یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

زنده یاد سیف اله اکبری
بیاد جاودانه‌گان در خون غلتیده گل زار سرخ خاوران


• همه ساله در شهریور ماه بپاس حرمتشان و برای بزرگداشت یاد و خاطرشان، در خاوران گرد هم میآئیم تا با آرمانهای والایشان تجدید پیمان کنیم. میخواهیم عهد بندیم که جانفشانیها، مظلومیتها و ظلم ستیزیهایشان را چنان بلند و رسا خواهیم سرود که پرده سیاه تاریخ نویسان تباهی طلب از این صدا درهم دریده شود ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
سه‌شنبه  ۱٣ شهريور ۱٣۹۷ -  ۴ سپتامبر ۲۰۱٨



”خاوران تنها گورستان دسته جمعی ایران نیست؛ شناخته ترین آنهاست“
زنده یاد سیف اله اکبری - "عمو سیفی"

    پا که در خاکش مینهی انبوهی از غم وجودت را میفشارد، چنان احساسی از غم و اندوه بر تو مستولی میگردد که کلمات را توان بیان نیست. عمق فاجعه مغز استخوانت را میسوزاند، این همه وحشیگری را باور نمیتوان نمود. پاها را یارای پیش رفتن نیست، چرا؟

    هر جا که قدم می گذاری ذره ذره ی وجود عزیزانی است که هر یک روزی حماسه آفرین این خاک خون آلود بودند که به جفای تیر ناجوانمردانه قدرت طلبان معتصب بی آزرم به خاک افتاده اند. مزار هیچ عزیزی در اینجا مشخص نیست، تازه اینجا مزار جانباختگان سال ۶۰ نیز میباشد. با هزار احتیاط و پریشانی گامهای خسته و درد آلودت را پیش می گذاری، کمی ان ورتر مزار سربداران سال ۶۷ ، وای چه ...!!!
    جنگ پایان یافته، زندانها مملو از نیروهای انقلابی است که طی سالیان دراز در زندانها زیر شدیدترین شکنجه ها آنچنان ورزیده و آبدیده شده اند که مشکلترین کارها را قادرند. حکمرانان سفاک رژیم جمهوری اسلامی با درک این واقعیت که با چاشنی بغض و کینه نیز آکنده بود، تصمیم به قساوتی تاریخی گرفتند. جمله کوچک بود، ”باید اعدام شوند“، چه کسانی؟ اسرای جنگی، اوباشان و قداره کشان، خائنان بخاک وطن؟ نه، فرزندان راستین وطن که چه بسا دوران محکومیتشان تمام شده بود یا چند صباحی بیش از آن نمانده بود. کاروان مرگ بدست دژخیمان خونخوار به راه میافتد و تبرهای تیز برای قطع شاخه های جوان شبانه روز در کارند. اما غافل از آن که جنگل انبوه توده ها را با قطع شاخسارهایش نابود نمیتوان ساخت. هزاران نفر در مدتی اندک بطور مخفیانه، تنها به جرم ابراز عقیده و درخواست آزادی، برابری و حقوق انسانی خویش به دار آویخته میشوند و فوج فوج در برهوت هایی چون خاوران دفن میشوند، تا از شرشان خلاص شوند. غافل از اینکه حماسه یاد و داد این بخون خفته گان اسطوره ای، سینه به سینه در میان خلق خویش خواهد گشت.
      به هنگامی که مادران داغدیده و سرگردان، با قلبهایی بریان و چشمانی گریان، پشت درهای زندان سراغ عزیزانشان را می گرفتند، نازنین فرزندانشان در بیابانهایی بی آب و سبزه، در مغاک هایی که به تیغ بولدوزرها لحافی از خاک بر روی و تنشان می ریخت، از چشم ها نهان میشدند. تا بزعم خصم آزادی اثری از آن همه همت و حمیت، فداکاری، ایمان و اعتقاد و انسان دوستی و حق طلبی نماند. تا سند و مدرکی از آن همه جور و ستم، فساد و تباهی، خشونت و بیداد، فرومایگی و پستی، کشتار و توحش بدست نیاید. اما آن تباهی طلبان نیآموختند که:

حدیث نیک و بد ما نوشته خواهد شد
زمانه را سندی و دفتری و دیوانی است
                            ”پروین اعتصامی“

      همه ساله در شهریور ماه بپاس حرمتشان و برای بزرگداشت یاد و خاطرشان، در خاوران گرد هم میآئیم تا با آرمانهای والایشان تجدید پیمان کنیم. میخواهیم عهد بندیم که جانفشانیها، مظلومیتها و ظلم ستیزیهایشان را چنان بلند و رسا خواهیم سرود که پرده سیاه تاریخ نویسان تباهی طلب از این صدا درهم دریده شود.

گرامی باد بیستمین سالگرد جانباخته‌گان فاجعه ملی ۱٣۶۷
 


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست