یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

«کلاه کِلِمِنتیس» در تخریب گورهای جمعی!


رضا شکیبا


• دیکتاتوری اعم از جمهوری، سلطنتی و دینی برای ایجاد ماندگاری در اذهان عمومی باید مقاومت «حافظه جمعی» در برابر فراموشی را بشکند. «میلان کوندرا» این دینامیسم را در بازنویسی «کلاه کلمنتیس» آورده است؛ در تاریخ معاصر ایران دهها «کلاه کلمنتیس» هست که باید در میان عکس های تاریخی گشت و آن را جلوی چشم نورسیدگان گذاشت ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
آدينه  ۱۴ ارديبهشت ۱٣۹۷ -  ۴ می ۲۰۱٨



*داستان تخریب گورهای جمعی دهه ۶۰ در واقع تلاش مذبوحانه ای برای به تسلیم کشاندن «حافظه جمعی» در برابر «فراموشی» است.

* دیکتاتوری اعم از جمهوری، سلطنتی و دینی برای ایجاد ماندگاری در اذهان عمومی باید مقاومت «حافظه جمعی» در برابر فراموشی را بشکند. «میلان کوندرا» این دینامیسم را در بازنویسی «کلاه کلمنتیس» آورده است؛ فوریه ۱۹۴٨ لحظه ای حساس در تاریخ مردم چک است ـ (در این لحظه تاریخی) یکی از رهبران سیاسی کشور چک بر مهتابی قصری باروک قدم می گذارد تا برای مردم سخنرانی کند. «کلمنتیس» کنارش ایستاده است. دانه های برف در هوای سرد می چرخد، سخنران سر برهنه است. «کلمنتیس» دلسوزانه کلاه پوست خز خود را از سر برمی دارد و آن را بر سر سخنران می گذارد. هزاران عکس از آن لحظه تاریخی، منتشر می شود. به زودی در سراسر کشور، مردم از طریق کتاب ها، دیوارکوبها و نمایشگاه ها با آن عکس تاریخی آشنا می شوند. چهار سال بعد «کلمنتیس» به خیانت متهم و به دار آویخته می شود. بخش تبلیغات حزب حاکم بی درنگ چهره او را از عکس یادشده حذف می کند. اما چیزی که از «کلمنتیس» (در آن عکس تاریخی) باقی می ماند و نمی شود حذف اش کرد کلاه اوست که همچنان در آن عکس(بر سر سخنران) مانده است.

* در تاریخ معاصر ایران دهها «کلاه کلمنتیس» هست که باید در میان عکس های تاریخی گشت و آن را جلوی چشم نورسیدگان گذاشت؛ در ۱۱ اردیبهشت امسال رضا پهلوی برای کارگران ایران پیام شادباش داد. او (در پایان این پیام) حرف های گوهر عشقی(مادر کارگر جانباخته ستار بهشتی) به مناسبت اول مه را دوباره خوانی کرد: «از این خجالت نکشید که که سفره تون خالی و دِلِتون پر از غصه است، اونایی خجالت بکشن از خون و عرق شما، سفره های رنگین دارن. مادرانه بهتون بگم؛ صبر داشته باشین، سحر نزدیکه.» در عکس تمام رُخی که رضا پهلوی در کنار گوهر عشقی انداخت و خودش را طرفدار آنهایی نشان داد که «سفره خالی و دل پر غصه» دارند یک «کلاه کلمنتیس» بیرون افتاد. در اردیبهشت سال ۱٣۵۰ (در اوج قدرت حکومت پهلوی) کارگران کارخانه جهان‌چیت که «سفره خالی و دل پر غصه» داشتن -اعتصاب بزرگی راه انداختند. ژاندارم‌های شاه در اوج بی رحمی کارگران را به گلوله بستند.

* ستارخان از مشروطه خواهان رادیکال که در بخش زیادی از عمرش با پادشاهی قاجار و عُلمایی که پشتیبان آن نظام بودند جنگید بر روی سنگ قبرش نوشته شده: «این بنده عاصی ستار، برای اجرای احکام شریعت، مطابق احکام صادره علماء اعلام- از جان و مال و اولاد و هستی خود صرف نظر کرده تا دولت جابره تبدیل به دولت عادله و قوانین حضرت سیدالمُرسلین، رویه و مسلک اهل اسلام شود.» آنچه در نوشته این سنگ قبر (در زیر کلاه کلمنتیس) پنهان شده این است که بعد از سرنگونی نظام قاجار- علمای اعلام به همراه کسانی که می خواستند دستاوردهای مشروطه را به نفع قدرت گیری خودشان مصادره کنند اول از همه به فکر خلع سلاح ستارخان و یارانش افتادند و با استفاده از پانصد مسلسل - ۳۰۰ نفر از یاران او را در «باغ اتابک» کشتند و خودش را بعد از دستگیری به «زندان خانگی» و مرگ در خلوت کشاندند.

* « کمیته مشترک ضد خرابکاری» در زمان شاه- مرکز بازجویی و شکنجه زندانیان سیاسی بود. حکومت اسلامی به مدت بیست سال این کمیته را با همان کاربری سابق( یعنی شکنجه و بازجویی) حفظ کرد و فقط اسم آن را به «بازداشتگاه توحید» برگرداند و سرانجام در سال ۱۳۸۱ آن را به «موزه عبرت» تغییر نام داد. حکومت اسلامی عکس تاریخی مربوط این لوکیشن را طوری ادیت کرده که بازدید کنندگان این زندان مخوف پیش خودشان به این نتیجه برسند که اینجا محل شکنجه زندانیان سیاسی زمان شاه بوده و هیچیک از زندانیان سیاسی زمان حکومت اسلامی آب خنک این زندان را نخورده اند؛ بی خبر از اینکه «کلاه کلمنتیس» در صدها خاطره زندانیان سیاسی دهه شصت و هفتاد هنوز بر سر حکومت اسلامی است!

*همین یکی دو روز قبل دهها معلم دور قبر میرزاده عشقی (شاعر انقلابی که در دوره نخست وزیری رضا خان ترور شد) حلقه زدند تا جنجالی را که این روزها بر سر مومیایی رضا شاه و شعار «رضا شاه روحت شاد» بوجود آمده با نشان دادن «کلاه کلمنتیس» در یکی از عکس های تاریخی دوران رضا خان خاموش و بی اثر کنند. عشقی (مثل فدریکو گارسیا لورکا) مرگ خودش را در شعری پیشگویی کرده بود:
من آن نیم به مرگ طبیعی شوم هلاک/ وین کاسه خون به بستر راحت هدر کنم...

***
عکس فوق مربوط به عکس تاریخی ای است که مقاله با شرح آن شروع شده است. در یکی از عکس ها کلمنتیس هست و در عکس دیگری کلمنتیس (بعد از اعدام) حذف شده اما کلاهش بر سر سخنران هنوز به چشم می خورد! 


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۰)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست