یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ - یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

دینگ دانگ... چه صداست؟


جمشید طاهری پور


• به نظرم رسید میان این استقبال و حمایت از نامه شیخ کروبی، آن هم با این تجلیل بلند؛ «راهی ملی و دلسوزانه به سوی آینده ایران گشوده است»! و آن اعدام و جنایت علیه سیاسیون کرد، رابطه ای برقرار است و نسبت بزرگ پنداری های خودخواهانه ای آن جنایت و این حمایت را به یکدیگر می دوزد و پیوند می زند! ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
سه‌شنبه  ۲۰ شهريور ۱٣۹۷ -  ۱۱ سپتامبر ۲۰۱٨


                                                                  دینگ دانگ... بی گمان
نادان‌تر آن کسان
کافسونشان نهاده بهمپای کاروان،
از بیم، تیغ دشمن را تیز می کنند،
وینگونه زان پلیدان پرهیز می کنند.
آنان به تنگنای شب سرد گورشان
( کان را به دستهای خود آباد کرده اند)
بیهوده سوخته،
چشم امید آنان
بر سهو دوخته،
با مرگ ساخته،
سود خود و کسان دگر را
در کار باخته.
بر باد می‌دهند
آنان زجا که باد درآید
همپای گاه و نه همپا،
فکر خودند آنان
تا کامشان زکار برآید.
...
در عالم بپا شده ی زندگان ولیک
باشد خبر دگر،
از هر خبر که آید، زاید دگر خبر.

(از شعر بلند ناقوس – نیما یوشیج)


داشتم «در اهمیت شکل بخشیدن به یک آلترناتیو میهنی» باقی فکر و ذکرهایم را می نوشتم که آوار سنگین جنایت و مصیبت اعدام زانیار و لقمان مرادی و رامین حسین پناهی؛ زندانیان سیاسی کرد و قتل عام ۱۵ تن از رهبران و کادر های احزاب حدک و حدکا بر اثر شلیک موشک های سپاه پاسداران، در اقلیم کردستان عراق بر ذهن و روانم آوار شد. در سوگ نامه مرگ پردرد سحابی ها و در درگذشت نابهنگام داریوش همایون هم نوشته بودم که هر وقت اندوه بزرگی در جانم می خلد به شعر پناه می برم! در هنگامه ی این درد و اندوه بودم که حمایت ۲۰۲ فعال سیاسی و مدنی در حمایت از نامه مهدی کروبی را خواندم، گزاف گویی و توهم پراکنی و وارونه سازی حرف و حدیث شیخ کروبی در التجاء به خبرگان و مجلس خبرگان، که مضمون نامه اش طلب پاسداری از میراث خمینی و استمرار نظام اسلامی است، مانند خنجری در قلبم فرو رفت و مرا سرد و سرما زده بر خاک دریغ و دردهایم نشاند! به نظرم رسید میان این استقبال و حمایت از نامه شیخ کروبی، آن هم با این تجلیل بلند؛ «راهی ملی و دلسوزانه به سوی آینده ایران گشوده است»! و آن اعدام و جنایت علیه سیاسیون کرد، رابطه ای برقرار است و نسبت بزرگ پنداری های خودخواهانه ای آن جنایت و این حمایت را به یکدیگر می دوزد و پیوند می زند!

این همه جنایت و مصیبت که ایران و مردم ایران، در این عمر چهل ساله حکومت اسلامی به خود دیده، که اعدام زندانیان سیاسی و تهاجم موشکی خونین به احزاب کردی تازه ترین نمونه آن است، پی آمد میراث خمینی و برون داده‌های حکومت اسلامی است. آمران و عاملین این جنایات و مصائب، کار بدستان پرورده و بر نشانده ی، همین میراث و همین حکومت و این جنایات و مصائب محصولات قدرت های حقوقی – سیاسی است که بر میهن و مردم ما سلطه و سیطره دارند. کسانی که هنوز در نیافته اند که با ساز و کارهای درونی این میراث و این حکومت، با ساز و کارهای ساختار حقوقی -سیاسی مستقر نمی توان به این جنایات پایان بخشید و کماکان در توهم دستیابی به آزادی و دموکراسی و عدالت در جمهوری اسلامی بوده و در کار توهم پراکنی هائی از این دست، دل مشغولند و دست در کار دارند، آری این کسان، خواسته و ناخواسته، دانسته و نادانسته، علیرغم نیات حسنه خود، در راه تداوم جنایت و مصیبت علیه مردم ایران گام می سپارند.

عبرت توهم آفرینی های شکوفائی جمهوری اسلامی در سالیان ۶۱ – ۵۹، به من آموخت کسی که توهم می کارد، ناکامی و بدنامی نصیب می‌برد! به من آموخت کسی که آینده ایران را در راهی می جوید که این یا آن جناح اسلام سیاسی و رهبر و دولتمرد حکومت اسلامی می پوید، ناخواسته و نادانسته دستی آلوده در خون و خونریزی خواهد داشت.

یک چیز دیگر بگویم و تمام کنم؛ حامیان نامه شیخ کروبی، از جمله نوشته اند؛ «خطرفروپاشی ملی و از هم گسیختگی زندگی اقشار مختلف جامعه به خصوص مردمان کم در آمد از یکسو و تهدیدهای قدرت های جهانی و منطقه ای از سوی دیگر همه دلسوزان وطن را نگران کرده است.» آنان مثل همیشه، از بیان سرمنشاء و مسبب اصلی و اینکه چه چیز این خطر و از هم گسیختگی را در ایران پیش آورده، سرباز می‌زنند و سکوت می‌کنند تا همسو و هم صدا با رهبری و اصلاح طلبان اسلامگرای حکومت اسلامی، «تهدیدهای قدرت‌های جهانی و منطقه ای» را بجای ستیزگری های جنگ خواهانه ی نظام اسلامی بنشانند و معرفی کنند.

تهاجم نظامی سپاه از پایگاه های خود در داخل ایران به ستاد رهبران احزاب کردی در خاک عراق، یک تجاوز نظامی آشکار، نقض بربر منشانه حقوق بین‌المللی و ناقض اصول اولیه حقوق بشر است. این سرکوب تجاوزکارانه خونین، با ساز و کارهای جنگی و با شلیک موشک به ستاد احزاب کردستان ایران در حریم اقلیم کردستان عراق، به نحو انکار ناپذیری این واقعییت را تأئید می‌کند که خطر جنگ و تجاوز به ایران، در وهله ی اول و مرتبه نخست، نه از ناحیه «قدرت های جهانی و منطقه ای»، بلکه از سوی حکومت اسلامی، متوجه ایران و مردم آن است! تجاوز و سرکوب خونین حکومت اسلامی، با ساز و کارهای جنگی علیه اپوزسیون کرد در خاک عراق، صدور مجوز برای تهاجم نظامی و جنگی علیه ایران به هر دولت و قدرت بیگانه ای است که حکومت اسلامی در دشمنی و ستیز با آن قرار دارد. انکار واقعیت به این روشنی از سوی آقایان و خانم هائی که بیانیه حمایت را امضاء فرموده اند، حقیقتن پرسش بر انگیز و در خور نکوهش و سرزنش است.

من اعدام و جنایت موحش علیه فعالین سیاسی و هموطنان کرد میهنم را قوین محکوم می‌کنم و همدردی عمیق خود را با همه بازماندگان قربانیان، یاران و همرزمان حدک و حدکا، اعلام داشته و تسلی و بردباری رزمجویانه برای آنان آرزو می کنم.

ج – ط
۱۰ . ۰۹ . ۱٨


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۹)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست