یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ - یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

اسلام و خدا، جز دکان های ملاها؟ - بهنام جنگائی



اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
دوشنبه  ۴ تير ۱٣۹۷ -  ۲۵ ژوئن ۲۰۱٨


از روزگار دردناکی که کوس ریاکارانه خمینی در نجف و نوفل لوشاتو برخاست در سراسر ایران و جهان پیچید و بسرعت در دل و زبان مردمان بپاخاسته ما سربرآورد و پیامش، که جز برای رستگاری و رهاسازی مردم از ستم شاه و بهره کشی سرمایه نبود، همزمان آن دروغ به گوش و توش نیروهای فرصتجوی مذهبی و ضداراده مردمی، مرتجعان بازاری، طیف های لیبرال ملی مذهبی های بی هویت، پوپولیست های چپِ اپورتونیست و بی تجربه و... رسید و بکام هرکدام شان بنوعی خوش آمد؛ تا بخدمت امام درآیند و درآمدند و سر آخر توسط آنها ریاها و دسیسه های خمینی توده های ساده دل را گمراه کرد و همراه و همگام وی ساخت تا بدانجا که اغلب شهروندان ریز تا درشت، فریب وعده های دروغین او را خوردند و راه مصیبت ها و بلاهای امروزی را باز کرده و بر سرمان آورند و جان های زخمی و خسته دوران شاه را بر لبان مان رساندند، اینک از آن فاجعه چهل سال سیاه و سهمناک و خونین می گذرد.

اما زمینه پیدائی آن پدیده ضدبشری که اهداف خمینی باشد زمانی اراده اش با زمانه ی ما همراه و بر آن مسلط شد که خیلی پیشترها در اعماق و ارکان جامعه رنگین فرهنگ و زبان و مرام مان سروری کاست فرقه ی شیعه که پشتوانه قانون اساسی بعنوان مذهبی رسمی داشت یاریش می داد. و عملا هم توانست مرجعیت خمینی ها و یکه تازی سیاسی ویژه آنها را بیاری سایه ی خدا یا همان "شاه" که کمربسته ی امام رضا بود را در کشور چنداتنیکی ما مهیا و هموار کند که مذهب شیعه از قِبل صفوی ها قرن ها در اعماق باور مردم جاخوش کرده و پروار گشته بود. زیرا، علاوه بر حمایت شاه از فرهنگ امام رضائی، همزمان وجود روحانیت مستقل و وابسته به دربار هردو بشکل موازی در عمل برابر اراده مستقل مردم باهم همکاری مصلحتی می کردند. و شاه خرسند از آن همبستگی با ریشه ولایت مذهبی در پیوند پوشیده بود و مرغ های مذهبی هردوشان بر روی تخم های گذاشته شده پهلوی ها لمیده بود و ملاها بردبارانه برای ایجاد حکومت ولایتمدار روزشماری می کردند و دهه ها در چنان بستر نرمی که شاه فراهم می کرد، لمیده بودند، و آخوندهای با و بی عمامه ی کاسه لیس شاه که جزو نیروهای مذهبی وفادار او باشند، در خلا و نبود دیگر نیروهای مترقی، چپ و کمونیست بسان همین شرایط امروز در ایران، توانستند امامت خمینی را بر زمین ایرانِ شاهزده بنشانند، تضمین کنند و کرده بودند.

خمینی یکباره ماه نشین نشد، و ناگهانی از آسمان فرونیافتاد. بلکه او از فساد و تباهی و خودکامگی و از فراز سر شاهِ شاهان و بیاری درباریان مردم ستیز و فاسد، گسترش جهل و تحمیق ناشی از فراوانی ملاها، پشتیبانی های همه جانبه مالی و سیاسی شاه از ملاها، آزادی عمل شیعیان و شعبان بی مخ ها در سرکوب خردورزی ها، تبلیغ های حقارت انگیز و سیستماتیک ملاها، آنهم بیاری رسانه های کلان، بلندگوهای رسمی و جارکشاندن شعار "شاه سایه ی خدا"ست، نفوذ چشمگیر منبرها و منبرگرداننده ها، وفور هزاران هزار مسجدها، امام زاده ها، تکیه گاه ها و دیرهای انجماد عقلی و سراهای ساکن و سکوت مذهبی بود که امامت نابکار پرداخته و جان گرفت. و اصولا از ژرفای دل روضه خانه های گریه و ماتم و واماندگی سکتاریسم و بنیادگرائی آزاد و ولنگار بود که خمینی آمد. آنهم همچنان و پیوسته بیاری نام خدا و رسول خدا به ایران با سلام و صلوات داغ پانهاد.

آن روزهای ترور، جنگ و نسل کشی ها خمینی، باور به ضدبشری بودن اعمال و رفتار و نقد او برای بسیاری سخت، سنگین و ای بسا گناه و عذاب آور بود که با چشمان خود جنایت های خمینی و دار و دشته اش را دیده و بررسی انتقادی کرده و سپس جسارت نداشتند بگویند که "خدا خداگوئی خمینی" برای او و ملا جماعت، بی کم و کاست جز دکان چهاربر و پُرسودی در سراسر شهرها و روستاها نیست، که البته نیز چنان بود و دامنه ی هراسناک اسلام سیاسی او محرک تبهکاری های ضدبشری فراوان در منطقه و جهان داشت و به رونق و پیدایش القاعده ها، طالبان ها، بکوحرام ها و داعش ها انجامید که اغلب مورد پشتیبانی او بودند و پشتگرم اش شدند. جنایتکارانی که جنون شان نصیب مسلمانان بیدادرس و گرسنه ی خاورمیانه شد و می شود. و بسان داعش شیعی ولائی، جریان های سنی هم مسلمانان را بجان هم انداختند و دیری هم نپائید که جان و مال و کشور مردمان منطقه در باتلاق عمیق اینان همچون ایران دفن کردند و سیل پناهچویان بی نان و آب و آزادی براه افتاد. الکس هیلی در رمان "ریشه ها"ی اش گفته: ما سیاهان پیش از آمدن انجیل و گسیل رهروان رهائی بخش مسیحیان به سرزمین های مان، و بهنگام آمدن شان، که در زیر بغل جز این کتاب انجیل را نداشتند، ما در آن روزگاران همه چیز از آب و نان، آزادی تا جهارپایان و زمین و... داشتیم، مگر همین کتاب مقدس را، و آنها آرام آرام آمدند و بمرور هرچه را ما داشتیم بردند و خوردند و صاحب شدند و بجایش در زیر بغل هریک از ما جز این کتاب مقدس هیچ نگذاشتند.

حالا برای ما هم در ایران ملازده با بلای اسلام سیاسی چنان رفته است که الکس هیلی آفریقائی نوشته است. با آمدن امام خمینی و ایجاد نظام شریف الهی او، که در گام نخست توانست با نام خدا سر مردم کلاه گشاد بگذارد و در کام خشک هر ساده دلی امید پوچ بکارد و کاشت؛ اینک، جز یک وعده دروغین رحمت خدائی در زندگی توده های خانه خراب موجودنیست، مگر گستره ی جنگ و جور و جهل و فساد و بیکاری و تنگدستی و گرسنگی و ناامنی و ناامیدی به فردا و هزارهای کمرشکن دیگر هیچ نیست. امام فرشته آمد، و خودکامگی بی انتهایش لحظه بلحظه از زیر عبای هزارها آخوند بسان قارچ سمی سربرکشید و هرکدام با خورجین های بی انتهای عبادی، بر سر سفره های سرمایه سالاری خویش گردآمدند بنحوی که هر آخوند نماینده ی خدا شد و حامل جمع آوری سرمایه و قدرت الهی از مردم فریبخورده گشتند.
این روند ۴۰ ساله چپاول و دشمنی و تکسواری ملاها و مکلاها بجائی رسیده که از یکسو بیشترین شهروندان ما که کارگران و کارمزدان و زحمتکشان بیدادرس ما باشند در زیر خط نداری، تنگدستی و گرسنگی و... گرفتارند، و از دیگرسو تنها بچه های ملاها و مکلاها یا همان آقازاده ها تنها در امپریالیسم آمریکا دارای ۱۴٨ میلیارددلار پول نقد می باشند که در جنگ مصلحی ملاها با ترامپ افشاشده و در بانک های این کشور می باشند؛ حالا سرمایه های چپاولشده در بانک های اروپا و کشورهای عرب و دیگران بماند. همینک پسر حسن روحانی با ماشین فوق لوکس اش در روسیه همراه با دوست دخترس لخت و پتی اش بقول آخوندها سرگرم عیش و نوش پدرآورده اش می باشد و به ریس بیکاران و گرسنگان می خندد. این واقعیت تلخ و تفاوت زندگی مردم زمینگیر با ملاهای سرور را نشان می دهد که براستی ناگوار می باشد و بسان وزن کاه هستی توده های میلیونی را در برابر کوه ملاها و مکلاهاست که آشکار می شود. پس بی دلیل هم نیست که رژیم مخالف زبان تیزانی همچون محمد ثلاث است که او را بی گناه اعدام کرد. یا ده ها کارگر آگاه و مبارز را بمیل خود اسیر و شکنجه کرده و شلاق می زند و یا با بسیاری از مدافع حقوق کودک و بشر بی دلیل درمی افتد و آنانرا به زنجیر زور سپرده و یا جوان تنگدست و باخردی همچون رامین حسین پناه را که خود، برادرها و خانهواده اش دانش و اندیشه طبقاتی یافته و سمتگیری بسوی نیروهای چپ و برابرخواه را برگزیده است می خواهد او را بنام دشمن خدا بدار بی آبروی نظام کشد. ما و آینده مان در گرو سرنگونی حکومت مذهبی ست. 


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست