یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

در نیمه راه عافیت...
کنگره وحدت و حزب چپ ایران ( فدائیان خلق)


جمشید طاهری پور


• در افق اهداف، وظایف و مسئولیت هائی که حزب چپ ایران بر عهده خود شناخته و یا خواهد شناخت، هیچ شق القمر و معجزه ای در کار نیست. اما می‌توان با گام هائی سنجیده به راهی رفت که آینده را در انتخاب آزاد ملت ایران در یک ساختار حقوقی - سیاسی سکولار – دموکراتیک، در یک دموکراسی مبتنی بر اصول حقوق بشر، حقوق شهروندی و مدنی، آزادی و عدالت برای همگان؛ تدارک ببیند ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
آدينه  ٣۱ فروردين ۱٣۹۷ -  ۲۰ آوريل ۲۰۱٨


نگاه از بیرون

            پنج روز است که از بیمارستان مرخّص شده ام. نظرم این بود که در کنگره وحدت شرکت کنم؛ به حکم شنیدن چون بود مانند دیدن! دیدن رفقای قدیم، دیدن جد و جهد زنان و مردانی که نمی شناسمشان و یک دو دهه و شاید هم بیشتر جوانتر، اما سرشار هستند از نیک ترین باورهای بشری و میهنی، همیشه برایم منبع امید و کار و اندیشه بوده است. دلم می‌خواست در کنگره می‌بودم اما متأسفانه نبودم!

            در این چندروز دو سه گزارش، چند مقاله و اظهار نظر و گفتگو را خواندم، با یک دو سه نفری هم که در کنگره بودند و قسمن دست در کارهای آن داشتند گپ و حرفی داشتم. حالا که این سطرها را می‌نویسم می‌بینم کسانی از پنجره شعر، کسانی از پنجره فلسفه و بیشتر کسان از پنجره حب و بغض های قدیم و علایق همیشگی شان به کنگره وحدت نگاه کرده اند! از دست درکارترین مشارکت کنندگان، آنچه از بیشترشان خواندم و شنیدم، همه اش تمجید و تعریف و توجیه؛ به سیاق عادت سابق بود! به نظرم رسید هیچ کلام پذیرائی از حرف و حدیث ناقدان در زبان و قلم آنان نیست! خودم؛ وقتی از منظر ضرورت‌ها و نیازهای جامعه امروز ایران به کنگره وحدت نگاه می‌کنم به نظرم می‌رسد این اراده ای که برای هم اندیشی و غلبه بر انشقاق و پراکندگی به ظهور رسید؛ هر چند دیرهنگام و پرهزینه، دارای پتانسیل فعالیت سیاسی موافق روح و خواست زمان، در راستای خدمت به امروز و آینده ایران است. در سازمان های ما فقط پراکندگی و انشعاب و فرقه گرائی ایفاگر نقش نبوده است؛ در سنت جنبش ما رویکرد با همی و اتحاد و وحدت، جایگاه بزرگ و قرب و منزلت بایسته داشته است؛ سازمان چریکها بر پایه اتحاد و وحدت دو گروه بنیاد گرفت. سمتگیری وحدت با حزب توده ایران، علیرغم زیانباری های گران آن، از نقطه نظر شهامت و مسئولیت مدنی دستیابی به وحدت و تشکیلات برای پیشبرد موثرتر اهداف مشترک سیاسی – مستقل از درست و نادرست بودن این اهداف – سزاوار ارزشگزاری است. شهامت مدنی تنی از ما در نشست ۵ دسامبر برلین دایر بر برسمیت شناختن گرایش های متفاوت و متکثر در اپوزسیون سکولار دمکرات ایران – از جمهوریخواهان تا مشروطه طلبان- و ابتکار گفتگو به منظور دستیابی به اتحاد عمل بر پایه مشترکات در پیکار اپوزسیونی برای دموکراسی، حقوق شهروندی و مدنی و عدالت برای ایران، ابتکار و گفتگوهائی که مبتنی بود بر طرد و نفی تقسیم ملت و جامعه سیاسی ایران به دو گروه بیگانه و دشمن خوی خودی و غیرخودی و... مصادیقی هستند که بر داوری یادشده گواهی می دهد. غلبه بر فرقه گرائی نهادینه شده در جامعه سیاسی ایران، در چپ و راست و میانه از هر باور و مسلک، آسان نیست. در ارزیابی از رخداد کنگره وحدت نیز تنها می‌توان از توفیق نسبی صحبت کرد. در عین حال نباید ناگفته و نادیده گذشت که کنگره وحدت با دستاورد حزب چپ؛ منادی اتحاد و همگرائی اپوزسیون برای تغییر ایران در راستای دموکراسی و عدالت، مبتنی بر اصول حقوق بشر برای همگان است. بگذاریم این پیام پژواک بایسته خود را پیدا کند.

حقیقت ما و دشواری دگرگشت

    «وقتی نقد اکثریت به گذشته خود به نقد رویه سطحی سیاست خط امامی و به رد اجباری و سطحی برخی باورها محدود است و به نقد بینش نرسیده است، جز تداوم همان نگاه و بینش چه انتظاری می توان داشت؟»
این حقیقت نمایان ماست که دوست ادیبم فرج سرکوهی در تازه ترین نوشتار خود در ارزیابی از کنگره وحدت و بنیادگزاری حزب چپ ایران (ف – خ)، آسان و همه فهم تحریر کرده است ( اخبار روز- دوشنبه ۲۷ فروردین ۱٣۹۷). من دستکم سه دهه است که بر این حقیقت پای می فشارم. اگر قرار باشد نقد راهگشائی در چپ ایران به فرجام نیک خود برسد، با پی جوئی و پی کاوی همین حقیقت میسر است. تجربه سه دهه پیگیری بی‌وقفه من در این زمینه این را می‌گوید که درک و شناسائی حقیقت، البته امری حیاتی است اما عامل تعیین کننده در یک فرجام تعالی بخش، چند و چون مواجهه ماست با حقیقت خودمان و با امر سترگ شدن و دگرگشت! مواجهه دوستم در این مورد و موارد بسیار دیگر، مواجهه ای ناشکیبا، مطلق گرا، کمال خواه و به کلی بدور از دیالکتیک حقیقت و منطق زمینی امر شدن و دگرگشت است! حقیقت پیچیده و شناخت آن چند لایه است، یعنی از ساده به بغرنج، از صورت به محتوا، از سطح به عمق جریان دارد. التزام رسیدن به حقیقت، باور به ضرورت تغییر در بستر زمان، پویش مستمر و پویندگی پر شکیب در امر شدن و در فرایند دگرگشت است. در فرایند شدن خود و دگرگشت های خود است که انسان حقیقت می یابد. کنگره وحدت گام در راه شدن است. حزب چپ ایران (ف – خ) عافیتگاه نیست، منزلی در سفر دگرگشت است، «صبح» است در نیمه راه عافیت، «آواز آفتاب است در نیم پرده شب»!

به نظرمن بینش فرج، بینشی ناهمزمان و تافته با صور خیال است. او که روشنگری های آدینه را با سرافرازی در سیاه ترین زمان ایران نمایندگی کرده است در سالیان مهاجرت به منزل اول ما بازگشته و شورشگری آرمانخواهانه اما خیال پرور چپ دهه چهل و پنجاه ایران را بازتاب می دهد. ارادت مبالغه آمیز او به شاملو نیز از همین جا آب می خورد! سوء تفاهم نشود، من دوستدار فرج هستم، از او همیشه آموخته ام و بر این نظرم که در تحریرهای پر از شر و شور او همیشه چیزی برای آموختن من وجود دارد.

پیام برای کنگره
   
وقتی معلومم شد که بجای رفتن به کنگره وحدت باید بروم در تخت بیمارستان بخوابم به این صرافت افتادم که پیامی برای کنگره بنویسم و در اختیار هیأت برگزارکننده کنگره بگذارم. حدودن بیشتر از دو هفته مانده بود به کنگره که این کار را کردم، اما پیام من در کنگره فرصت و مجال قرائت نیافت! کوشیده بودم چشم اندازی از یک مفهوم و یک مکتب نظری و سیاسی در برابر مشارکت کنندگان کنگره بگشایم:

    خانم‌ها، آقایان
    دوستان، رفقا!
از گردهمایی تان بسیار خوشحال هستم و با جستجوهایتان برای دستیابی به روشنائی های آینده و یگانگی همدلم. بر حسب تصادف، نوبت چند روز بستری شدنم در بیمارستان، همزمان شده است با روزهای کنگره! نتوانستم نوبت بیمارستان را پس و پیش کنم، دلم می‌خواست در کنار شما می‌بودم، متأسفم که امکان آن را نیافته ام. خواهش می کنم مرا درکنار خود بدانید!

این کنگره محصول تحولی است که از سیاهکل تا به امروز، یعنی طی یک تاریخ ۵۰ ساله مبارزه و باز اندیشی های نقادانه، هریک از ما به ترتیبی در آن مشارکت داشته و از سر گذرانده ایم. من – همچون شماری از رفقا - این تحول را در مفهوم سوسیال دموکراسی بمثابه یک مکتب نظری و سیاسی فهم کرده ام و پیش نویس اسناد این کنگره، همین تحول را در مفهوم سوسیالیسم دموکراتیک بازاندیشیده و با نظرداشت سوابق نظری و سیاسی آن، تبیینی از آن بدست داده است. آن‌جور که من می فهمم؛ سوسیال دموکراسی تمرکزش روی مسیر دست یافتن به سوسیالیسم در فرآمد رشد و تکامل سوسیال دموکراتیک جامعه است؛ یعنی برای دموکراسی و دموکراسی بیشتر و ایجاد ارزش‌های سوسیالیستی و نهادینه کردن آن در جامعه مبارزه می کند. اما سوسیالیسم دموکراتیک روی خود سوسیالیسم و ساختمان آن متمرکز است و در باره مسیر دستیابی، اینکه از راهی سوای دموکراسی و فرایند رشد و تکامل سوسیال دموکراتیک جامعه نمی‌توان به سوسیالیسم رسید، اگر نگویم ساکت است می‌توانم بگویم دستخوش تردید، ابهام، سردر گمی و چه بسا ناباوری است. این تفاوت؛ اصولی و بسیار با اهمیت است اما علیرغم این حقیقت، هردو مفهوم دارای یک اساس مشترک هستند و آن آرمان سوسیالیسم، ارزش ها و هدف سوسیالیستی است. نکته با اهمیت دیگر این است که در تمام منشورهای منتشره، ضرورت عبور ایران از استبداد دینی و حکومت اسلامی با هدف جایگزین کردن آن با دموکراسی سکولار مبتنی بر اصول اعلامیه حقوق بشر؛ تصریح و تأکید شده است. پس اگر کمال خواه و مطلق گرا نگاه نکنیم و اندکی از تمامیت خواهی فاصله بگیریم، می‌توان دید که برای امر سترگ کنگره که تعیین حدود هویت بخش ارزشی و سیاسی، جهت تشکیل یک سازمان چپ متحد برای دموکراسی و عدالت است، همه اسباب ضرور و مصالح لازم فراهم است. اسباب و مصالحی که بیان شفاف و با صراحت آن در اسناد نهائی مصوب کنگره، دستیابی سازمان نوبنیاد به یک اراده واحد سیاسی و اجتماعی اثر‌بخش و دگرگون ساز آینده خواه را ممکن و میسر می کند. من امیدوار هستم و آرزو می‌کنم که شرکت کنندگان کنگره در پرتو منش دموکراتیک و آگاهی آینده خواه خود، بر زمینه وقوف به نکات یاد شده، صفوف خود را همچنان متحد نگهداشته و با یگانگی فشرده تری کنگره را با موفقیت به پایان برسانند.

اجازه می خواهم سخنم را با این یادآوری به پایان آورم که ویژگی تعین کننده جنبش فدائی و از عوامل اصلی الهام بخش مبارزه و نواندیشی های نقادانه فدائیان خلق، آرمان سوسیالیسم و خصیصه ی مردم خواهی و میهن دوستی شان بوده است. ما در آرمان و خصیصه مردم خواهی و میهن دوستی خود محق هستیم! محق هستیم زیرا انسان را مختار و آزاد و صاحب حق انتخاب می شناسد. ما در آرمان و آرمانخواهی خود محق هستیم؛ زیرا دوست داشتن انسان و بهتر و انسانی تر خواستن زندگی، مطالبه اصلی آن است. از اینجاست که ما دموکراسی و عدالت را برای همگان می‌خواهیم در میهنی که رنگین کمان ملیت ها، اقوام، زبان ها، فرهنگ‌ها ، ادیان و شکل‌های متفاوت و متکثر زندگی است. ما خواهان صلح و برادری، دموکراسی و عدالت برای ملل سراسر جهان هستیم، و برای همبستگی دموکراتیک ترقیخواهانه، در مقیاس ایران و جهان پیکار می کنیم.

             برای شما توفیق و شادمانی بزرگ آرزو می‌کنم
             با رفاقت همییشگی؛ جمشید طاهری پور               
             ۱۷ اسفند ۱٣۹۶- ٨ مارس ۲۰۱٨   

با شهامت مدنی گام در راه آینده
                                          
            بدون تردید بدست دادن یک ارزیابی جامع از کنگره وحدت و دستآورد آن؛ حزب چپ ایران ( فدائیان خلق ) بسیار زود هنگام است. داشتن ارزیابی واقعبینانه و بدور از وعده و وعید و انتظارات خیالی بسیار مهم است. سازمان اکثریت با بخش هائی از اتحاد فدائیان که رهبران و فعالین انشعاب چپ بودند، در کنار تنی چند از کنشگران مستقل آمده از اقلیت و باز مانده از انشعاب ۱۶ آذر، اکنون در تشکلی نوبنیاد زیر نام حزب چپ ایران (فدائیان خلق) گرد هم آمده، متحد شده و وحدت پیدا کرده اند. اینان که رنج و مصائب انشعاب و پراکندگی را زیسته اند و در حد و توان خود – که محدود و مشروط و نسبی است - تجربه سیاسی زیسته خود را نقادانه بازبینی کرده و دستکم عام ترین درس‌ها و عبرت های آن را فرا گرفته‌اند؛ برآمدی کرده‌اند و در وانفسای فرقه گرائی و جدا سری های رایج، بر بنیاد شهامت مدنی خود دست به کاری زده اند که «غصّه سر آید»! این قبل از هر چیز نمایش یک دگرگشت ترقیخواهانه و جلوه و جلای پاسخ به یک نیاز انسانی است! این را باید برسمیت شناخت و به آن ارج گذاشت، بی آن که فکر کرد که حزب چپ ایران (ف - خ) به افق تازه ای از فعالیت ثمربخش سیاسی و ابداع و ابتکارهای راهگشا دست پیدا کرده است.

اتحاد بخش‌های متحول جنبش فدائی در یک سازمان متحد چپ برای دموکراسی و عدالت در ایران، بدون انحلال تشکل های موجودشان، امری ممکن و ضرورتی تأخیرناپذیر می توانست بود. تا آنجا که بر من معلوم است روند و راه طی شده عمری ۱۲-۱۰ ساله دارد! و راهروان آن از کجراهه ها و مسیر های سنگلاخ و و پر از خیال بوته های خاردار گذشتند؛ که پراز زخم و رنج و درد، اتلاف انرزی عظیم و حتی قسمن تخریب و ویرانی و فرسایش بوده است، اما سرانجام به عام ترین واقعیت ها گردن گذاشتند و در سمت و سوئی سزاوار، گام در مسیری گذاشتند که به مقصد راه برد. میان نیرو و هزینه گزافی که طی این ۱۲-۱۰ سال صرف شد تا به کنگره وحدت و حزب چپ ایران (فدائیان خلق) رسیدیم، هیچ توازن منطقی برقرار نیست. نقد عقلانی و واقعبینانه ی این تجربه، پرده از بسیاری از بیماری‌های ما در مهاجرت کنار می‌زند و می‌تواند زمینه‌ساز موجباتی شود برای درمان ما.

پایان سخن اینکه در افق اهداف، وظایف و مسئولیت هائی که حزب چپ ایران بر عهده خود شناخته و یا خواهد شناخت، هیچ شق القمر و معجزه ای در کار نیست. اما می‌توان با گام هائی سنجیده به راهی رفت که آینده را در انتخاب آزاد ملت ایران در یک ساختار حقوقی - سیاسی سکولار – دموکراتیک، در یک دموکراسی مبتنی بر اصول حقوق بشر، حقوق شهروندی و مدنی، آزادی و عدالت برای همگان؛ تدارک ببیند، تسریع کند و تحقق آنرا به سهم خود واقعیت ببخشد.
چنین انتظاری شرایط و خصیصه هائی می‌طلبد که بالندگی حزب چپ ایران (ف – خ) وابسته به آن است: راست این است که بدون حضور عینی و موجودیت آشکار و علنی در متن جامعه پرتنش ایران امروز، بدون درآمیزی با مردم در جنبش ها و خیزش هاشان برای یک زندگی بهتر، بدون پیکار برای سلامت محیط زیست و حفاظت از طبیعت ایران و حیات و سرسبزی آن، بدون دستیابی به تفاهم متقابل با باورها و اندیشه‌ها و علایق و اهداف نسل های جوان زنان و مردان کشور، بدون سهم گیری نمایان با زیست جهان پرتب و تاب جامعه مدنی، با مطالبات نهادهای مردم بنیاد و شبکه‌های اجتماعی و فعالین دموکرات و تحولخواه ایران امروز، و در یک کلام بدون روی کردن سیاست به زندگی، بدون پایان دادن به جدائی سیاست از زندگی، بدون در آمیختن سیاست با آن زندگی که جریان دارد، رویش و بالندگی خود بنیاد، مستقل و آینده ساز چپ ایران بسی ناممکن خواهد بود. قوت و رمقی که با ما و در ما باقی است؛ شهامت مدنی برای پیمودن چنیین راهی با گام های سنجیده است. بایسته ی ما نوسازی و به زمان کردن آن عنصری است که خود ویژگی قدیم ما بوده؛ ایثار و فداکاری و از خود گذشتگی برای حضور سیاسی موثر و معتبر چپ ایران در عرصه عمومی.

ج – ط
۲۰.۰۴.۱٨


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۵)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست