یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ - یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

حذف منتقدان با انگ و اتهام، بیماری درمان نشده
تغییر «اکثریت» به «حزب» هم افاقه نکرد؟


فرج سرکوهی


• در مسند صاحب انحصاری حقیقت مطلق و معیار حق و باطل نشسته است. می خواهد که حکم ها، اتهامات و انگ های او را علیه منتقدان، چشم بسته و بی دلیل و برهان و داده و سند، بپذیرند. با حکم های بی نیاز از برهان و دلیل و با تخریب چهره منتقدان می کوشد تا نقد را از چشم ها پنهان کند. وقتی منتقد را نه انسانی که انتقاد کرده است، که در قالب حکم های بالا می بیننند، اگر قدرت داشتند چه می کردید با این ها؟ ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
دوشنبه  ٣ ارديبهشت ۱٣۹۷ -  ۲٣ آوريل ۲۰۱٨


«گربه مسکین اگر پر داشتی
تخم [نسلِ) گنجشک از زمین برداشتی»
سعدی


در بحث های سیاسی و نظری به شیوه های گوناگون با منتقدان برخورد می کنند. به مثل انتقادهای منتقدان و شیوه نقد آنان را، بدون تحریف، بیان و با نقد متکی بر برهان و دلیل و سند و داده، خطاهای آنان را از منظر خود نشان می دهند.
شیوه دیگر آن که حتا یک کلمه از انتقادها را نقل نمی کنند، هیج دلیل و برهان و سند و داده ای در اثبات نادرست بودن انتقادها ارائه نمی دهند اما با آوار کردن انگ ها و اتهام های بی دلیل علیه منتقدان، می کوشند تا چهره آن ها را تخریب و آن ها را بی اعتبار کنند. تخریب منتقد به قصد بی اعتبار کردن نقد.
این گونه برخورد در سازمان های استالینیست نیز سابقه ای دراز دارد. سازمان اکثریت مدعی است که از آن دوران عبور و این بیماری را درمان کرده است. ادعای درستی است؟


نمونه پاتولوژیک

مصاحبه آقای بهروز خلیق، مسئول هیئت سیاسی سازمان اکثریت و عضو شورای مرکزی حزب چپ ایران (فدائیان خلق) ، با اخبار روز نمونه ای است از برخورد دوم یعنی برخورد حذفی با منتقدان به اتکاء اتهام ها و انگ های بی دلیل. من فقط در باره این شیوه برخورد می نویسم نه درباره محتوای مصاحبه که تکراری است.

پس از انتشار منشورِ «حزب چپ ایران (فدائیان خلق) »، نقدهای گوناگونی منتشر شد از جمله در همین سایت اخبار روز متن هائی به قلم محمد رضا نیکفر، مهرداد درویش پور، شیدان وثیق، تقی روزبه، فرج سرکوهی و... این متن ها، از دیدگاه های گوناگون و متفاوت، بینش، نگاه، منشور و.. حزب چپ ایران را نقد کرده اند.
اخبار روز نظر آقای خلیق، عضو شورای مرکزی حزب چپ ایران (فدائیان خلق)، را در باره نقدهای منتقدان، یا به گفته نه چندان درست این سایت «واکنش چپ رادیکال و انقلابی»، می پرسد. گفته های آقای خلیق این ها است :
«مسئله نه انتقاد، بلکه برخورد خصمانه، گاه کینه توزانه، تحریف های آشکار و زبان گزنده بخشی از نیروهای رادیکال چپ نسبت به حزب چپ است»، «تخریب ها و اتهام زنی ها به مراتب بیشتر از انتقادهای سازنده بود»، «واکنش بخشی از چپ رادیکال منفی بود»، «چپ رادیکال تنها خودش را به عنوان چپ قبول می کند و بقیه را منحرف می داند»، «چپ رادیکال از نیرو گرفتن چپ دموکرات و سوسیالیست نگران است»، «شیوه برخورد چپ رادیکال نیروی چپ ایران را ضعیف می کند».

انتقاد سازنده؟

آقای خلیق دو جمله نیز در باره پذیرش برخی انتقاد ها می گوید «ما از انتقادها استقبال می کنیم»، «انتفاد چپ رادیکال نسبت به حزب چپ در مواردی برحق است که لازم است مورد توجه قرار دهیم»

در هر دو مورد، چه آن جا که منتقدان را با اتهامات بی دلیل بمباران می کند و چه آن جا که از پذیرش برخی انتقادها می گوید، هیچ نام، نمونه، دلیل، برهان و داده ای ارائه نکرده و به جای ذکر یا نقل نمونه هائی از انتقادها و ارائه دلایلی در باره نادرست بودن آن ها، مشتی اتهامات ردیف می کند. بدین سان او در مسند صاحب انحصاری حقیقت مطلق، معیار حق و باطل و سنجه درست و نادرست نشسته است و از شنونده و خواننده می خواهد که حکم ها، اتهامات و انگ های او را علیه منتقدان، چشم بسته و بی دلیل و برهان و داده و سند، بپذیرد. خوانندگان مصاحبه از منظر او فقط چشم و گوش منفعلِ پذیرنده هستند و او، در مقام خدای همه دان، با حکم های بی نیاز از برهان و دلیل، منتقدان را دشمن جلوه داده و با تخریب چهره منتقد می کوشد تا نقد را از چشم ها پنهان کند. از منظر او فقط «انتقاد سازنده» مجاز است. سازندگی و ناسازندگی انتقاد را او تعیین می کند. «انتقاد سازنده» به تعریفِ من. به یاد چه کسانی می افتید؟

آقای خلیق تعریفی از «چپ رادیکال و انقلابی» به دست نمی دهد و معلوم نیست این ترکیب دقیقا چه معنائی دارد و به چه کسانی اطلاق می شود. آقای خلیق با زبانی توصیفی تصویری منفی از آن ها نقاشی می کند. نقاشی خوب و خلاق، نه تصویر آقای خلیق، هنر است اما زبان توصیفی و نقاشی فرق بسیار دارند با بحث جدی سیاسی و نظری.

شیطان مجسم

«چپ رادیکال»، از منظر عضو شورای مرکزی حزب چپ ایران، شیطانی مجسم است که «برای خود حقانیت تاریخی قائل است، دیگر گرایش های چپ را بر نمی تابد و با نسبت دادن انواع صفات به آن ها، در جهت افشاء و طردشان حرکت می کند». باز هم بدون نمونه و دلیل و برهان.
مسئول هیئت سیاسی سازمان اکثریت بدون ذکر حتا یک نمونه و حتا یک دلیل «چپ رادیکال»، را به «تخریب ها و اتهام زنی»، «برخورد منفی»، «برنتابیدن گرایش های چپ»، «نسبت دادن انواع صفات به آن ها در جهت افشاء و طرد»، «نگران بودن از نیرو گرفتن چپ دموکرات و سوسیالیست»، «تحریف های آشکار»، «زبان گزنده» و... متهم و گرایشی معرفی می کند که «نیروی چپ ایران را ضعیف می کند».
همه این دشنام ها و توهین ها و انگ زنی ها، بدون اقامه حتا یک دلیل و نمونه و سند و داده، ردیف می شوند. خواننده مصاحبه نمی داند که این شیطان های مجسم روزگار چه گفته و چه انتقادی داشته اند.
وقتی منتقد را نه انسانی که انتقاد کرده است، که در قالب حکم های بی دلیل بالا می بیننند، اگر قدرت داشتند چه می کردید با این ها؟ با سابقه این گونه برخوردها در اکثریت، (به مثل ماجرای متهم کردن منتقدی چون اقای هلیل رودی به آمریکائی بودن که رهبر وقت سازمان پذیرفته است) ، با سابقه گرایش های استالینیستی و.. خواننده حق ندارد این شعر سعدی را به یاد آورد که:
«گربه مسکین اگر پر داشتی
تخم (نسلِ) گنجشک از زمین برداشتی»


تحریف نوشته منتقدان

عضو شورای مرکزی حزب چپ ایران برای اثبات اتهامات خود و برای «برخورد خصمانه، گاه کینه توزانه، تحریف های آشکار و زبان گزنده بخشی از نیروهای رادیکال چپ نسبت به حزب چپ» دو نمونه می آورد «مقالاتی با عناوینی مثل "زمین بی حاصل"، "پاسخ به غیبت چپ یا پینه دوزی سنتی" و...» که از منظر او «سازنده و تاثیرگذار نیست» و البته باز هم بدون نقل مواردی از این مقاله ها که این اتهامات و انگ ها را نشان دهند. تنها عنوان این دو مقاله و حکم او برای محکومیت نویسندگان مقاله ها کافی است. حتا دادگاه های نظامی شاه و دادگاه های انقلاب جمهوری اسلامی نیز در حکم های خود به مواردی استناد کرده و می کنند.

عضو شورای مرکزی حزب چپ ایران (فدائیان خلق) چند کلمه پیش از ذکر این دو نمونه منتقدان حزب خود را به «تحریف آشکار» متهم می کند و درست چند کلمه بعد از این اتهامِ بدونِ دلیل، تیتر مقاله مرا «آشکارا» «تحریف» می کند.
تیتر مقاله من در اخبار روز این است:
«راهی به دهی یا شنیدن آوازِ آفتاب در نیم پرده شب؟
پاسخ به غیبتِ چپ یا تکه دوزی سنتی؟»

آقای خلیق «تیکه دوزی» را، که نوشته ام، به «پینه دوزی» تحریف کرده است، که ننوشته ام. در کل مقاله من واژه «پینه دوزی» دیده نمی شود. من آن قدر بی سواد نیستم که ترکیب «پینه دوزی سنتی» بنویسم. می دانم که «پینه دوزی» مدرن و سنتی ندارد. می دانم که پینه دوزی، که شغل شریف تعمیر کنندگان کفش بود، با مضامین مقاله من هیچ نسبتی ندارد.
من ترکیب «تکه دوزی» را کار برده ام و در متن معنای آن را توضیح داده ام. در مقاله پس از نقل پاراگراف هایی از منشور حزب جدید، بدون تغییر حتا یک ویرگول، تناقض های ساختاری منشور را نشان داده، با اشاره به «زبان و ذهنیتی که تناقض ها و ناهمگنی های منطقی و ساختاری را در باورهای خود نمی بیند» نوشته ام «جورج اورول در رمان ۱۹٨۴ تصویری گویا از تفکر، ذهنیت و زبان چندگانه به دست داده است. «تکه دوزی»، ـــ دوختن تکه پارچه های رنگارنگ به اندازه های متفاوت بر یک پارچه دیگر یا به هم، ـــ از صنایع دستی سنتی ایران، ـــ نیز تصویری است گویا از ذهنیت و زبان دوگانه یا چندگانه.»
تکه دوزی را برخی هنر می دانند و برخی صنعتگری و برخی ترکیبی از هر دو. نمایشگاه های تکه دوزی نیز گه گاه برگزار می شود. بد نیست «مسئولان» نیز، دستکم در حد کتاب های درسی، با هنر آشنا شوند.
یا متن مرا نخوانده یا اگر خوانده درست خواندن یک متن را یاد نگرفته است یا به عمد تحریف می کند تا ... پینه دوزی یه جای تکه دوزی. چه کسی تحریف می کند؟

سلاح زنگ زده

مقاله من از زبان و ذهنیت دوگانه، از نگاه معطوف به قدرت و حکومتِ، از غیبت برخی شاخصه های اصلی چپ به مثل «مبارزه با بهره کشی انسان از انسان»، از نفی نافرمانی مدنی در منشور، ازمحدود بودن منشور در برخی موارد به برنامه حزب های راست و میانه ــ به مثل حقوق زنان ــ ، از ترکیب های بی معنا از منظر نحو فارسی در منشور و..انتقاد شده است و همه با ذکر و نقل نمونه های مشخص از متن منشور. انتقادهای من می توانند درست یا غلط باشند اما تنها با نقل انتقادها و با برهان و دلیل و سند و داده می توان در باره آن ها بحث کرد. سلاح اتهام و انگ زدن مدت ها است زنگ زده و بی تاثیر است یا من امیدوارم که چنین باشد.

اعضاء چه می گویند؟ بیماری درمان شده؟

سایت «اخبار روز» آقای بهروز خلیق را «مسئول هیئت سیاسی سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)، عضو نخستین شورای مرکزی حزب چپ ایران (فدائیان خلق)» که «در تهیه ی سند منشور در گروه کار منشوری که در کنگره به عنوان سند مبنا پذیرفته شد، به عنوان مسئول گروه شرکت داشته» معرفی می کند. به استناد شیوه برخورد آقای بهروز خلیق نمی توان در باره شیوه برخورد این دو نهاد داوری کرد اما برخورد اعضای این دو نهاد با شیوه برخورد یکی از «مسئولان» خود می تواند شیوه برخورد این دو نهاد را نیز، تا حدی، تصویر کرده و نشان دهد که ادعای سازمان اکثریت در باره درمان بیماری برخوردهای حذفی استالینی گذشته این سازمان تا چه حد درست است؟


www.akhbar-rooz.com
لینک مقاله من

www.akhbar-rooz.com
لینک گفت و گو با آقای خلیق


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۱۱)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست