یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ - یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

موضع رهبری، تداوم بحران ایران، گفتمان شورایی


رامین بهاری


• اگر چراغ مبارزه هنوز کم فروغ و محدود به هزاران نفر است، اما همچنان روشن و نویدبخش است تا سرانجام به حضور صدها هزار نیروی معترض و میلیونی بیانجامد. در غیر این صورت رژیم هر اندازه هم در بحران باشد، عقب نشینی نمی کند و خواهد ماند ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
دوشنبه  ۵ شهريور ۱٣۹۷ -  ۲۷ اوت ۲۰۱٨


مسعود پزشکیان نایب رئیس مجلس شورای اسلامی روز دوشنبه (۲۲ مرداد/ ۱۳ اوت) در نخستین همایش ملی تشکل‌های اقتصادی بخش خصوصی، در برابر خبرنگاران از جمله گفت:

«ما وقتی پرچم آمریکا را آتش می‌زنیم، اف‌ای‌تی‌اف را رد می‌کنیم، باید بپذیریم که با آمریکا رودررو خواهیم شد. پس باید خود را آماده کنیم. آمریکا از نظر اقتصادی یک قدرت است و بسیاری از قدرت‌های بزرگ در مقابل آن کوتاه می‌آیند. حالا نمی‌خواهیم کوتاه بیاییم، پس باید هزینه آن را بپردازیم. این کوتاه نیامدن سختی‌هایی دارد و تقصیر حسن و حسین نیست، بلکه تقصیر سیاستی است که در پیش گرفته‌ایم. ما باید یاد بگیریم که اقتصاد مقاومتی فحش دادن به یکدیگر نیست».

مسعود پزشکیان در بخش دیگری از سخنان خود، درباره نامه رئیس جمهوری به رئیس مجلس ایران نیز گفت:
«من این نامه را ندیدم، اما اگر جای روحانی بودم خیلی راحت می‌آمدم و در مجلس حرف می‌زدم. مشکلات امروز کشور تقصیر یک نفر نیست. ما وزیر رفاه را استیضاح کردیم. حالا فکر می‌کنیم کسی که جای او خواهد آمد سوالات ما را پاسخ می‌دهد یا مشکلات وزارتخانه را حل خواهد کرد. ما چهل سال است به یکدیگر گیر می‌دهیم، چون نمی‌خواهیم مشکل را حل کنیم، بلکه دنبال فردی هستیم که تقصیر را گردن وی بیاندازیم. مشکل ما فرد نیست بلکه ساختار است. یک مدیر دو مدیر و صد مدیر نمی‌شود که همه خلافکار و مقصر باشند، بلکه این ساختار است که ایراد دارد».

با چه زبان گویایی چنین می¬توان پائین و بالای نظامی را توسط یکی از بالاترین مقاماتش بهم پیچید و عملکردش را روانه بایگانی رژیم های تاریخ به سر آمده کرد. اما مگر حرف¬های پزشکپور و بنی احمد در مجلس اواخر سلطنت برای بقای شاه و درباریان فایده کرد! مقام عظما و بیت رهبری، نظر صریح نایب رئیس مجلس اسلامی را قبول ندارد، که منشاء بحران امروز ایران سیاستی است که جمهوری اسلامی در مقابل آمریکا اتخاذ کرده است .

از طرفی پروژه «همه‌پرسی» کلید کذایی روحانی است که در گفتگوی ۱۵ مرداد ماه با شبکه یک تلویزیون ایران آن را در قفل بن¬بست بحران کنونی ایران چرخاند. رئیس جمهور گفت:

«اگر روزی در مساله‌ای مهم در کشور با اختلاف نظر مواجه شدیم، چرا پای صندوق‌های آراء نرویم؛ مگر به کمر اصل ۵۹ قانون اساسی بیل خورده است که از آن استفاده نکنیم. اگر روزی نیاز به اجرای این اصل شد بر اساس مقرراتی که قانون اساسی تعیین کرده، باید به صندوق‌ آراء مراجعه کنیم».

این پیشنهاد «همه‌پرسی» در اوج بحران اقتصادی امروز را می توان با برنامه ای که رفسنجانی برای اتمام جنگ ۸ ساله با امام چیده بود مقایسه کرد که به خمینی رهنمود داده بود شما جنگ را تمام کنید اما مرا مقصر جلوه دهید. این بار هم در شرایط کنونی برگزاری یک «همه‌پرسی» امکانی ویژه پیش روی حاکمان جمهوری اسلامی قرار می¬دهد تا به نام مردم و با رأی آنها «جام زهر» مذاکره با آمریکا را همانند قعطنامه بپزیرند .

حال ببینیم سخنان ۲۲ مرداد خامنه‌ای با کدام رویکردی چنین امکانی را تا اطلاع ثانوی منتفی کرده است. رهبر در این سخنرانی می گوید:

«مذاکرات برجام اشتباه بود. در موضوع مذاکرات بنده اشتباه کردم و به اصرار آقایان اجازه تجربه را دادم که البته از خطوط قرمز معین‌شده هم عبور کردند. رئیس‌جمهور اعتراف کرد اگر محدودیت‌های شما نبود ما امتیازات بیشتری می‌دادیم . . .
برجام نمونه‌ی واضح مسئله [مذاکره با آمریکا] بود، تازه بنده خیلی سخت‌گیری می‌کردم. البته خطوط قرمزی هم که مشخص کردیم رعایت نشد. امام مذاکره با آمریکا را ممنوع کرد و من هم ممنوع می‌کنم. هر وقت [جمهوری اسلامی] به آن اقتداری برسد که فشار و هوچی‌گری آمریکا رویش تأثیری نگذارد، می‌تواند با آمریکا مذاکره کند».
حسن شریعتمداری فعال سیاسی نکته مهمی را در مورد آنچه خامنه ای اشتباه خود می¬داند بیان می¬دارد:
«واقعیت این است که بزرگترین اشتباه در برجام این بود که آقای خامنه‌ای به یک مسئله جنبی، یعنی انرژی اتمی در ایران، اکتفا کرد و نخواست و نتوانست مسئله را در همه ابعاد آن با آمریکا حل کند و این استخوان لای زخم باعث شد که برجام شکست بخورد».

در واقع ماهیت جمهوری اسلامی و تدوین قانون اساسی آن از همان آغاز، استخوان لای زخم در کار ملت بوده است و جانشین خمینی نیز برای بقای نظام مجبور به ادامه سیاست نه جنگ و نه مذاکره است. ادعای رهبر در بدست آوردن اقتدار سلطه لازم برای بده و بستان بعدی با آمریکا وعده سر خرمن است. اقتصاد از هم پاشیده که تمامیت مملکت را تهدید و در خطر قرار داده است برای خامنه ای شرایطی فراهم کرده تا گزینه حکم حکومتی او برای جناحها و باندهای جمهوری اسلامی حجت و قابل پذیرش باشد .

ایت الله خامنه‌ای در همین سخنرانی ۲۲ مرداد باز نشان داد، همچنان به روال مواضع چهل ساله ولایی مستبدانه، مملکت را فقط بر همان پاشنه سرکوب و قلع و قمع مخالفان داخلی و غیرخودی¬ها و جنگ با اسرائیل و سرکردگی در منطقه خاورمیانه و دشمن خواندن امریکا و متحدینش می تواند بچرخاند. او گفت:
«ما یک ملّتی هستیم که به دلایل گوناگون، دشمنانِ خبیث و رذل کم نداریم؛ در اطراف کمین گرفته‌اند، به مجرّدی که این مشکل [بحران‌های ساختاری اقتصادی] را در داخل مشاهده کرد، فوراً مثل مگسی که روی زخم می‌نشیند، می‌آید می‌نشیند روی این مشکل و بنا می‌کند از این سوء استفاده کردن؛ القا می‌کند که بله نظام اسلامی نتوانست، نظام اسلامی ناتوان بود؛ القای ناامیدی می‌کند، مردم را دچار سرگردانی می‌کند. تبلیغات [می کنند]…دشمن می‌خواهد القا کند که کشور دچار بن‌بست است. حرف من این است: من می‌گویم در کشور هیچ بن‌بستی وجود ندارد…اینکه دشمن و به تبع دشمن یک عدّه آدم پست داخلی در فلان مطبوعه، در فلان سایت اینترنتی این‌جور تبلیغ کنند که ”کشور دیگر به بن‌بست رسید، هیچ راهی وجود ندارد جز اینکه پناه ببریم به فلان شیطان یا فلان شیطان اکبر“، این دیگر خباثت است؛ نخیر، راه وجود دارد، راه‌حل وجود دارد؛ این راه‌حل‌ها هست، در اختیار مسئولین است، می‌توانند اجرا کنند، می‌توانند عمل کنند… گاهی در یک روزنامه‌ای، در یک برنامه‌ی تلویزیونی‌ای، یا در یک برنامه‌ی رادیویی، جوری حرف زده می‌شود که آدم می‌بیند “عجب! مثل اینکه همه‌ی درها بسته است”؛ خب این‌جور نیست؛ درها بسته نیست؛ چرا این‌جوری بگویند؟ این را بدانید؛ بدانید مطمئنّاً ملّت ایران و انقلاب عزیز اسلامی و نظام جمهوری اسلامی همچنان‌که از مراحلِ سختِ دیگری گذشته است، از این مراحل که از آنها آسان‌تر است براحتی ان‌شاءالله خواهد گذشت».

با این گفتار، عظما آب پاکی را بر روی دست اصلاح طلبان و امیدواران به تغییر رفتار رژیم ریخت و البته مسیر تحول خواهان را نیز دشوار کرد. برای شکستن توهم سردمداران حکومتی که بر اتورتیه ذوب شدگان در ولایت فقیه همچنان اصرار می ورزند، اعتصابی فلج کننده و حضور حداقلی ده¬ها و صد هزار شهروند معترض در خیابان ضرورت مبارزه است، که فعلا اکثریت ستمدیده گان حاضر به دادن چنین هزینه سنگینی نیستند .

در این سخنرانی قبول شکست سیاست نرمش با امریکا در برجام را رهبر صریحا اشتباه خود خواند اما مهم تر سکوت او در برابر اعتراضات زحمتکشان اصفهان، شیراز، کرج و چند شهر دیگر در نیمه اول مرداد بود. در جوابگویی به مبارزات و شعارهای شگفت انگیز ضد رژیمی مردم عاصی و گرفتار نابرابری، بیت رهبری و جناحهای مختلف حکومتی انگار کور و کر و لال شدند. مثل همیشه سرکوب خشن تنها راهکار و سلاح دولت خدمتگزار! است.
خشونت پنهان و آشکار در برخورد با مسائل داخلی و خارجی که خامنه ای آنرا پیروزی در ترساندن و ایجاد رعب می¬داند تنها گزینه رژیم بوده و هست . اما آنچه در عمق جامعه در بند ستمگران غارتگر جریان دارد از جمله رشد و تکثیر پیام ها و مطالب اعتراضی و مدنی و گزارش مبارزه شهروندان در اشکال گوناگون در سطوح مختلف و دامنه دار شدن بحث های نظری در کانال های متفاوت نوشتاری و صوتی از جمله تلگرام و... می باشد، امیدوارکننده است زیرا ایده بخش و پیونددهنده مبارزات مردم در گذشته و اکنون است، تا نسل جوان تصور نکند در یک سرزمین بی تاریخ بسر می بریم.

نیروهای آگاهی بخش هنگامی که پرچم مبارزه ی توسط مردم به اهتزاز در می آید، در پی ایجاد موج امید در میان آنانند و سعی دارند تجربه تاریخ مبارزاتشان را به اکنون پیوند بزنند.

از آنجا که تعلق بخشی از مبارزین ما بر تجربه جنبش سوسیالیستی و اعتراض کارگران و زحمتکشان استوار است. در گفتار سنجیده اسماعیل بخشی عضو سندیکای نیشکر هفت تپه در روزهای اخیر در میان کارگران، تامل کرده و سرمشق قرار دهیم که تجسم عینی تاریخ مفقود شده شوراهای سال ۱۳۵۷ است. متاسفانه بسیاری آن تجربه سترگ را فراموش کرده اند.

تاریخ شوراها، نزد کارگران و سندیکای نیشکر هفت تپه نه تنها گمشده نیست، بلکه در کار بازتولید آن هستند و آن را چون سلاحی علیه تمام نیروهایی که کمر به نابودی کارگران بسته اند بکار گرفته اند. آنها فهمیده اند به جز تکیه بر شورا، چاره ای برای ادامه زندگی انسانی ندارند. چون نیروی سیری ناپذیر سرمایه، کارگر را به لبه ی پرتگاه فقر و بی حقوقی کشانده و شانسی به آنان نخواهد داد .

اگر چراغ مبارزه هنوز کم فروغ و محدود به هزاران نفر است، اما همچنان روشن و نویدبخش است تا سرانجام به حضور صدها هزار نیروی معترض و میلیونی بیانجامد. در غیر این صورت رژیم هر اندازه هم در بحران باشد، عقب نشینی نمی کند و خواهد ماند.

افق پیشاروی جامعه ایران نشان از برخورداری درک و توانمندی ذهنی نسبی مردم می دهد. تجربه شکست انقلاب بهمن ۵۷، قریب به یقین تکرار نخواهد شد. تصاحب قدرت سیاسی توسط حاشیه نشینان مبارزه مردم با حکومت که آزمونی پس ندادند، احتمال اندکی برای دست بالا داشتن دارند. دیگر، جریانهای سیاسی براحتی نخواهند توانست اطمینان کارگران و اقشار سهیم در سرنگونی حاکمیت مطلقه را بدست آورند .

پروسه ۴۰ ساله رویارویی مخالفان کنشگران مبارزان در نظر و عمل با دولتمردانی که فلاکت و بی حقوقی و تبعیض و جهل و سرکوب و زندان و مرگ کارنامه شان بوده است، بهترین معیار سنجش در مورد کارایی اداره کنندگان شورایی ایران فردا خواهد بود تا این بار به محض ناکارآمدی و بی صداقتی در برنامه واهداف، کارکرد سیستم شورا آنان را بلا درنگ برکنار خواهد کرد.

بعید است طبقه نیروی کار که متشکل و آگاهی یافته است، منفعت و آینده رهایی بخش خود را دوباره مانند سالهای ۳۲ و ۵۷ به فرصت طلبان و بی خردان بی کفایت واگذار نماید.

در انتهای مقاله، بخش پایانی گفتگوی وبلاگ میدان با اسماعیل بخشی که به تاریخ اول شهریور ۹۷ انتشار یافت را می آورم ، بلکه الگویی برای بحران زادیی جامعه ایران تلقی شود. عضو سندیکای نیشکر هفت‌ تپه چنین می گوید:

"کارفرماهایی که به عنوان بخش خصوصی آمدند و نیشکر هفت‌تپه را گرفتند، هیچ دانش اقتصادی و شناخت تجربی نسبت به محصول نیشکر ندارند. تصمیم‌گیری‌های آنها بدون انسجام عمل و ثبات است. در ایران دولت برای حل بحران‌هایش تمام امید خود را به سرمایه‌دار و بخش خصوصی بسته است تا به عنوان یک ناجی عمل کرده و بازار را برایش متعادل کند. کارفرمای بخش‌خصوصی هم نهایت سوء استفاده را می‌کند و هر فشاری را بر گرده کارگر وارد می‌کند. نیشکر هفت‌تپه هم جزئی از همین کلیت است. در این شرایط ما باید چکار کنیم؟ جامعه فرودست باید چکار کند؟ ما قدرت می‌خواهیم تا بتوانیم وضعیتی را که برایمان پیش آورده‌اند، تغییر دهیم. تابستان فصل بسیار مهمی برای کشت و کار نیشکر است. آبیاری از برج ۱۲ شروع شد، کارفرما کجا بود؟ ما امسال به تناسب جمعیت هر بخش از شرکت نیشکر هفت‌تپه نماینده تعیین کردیم. طرحی که ارائه کننده‌اش من بودم و با همراهی دیگر کارگران آن را به اجرا گذاشتیم. تقریبا از ۱۴بخش نیشکر هفت‌تپه حدود ۲۲ نماینده تعیین شد و از میان آنها یک هیأت مدیره انتخاب کردیم. در واقع یک انتخابات واحد را ما به انتخابات جزیی تبدیل کردیم. در تمامی بخش‌های نیشکر هفت‌تپه ما این کار را پیش بردیم، چون با قاطعیت باور داریم راهی جز این برایمان نمانده است. این طرح حالت یک سازمان نظارتی پیدا می‌کند و بر عملکرد و ماندگاری این مدیران نظارت کرده و سپس برای اداره شرکت تصمیم‌ می‌گیریم. هفت‌تپه نمادی کوچک از ایران است. زمانی که دولت قدرتی برای نظارت ندارد، نظارت مستقل و از پایین تشکیل دادیم و با قدرت آن را پیش می‌بریم. اصلاً نیازی به مذاکره تک به تک میان کارگران و کارفرمایان نیست، کارگر به این نتیجه رسیده، شورایی باید به عنوان نماینده قوی باید وجود داشته باشد که در اداره هفت‌تپه نظارت و مداخله کند. قدرت نیز، همه کارگرانی هستند که به این نمایندگان رأی دادند. با این پشتوانه نمایندگان در برابر بازداشت و اخراج حمایت می‌شوند. امروز ما با پشت‌سرگذاشتن تاریخ ۱۰ ساله اعتراضات و مطالبه‌گری‌مان، در سطحی از قدرت هستیم که این شورا را تشکیل دادیم. هفت‌تپه برای ما یک آرمان و یک صنعت ملی است. هفت‌تپه را هرگز ملک کسی نمی‌دانیم؛ نه دولت و نه بخش خصوصی. نیشکر هفت‌تپه برای ماست. ما به این نتیجه رسیدیم، برای نجات اینجا باید از جامعه کارگران ناظرانی وجود داشته باشند و همین را هم با تشکیل شورا عملی کردیم و با قدرت آن را پیش خواهیم برد." 


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۲)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست