یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

سوالاتی جدی


ایرج فرزاد


• فراخوان دهندگان ۱۸ شهریور از تحلیل عمق قضایا عاجز ماندند و فقط به رابطه لحظه ای، ایستا و در برابر چشم، بین مردم و جمهوری اسلامی و معادله "جمهوری اسلامی– مردم"، آنهم عمدتا در دوره "جنبش مقاومت خلق کرد" بسنده کرده؛ و رابطه احزاب گرایشات و طبقات متفاوت و تاثیرات آنها بر شکل دادن به افکار و حرکتهای مردم را، و تغییرات بنیادی در این میدان را طی پروسه "زمان" و این همه سال، در معادله وارد نکردند ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
پنج‌شنبه  ۲۹ شهريور ۱٣۹۷ -  ۲۰ سپتامبر ۲۰۱٨


در رابطه با نقش آماتوریسم در سیاست، طرح چند سوال میتواند سر نخ هائی برای بازشناسی آن را بدست بدهد.
در روز ۹ سپتامبر ۲۰۱۸   – ۱۸ شهریور ۱۳۷۹ – اطلاعیه ای با عنوان: “فراخوان مشترک برگزاری اعتصاب عمومی در روز چهار شنبه ۲۱ شهریورماه”، با امضاء:
روند سوسیالیستی کومه له، کمیته کردستان حزب کمونیست کارگری ــ حکمتیست، کمیته کردستان حزب کمونیست کارگری ایران، مبارزان کمونیست و کومه له (سازمان کردستان حزب کمونیست ایران)؛   انتشار یافت.
ابراهیم علیزاده دبیر اول کومه له( سازمان کردستان حزب کمونیست ایران)، روز بیست شهریور اعلام کرد که او پس از مشورت با نیروهای ”مرکز همکاری احزاب سیاسی کردستان شرقی”، آنها را “قانع” کرده است که به جای روز دوشنبه ۱۹ شهریور که به عنوان روز "عزای عمومی" اعلام کرده بودند، تاریخ را به روز چهارشنبه تغییر بدهند. و آنها هم از قرار موافقت کرده بودند. علی القاعده این تلاش برای جلب توافق باید به اطلاع و مورد تایید امضاء کنندگان فراخوان مشترک رسیده باشد.
سوال اول:
آیا هیچ اطلاع داشتند که از میان ۵ جریان متشکل در مرکز همکاری... دو طرف، یعنی حزب دمکرات تحت رهبری مصطفی هجری و سازمان زحمتکشان مهتدی، در سناریوهای شیخ های خلیج دخیل و مُهره اند؟ میدانستند که عملیات "شاخ" آنها یعنی گُسیل نیرو برای انجام عملیات مسلحانه، که اکثر افراد تیم ها به قتل رسیدند، و دستگیر شدگان و اسراء اعدام، پروسه عملیاتی آن تبانی و سناریو بود؟ میدانستند که در این شرایط مُعّین، چنان فعالیتهای مسلحانه و تحّرک "بازوی شاخ" قوم پرستی کرد، مستقیما ضربه به اعتراضات مذنی، و اعتصابات کارگری و ضربه به خیزشهای سراسری علیه جمهوری اسلامی است؟ میدانستند که بویژه سوسیالیستها و کمونیستها، مجاز نیستند، به "جنگ نیابتی" اعتبار و حقانیت بدهند؟ میدانستند که به جای قربان و صدقه رفتن مردم میبایست در مورد خطر به اهتزاز در آمدن آن پرچم سیاه بر راس اعتصاب عمومی مردم کردستان، هشدار بدهند؟
سوال دوم:
آیا "مرکز" یاد شده، در جائی گفته و نوشته اند که به توصیه و پا درمبانی دبیر اول کومه له، و تمایل امضاء کنندگان قراخوان مشترک، تاریخ عزای عمومی را از دوشنبه به چهارشنبه منتقل کرده اند؟ و به این ترتیب آیا فراخوان دهندگان هیچ نگران "مصادره" آن به نام "مرکز همکاری..." بوده اند؟
سوال سوم:
اتفاقات پس از اعتصاب عمومی نشان داد که مرکز کذائی، خود را تنها مرجع فراخوان و صاحب آن قلمداد کرد. آیا صدای اعتراضی علنی و رسمی به نام جمع فراخوان دهندگان مشترک، را کسی شنید؟
ممکن است طرح این سوالات، مشغولیت به "مسائل جزئی" تلقی شود. ممکن است بگویند مساله ما که "مطرح کردن" نام سازمان و حزب خود و یا "سکتاریست" بازی با اعتراضات توده ای نبود. از فحوای ارزیابیها از اعتصاب عمومی و مدح و ستایش مردم، چنین مستفاد میشود که چنین پاسخ خود فریبانه ای را در آستین دارند.
اما، یک لغزش "جزئی" را فراموش میکنند: آیا درست میدانند که مبارزه و اعتصاب وسیع مردم، در سناریو های مدعیان رهبر خود خوانده مردم "کرد" نوشته شود و شرکت گسترده و بی نظیر مردم در یک حرکت وسیع توده ای، "هژمونی" "نقشه راه" شیوح خلیج را برای جامعه ایران و کردستان تامین کند و به آن اعتبار اجتماعی بدهد؟ مگر درسهای تلخ و خونین "انقلاب ۵۷" یادتان رفته است؟
من فرضم این بود با کسانی که طی سالیان، تاریخ مشترکی داشته ایم، دستکم در برخورد به"حرکت توده ها"، و "پوپولیسم"، و دنباله روی از، و مدح و ثناء "جنبش همه با هم"؛ زبان مشترکی دارم. انتظارم این بود بویژه از زبان و قلم جریاناتی که خود را کمونیست و سوسیالیست نامیده اند، درست در دوره های غلیان عمومی و غرق شدن در ذوق و شور و آتش و نور، "عنصر پیشرو"، نسبت به خطر تخدیر اذهان "مردم در صحنه" با سموم سیاستها و "رهنمون" و "فتوا"ها و آراء و پیشداوریهای عقب مانده و ارتجاعی و تفرقه افکنانه طبقات دارا، هشدار و اخطار بشنوم. انتظار داشتم که رفقای سابق و اسبقم پس از "رویدادهای بزرگ" جنگ خلیج در ۱۹۹۱ و زلزله سیاسی فروپاشی دیوار برلین و سقوط "بلوک" شوروی سابق، "انسان های بزرگ" بمانند و با رویدادی محلی در سطح چند شهر کردستان ایران، دست و پای خود را گم نکنند و قامت سیاسی شان کوتاه نشود.
اذعان میکنم که در اطلاعیه شخصی ام، با حمایت از فراخوان “شخصیت ها و سازمانهای کمونیست”، انتظاراتم واقعی نبودند.
خطرناکترین تند پیچ مبارزه سراسری مردم ایران در راستای بزیر کشیدن رژیم اسلامی، زمانی در مسیرمان قرار گرفت که ناسیونالیسم و قوم پرستی کرد، و جریان باند سیاهی زحمتکشان، سناریو تفرقه افکنانه و امتیاز طلبی قومی را بر حرکت “نه” مردم کردستان که از همان دوره مقاومت و ایستادگی دربرابر فرمان یورش خمینی در ۲۸ مرداد ۱۳۵۸ پیوسته و در اشکال مختلف در جریان بوده است، مُهندسی و بر آن مونتاژ کردند.
جریانات ناسیونالیستی و قومی و اسلامی و باند سیاهی در "صف واحد"، و با تحقیر و استهزاء چپ و سوسیالیسم، و بی محل کردن آن، مبارزه مردم کردستان را از بستر تاریخی خود کَندند و برای آن استراتژی "کُردی" و برگرفته از آرمان پوچ و خرافی ناسیونالیسم “چهار پارچه” تعریف کردند. پرچمهائی که تاریخ و عملکرد آن را در دوران پسا جنگ خلیج، در "جنوب کردستان" در جنگها و تصفیه های خونین بین طالبانی و بارزانی با تبانی با ارتش رژیم بعث و ترکیه و ایران و این اواخر "حشد الشعبی" و "دولت فدرال" عراق بر سر تقسیم مناطق نفوذ؛ و نیز قدرت گیری و سهیم کردن جریانات مرتجع اسلامی در قدرت "اقلیم" و پارلمان کارتونی آن، در سیاه ترین مناظر دیده ایم. در “نقشه راه” و “تمدن هلال زاگرس” اوجلان و در طرحهای مرموز و سوال برانگیز “پژاک” و “کودار” وابسته و زیر مجموعه پ.ک.ک در “کردستان شرقی”، سیاه بر سفید، میخوانیم. در “غرب کردستان”، و متصل شدن حرکت “کانتون”ها و “خود مدیریتی”ها و "گردان های مدافع خلق" به زائده استراتژیهای آمریکا و یار و یارگیری دولتهای منطقه را، به روشنی و با بهت و حیرت ورانداز میکنیم. آرمان پوچی که هیچکدام از مدعیان هفت خط و شارلاتان اش مطلقا به آن باور ندارند. این جماعت در همه "چهار پارچه" همواره به "خواب و خیالی" بودن" تشکیل دولت کُردی" و بسر رسیدن دوران "دولت - ملت"، تاکید کرده اند. ندیدن آن خطر تفرقه افکنانه و جدائی خواهانه از جانب جریانات مدعی کمونیسم وسوسیالیسم بر فراز حرکت “نه” مردم کردستان علیه جمهوری اسلامی، با افسون شدن در وسعت دامنه اعتصاب عمومی، فاجعه بود.
فراخوان دهندگان ۱۸ شهریور از تحلیل عمق قضایا عاجز ماندند و فقط به رابطه لحظه ای و ایستا، بین مردم و جمهوری اسلامی و معادله "جمهوری اسلامی– مردم"، آنهم عمدتا با ذهنیتهای دوره "جنبش مقاومت خلق کرد" بسنده کرده؛ و رابطه احزاب گرایشات و طبقات متفاوت و تاثیرات آنها بر شکل دادن به افکار و حرکتهای مردم را، و تغییرات بنیادی در این میدان را طی پروسه "زمان" و این همه سال، در معادله وارد نکردند. آنها ناسیونالیسم کُرد، "کومه له" و "چپ" و "کمونیست" را، در فضای قبل از جنگ خلیج و دوران سپری شده قبل از فروپاشی دیوار برلین تعریف کردند. از یک منزلگه منزوی، در نگاه به رویدادهای بزرگ و زیر و روکننده و اوضاع متحول و پیچیده طی "سه دهه"، نه سیاسی و حرفه ای، که سکتاریستی و آماتور ظاهر شدند. غرق شدن در خودفریبی و خودستائی، و افسون شدن در تاریخ افتخارات گذشته را - عمدتا رو به "درون" در آن گوشه دنج "کمونیسم" انزوا – ساده، و توجیه کردند. به این ترتیب. از این نظر با زندگی و سیاست در خاطرات و رویاهای "اتحاد عمل" های آن دوران به تاریخ پیوسته، تماما نسبت به پرچمهائی که جریانات قوم پرست و باند سیاهی و ارتجاع اسلامی در آن لحظات هیجان و سرمستی بدست مردم دادند، خنثی، بی تفاوت و لاقید و غیر سیاسی ماندند. با چشم، و نه با مغر اندیشیدند و تصمیم گرفتند. خود را و خط سیاسی ادعائی را جدّی و حرفه ای نگرفتند.

۱۹ سپتامبر ۲۰۱۸
iraj.farzad@gmail.com


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۱)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست