یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

یادداشت کریستین لگارد ریئس صندوق بین المللی پول
از «ائتلاف» صرفاً برای توجه شما
انتشار توسط سردبیران مانتلی ریویو و مارگرت ام گولت


ا. مانا


• سفارش می نماییم که ابعاد مشکل را با ذکرِ وضعیت دشوار ژاپن تبلیغ نمایید. اطلاعات ژاپن مشوقِ دیگر ملتها در ازدیاد سن بازنشستگی و کاهش دریافتی های آنان خواهد بود. خوشبختانه انجمن آلزایمر در آمریکا اطلاعاتی را که لازم بود برای ما انتشار داد. تکرار تعداد سالمندانی که اکنون در کشور شما در قید حیات اند، و ذکر شمار بیشترِ آنان در آینده، تاکتیک عاری از خطایی است که به مدد آن می توان اضطراب کافی را برانگیخت تا حمایت فراجناحی برای مقابله با این بحران فراهم گردد. ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
سه‌شنبه  ۲۴ مهر ۱٣۹۷ -  ۱۶ اکتبر ۲۰۱٨


«افراد مسن زیادی زنده می مانند و این ریسکی را متوجه اقتصاد جهان می نماید. به فوریت باید در این مورد اقدامی صورت گیرد.»
                         کریستین لگارد، ریئس صندوق بین المللی پول - (ترجمه شده از اسپانیایی)

این یادداشت محرمانه در سطل کاغذهای باطله یکی از مقامات رده بالای کمیسیون اروپا پیدا شد و برای دکتر گولت، نویسندهٔ «به سالمند - ستیزی پایان دهیم، یا بیاموزیم چگونه آنان را هدف قرار ندهیم»، ارسال گردید. «ائتلاف» این یادداشت را بدین گونه آغاز نموده است: «آنجلا، تریسا، امانول و ….. عزیز»، و اسامی بیشتری را گوشزد می نماید (روسای دولت ها، مقامات، وزرای اقتصاد و بهداشت و خدمات اجتماعی) که اکثر آنان با ماژیک ناخوانا شده اند. »مانتلی ریویو با مسرت این یادداشت را برای اطلاع عموم منتشر می نماید.

آنجلا، تریسا، امانوئل و ….. عزیز
صرفاً برای توجه شما


«ائتلاف» تحت تأثیر شجاعت کریستین در بیان علنی این نکته که «سالمندان خیلی زنده می مانند و مسئولین اقتصاد جهان باید اقدامی در این مورد صورت دهند» قرار گرفت. اخیراً عکسی - احتمالاً از یکی از سخنرانی های آتشین کریستین - بسرعت انتشار یافت که هیچ عکس العملی را بر نیانگیخت. (کپی را در خاتمه ترجمه ملاحظه فرمایید.)

از آنجاییکه سالمندان بطرزی قابل اعتمادتر رأی می دهند، اشاره او به اینکه سالمندان «زائد» و «پرهزینه اند»، بنظر
می توانست مشکلاتی را برای نخبگان سیاسی بوجود آورد. اما از آن زمان، کریستین شغلش را حفظ نموده و مکرراً همان نظرات را تکرار نموده است - و واضح است آمریکاییانی که صندوق بین المللی پول را در قبضهٔ قدرت خود دارند - احساس می نمایند که می توان در مورد دفاع خود جوش از حقوق سالمندان شک و تردید پراکند بدون آنکه خطری متوجه آنان گردد. آنان از سال ۲۰۱۶ این را بارها به وضوح نشان داده اند. در اجلاس داووس همه این پیام را تکرار می نمودند.

«ائتلاف» این لحظه را برای پیشبرد برنامهٔ هماهنگ شدهٔ معقول خود علیه بازنشسته شدگان مناسب تشخیص می دهد - و از آنجاییکه پرداخت به آنان همهٔ بودجه ما را می بلعد، و همه خیابانها و آی سی یو های ما وسیلهٔ آنان اِشغال گردیده است، هزینه های درمانشان در حال افزایش است، و باری اند که بر اقتصاد و وجدان جوانترها سنگینی می نمایند - این برنامه بطور روزافزونی توجیه پذیرتر میگردد.

در حالی که از مقدمه فوق برای کسب نتایج مثبت استفاده می نماییم، توجه داشته باشیم که این یادداشت پنهانی و برای انتشار نیست. بحث باز و صادقانهٔ این یادداشت در خصوص مشکل مللِ در حال پیر شدن، برای نشر نتایج آن فقط در جمعهای محدودی است. لطفاً آنرا چاپ و سپس حذف نمایید.

لگارد با توسل به محاسبات منتج از ازدیاد طول عمر است که می تواند سیاستهای مورد حمایت ما را ارائه نماید. اعداد و ارقام دروغ نمی گویند. سفارش می نماییم که ابعاد مشکل را با ذکرِ وضعیت دشوار ژاپن تبلیغ نمایید. اطلاعات ژاپن مشوقِ دیگر ملتها در ازدیاد سن بازنشستگی و کاهش دریافتی های آنان خواهد بود. خوشبختانه انجمن آلزایمر در آمریکا اطلاعاتی را که لازم بود برای ما انتشار داد. تکرار تعداد سالمندانی که اکنون در کشور شما در قید حیات اند، و ذکر شمار بیشترِ آنان در آینده (سالهای ۲۰۴۰ یا ۲۰۵۰)، در کنار آمار زوال عقل در حال حاضر و آینده، تاکتیک عاری از خطایی است که به مدد آن می توان اضطراب کافی را برانگیخت تا حمایت فراجناحی برای مقابله با این بحران فراهم گردد.
ماجراجویان و اشک ریزانی یافت می شوند که علیه «سالمند ستیزی» خواهند گفت ولی خبر خوب آنکه این شکایات اهمیتی ندارند. تعداد معدودی در هر اجتماع از این اصطلاح آگاهند. در اسپانیا از لغت انگلیسی برای آن استفاده می شود. تحقیقی اخیر در ایالات متحده نشان می دهد که این اصطلاح در ردهٔ آخر لیستی از «ایسم هایی» است که مورد توجه مردم قرار می گیرند - در ردهٔ بعد از تبعیض جنسیتی - که اکنون با جنبش #MeToo و سیرکی که قضیه قاضی کاوانا آفریده است به صدر لیست آمده است - و نژادپرستی و بیگانه هراسی در رده های پس از آن قرار دارند.

«سالمند ستیزی» بخودی خود به مثابه فشار در نظر گرفته نمی شود. دیوان عالی ایالات متحده آمریکا سن را به لیست مقولاتِ مورد حمایت نیفزوده است، و در واقع کارمندان میانسال را از پاره ای حمایت های قانون سال ۱۹۶۷ در زمینهٔ تبعیضات سنی در اشتغال محروم نموده است. از سالمندان که پرسیده شود، «سالمند ستیزی» را معادل تعارف نمودن صندلی به آنان، در اتوبوس توسط جوانترها، قلمداد می نمایند. یا یادآور الفاظی چون «چین و چروک دارها» (در بریتانیا) و یا «انسانهای منزوی» (درآمریکا) به حساب می آید. نامه نگاری با مدیران مطبوعات و یا ستون نویسها در مورد چگونگی پاسخگویی به موضوعات مرتبط با القاب پیش پا افتاده، حربهٔ مفیدی در انحراف اذهان از برنامهٔ اقتصادی ما خواهد بود.

عده ای از شما که مقیم آمریکا هستید با میراث فرانکلین روزولت دست به گریبانید، و دیگران با اجماع سوسیالیستی پسا - جنگ که مارگرت تاچر و رونالد ریگان (با شیوهٔ توفانی شان) حتی حرکتی برای الغای آنها را شروع ننمودند.

پیشرفت در برنامهٔ ما از دههٔ ۱۹۸۰ شروع شد. امروزه، اصلاح شبکه های بهداشت بدون جلب توجه ناخواسته ممکن گردیده است. گرچه سالمندان رأی می دهند، بنظر از اتحاد در دفاع از خود ناتوانند. مطرح نمودن کسری بودجه راهبرد بی همتایی است، که دولتهای بسیاری را قادر می سازد که سیستم بهداشت عمومی را، که باید کوچکتر گردد، هدف قرار دهند. تاکتیک آمریکاییها در گوشزد نمودن تکراری ورشکستگی عنقریبِ سیستم تأمین اجتماعی و «برنامه بیمه سلامت فدرال»
(Medicare)، و یادآوری این نکته که جوانان از این سرویسها بهره مند نخواهند بود، بنظر موفقیت آمیز می آید.

سالهاست که می گوییم که کاهش توقعات موثر خواهد افتاد. ما از «نزاع طبقاتی تفرقه افکنانه» نامیدنِ برانگیختن خشم علیه نابرابری حمایت می نماییم، خصوصاً حال که تشکل در اتحادیه برای ایجاد شغلهای با دستمزد بالا برای گروههای مطیع که شایستهٔ توجه ویژه نیستند، از اعتبار ساقط شده است. ما پیشنهاد می نماییم که به موازات رشد نابرابری، توجه از غبطهٔ طبقاتی به سیاه بختی سالمندان (۱) منحرف گردد تا ضمن خرسندی جوانترها، نسلها را به تقابل بکشاند. در صفحه نظرات مردم، آمریکاییهای جوان، بدون اینکه برای اینکار پولی دریافت نموده باشند، داوطلبانه کسانی را که به اوراق قرضه خزانه داری آمریکا اعتماد دارند به سخره می گیرند. آنان با عصبانیت به متولدین پس از جنگ که در حال پیر شدن هستند بعنوان آخرین نسلی می نگرند که از مضایای بازنشستگی برخوردار خواهند بود. این اعتقاد به بی عملی دامن خواهد زد. قصد ما این است که این باور را به رسالتی واقعی بدل نماییم.

پیشرفتهایی در دیگر زمینه ها را شاهد هستیم. جمهوری خواهان در آمریکا در حال کوچکتر نمودن ادارات تأمین اجتماعی در حومهٔ شهرها هستند. عده ای محافظه کار مختصراً مدعی شدند که کاهش سرویسها به کاهش هزینه ها، در حدی که جبرانِ مشکلاتِ انتظار طولانی در تماسهای تلفنی و دسترسی به مراکز دور دست تر را بنماید، نخواهد انجامید - امری که شکایتهایی در مطبوعات و نامه های خشم آگینی به سردبیران آنها را بدنبال داشت. با این وجود، ایجاد شکاف نامرئی بیشتر (هرچند ناچیز) برای بی ثبات نمودن «ریل سوم» سیاست در آمریکا (لقبی که به تأمین اجتماعی در آمریکا داده اند)، مفید واقع خواهد شد. گرچه به هیجان نخواهیم آمد، از این پیشرفتها خرسندیم. در زمان کاندید شدن، ترامپ بارها و بارها قول داد که از برنامه هایی که به میراثِ روزولت شهرت یافته اند حمایت خواهد نمود. وعده ها، همه آنچیزی است که برای جلب حمایت رأی دهندگان لازم است.

برنامه مشترک دولت فدرال و دولتهاس ایالتی (Medicaid) در ردهٔ بعدی است. حذف کسانی که شاغل نیستند، اولین اقدام در آرکانزاس، فقط حدودِ ۲٪ را محروم نموده است. این توان مالی لازم برای دولتی ایالتی با مدیریت خوب را فراهم می آورد که منابع را صرفِ شهروندانِ مولد نماید (گروهی که در اثر اتوماتیزه و کامپیوترایزه شدن مدام کوچکتر می گردد). کاهش خدماتِ مردمی که در خانه های مراقبت پزشکی بسر می برند اقدام دیگری است که آمریکاییها باید به آن مبادرت ورزند.

گرچه حداقل برای یک دهه، «ائتلاف» ما در انتظار اصلاح مزایای سالمندان بوده است، باید بی خانمان شدگان را درنظر داشت چون مطبوعات بصورتی تعجب آور به آن حساسیت نشان داده اند. هوای فوق العاده سرد زمستان پارسال در این حساسیت موثر بوده است.

مردان مسنی که ناگهان بی خانمان میشوند، می توانند تجسم قربانی گناهان خودشان قلمداد گردند. اما سیمای بانوانِ مجنون در حال گدایی یا زاری در تقاطع خیابانها یقیناً نیازمند کارزاری دیگر است تا این را غیر قابل اجتناب بنمایانیم. شاید استعاره ای چون دختران متولیدین پس از جنگ؟ مشکل اینجاست که زنان مسن، که عمر طولانی تری نیز دارند، از پرستیژ مادران و مارد بزرگان برخوردارند که کار روابط عمومی در برخورد با آنان را دشوار می نماید. ما در صدد استفاده از فرهنگ لغات خاصِ غیر جنسیتی، چون «پیران»، بوده ایم. آز آنجاییکه همه میدانند لفظِ «پیران» جنسیت خاصی را به ذهن متبادر نمی سازد، این استفاده احتمالاً مورد توجه قرار نگرفته، چه رسد به آنکه مورد حمله قرار گیرد.

«ائتلاف» تصمیم گرفته است که از این پس توجه مخصوصی را به امرِ طول عمر به مثابه لولوی حکومتهای منطقیِ مدرن معطوف دارد. علوم پزشکی و موسسات علمی از آن بعنوان موفقیت خود یاد می نمایند، و البته نباید از این کار باز داشته شوند، چون در اینصورت کُلِ ایدهٔ داروسازی و پیشرفت جراحی به زباله دان ریخته خواهد شد. آه و فغانِ دلالان شرکت های دارویی و انجمن پزشکی را در نظر آورید اگر یکی از وزرای بهداشت از ازدیاد طول عمر شکوه می نمود. با این وجود، تا زمانی که اصرار بر پاسخهای جمعی به مشکلات اجتماعی باشد، مشکل افزایش عمر گرفتاری است که با آن دست به گریبان خواهیم بود. آنچه که مارگرت تاچر اظهار داشت را به یاد بیاورید: «چیزی به نامِ اجتماع وجود ندارد، فقط اشخاص منفرد».

با در نظر گرفتن شرایط حاضر، رهبران فکری کنسرسیوم تصمیم دارند ار نمایاندن افزایش طول عمر به مثابه دست آوردی منفی خودداری ورزند.

مطبوعات (که عده ای از بنیانگذاران ما مالک آنها هستند) و ناشرین آنها نیاز به انگیزه ای از جانب ما نداشته اند تا بیماران آلزایمری را شیطان جلوه داده ، و علیرغم انکارِ عدهٔ شناخته شده ای از متخصصینِ علم پیری شناسی (۲)، آلزایمر و سن بالا را یکسان بیانگارند. این بهترین تبلیغ برای موضع ماست.

تلاشِ جاری «ائتلاف» که با بخششهای سخاوتمندانه شما حمایت شده است با راههای انسانی و ساده برای کاهش تعداد عظیمِ سالمندان در اقتصادهای پیشرفته ادامه خواهد یافت. عده ای از بازنشستگان به کشورهایی با هزینه زندگی کمتر می روند، فضای خیابانها و خانه ها را برای زندگی جوانترها خالی نموده، ولی از طرف دیگر، درآمدهایشان را جای دیگری هزینه می نمایند. آنهایی که می مانند، عموماً با امثال خود زندگی می نمایند، دور از نظر، داخل خانه هایشان، با آگاهی از نیاز جوانترها به پیمایش سریعتر راه در پیاده روها در مسیر رسیدن به کارهای اساسی شان، بدون آنکه نگران برخورد با پیرانِ گیج و منگِ کُند باشند.

ما به ادامهٔ انتشار ایدهٔ «درمان بیش از حد» به مثابه هزینه ای مضر و غیر لازم ادادمه خواهیم داد. در بسیاری از کشورها مبارزه علیه این درمان در بیمارستانها و عملیات پزشکی بشدت در جریان است. پزشکان اخطارهایی در زمینهٔ خطرات و کیفیت پایینتر ادامهٔ زندگی به مدد اکتشافات پزشکی داده اند. رسانه ها بار دیگر، هر جا که اصطلاح عاطفی «مسئولیت» را با هزینه ناخالص درمان پیوند می دهند، به مدد می آیند.

به بزرگان رسانه ها باید گفت: آزادید که بیشتر ریسک نمایید. مجلهٔ تایم شکایت مردی را در مورد هزینه صد هزار دلاری عمل قلب مادرش انتشار داد، گرچه این عمل ده سال عمر مادرش را ازدیاد بخشید. بهترین اظهار نظر در موارد مشابه این است که «من نمی خواهم ورای ۷۵ سال زنده بمانم»، نمونه ای چون دکتر اِزکیل امانوئل که پدرش را در ۷۷ سالگی و پس از عمل قلب تنبل و لش نامید و اضافه نمود که نمی خواهد با این عناوین از او یاد شود. موقعیتش بعنوان یک متخصص بیوتکنولوژی در انستیتوی ملی سلامت مدد رسان او در این موضع گیری بود. اوباما (در گفتگویش با نیویورک تایمز) در مورد مادر بزرگش از هزینه های بهداشت سالمندان گلایه نمود. مدیران رسانه ها باید تشویق شوند که ناخشنودی جوانها از هزینه های بهداشتی را انعکاس دهند، بخصوص آنانی که نزدیکانشان سالخورده یا نزدیک به مرگند. بحران اقتصادی بعدی، نه آنکه در انتظار بحرانی هستیم، این نگرانی های تکان دهنده را تسهیل می نماید.

در جریان این تلاش، به چهره های مشهور هشدار داده ایم که محتاط بوده و حس مثبتی را در بهنگام اشاره به مشکلات دوران پیری و بیمارهای سالخوردگان به نمایش بگذارند. آسانتر است بگذاریم جوانترها جنبه های منفی این امر را انجام دهند. این روزها بسیارند کسانی که می گویند که اجازه نخواهتد داد با کمک یک ماشین زنده نگه داشته شوند. آنان می گویند «قبل از آنکه بدانجا برسم خواهم مرد». همهٔ مردم، که طرفدار ادامهٔ حیات اند، باید لحن محترمانه ای در قبال «مرگ با وقار» داشته باشند.

شاید اطلاعات در مورد تأثیر راستین تکیه بر کاهش هزینه های «درمان بیش از حد» هرگز بدست نیاید، ولی می توان با یقین گفت که توجه را از هزینه هایی منحرف می نماید که هم پیمانان ما در شرکتهای بزرگ داروسازی نمی خواهند رسانه ها و عامه مردم به أنها بپردازند. بیشتر آنکه مردم قانع شده اند که مردن وظیفه است، وظیفه ای در قبالِ فرزندان و نه حکومتها.

تا جاییکه «درمان بیش از حد» هدف مرکزی رسانه های جریان اصلی می مانند، و تا آنجا که رسانه های همراه بیماران آلزایمری را چون زامبی ها تصویر می نمایند، و تا هنگامی که دبیران رسانه ها نگرانی طبیعی جوانان از هزینه های فزایندهٔ درمان والدین را انتشار می دهند، و مادامی که هر رکود اقتصادی یا معافیت های مالیاتی بزرگ نگرانی جدیدی را در مورد کسری بودجه و افزایش طولانی مدت بیکاری دامن می زند، گرایش به تضعیف روحیهٔ نسلی - بعد از دیگری - در زمینهٔ پیر شدن رشد خواهد نمود.

برای کاهش سالمندان، بر اساس گزارش هایی از «مرکز کنترل و پیشگیری امراض آمریکا»، مردم میانسالی که بطور دائم بیکار شده اند در شمارگان بالا - در مواردی با مصرف بیش از حد مواد - دست به خودکشی زده اند. این نوع مرگ در میان مردان پیر ناامید رایج گشته است. زنان، علیرغم نگرانی از سربار فرزندان شدن، به زندگی ادامه می دهند. در جواب به این امر، کنسرسیوم پیشنهاد می نماید که، سرافکندگی از پیر شدن، که خانمها بسادگی در مقابل آن آسیب پذیرترند، شاید آسانترین وسیله ای باشد که به کمک آن …..

یادداشت در اینجا به پایان می رسد و بقیه نوشته ظاهراً از بین برده شده است.      

۱۴ اکتبر ۲۰۱۸


یادداشت ها

۱- Schadenfreude
۲- Gerontologists
--------------------------
*از «ائتلاف» صرفاً برای توجه شما
منتشره در تاریخ ۹ اکتبر ۲۰۱۸ توسط سردبیران مانتلی ریویو و مارگرت ام گولت (Margaret M. Gulette)


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۲)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست