و یا سندیکایی، مراجعه مستقیم به آرا ء عمومی کارگران، بدون دخالت نهادهای قدرت و نظارت های دولتی است ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
يکشنبه  ۲۰ آبان ۱٣۹۷ -  ۱۱ نوامبر ۲۰۱٨



سندیکا متعلق به همه ی کارگران است. "آنتونیو گرامشی"

بحث اتحادیه و یا همان سندیکا و ضرورت استقلال آن، همواره از بحث های چالش برانگیز در جنبش کارگری بوده است. ابتدا بررسی کنیم که خود اتحادیه و سندیکا ناظر بر حل کدام مسئله و مشکل کارگران است و اساسآ از یک اتحادیه و سندیکا چه انتظاراتی می توان داشت.
مفاهیم اتحادیه در دوران های مختلف، متفاوت بوده است و متناسب با درجه رشد و گسترش اعتراضات و مبارزات، می تواند تغییر کند. دردوران گسترش مبارزات و سراسری شدن اعتراضات، مشارکت و همراهی اتحادیه ها و سندیکاها با مبارزات مردمی، می تواند تاثیر بسزایی در پیروزی و یا شکست مبارزات داشته باشد و به همان ترتیب در دوران رکود مبارزات مردمی و سراسری، اتحادیه و سندیکای مستقل می تواند به عنوان سدی در برابر تهاجم استثمارگران به سفره خالی کارگران باشد.
تشخیص موقعیت های رکود و یا اعتلای مبارزاتی و همراهی و همگامی با مبارزات مردمی از مسائل مهمی ست که رهبران اتحادیه و سندیکا را با چالش های عظیمی در هر مرحله مواجه می کند.
با این مقدمه به بحث مهم تشکیل مجمع عمومی و انتخاب هیئت مدیره سندیکای شرکت واحد که این روزها بحث محافل و مجامع کارگری شده است می پردازیم.

این فرض مسلم را می پذیریم که سندیکای کارگران در هر مرحله از حیات خود، یک نهاد همراه مبارزات مردمی ست و نه رهبری مبارزات. زیرا که ظرف سندیکا در هر مرحله، بیانگر خواسته های مشخص عده ای از کارکنان یک موسسه اقتصادی و اجتماعی ست. ( البته در صورتی که اتحادیه ها و سندیکاها در موسسات اقتصادی و اجتماعی گسترش یاقته که از مجموع آنان فدراسیون و کنفدراسیون های سراسری به وجود آید، مسئله صورت دیگر به خود می گیرد که بحث آن را به مقاله ی دیگری واگذار میکنیم ) اما در شرایط حاضر، گام اول برای مشروعیت بخشیدن به هر اتحادیه و یا سندیکایی، مراجعه مستقیم به آرا ءعمومی کارگران، بدون دخالت نهادهای قدرت و نظارت های دولتی است. فراهم کردن شرایط مراجعه به آرا ءکارگران از مسائل مهم سندیکا است و تلاش فعالان کارگری بر تحمیل آن بر نهادهای دولتی و حکومتی و کوتاه کردن نظارت حکومتی بر آن است.

در برگزاری مجمع عمومی مرحله دوم، بسیاری از تشکل های سالهای اخیر مشکل داشته اند. در شرکت واحد قطعا با اگر و اماهای بسیار همراه است واز جانب برخی شبهه کمک دولتی برای برگزاری آن وجود دارد، اما چگونه می توان در شرایطی که بر طبق اساسنامه سندیکای هیئت مدیره قبلی، سالهاست که دوره اش تمام شده است و وجود اختلاف نظرها، مانع حرکت جمعی کارگران می شود، بر مشکلات فائق آمد؟
بررسی این موضوع می تواند الگویی برای تاسیس و گسترش اتحادیه ها در سطوح مختلف اجتماعی باشد. ابتدا باید بدانیم که تفاوت اساسی شوراهای اسلامی و انجمن های صنفی در محل کار و اتحادیه ها و سندیکاها در یک امر اساسی نهفته است؛ امری که همواره مد نظر فعالان کارگری در ۱۲ ساله اخیر بوده است و آن، حذف هرگونه نظارت دولتی بر انتخابات و یا تایید صلاحیت کاندیدای میآت مدیره و بازرسان اتحادیه ها و سندیکا از جانب نهاد های دولتی ست.
مرز اتحادیه ها و تشکل های مستقل و غیر مستقل در حال حاضر، در همین تایید صلاحیت نهادهای دولتی ست. اتحادیه و سندیکای مستقل، هیچگونه نظارت دولتی را نمی پذیرد؛ در حالی که در شوراهای اسلامی و انجمن های صنفی بر طبق اساسنامه ی آنها، حضور ناظران وزارت کار و تایید صلاحیت کاندیداها ضروری ست.
این یک اختلاف اساسی میان نهاد های مستقل و غیر مستقل کارگری ست. شک نیست که عوامل کارفرمایی و دولتی، تمام تلاش خود را به کار خواهد برد تا آنکه این مرز را به هم بریزند و در برابر، بر کارگران و نمایندگان آنان است که هر چه روشنتر، این مرز را دقیقتر و پررنگتر کنند.

بحث اشخاص و شخصیت خصوصی افراد در این امر اهمیت چندانی ندارد وتشخیص سره از ناسره بر عهده کارگران است ؛ ای چه بسا شخص خوب امروز، فردا وابسته شود و فردی مستقل، خود را پس از چندی به سرمایه داری بفروشد و فردی دولتی در جریان اوج گرفتن مبارزات، به مردم بپیوندد. از این نمونه ها در تاریخ مبارزات کارگری کم نبوده است. اگر فرزندان قدیسان و یا خود قدیسان را هم بیاورید و در راس یک نهاد قرار دهید، این امکان وجود دارد که پس از چندی خود را بفروشند و تسلیم قدرت شوند؛ چنانچه بارها این امر اتفاق افتاده است. پس تنها راه مقابله با این امر، تقویت ساز و کارهای اتحادیه ای و سندیکایی ست که از این امر جلوگیری کنند.
اولین امر آن است که بپذیریم که هیچگونه نمایندگی و یا رهبری در اتحادیه و سندیکا نمی تواند مادام العمر و یا همیشگی باشد و این امر را فعالان کارگری که در تشکیل و تدوین اساسنامه های این سندیکاها دخالت داشته اند، به خوبی رعایت کرده اند. 

در اساسنامه تشکل های کارگری، مجمع عمومی، سالانه و یا حداکثر دو سال یکبار پیش بینی شده (در حالی که در اساسنامه ی بسیاری از اتحادیه ها و سندیکاهای کشورهای دیگر، این امر چهار سال و یا پنج سال یکبار و به تبعیت از انتخابات سیاسی ست ). در نتیجه حتی اگر افرادی بتوانند در راس هیئت مدیره و یا نمایندگان سندیکا نفوذ کنند، ساز و کار های اساسنامه ای و امکان تغییر نمایندگان در ظرف یکی دو سال، این توانایی را به کارگران می دهد تا آنجا که می توانند افراد غیر قابل اعتماد را از هیات اجرایی و مدیره ی سندیکا حذف کنند.
این امر که صفحات سایت ها و کانال های جنبش کارگری، پر از مقالات به نفع و یا به ضرر یکی از طرفین تشکیل مجمع است، تاثیر چندانی در اصل مسئله ندارد؛ زیرا که تعیین کننده در این امر، خود کارگران هستند و باید این امر را پذیرفت که شعور و درک کارگران امروز با ۴۰ سال قبل متفاوت است و عقل جمعی کارگران، دولتی را از غیر دولتی تشخیص می دهد. باید به شعور کارگران احترام گذارد؛ هر چند ممکن است که آنان نیز اشتباه کنند اما اشتباه آنان را بایستی خودشان برطرف کنند. کارگرانی که بیش از ۱٣ سال است برای تشکیل سندیکا و اتحادیه خود هزینه داده اند، زندان رفته اند، اخراج شده اند و سالها بیکاری و بی حقوقی را تحمل کرده اند؛ اکنون به راحتی دست آوردهای خود را واگذار نخواهند کرد و اگر هم به اشتباه واگذار کنند، به طور قطع خودشان در بازپس گیری آن اقدام خواهند کرد.
فعالان کارگری در این برهه از مبارزات که بخش های مختلف کارگران و زحمت کشان، از رانندگان کامیون گرفته تا معلمان، کارگران و زحمت کشان بخش های مختلف هر روز به مبارزات سراسری خود ادامه می دهند، بایستی به تشویق کارگران به ایجاد و تحکیم تشکل های مستقل خود بپردازند و نه آنکه با حمایت از بخشی و طرد کردن بخش دیگر، به اختلافات دامن بزنند.
در این مورد مشخص بایستی از ساز و کارهای سندیکایی حمایت کرد و به کارگران اجازه داد که خود انتخاب کنند. بر برگزار کنندگان مجمع است که حال که امکان برگزاری آن را به هر ترتیب فراهم کرده اند، از کلیه ی کارگران اخراجی به گونه ای مشخص دعوت کنند تا در این انتخابات شرکت کرده تا آنکه با رای کارگران، احکام اخراج باطل شود و به خصوص به این امر مهم نباید بی توجه بود؛ زیرا که این اخراجیان با خواست خود نرفته اند و هیچ کدام در یک دادگاه صالحه محاکمه نشده اند و باید در نظر داشت که قاضی نهایی درباره آنان، کارگران هستند؛ باید به کارگران اخراجی این اطمینان راداد که سندیکا با تمام وجود از حق انان دفاع میکند همچنین از فعالان قدیمی کارگری بخواهند که بر این انتخابات نظارت کنند؛ زیرا که بدون نظارت مستقل نمی توان از صحت انتخابات مطمئن شد.

و این نظارت بایستی از ابتدای شروع تا انتهای آن ادامه داشته باشد و امکان هر نوع دخالت دولتی را منتفی سازد.نباید یک امر انتخابات به چالش میان فعالان کارگری تبدیل شود زیرا که این خواست محافل ضد کارگری است تا از هر وسیله ای برای ایجاد اختلاف در صفوف کارگران استفاده کنند و کارگران نیز با تمام وجود باید از اختلافات شخصی و تخریب یکدیگر پرهیز کنند زیرا که این امر مایه سستی پایه های تشکل خودشان خواهد شد .فعالان کارگری نیز نباید به دامان محافل ضد کارگری بیافتند که امور را شخصی کرده و به جای نقد بر نامه ها به نقد اشخاص بپردازند .در این میان انان که هیزم بیار اتش اختلافات شخصی میشوند آگاهانه یا نا آگاهانه خدمت گذار محافل ضد کارگری هستند .
با امید موفقیت و همدلی و همبستگی میان کارگران

۱٨ آبان ۱٣۹۷


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۱)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست